تعاریف کیفیت زندگی زناشویی

تعاریف کیفیت زندگی زناشویی

واسه روشن شدن معنی کیفیت زندگی زناشویی بهتره اول به توصیفی از معنی کیفیت زندگی بپردازیم. معمولاً کیفیت زندگی به شکل رو یا ضمنی در نقطه­ مقابل کمیت قرار می­گیرد که منظور از آن سالهای عمر می­باشه که ممکنه عالی، رضایت آمیز یا لذت بخش بوده یا نباشه (کینگ و هیندز، 2003). کیفیت زندگی می­تونه با زمان تغییر یابد، و در شرایط خاصی به طور زیادی نوسان داشته باشه. کیفیت زندگی لازمه تلاش در کم کردن فاصله بین انتظارات و آرزوها و اون چیزیه که واقعاً اتفاق می­افتد، یه زندگی کیفی و خوب، معمولاً به شکل خوشحالی، رضایت، شادی، خوشحالی و راضی بودن و توانایی فایق اومدن بر مشکلات بروز می­کنه. کیفیت زندگی به وسیله فرد آزمایش و توضیح می­شه (لی، 2006).

سازمان بهداشت جهانی کیفیت زندگی رو “درک فرد از موقعیت خود در زندگی، در متن فرهنگی و سیستم­های ارزشی که فرد در اون زندگی می­کنه، در مورد هدفها، انتظارات، استانداردها و علایق خود تعریف می­کنه”. و این تعریف جنبه های فیزیکی، روانشناختی، سطح استقلال، ارتباطات اجتماعی، رابطه با محیط و معنویت رو شامل می­شه (نوحی، عبدالکریمی، و رضاییان، ۱۳۸۹).

کیفیت زندگی از مهمترین مؤلفه های معنی کلی بهداشت حساب می شه (پارک،1995)، طوریکه به نظر هنکلیفت و همکاران (1993) واسه تعیین نیازای بخش سلامت و ارتقای سطح سلامتی افراد، کیفیت زندگی اونا رو مورد بررسی قرار میدن. اهداف، انتظارات، معیارها و خواسته های فرد به اندازه بزرگی بر وضعیت جسمی، روانی، اندازه استقلال، روابط اجتماعی و اعتقادات اون اثر گذاره. پس طبق این تعریف کامل، کیفیت زندگی رابطه نزدیکی با وضعیت جسمی، روانی، اعتقادات شخصی، اندازه خودکفایی، ارتباطات اجتماعی و محیط زیست داره.  هم اینکه  سلا (1994)،  سینسیا (1998) و اِیزنک (1998) هم کیفیت زندگی رو به شکل رضایت فرد از کل جنبه های زندگی مثل جنبه های روانی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، الهی و جنسی تعریف کردن.

همه محققان بر سه اصل در رابطه با کیفیت زندگی اتفاق نظر دارن:

1ـ کیفیت زندگی یه ارزشیابی ذهنیه و به، قضاوت افراد راجبه کیفیت زندگی بستگی داره.

2ـ کیفیت زندگی یه وجود پویا و دینامیکه، بدین معنا که کیفیت زندگی فرآیندی وابسته به زمان بوده و تغییرات داخلی و خارجی در اون دخالت داره.

3ـ کیفیت زندگی یه معنی چند بعدیه و باید از زوایا و جنبه های جور واجور سنجیده شه. این جنبه های، اجزاء اصلی تحقیقات مربوط به کیفیت زندگی رو تشکیل می­بدن.

هورنکویست (2003) کیفیت زندگی رو طبق تحقیقات خود و یافته­های بقیه به عنوان نیاز بیان شده و رضایت عملی تو یه تعداد از جنبه های اصلی زندگی با تمرکز خاص بر احساس خوب بودن تعریف می­کنه (غلامعلیان و احمدی، 1387).

یکی از بخش­های بزرگ کیفیت زندگی، کیفیت زندگی زناشوییه. از مفاهیم بسیاری مثل موافقت، رضایت، شادمانی، اتحاد و تعهد واسه کیفیت زندگی زناشویی به کار گیری شده (الیس، 2004). در مورد معنی هر کدوم از این مفاهیم توافق وجود نداره. دلیل اون به نبود یه نظریه واحد در مورد چیستی کیفیت زناشویی باز می­شه (گلن، 1990، به نقل از الیس، 2004).

کُل و اسپانیر (1976)، کیفیت زندگی زناشویی رو به عنوان موفقیت و کارکرد یه ازدواج توضیح کرده­ان. لارسون و هولمان (1994)، گفتن کیفیت زندگی زناشویی یه معنی پویاه چون وجود و کیفیت روابط میان افراد در بین زمان تغییر می­یابد که این مطلب امکان شناسایی عوامل اثر گذار بر کیفیت یه رابطه رو جفت و جور می­کنه. هر چند ممکنه که مثل این روابط پیچیده بوده و شامل تعاملات میان متغیرهای بسیار باشن (غلامعلیان و احمدی، 1387).

ازدواج

کیفیت زندگی زناشویی به احساس عینی از خوشحالی، رضایت و لذت تجربه شده به وسیله زن و یا مرد برمیگرده، وقتی که همه جنبه های مشترک زندگی شون رو در نظر بگیرن (الیس،2004). کیفیت زندگی زناشویی رو بیشتر به شکل نگرشا یا احساسات کلی فرد درباره همسر و رابطه اش تعریف می کنن. یعنی کیفیت زندگی زناشویی یه پدیده داخل فردی و یه برداشت فردی از همسر و رابطه س. اینجور تعریفی از کیفیت زندگی زناشویی، بیان کننده اینه که کیفیت زندگی زناشویی یه معنی تک بعدی و نشون دهنده آزمایش کلی فرد درباره همسر و رابطه اشه. کیفیت زندگی زناشویی نتیجه توافق زناشوییه و به شکل داخلی احساس می شه. اصطلاح توافق زناشویی، رابطه مناسب زن و شوهر رو توضیح می ده. در مورد توافق بالا، هر دو زوج، به شکلی رفتار، تصور و ادارک می کنن که انگار نیازها و انتظار هاشون برآورده شده و چیزی وجود نداره که در روابطشون خلل بسازه. در ازدواج بدون توافق زناشویی، مشکلات موجود میان زن و شوهر به حدی زیاده که اونا رو از احساس برآورده شدن نیازها و انتظارات باز می داره. بیشتر زن و شوهرا، جایی بین این دو انتها قرار دارن و زمینه هایی از توافق و نبود توافق رو تجربه می کنن (مرادی، 1379).

کیفیت زندگی زناشویی ناراحت از صلح بین انتظارات فرد از زندگی زناشویی و اون چیزی که به طور واقعی در زندگی اش تجربه می کنه، هستش. این صلح همیشه با احساس خوشحالی و لذت همراهه (گی زیبر 2005، به نقل از یاوری کرمانی، 1387). پس کیفیت زندگی زناشویی یه متغیر نگرشیه و پس از خصوصیات فردی زن و شوهر حساب می شه. طبق تعریف فوق، کیفیت زندگی زناشویی نگاه مثبت و لذت بخشیه که زن و شوهر از جنبه های جور واجور روابط زناشویی دارن (یاوری کرمانی،1387). کیفیت زندگی زناشویی، یه معنی کلیه که در وضعیت مطلوب روابط زناشویی احساس می شه. از طرفی کیفیت زندگی زناشویی مطلوب زمانی اتفاق میفته که روابط زن و شوهر در همه حیطها بهنجار گزارش شه. کیفیت زندگی زناشویی مطلوب حالتیه که زن و شوهر از زندگی در کنار یکدیگر و از با هم بودن احساس شادمانی و رضایت می کنن، این احساس در دوره های جور واجور زندگی فرق داره. کیفیت زندگی زناشویی رو نمیشه فقطً طبق فشارهای روانی خارجی تبیین کرد؛ چون همه ازدواجا دست کم با چند فشار روانی مواجه هستن. در خیلی از خونواده ها، فقر، تعدّد فرزندان و مریضی وجود داشته، اما در عین حال، موفقن و خیلی از ازدواجایی که هیچ کدوم از این موارد در اونا وجود نداشته، به شکست منتهی شده است. فرق ازدواجای شادکام و ناشاد رو دست کم تا حدودی باید در تابش روش هایی تبیین کرد که دو طرف به فشار روانی جواب میدن و یا با یکدیگر رابطه برقرار می کنن (مرادی، 1379).

خانواده
خانواده

کیفیت زندگی زناشویی مطلوب وضعیتیه که در اون زن و شوهر از ازدواج با یکدیگر و با هم بودن، احساس شادمانی و رضایت دارن (احمدی و همکاران، 1384). هلت ، کیفیت زندگی زناشویی رو ناراحت از توافق زناشویی دونسته که رابطه مناسب بین زن و شوهر رو توضیح می­کنه. وقتی که زن و شوهر به اندازه خیلی از برآورده شدن نیازها و انتظاراتشان در رابطه زناشویی رضایت داشته باشن، کیفیت زندگی زناشویی مطلوب رو گزارش می کنن (بنر و هیل، 2006). طبق نظر آلوجا، باریو و گارسیا (2005) ، کیفیت زندگی زناشویی یعنی برونداد به وجود اومده توسط یه سری از عوامل، مثل حل اختلاف موفقیت آمیز، یا موفقیت در فعالیتای مربوط به خوش حالی در مراحل ازدواج. ، کیفیت زندگی زناشویی، یه آزمایش کلی از وضع فعلی رابطه ارائه میده (غلامعلیان و احمدی،1387).

ازدواج

هم اینکه کیفیت زندگی زناشویی یکی از گسترده­ترین مفاهیم واسه تعیین و نشون دادن اندازه شادی و اندازه پایداری رابطه س. کیفیت زندگی زناشویی متغیریه که در طول زندگی زن و شوهر ایجاد میشه و لازمه مناسب بودن اون برابری سلیقه ها، شناخت ویژگیهای شخصیتی، ایجاد قوانین رفتاری و تشکیل الگوهای دوستی ایه. اینجوری میشه گفت: زن و شوهر دارای کیفیت زندگی زناشویی مناسب، در حیطهای جورواجور زندگی با همدیگه توافق دارن. اینطور زن و شوهرایی از نوع و سطح روابط کلامی و غیرکلامی شون راضی ان، روابط جنسی شون رو لذت بخش و ارضا کننده می دونن، پای بندیای مذهبی مشترکی دارن، وقت و مسایل مالی خودشون رو خوب برنامه ریزی و مدیریت می کنن، در مسائلی که اختلاف نظر دارن، مصلحت زندگی و خونواده رو بر مصلحت خود ترجیع داده از انعطاف پذیری بالایی دارن، از نوع و کیفیت گذران اوقات فراغت و رفت و اومد با فامیل و دوستان رضایت دارن و در آخر در تعداد نوع تربیت فرزندان با هم اشتراک نظر دارن (احمدی و همکاران، 1384).

خانواده

در راه و روش منطقی الیس (2004)، کیفیت زندگی زناشویی برایند مبادله رفتارای پاداش بخشه. الیس (2004) میگه طرق مختلفی واسه تعریف کیفیت زندگی زناشویی هست که یکی از بهترین تعریف­ها به وسیله هاکنیز (1968) ارائه شده. ایشون کیفیت زندگی زناشویی رو به احساسات عینی از خوشنودی و رضایت لذت تجربه شده به وسیله زن و شوهر وقتی که همه جنبه های ازدواجشون رو در نظر می گیرن، مربوط می دونه. کیفیت زندگی زناشویی حتی بیشتر از وجود بچه ها و مسائل مربوط به اونا در پیش بینی طلاق نقش اجرا می کنه (دوین و فورهند، به نقل از نصیری جامی، 1378). اهمیت کیفیت زندگی زناشویی، در تاثیر اون بر سلامت روانی و جسمی ظاهر می­شه. تحقیقات نشون داده که کیفیت زندگی زناشویی، بر خیلی از جنبه های زندگی فردی و اجتماعی تاثیر می­گذارد (جدیدی و جون بزرگی، 1388).

ازدواج

[1] King & Hinds

21 Liu

[3] Park

[4] Hinchlift

[5] Cella

[6] Cynthia

[7] Eysenck

[8]. Hornquist

[9]. Glenn

[10]. Cole

[11]. Larson

[12]. Holman

[13] Giziber

[14] Baner

[15] Hile

[16] Aloja

[17] Bario

[18] Garsia

[19] Hakinse