تحقیق با موضوع مدیریت سود، سود تقسیمی، تقسیم سود، سیاست ها

به سایر شرکت ها بیشتر است. لذا فرضیه دوم پژوهش تایید می‏شود.
این یافته در انطباق با تحقیق تهرانی و ذاکری (۱۳۸۸) که به بررسی رابطه بین کیفیت سود و سود تقسیمی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند است، اما مغایر با تحقیق پورحیدری و دیگران (۱۳۸۸) که به بررسی پایداری سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند است.
نتایج فرضیه دوم حاکی از این است که در زمان افزایش سریع درآمد (ترقی ناگهانی سود) مدیران شرکت ها ممکن است اقدام به کاهش سود گزارش شده نمایند. زیرا چنانچه سود دوره ای بالاتر از محدوده سقف مشخص شده در طرح پاداش باشد و آن بخش از سود نهایی، پاداش چندانی نداشته باشد، مدیریت سعی در انتقال درآمد به سال بعد خواهد داشت تا از پاداش افزوده آن در محدوده طرح پاداش برای سال آتی استفاده کند. از سوی دیگر بالا رفتن و ترقی سود سبب می شود تا سهامداران، معیار و استاندارد سود مشمول پاداش را افزایش دهند که در میزان پاداش سال های بعد تاثیر منفی خواهند داشت. بنابراین طبق یافته های فرضیه دوم، رابطه منفی معنی داری بین تغییرات سود تقسیمی که درصدی از تغییرات سود خالص است با سیاست های تقسیم سود وجود دارد.
بنابراین أنچه از نتایج فرضیه دوم پژوهش برمی آید این است که مدیران سود گزارش شده سال قبل را به عنوان آستانه مهمتری نسبت به سطح سود صفر در نظر می گیرند و انگیزه ها برای دستکاری سود در چنین مواقعی بیشتر می شود. مدیران و سرمایه گذاران نهادی عمده نیز وقتی انگیزه برای دستکاری سود بالاست، نقش ضعیفی در اعمال محدودیت ها برای چنین رفتاری دارند. از سوی دیگر با تامل و مقایسه نقش مدیران غیر موظف و سرمایه گذاران نهادی عمده هنگامی که سود مدیریت نشده کمتر و بالاتر از آستانه هاست، می توان دریافت، نظارت بر عملکرد مدیران شرکت ها نامتقارن است و در شکل ضعیف تاکید اصلی آنها بر محدود کردن مدیریت سود افزایشی است. اما چنین به نظر می رسد که نظارت سهامداران و سرمایه گذاران عمده نسبت به مدیران غیر موظف متقارن تر است.
با توجه به یافته های تحقیقات پیشین، به نظر می رسد که سیاست های تقسیم سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پایدار نیست، چرا که به منظور داشتن یک سیاست باثبات در تقسیم سود، مدیریت باید سود تقسیمی دوره قبل را مد نظر قرار دهد. تغییرات سود تقسیمی بر اساس مدل لینتنر نشان دهنده آن است که با افزایش دامنه فعالیت های مدیریت سود در شرکت های ایرانی، تغییرات سود تقسیمی آنها نیز افزایش می یابد. بنابراین در صورت گرایش به مدیریت سود فرصت طلبانه توسط مدیران، دارای سیاست های تقسیم سود پایداری نمی باشند.
در تحقیق حاضر به منظور بررسی بیشتر با استفاده از متغیرهای مداخله‏گر، اثر بازده حقوق صاحبان سهام، اندازه شرکت و اهرم مالی شرکت نیز بر سیاست‏های تقسیم سود در شرکتهای نمونه آماری مورد مطالعه مورد آزمون قرار گرفت. نتایج ارائه شده در جدول (۴-۱۴) در رابطه با متغیرهای کنترلی نشان می‏دهد که ضرایب این متغیرها به جز اهرم مالی شرکت از لحاظ آماری معنادار است و بیانگر آن است که با سیاست‏های تقسیم سود شرکت‏های نمونه تحقیق رابطه معنی داری دارند.
جدول شماره (۵-۱) : خلاصه یافته های تحقیق
تطابق با سایر تحقیقات
رد یا تائید فرضیه
فرضیه های تحقیق
جهانزیب و همکاران (۲۰۱۲)
اعتمادی و جوادی مزده (۱۳۸۸)
رد شد
بین دامنه توسل بر فعالیت های مدیریت سود و نسبت پرداخت سود سهام رابطه معنی داری وجود دارد.
فرضیه اول
تهرانی و ذاکری (۱۳۸۸)
تایید شد
بین دامنه توسل بر فعالیت های مدیریت سود و تغییرات سود تقسیمی رابطه معنی‏داری وجود دارد.
فرضیه دوم
۵-۴- نتیجه گیری کلی تحقیق
آنچه در جمع بندی و نتیجه گیری کل آزمون بین دامنه اتکا به فعالیت های مدیریت سود و سیاست‏های تقسیم سود می‏توان عنوان کـــرد این است که رابطه ای معنادار بین اقلام تعهدی اختیاری به عنوان شاخص مدیریت سود با نسبت پرداخت سود سهام در شرکت ها وجود ندارد و این نشانه‏ای از عدم گرایش مدیران به استفاده از اقلام تعهدی اختیاری برای توزیع سود سهام بیشتر اوراق بهادار در شرکت‏های نمونه آماری مورد مطالعه می باشد. نتیجه دیگر اینکه، رابطه مثبت و معناداری بین تغییرات سود تقسیمی و مدیریت سود در شرکت ها وجود دارد. همچنین رابطه منفی معنی داری بین تغییرات سود تقسیمی که درصدی از تغییرات سود خالص است با سیاست های تقسیم سود وجود دارد.
۵-۵- پیشنهادات
پس از انجام مراحل یک پژوهش علمی، اگر پژوهش بر اساس یک روند سیستماتیک و پژوهش‏گرانه صورت گرفته باشد، محقق می تواند نظراتی را هم در مورد یافته ها و نتایج پژوهش، راهکارها و پیشنهادهایی را به منظور بهبود اوضاع فعلی و بسط پژوهش های آتی بیان کند. بدین سبب در ادامه پیشنهادهایی توسط پژوهشگر ارائه می شود.
۵-۵-۱- پیشنهادهایی در راستای یافته های پژوهش
پیشنهاد مبتنی بر نتایج فرضیه اول:
با توجه به نتایج آزمون فرضیه اول که حاکی از عدم وجود رابطه ای معنی دار میان مدیریت سود و سیاست های تقسیم ‏سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بود، معیار عملکردی به غیر از سود می تواند گروه های استفاده کننده را در ارزیابی مطلوب و شفاف عملکرد مدیریت یاری رساند. در این راستا پیشنهاد می شود ارزش افزوده ایجاد شده توسط شرکت به همراه سود و جریان‏های نقدی توسط گروه های ذینفع مد نظر قرار گیرد.
با توجه به نتایج به دست آمده از فرضیه اول پژوهش، پیشنهاد می‏گردد تحلیل‏گران و سرمایه‏گذاران هنگام استفاده از صورت های مالی شرکت ها در تجزیه و تحلیل های خود جهت تصمیم گیری در رابطه با سرمایه گذاری در سهام شرکت ها به عوامل موثر بر مدیریت سود نظیر بازده حقوق صاحبان سهام و اندازه شرکت توجه داشته باشند.
پیشنهاد مبتنی بر نتایج فرضیه دوم:
همان طور که از نتایج تحقیق نیز برآمد، تغییرات سود تقسیمی و پایداری پرداخت سود سهام از عواملی است که نقش قابل توجهی در مدیریت سود شرکت ها در بورس اوراق بهادار تهران دارد، لذا سرمایه گذاران در تصمیم گیری های خود می‏توانند از یافته های علمی این تحقیق بهره برده و تحقیقات بیشتری در این زمینه انجام دهند.
نتایج آزمون فرضیه دوم تحقیق حاکی از آن است که رابطه مثبت و معناداری بین مدیریت سود در شرکت های نمونه تحقیق و تغییرات سود تقسیمی آنها وجود دارد. بنابراین نتایج این تحقیق می‏تواند در جهت ارزیابی وضعیت مالی و عملکرد واحدهای تجاری، مورد استفاده تحلیل گران مالی، سرمایه گذاران و سایر استفاده کنندگان از صورتهای مالی قرار گیرد.
با توجه به نتایج حاصل از فرضیه‏های تحقیق در خصوص تاثیر دامنه اتکا به فعالیت های مدیریت سود بر سیاست های تقسیم سود، در حوزه کاربردی به دست ‏اندرکاران تهیه و تدوین مبانی نظری گزارشگری مالی و استانداردهای حسابداری ملی توصیه می شود، نتایج این تحقیق و تحقیقات داخلی مشابه را در راستای ارتقای جایگاه مبانی نظری و ویژگی‏های کیفی خاص گزارشگری مالی را بر اساس رویه های حسابداری و شرایط موجود در بازار سرمایه کشور، مد نظر قرار دهند. بدین ترتیب در ادامه پیشنهادهایی برای پژوهش های آتی ارائه می شود .
۵-۵-۲- پیشنهادهایی برای پژوهش های آتی
با توجه به اهمیت پدیده مدیریت سود به نظر می رسد انجام پژوهش های بیشتر و با در نظر گرفتن جوانب دیگر به روشن شدن این موضوع کمک نماید. این پژوهش می تواند به عنوان الگویی برای پژوهش‏های بعدی قرار گیرد. بررسی تک تک عوامل تأثیر گذار بر مدیریت سود، می تواند موجبات درک بیشتر مفهوم و اهمیت مدیریت سود را فراهم آورد. آنچه پیشنهاد می شود شامل موارد زیر می باشد:
با توجه به اینکه در این پژوهش از مدل تعدیل شده جونز برای محاسبه اقلام تعهدی اختیاری استفاده شد، پیشنهاد می شود در پژوهش های آتی از سایر مدل ها به خصوص مدل کازنیک و مدل درآمدهای اختیاری استوبن (۲۰۱۰) برای برآورد اقلام تعهدی اختیاری و غیر اختیاری استفاده گردد.
پژوهش های آتی بایستی مدل بهتری برای تفکیک اقلام تعهدی به اختیاری و غیر اختیاری ایجاد کند. علاوه بر این، برای هر صنعت مدل خاصی ایجاد گردد تا بهترین نتیجه ممکن از انجام پژوهش هایی که اقلام تعهدی از متغیرهای اصلی انجام پژوهش هست حاصل شود و اشتباه در تفکیک این اقلام به حداقل ممکن برسد.
در این پژوهش، سه معیار سود خالص، سود سهام پرداختی و تغییرات سود تقسیمی در سال جاری(t) و سال قبل (۱-t) برای ارزیابی سیاست های تقسیم سود استفاده شد. البته در این پژوهش به دنبال اینکه کدام معیار سنجش، بهتر و مطلوب تر است نبودیم، اما در پژوهش های آتی می توان تلاش کرد معیار مطلوب‏تر شناسایی شود و یا معیار دیگری برای سنجش سود تقسیمی به کار برده شود.
بررسی تاثیر رقابت در بازار محصول بر مدیریت سود.
بررسی رابطه بین اندازه شرکت ها با سطح مدیریت سود آنها.
بررسی ارتباط بین سیاست های تقسیم سود و توان رقابتی صنایع.
بررسی تحقیق حاضر با استفاده از اطلاعات مالی شرکت های فعال در بازار فرا بورس.
۵-۶- محدودیت های تحقیق
در تمام تحقیقاتی که صورت می‏گیرد، محدودیت ها جزء لاینفک تحقیق هستند. زیرا همین محدودیت‏ها هستند که زمینه را برای تحقیقات آتی و جدید را فراهم می سازند. این تحقیق نیز از این قاعده مستثنی نبود. در انجام این پژوهش، چندین محدودیت وجود داشته که احتمالا” بر نتایج و یافته های حاصله
تاثیر گذاشته است.
نتایج پژوهش حاضر تحت تاثیر صحت اطلاعات موجود در صورت های مالی شرکت ها است. این در حالی است که به نظر می رسد به طور نسبی در یادداشت های همراه صورت های مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و بر مبنای استانداردهای حسابداری ایران، افشا و طبقه‏بندی کامل و مناسبی از اجزای سود صورت نمی گیرد و حتی برخی اصول و رویه های موجود در این رابطه، توسط شرکت ها به طور صحیح، کامل و یکنواخت به کار گرفته نمی شود.
بی توجهی به سایر عوامل اختصاصی شرکت ها نظیر ویژگی های تجاری و مدیریتی و عوامل کلان اقتصادی که احتمال تاثیر بر پرداخت سود تقسیمی دارد، از محدودیت های این پژوهش است.
آثار ناشی از تفاوت در روش های حسابداری در ارتباط با اندازه گیری و گزارش رویدادهای مالی در شرکت های مختلف، می تواند بر نتایج پژوهش اثر گذاشته باشد.
با توجه به محدود بودن جامعه آماری به شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران که جزء شرکت های تولیدی بوده و سال مالی آنها منتهی به پایان اسفند ماه باشد، تعمیم نتایج به سایر شرکت ها بایستی با احتیاط انجام شود.
پیوست

دیدگاهتان را بنویسید