پریشونی زناشویی و دو عامل کمهم نارضایتی زناشویی

نارضایتی زناشویی:

از نظر زوج درمانی عقلانی- عاطفی نارضایتی زناشویی با پریشونی فرق داره نارضایتی زناشویی به وجود اومده توسط دو عامله:

 

1- اسطورهای ارتباطی[1]         2- ناهمخوانیای مهم[2]

به نظر الیس نارضایتیای زناشویی به خاطر وفاداری زن و شوهر به یه یا چند اسطوره[3] است که غیر واقعی و دارای حالت آرمانیه. اسطورهایی وجود دارن که موجب می شه زن و شوهر انتظارات خود رو از یکدیگر بالا ببرن . این اسطورها معمولا مربوط به روابط زناشویی و عشق و عاشقیه. این اسطورها به طور ضمنی و پنهاندر ذهن هست. اسطوره یه باور همگانیه بیشتر افراد یه قوم به اون باور دارن مثلا ” در ازدواج همیشه رفتار عاشقانه هست ، یه زوج همیشه با هم خوشحال هستن، تو یه زوج خوب همسرم چیزی که رو که من می خوام خود به خود می دونه ، رابطه جنسی همیشه هیجان انگیزه ،  همسرم می تونه ناکامیای گذشته منو جبران کنه، همسرم مثل پدر و مادرم مهربانه و کمبود مهر مادری و بابایی رو واسه من جبران می کنه ، اون همیشه در کنار من هستش و وفادار خواهد  موند ” .  اگه  زن و شوهر این اسطورها رو دنبال کنن  در روابط خود احساس  ناخشنودی می کنن اگه اسطورها تبدیل به اجبار و زور گردند اون وقت پریشونی زناشویی به وجود میاد هم اینکه ناخشنودی زناشویی زمانی به وجود میاد که اونا تو یه یا چند زمینه یکی بودن نداشته باشن نبود یکی بودن ممکنه به وجود اومده توسط انتخاب سطحی  بدون دقت و شناخت شکست باشه (الیس،1984؛ به نقل از موسوی،1377).

ازدواج

) رشد ودائمی شدن پریشونی زناشویی

برابر  نظریه  زوج درمانی عقلانی- عاطفی آ شفتگی  زناشویی  به  چند روش  ایجاد و  دائمی می شه این پریشونی ممکنه خیلی زود وبعد از ایجاد رابطه به دلیل اینکه یکی یا هر دو زوج باورهای غیرمنطقی رو دنبال می کنن بوجود آیدیا اینکه ممکنه در مراحل بعدی زندگی یعنی موقعی که تغییرات تازه ای ایجاد میشه یا نقشه های تازه ای رو باید اجرا کنن بوجود آید .  این تغییرات و رفتارای تازه به عنوان وقایع فعال کننده عمل میکنن وآشفتگی زناشویی رو دلیل می گردن در این زن و شوهر نارضایتی وناخوشنودی خیلی سریع تبدیل به اختلاف وآشفتگی زناشویی می شه نارضایتی واسه این زن و شوهر غیر قابل تحمله و زود تبدیل به پریشونی در روابط اونا می شه این پریشونی هیجانات منفی تولید می کنه که اونا هم به عنوان محرک وواقعه فعال کننده پریشونی وتعارض زناشویی رو دامن میزنن وآن رو تقویت می کنن (الیس ،1984) .

مرد یا زن بخاطر اینکه همسرش انتظار غیر منطقی همراه با زور والزام اونو اجابت نکرده ناراضی شده واین نارضایتی رو واسه خود غیر قابل  تحمل می دونه ودر نتیجه شدیداّ عصبانی ،خشن وکینه توز می شه .اما مشکل همینجا ختم نمی شه اون میفهمه که عصبانی شده واین عکس العمل وحشتناک رو انجام داده .به خاطر همین شدیدا احساس گناه می کنه دراین حالت امکان ایجاد رابطه سازنده ،به کار گیری راه حل مسئله واستفاده از گفتگو نیست (درایدن ،1992).

خشم غیر منطقی یه زوج به درگیری به وجود اومده توسط این باور غیرمنطقیه که به خود میگه همسر من نباید اینطور بکنه .چون این عمل بیریخت وغلطه .اون بااین عمل خود ،ارزش منو پایین بیاره (الیس ،1984).

وقتی زن و شوهر از راه محکوم سازی علیه یکدیگر به کار گیری می کنن ونمی تونن از راه گفتگو وحل مسئله واسه کاهش اختلاف خود به کار گیری کنن .پریشونی زناشویی دائمی می شه .زوجینی که دارای پریشونی هیجانی هستن کارکرد اونا هم نا مناسب هستش این کارکرد بد به عنوان یه محرک یا واقعه فعال کننده موجب ایجاد برداشت خاص در زوج دیگه می شه .این برداشت  موجب رفتار غیر عادی دیگه می شه واین چرخه شیطانی ادامه پیدا می کنه .(درایدن ،1992).

[1] . communicative myths

[2] . important discrepant

[3]. myths