جایگاه فرهنگ در کیفیت زندگی

فرهنگ

واژه فرهنگ از دو بخش  “فر” پیشوندی به معنای پیش و “هنگ” از ریشه اوستایی به معنای کشیدن تشکیل شده است فرهنگ در اصطلاح جامعه شناسی و مردم شناسی ترجمه واژه کلتر (Culture) فرانسوی و کالچر (Culture) انگلیسی است این واژه از ریشه لاتینی گرفته شده است و در اصل به معنای کشت و کار، آباد کردن، کاشتن زمین و بارور ساختن بود که به تدیج مفهوم آن به ادبیات و علوم راه یافت (حاجی اقایی و عباسی،1389،صص50-49)

فرهنگ را می توان به عنوان مجموعه ویژگیهای رفتاری و عقیدتی اکتسابی اعضاء یک جامعه خاص تعریف کرد فرهنگ و جامعه نمی توانند جدا از یکدیگر باشند هیچ جامعه ای بدون فرهنگ ویژه اش نمی تواند وجود داشته باشد یک هنجار فرهنگی در واقع یکی از معیارهای تثبیت شده آن چیزی است که گروه از نظر فکری و رفتاری از اعضایش انتظار دارد.(زاهدی و نجفی،1384،ص35)

واژه فرهنگ به معنای جامعه شناسی و مردم شناختی آن نخستین بار بوسیله مردم شناس انگلیسی ادوار بارنت تایلور[1] در سال 1871 در کتابی تحت عنوان فرهنگ ابتدایی بکار رفت وی در تعریف فرهنگ می نویسد: فرهنگ مجموعه ای در هم تافته ای است که در برگیرنده دانستنی ها، اعتقادات، هنرها، اخلاقیات، قوانین، آداب و رسوم و عادت و هرگونه توانایی دیگر است که انسان به عنوان عنصری از جامعه به دست می آورد در حقیقت فرهنگ به مجموعه شیوه زندگی اعضای یک جامعه اطلاق می شود، چگونگی لباس پوشیدن آنها، رسوم ازدواج به زندگی خانوادگی، الگوهای کار، مراسم مذهبی و سرگرمی های اوقات فراغت همه را در بر می گیرد (حاجی آقایی و عباسی،1389، صص50-49)

فرهنگ پایه و اساس زندگی جوامع است زیرا بیشتر رفتار و کردار انسانها از باورهایشان سرچشمه می گیرد به گونه ای که می توان گفت حدود 90 درصد کنش ها و واکنش های رفتاری معمولاً بدون استدلال و بر اساس فرهنگ صورت می گیرند تنها در حدود 10 درصد از رفتارها نیاز به تدبیر استدلال دارند که آنها نیز از باورها متاثر هستند و در چارچوب فرهنگ شکل می گیرند.(عریضی و مولایی،1391،ص11)

اکثر جامعه شناسان در این مورد به توافق رسیده اند که همه فرهنگ ها شامل شش عنصر زیر هستند 1- باورها: باورها باعث شکل گیری افکار و جهانبینی انسان می شوند و تفسیر جهان را ممکن می سازند باورها پیش شرط هر رفتار و عمل جمعی هستند باور یکی از عناصر غیر مادی فرهنگ است که مانند سایر عناصر غیر مادی فرهنگ ملموس و قابل روئیت نیست 2- قوانین: هنجارهایی هستند که بصورت رسمی در آمده و ضمانت اجرایی دارند قوانین در حقیقت نوعی کنترل اجتماعی رسمی هستند که موجب انسجام اجتماعی و ثبات جامعه هستند 3- ارزشها: ارزش، ایده های متداول و رایجی هستند در باره اینکه چه چیزی درست است و چه چیز نادرست ارزشها بسیار انتزاعی و کلی و معایارهای مشترک برای قضاوتند 4- هنجارها و اصول: هنجار، اصل، قاعده یا قانونی است که رفتار و اعمال افراد را هدایت و راهبری می کند به عبارتی فرمول و قاعده کلی در جامعه که منبعث از ساختار فرهنگی است و باعث تحمیل الگوهای خاص ذهنی و عینی می شود 5- نمادها[2]: نماد به هر نوع پدیده فیزیکی (کلمه، شی، رنگ، صدا، احساس، رایحه، حرکت، طعم و …) گفته می شود که مردم برای آن معنا یا ارزش قائل می شوند 6- زبان[3]: زبان شکلی جهان شمول از زندگی انسان است که از طریق سیستم الگوهای صوتی مورد قبول فرهنگ یک جامعه، میان انسان ها ارتباطی نمادین برقرار می کند زبان از مجموعه ای نماد و مقررات گفتاری و نوشتاری تشکیل شده که ترکیب آنها تولید کننده معانی و برقرار کننده ارتباط میان افراد است (حاجی آقایی و عباسی،1389،صص 61-60)

هنجارهای فرهنگی صورتهای گوناگونی را می پذیرد که برخی از این صورتهای عبارتند از: 1- ارزشها: احساسات ریشه داری هستند که اعضای یک جامعه در آنها سهیمند همین احساسات غالباً اعمال و رفتار اعضای جامعه را تعیین می کنند 2- آداب و رسوم: به شیوه های عملکرد مرسوم و خوکرده، در داخل یک جامعه اطلاق می شود 3- عرف: به رسومی اطلاق می شود که دلالت های مهم شایست و ناشایست دارند عرف های هر جامعه ای غالباً در نظام حقوقی و آموزشهای مذهبی آن متجسم می شوند (زاهدی و نجفی،1384، ص35)

فرهنگ و ارزشهای مشترک از عوامل پایدار قوام هر کشوری است امروزه اکثر نظام های سیاسی در کنار سایر عوامل، گسترش و حفظ ارزشهای دلخواه خود را جزء اهداف و منافع ملی به حساب می آورند (عریضی و مولایی،1391،ص7)

با فرهنگ غنی می توان ابعاد مختلف سود گرایی و تفکر مادی محض، خودخواهی و دنیا پرستی را تحت تاثیر قرار داد (خلیلیان،1381، ص 15)

فرهنگ دارای نقش هایی است که به برقراری نظم در جامعه کمک می کند مهمترین این نقش ها عبارتند از 1- کارکرد تمایز بخشی: فرهنگ موجب تمایز جوامع از یکدیگر می شود به این معنا که هر جامعه دارای فرهنگ خاص و متفاوت با فرهنگ های سایر جوامع است 2- کارکرد سازماندهی به نیازها: فرهنگ ارزشها، معیارها و نظامهای خاصی دارد که افراد جامعه با توسل به این ارزشها و معیارها و نیازها و خواسته های خود را سازمان می دهند 3- کارکرد ایجاد همبستگی: فرهنگ موجب می شود که افراد جامعه به یکدیگر احساس همبستگی کنند این کارکرد بقای جامعه را تضمین می کند 4- کارکرد نظام بخشی به رفتارها: فرهنگ به رفتارها و کارکردهای افراد جامعه نظام می دهد و آنها را بر اساس الگوهای خاص خود تربیت می کند 5- کارکرد کنترل: فرهنگ ناظر و مراقب اعمال و کردار جامعه و ضامن بقای جامعه است.(حاجی آقایی و عباسی،1389،ص53)

یکی از کارکردهای مهم فرهنگ در جامعه ایجاد همبستگی است این کارکرد خاص بقای جامعه را تضمین می کند ضعف این کارکرد فرهنگ در جامعه تم موجبات ناهمگرای فرهنگی یعنی تعارض در ارزشها، نگرشها و هنجارها را پدید می آورد فرهنگ را می توان شناسنامه جامعه ها تلقی کرد زیرا با مطالعه فرهنگ ها می توان ویژگیهای، محتوا و هویت جامعه را باز شناخت دو بعد اصلی و قابل تفکیک فرهنگ بعد مادی یا عینی و غیر مادی یا معنوی فرهنگ عینی یا مادی بعضاً تعادل تمدن بکار گرفته می شود و به مجموعه پدیده ها و دستاوردهایی تلقی می شود که محسوس، ملموس و قابل اندازه گیری با موازین کمی و علمی است مانند بناها، فنون، ابزارها و… فرهنگ غبر مادی نیز به موضوعات و دستاوردهایی گفته می شود که قابل اندازه گیری با موازین کمی نیست و به آسانی نمی توان آنرا مقایسه و ارزیابی نمود این دو بعد فرهنگی در واقع شیوه بهره گیری از فرهنگ مادی را به انسان می آموزد با دستاوردهای فرهنگ معنوی زندگی اجتماعی قوام می یابند و تثبیت می شود این بعد از فرهنگ از سه مقاله ارزشهای اجتماعی، عقاید اجتماعی و هنجارهای اجتماعی ترکیب یافته است و افراد با الهام از این مجموعه از عوامل در فرایند جامعه پذیری و فرهنگ پذیری قرار می گیرند.(خلیفه و فرخی،1389،ص21)

احداث تاسیسات صنعتی بزرگ و توسعه صنعتی بدون در نظر گرفتن ابعاد فرهنگی آن می تواند پیامدهای ناخواسته فراوانی به دنبال داشته باشد.(طالبیان و همکاران،1387، ص55)

اگر فرهنگ به معنای وسیع آن و شامل الگوهای فکری و رفتاری در نظر گرفته شود که اعضای هر جامعه از طریق زبان و دیگر شکلهای برهم کنش نمادین –از قبیل رسوم، عادات، ارزشها و نقطه نظرهای مشترک- فرا می گیرند، آنگاه باید گفت که این پدیده بدون شک جلوه و نمود طبقاتی خواهد داشت.(زاهدی مازندرانی،1382،ص232)

در جوامع مدرن به دلیل افزایش سطح پاره فرهنگ ها و حضور گروههای جمعیتی نامتجانس که دارای علائق، دیدگاهها، اشتغالات، و روابط متفاوتی از نظر طبقه اجتماعی هستند، سطح پیچیده و پر تضاد فرهنگ رخ می دهد.(حاجی آقایی و عباسی،1389،ص67)

مهمترین علت ها و عوامل دگرگونی های اجتماعی فرهنگی عبارتند از: 1- عوامل جغرافیایی: یک جامعه ممکن است در محیطی زندگی کند که شرایط آن دگرگونی را کم و بیش تشویق می کند، نواسانات شدید درجه حرارت، طوفان ها و یا زلزله ها می تواند انسان را به تغییر سبک زندگی وادار سازد و فراوانی یا فقدان منابع طبیعی نیز نوع زندگی یک قوم را تا اندازه زیادی مشخص می سازد 2- عوامل تکنولوژیک: بسیاری از اختیارات تکنولوژیک دگرگونی های گسترده ای را در جوامع بشری پدید می آورد 3- عوامل ایدئولوژیک: هر جامعه ای یک ایدئولوژی بنیادین دارد که از مجموعه از باورها و ارزشها ترکیب می شود ایدئولوژی ها می تواند به حفظ وضع موجود کمک کند ولی اگر باورها و ارزشهای آن با نیازهای جامعه دیگر سازگار نباشد خود محرک دگرگونی می شود 4- عامل رهبری: دگرگونی های اجتماعی را غالباً رهبران فرهمند آغاز می کنند زیرا آنان توانایی این را دارند که پیروان فراوانی را بسوی جنبش سوق دهند 5- عامل جمعیتی: هم کاهش و افزایش حجم جمعیت، در ایجاد دگرگونی اجتماعی بسیار موثرند افزایش سریع جمعیت نوآوری هایی را در متون تولید ایجاب می کند در حالی که کاهش سریع جمعیت ممکن است دگرگونی های مهمی را در سازمان اجتماعی ایجاب کند تا جامعه بتواند در برابر دشمنانش از خود دفاع کند.(کوئن، ترجمه محسن ثلاثی،صص232-231)

اخیراً پذیرفته شده است که دگرگونی اجتماعی و اقتصادی نباید به بهای قربانی شدن فرهنگ ها بدست آید بلکه اصولا تغییرات اجتماعی و اقتصادی با ارج گذاری فرهنگ ملت ها به سرانجام می رسد رنه مائو[4] دبیر کل پیشین یونسکو در سال 1963 چنین بیان می کند: توسعه زمانی تحقق می یابد که علم به فرهنگ تبدیل شود.(الماسی،1389،ص50)

همانگونه که برای شروع هر طرح اقتصادی در بعد سخت افزاری شروع به ایجاد زیرساخت های ضروری و لازم می کنیم می بایست به فرهنگ نیز به عنوان یک زیربنا و شالوده نگریسته شود تا با ایجاد بنیاد فرهنگی لازم محیط فرهنگی با کیفیت مطلوب را در آن منطقه ایجاد کنیم.

 

2-2-6-1- جایگاه فرهنگ در کیفیت زندگی

کیفیت زندگی یک فرایند منطقی و مفهوم استوار بر پایه فرهنگ و به عبارتی خلاصه از ارزشها، عقاید سمبلها و تجارب شکل گرفته آن فرهنگ است و راهی برای شناخت و فهم.(پور کاخکی، به نقل از براری، 1391)

همواره اعتقاد بر این است که پدیده ها و پیامدهای کطالعه با رویکرد کیفی از پویایی و دینامیسم خاصی برخوردار است و با عنایت به اهمیت فرهنگ و نظام ارزشی در تعاریف کیفیت زندگی و تمرکز رویکرد کیفی به مطالعه پدیده ها، در بستر فرهنگی خاص و توجه به نظام ارزشی فرد و افراد تناسب و ارتباط همسویی وجود دارد و از آنجا که انتظارات و اولویت های هر فرد متاثر از دریافت ها و پنداشتهای خاصی شکل گرفته و کیفیت زندگی را متاثر می کند لذا به خوبی مشخص می گردد که این نوع نگاه در رویکردهای کیفی به عنوان اصول و پیش فرض های اساسی مطالعه می باشد چرا که تعاریف و تئوری های مستخرج از مطالعات کیفی همواره مختص بستر و فرهنگ و نظام ارزشی خاصی می باشد و کاملاً می باشد.(نویدیان، 1389، ص2)

پاره ای از مشکلات کارگران شاغل در محیط های صنعتی:

  • اشتغال دور از خانواده
  • ساعات کاری بالا
  • تغذیه
  • سطح درآمد و مشکلات مربوط به دریافت حقوق
  • خوابگاههای کارگری
  • نحوه گذراندن اوقات فراغت
  • تماس با خانواده
  • عدم امنیت شغلی و تهدید پیمانکاران (صادقی فسایی، 1385، صص125-123)

شیوع مواد مخدر و اعتیاد، سرقت، ورود غیر قانونی بعضی از مهاجران به خانه های بومیان، رایج شدن مشروبات الکلی، برپا شدن خانه های فساد و مزاحمت های ناموسی برای دختران، ساخت و سازهای غیر قانونی، دعوا بر سر زمین، فرار دختران بومی با کارگران مهاجر و اشاعه فرصت های نامشروع مانند افزایش بی رویه اجاره خانه و رانت خواری و … از جمله مشکلات فرهنگی است که در محیط اجتماعی یک منطقه صنعنی ممکن است رخ دهد.(همان منبع، ص 129)

پس جهت بالا بردن رفاه فرهنگی بومیان و کارکنان یک منطقه صنعتی می بایست قبل، در حین و بعد از اجرای هر طرح صنعتی معضلات فرهنگی احتمالی را مد نظر قرار داد و به دنبال پیشگیری و درمان آنان بود. هر اندازه که زندگی در یک منطقه در سطح بالای اقتصادی و درآمدی باشد و رفاه کامل مالی را در پی داشته باشد، اگر ناامنیت اجتماعی و یا فسادهای اخلاقی وجود داشته باشد آرامش و آسایش از زندگیها سلب خواهد شد و رضایت از زندگی از بین خواهد رفت.

 

2-2-6-2- پیامدهای فرهنگی توسعه صنعتی

تا دو دهه پیش اصلی ترین رویکرد برای بررسی مسایل توسعه، اقتصاد توسعه بود آن هم نوعی برداشت از اقتصاد که فارغ از نقش نهاد ها و تاثیرات خاص تاریخ اجتماعی و فرهنگی به تحلیل متغیر های موثر بر توسعه اقتصادی می پرداخت حال آنکه هر طرح توسعه و هر اقدام توسعه ای در ارتباطی تعاملی با مجموعه شرایطی قرار دارد که زمینه فرهنگی محیط برای آن فراهم می آورد.(طالبیان و همکاران، 1387، صص56-55)

برخلاف گذشته فرهنگ دیگر به مثابه یک بعد فرعی و تزیینی توسعه نیست بلکه حتی به عنوان بافت جامعه در روابط کلی اش با توسعه و نیروی درونی جامعه مشخص و تعریف شده است.(خلیفه و فرخی، 1389، ص8)

یکی از مهمترین پیش شرط های تحقق توسعه پایدار در همه جوامع، شرایط فرهنگی آن جامعه است توسعه پایدار در بلند مدت نیازمند دگرگونی های نظام مند فرهنگی است که زمینه ساز دموکراسی و سرمایه اجتماعی به مفهوم پدید آمدن و افزایش حس اعتماد و همیاری میان مردمان باشد.(عریضی و مولایی،1391،  ص3)

کشورهای موفق در امر توسعه تکنولوژی بویژه مراحل پیشرفته آن، بدون رویارویی و هدایت فرهنگ عمومی توان رسیدن به چنبن مرحله ای را نداشتند در واقع این کشورها یا از قبل بستری مناسب و مملو از عناصر سازگار با توسعه در فرهنگ خود داشته اند و یا با برخوردی خردمندانه و دورنگر این بستر را برای تحقق خود اتکایی و تکنولوژی آماده ساختند. (خلیلیان، 1381، ص 16)

تلاشی که برای اصلاح اقتصادگرایی صورت گرفته است تحت عنوان فرهنگ گرایی در توسعه شناخته می شود بطور خلاصه این رویکرد می کوشد تا بفهمد یک طرح توسعه در چه محیطی در حال اجرا است؟ اثرات احتمالی آن در زندگی مردم که در حوزه تاثیر پروژه قرار دارند چیست؟ نظام روابط اجتماعی، الگوهای معیشت، ساختار مالکیت، اسکان مردم تحت تاثیر پروژه چه تغییری می پذیرد، چه کسانی منافع ناشی از اجرای پروژه را کسب می کنند؟ و چه کسانی از آن ضرر می کنند؟ هویت فرهنگی و تاریخی یک منطقه و یا یک کشور چگونه تحت تاثیر یک اقدام توسعه ای قرار می گیرد؟ و سوالات مشابه دیگر. (طالبیان و همکاران، 1387، صص58-57)

در فرهنگسازی برای توسعه پایدار به معنای ارزشی جامعه و ارزشهای اسلامی باید توجه خاص شود و از آموزه های آنها به نحو احسن استفاده گردد.(زاهدی و نجفی،1384، ص74)

در دیدگاه توسعه فرهنگ گرا شروطی برای کاستن از عوارض منفی اجرای طرح های توسعه در نظر گرفته می شود که می توان آنها را شروط پایداری توسعه خواند از جمله این شروط می توان به: 1- جلب مشارکت محلی 2- پایداری انسانی 3- پایداری اجتماعی و … اشاره کرد.(طالبیان و همکاران،1387، صص58-57)

شاخص های توسعه فرهنگی می تواند موارد زیر باشد:

درصد با سوادان مرد بالای 6 سال – درصد با سوادان زن بالای 6 سال –  تعداد معلمان ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان – تعداد مربیان فنی و حرفه ای – تعداد پذیرفته شدگان در کنکور – تعداد صندلی سینما – چاپخانه – تعداد کتابخانه – فیلم نمایش داده شده – نمایشگاه برپا شده – کانون پرورش فکری – تعداد مساجد – تعداد کتاب در کتابخانه ها – تعداد استادیوم – تعداد سالن ورزشی – تعداد زندانیان (نصراللهی، اکبری و حیدری، 1390، ص 79)

هر تغییری در یک اجتماع، تغییرات غیر قابل کنترل دیگری نیز در پی دارد. توسعه اقتصادی در یک منطقه می تواند موجب تغییر در سایر ابعاد زندگی مردم آن منطقه گردد. ترقی اقتصادی ناگهانی، مهاجرت و افزایش جمعیت ناگهانی و امثال این تغییرات سبب پیدایش دیدگاهها، آراء و ارزشهای گوناگون اشخاص مختلف در یک منطقه می شود که این تفاوت ها موجب به چالش افتادن فرهنگ قبلی و کنونی می گردد. در یک توسعه پایدار باید این چالشها به سمتی مدیریت شود که موجب اغناء فرهنگ گذشته و ایجاد یک ثبات فرهنگی گردد.

[1]B-Tylor

[2]Symbols

[3]Language