تحقیق رایگان درمورد شناخت انسان، حقوق انسان، نظام احسن، آداب و رسوم

به حقیقت و هویت انسان است.
ب) جایگاه‌شناسی که مربوط به شناخت جایگاه انسان در آفرینش است.
ج) شناخت تعامل انسان به هستی که با هدف تبیین نحوه تعامل انسان و آفرینش انجام می‌شود.
چنین معرفتی است که فرد را به شناخت صحیح و مطمئنی از حقوق انسان می‌رساند (جوادی‌آملی، 38: 1385). نکته مهم این است که شناخت هویت، جایگاه و نحوه تعامل انسان با هستی از راه‌های گوناگونی انجام می‌شود. به اعتقاد آیت‌الله‌ جوادی آملی در صورتی می‌توان انسان را لایق اظهارنظر در خصوص خود و بهره‌مند از شناخت خویش دانست که وجود او را معلول وقوع تصادف در عالم بدانیم و یا علت فاعلی انسان را، خود او بدانیم. اما اگر برخلاف این دو دیدگاه انسان را موجودی بدانیم که نه به صورت تصادفی به وجود آمده و نه وابسته به خود است بلکه حدوثاً و بقاءاً وابسته به خداوند (که غنی با لذات است) است، آنگاه باید از راهنمایی او در شناخت انسان استفاده نماییم (جوادی‌آملی، 1385: 39).

هویت و جایگاه انسان
به عقیده آیت ‌الله ‌جوادی آملی راه‌های شناخت انسان متفاوت است. اگر این فرض را بپذیریم که انسان به طور تصادفی به وجود آمده و یا این که خود او علت فاعلی‌اش محسوب می‌شود، آن وقت می‌توانیم ادعا نماییم که انسان قادر است تا بدون احتیاج به راهنمایی خداوند، به درک صحیحی از هویت خویش دست یابد (جوادی آملی، 1385: 39). اما به عقیده وی چنین فرضیه‌هایی فاقد صحت و دقت هستند. بنا به اعتقادات فیلسوفان پیرو تفکر صدرایی (که آیت ‌الله‌ جوادی آملی نیز در زمره آنان محسوب می‌شود) انسان‌ها موجوداتی ممکن‌الوجود هستند، یعنی نه وجود برای آنان ضرورت دارد و نه عدم. برای اینکه یک امر ممکن‌الوجود یا به عرصه حیات بفهمد، باید علتی وجود داشته باشد که با ترجیح دادن جهت وجود در او، جهت عدم را از ‌آن نفی نماید. اما چنین علتی باید واجب‌الوجود باشد و الا ممکن‌الوجودها که خود نیازمند به علت وجودی هستند، به تنهایی قادر به موجود ساختن یک مفهوم نیستند. ‌آن حقیقت واجب همان خداوند متعال است. همان حقیقتی که انسان را از عدم خلق نموده و او را شایسته برخورداری از برخی کمالات ساخته است. بنابراین انسان برای شناخت هویت خویش و همچنین نیازها، استعدادها و ضعف‌های خود محتاج راهنمایی پروردگار عالم است. در غیر این صورت انسان‌شناسی به انحراف و گمراهی کشیده می‌شود و وقتی چنین امری پیش بیاید، حقوق انسان نیز به خوبی تببین نخواهد شد (جوادی‌آملی، 1385: 40).
اعلامیه جهانی حقوق‌بشر
به وجود آمدن این عقیده که انسان می‌تواند بدون نیاز به وحی و با اتکاء بر عقل و علم خویش، سعادت خود را تأمین نماید، منجر به صدور اعلامیه جهانی حقوق‌بشر گردید. بانیان اعلامیه حقوق‌بشر بدون در نظر گرفتن حقیقت انسان و جایگاه او در جهان و همچنین نسبت آن با عالم به تدوین حقوق‌انسان دست زدند. اما آنان از این مسئله غافل بودند که تدوین حقوق واقعی بشر به دست انسان ممکن نیست. آیت‌الله جوادی ‌آملی برای اثبات این ادعا به دلایل متعددی متوسل می‌شود:

الف) انسان از شناخت خود ناتوان است:
وقتی از حقوق‌بشر سخن گفته می‌شود، موضوع آن انسان است و لازمه سخن گفتن در مورد موضوع حقوق‌بشر (یعنی انسان) آن است که شناختی همه جانبه از انسان حاصل شود. علت این که برای انسان حقوق و مقرراتی وضع می‌شود آن است که با کمک این مقررات بتوان او را به مقصد معینی رساند. اما اگر شناخت صحیحی از آن مقصد به دست نیامده باشد، چگونه می‌توان مقررات، حقوق و وظایف مرتبط با آن مقصد را تعیین نمود؟ اگر از تدوین‌کنندگان حقوق‌بشر پرسیده شود که بشر چه گذشته‌ای داشته، چه آینده‌ای در انتظار اوست و باید در چه مسیری حرکت نماید، آنان قادر به ارائه پاسخی شایسته نیستند.
ب) تعلق به ماده مانع از تدوین حقوق‌بشر است:
به هنگام تدوین حقوق‌بشر باید این نکته را در نظر داشت که لازمه تدوین چنین نظامی برای همه افراد بشر (فارغ از نژاد، جنسیت، ملیت و ..) دست‌یابی به منبعی مشترک است. منابع یا همان اصول کلی، هنگامی می‌تواند زیر بنای تنظیم حقوق‌بشر باشد که از سوی همه انسان‌ها صرف‌نظر از اختلاف در آداب و رسوم، نژاد و رنگ و… مورد پذیرش قرار گیرد. البته روشن است که اگر قادر به دست‌یابی به چنان منبعی نباشیم، توانایی دست‌یابی به حقوقی که تضمین‌کننده آرمان‌ها و نیازهای همه بشر را داشته باشد، نخواهیم داشت (جوادی‌آملی، 1385: 91).
پس باید به این نکته عنایت داشت که “حقوق‌بشر باید برای همه مردم جهان پیامی یکسان و اصیل داشته باشد” و اگر چنین قانونی نشأت گرفته از منابع مختلف یا متغیر باشد، دست‌یابی به ویژگی جهان‌‌شمولی و فراگیر بودن ممکن نیست. اما توجه به این مسئله حائز اهمیت است که ابزار و امور مادی و مربوط به طبیعت نمی‌تواند منبع تدوین حقوق‌بشر باشند. زیرا ماده، محور و مایه کثرت و اختلاف است. حتی اگر بانیان حقوق‌بشر توفیق یابند که همه منابع مادی جهان را میان همگان تقسیم نمایند چنین توفیقی به معنای دست‌یابی به یک منبع مشترک در حقوق نیست. تنها در صورتی می‌توان به یک منبع مشترک در حقوق‌بشر دست یافت و بر اساس آن منبع (که ویژگی همه انسان‌ها را تشکیل می‌دهد) نسبت به تدوین حقوق‌ مشترک میان همه افراد بشر اقدام ورزید که انسان از بند طبیعت و ماده رها شود و به آن ویژگی معنوی مشترک در میان همه انسان‌ها دست یابد. قرآن این جهت مشترک میان همه انسان‌ه
ا را “روح” می‌نامد و معتقد است که این روح دارای “فطرت الهی” است. وقتی این اصل پذیرفته شود، آشکار می‌شود که واضع حقوق‌بشر موجودی است که این فطرت را آفریده و آن را می‌شناسد (جوادی‌آملی، 1385: 105).
ج) در مسائل اعتقادی نمی‌توان به علم و سیره عقلاء اکتفا نمود:
نباید پنداشت که دانش خردمندان در هر حیطه و حوزه‌ای می‌تواند به مثابه حجت و دلیلی قطعی قلمداد شود. یکی از این موارد که دانش بشر به تنهایی برای درک آن کافی نیست، مسئله حقوق‌بشر است. برای تعیین حقوق‌بشر، نخست باید منابع آن را یافت و یافتن منبع حقوق‌بشر مسئله‌ای مربوط به امور اعتقادی و جهان‌بینی است (جوادی‌آملی، 1385: 95). در این خصوص نیز عقلا‌ء به صرف عاقل بودن قادر به ابراز رأی نیستند.
د) انسان‌ها از خودمحوری و هوای نفس مصون نیستند:
اگر چه انسان دارای فطرتی الهی است ولی طبع او خودخواه است. چنین تفاوتی موجب ایجاد جنگی دائمی میان فطرت و طبع انسان شده است. اگر در این عرصه نزاع، طبع خود محور و پیرو هوای نفس پیروز شود، انسان در برابر حق می‌ایستد و حتی باطل را حق جلوه می‌دهد (جوادی‌آملی، 1385: 97).
ه) انسان نمی‌تواند معیار “نظام احسن” باشد:
اگر بنا باشد که انسان حقوق‌بشر را ترسیم و تنظیم نماید، واضح است که او خود را ملاک و معیار تشخیص ارزش از ضد ارزش خواهد دانست. اما چنین وضعیتی ممکن است منشأ ایجاد مشکلاتی برای دیگر موجودات عالم هستی شود.
زیرا در این حالت انسان به عنوان بخشی از عالم هستی با توجه به خواسته‌ها و تمایلات خویش دست به انتخاب و گزینش می‌زند. اما این خواسته‌های او ممکن است به قیمت نادیده انگاشتن و تضییع منافع و مقاصد موجودات دیگر عالم هستی تمام شود. پس انسان نمی‌تواند معیار تشخیص نظام احسن باشد (جوادی‌آملی، 1385: 100).

معرفت شناسی و حقوق‌بشر
به عقیده آیت‌الله‌جوادی آملی یکی از مبانی فلسفی اعلامیه جهانی حقوق‌بشر، قول به استدلال‌گرایی است. استدلال‌گرایی (که برخی از آن به عقل‌گرایی یاد کرده‌اند)، محصول غرور و سرمستی است که پس از پیشرفت‌های علمی بشر موجب آن شد که برخی خود را بی‌نیاز از دین بدانند. عده‌ای از این افراد با قول به “غنای عقل و اندیشه” اعلام نمودند که عقل انسان به تنهایی قادر به حل مسائل بشری است و نیازی به وحی ندارد (جوادی‌آملی، 1385: 45). باتوجه به این نکته، اهمیت درنظر گرفتن نسبت عقل (به عنوان یکی از ارکان تفکر فلسفی جدید) با دین اسلام آشکار می‌شود به اعتقاد آیت‌ الله‌ جوادی آملی، دوگونه منبع را می‌توان برای دین در نظر گرفت:
1- منبع ثبوتی
2- منبع اثباتی
منبع ثبوتی همان اراده خداوند است که از طریق تشریع او تأمین می‌شود. اما منبع اثباتی (که از طریق آن اراده خداوند کشف می‌شود) به چهار بخش قابل تقسیم است:
1)کتاب 2) سنت 3) اجماع 4) عقل
اما می‌توان ادعا کرد که چهار منبع فوق، قابل تحویل و بازگشت به دو منبع هستند. زیرا در بین آن منابع چهار‌گانه، دلیل اجماع، به تنهایی قابل حجیت است. اجماع تنها در صورتی واجد حجیت است که کاشف از قول معصوم باشد. بنابراین، اجماع به نحوی، قابل بازگشت به سنت است. گذشته از آن، خود سنت نیز قابل بازگشت به تشریع الهی است. پیامبر خدا (که سیره او بخشی از سنت را تشکیل می‌دهد) در واقع به تشریع و دستور پروردگار، عالم ائمه را منصوب می‌نماید (سیره ائمه بخش دیگری از سنت است). بنابراین می‌توان ویژگی مشترکی را از مجموعه منابع سه‌گانه نامبرده (کتاب، سنت، اجماع، عقل) دریافت و آن ویژگی مشترک ابتناء همه این منابع بر “وحی” الهی است.

عقل و مسئله استنباط حقوق‌بشر
از نظر آیت‌ الله ‌جوادی آملی، انسان قادر به تدوین حقوق خود نیست. با توجه به مطالبی که در مباحث انسان‌شناسی در خصوص جهل، نسیان و دخالت حب‌ و‌ بغض انسان در اعمال و رفتار او بیان گردید، می‌توان این ادعا را طرح نمود که عقل انسان به‌خاطر نواقصی از این قبیل، قادر به تدوین حقوق‌بشر نیست، زیرا به اعتقاد آیت‌الله‌جوادی آملی، به دلیل آن که در جهل، حریم دانش خداوند وجود ندارد:
(… هیچ چیز در زمین و آسمان بر او پوشیده نیست. سبا/3) و از طرف دیگر، سهو و فراموشی نیز در محدوده علم خداوند راه ندارد: (پروردگار تو هیچ چیز را فراموش نمی‌کند(مریم/64)
همچنین به‌خاطر این است که آن حقیقت متعالی در بند حب و بغض و کینه‌ورزی نیست، پس خداوند هم در وضع قانون و هم در تعین پاداش‌ها و کیفرهای قانونی، سزاوار و شایسته است (جوادی‌آملی، 1385: 103).
گذشته از آن با توجه به این که در مباحث انسان‌شناسی بیان گردید که امر مشترک میان انسان‌ها “فطرت” ایشان است و همچنین با استفاده از مباحث وجوب و امکان، که خداوند خالق انسان است، می‌توان ادعا کرد که خالق انسان بهتر از خود او قادر به درک مصالح اوست. البته اعلام مصالح و مفاسد بشر با استفاده از وحی الهی انجام می‌شود (جوادی‌آملی، 1385: 105) که بنا به اعتقادات آیت‌الله جوادی آملی، از سنخ علم حضوری است و خطا در آن راه ندارد و عقل انسان نیز به دلیل محدویت‌هایی ناشی از جهل، نسیان، حب و بغض و… قادر به تدوین حقوق‌بشر نیست.
در خصوص اعلامی? جهانی حقوق‌بشر وی معتقد به شکست ِاعلامیه است و در این رابطه اظهار می‌دارد:
“برخی گمان می کنند که ریش? ناکامی حقوقدانان غربی و تنظیم کنندگان “اعلامیه جهانی حقوق‌بشر” در نادرستی موادّ حقوقی مندرج در آن اعلامیه است. گرچه نمی‌توان این علّت را نادید
ه گرفت، لیکن دلیل اصلی این ناکامی را باید در منابع و مبانی حقوق‌بشر غربی و الحادی جستجو کرد”.
به اعتقاد وی اساسی‌ترین عامل ناکامی آن، گسستن از آفریدگار هستی و فاصله گرفتن از فطرت الهی انسان‌ها در تدوین و اجراست. این فاصله سبب شده است که حقوقدانان با تفکــّری مادّی به جستجوی منابع و مبانی حقوق بپردازند و در این میان، توجه خویش را به اموری ناپایدار، مورد اختلاف و گاه واهی معطوف دارند. روشن است که اگر برای تنظیم روابط حقوقی انسان‌ها، به عناصر اصلی روح انسان و مختصّات تکوینی وی توجّه نشود و تعالیم آفریننده و پروردگار جهان فراموش شود، هرگز نباید انتظار داشت که قواعد حقوقی در عرص? نظری و عملی پیروز و سرافراز گردند (جوادی آملی، 1381: 257).

بررسی آراء علامه محمد تقی جعفری

علامه محمدتقی جعفری (ره) به عنوان یکی از کسانی که در حوزه حقوق‌بشر تتبعات فراوانی داشته است، نتیجه تلاش علمی خود را در این زمینه در کتابی به نام “حقوق بشر از دیدگاه اسلام و غرب” ارائه نمود. در

دیدگاهتان را بنویسید