دانلود پایان نامه درمورد عزت نفس

0 Comments

منحرف می شود، دچار اختلال خواب می گردد. اگر هیچ گونه دلیل بیرونی آشکاری برای اضطراب حاد نوجوان وجود نداشته باشد ممکن است نگران شود که این حالات او از کجا سرچشمه می گیرد، و در اوضاع و وقایع بیرونی و نسبتاً جزئی به دنبال علت آن باشد. البته با بررسی دقیق تر معمولاً روشن می شود که عوامل به مراتب اساسی تر و پر اهمیت تری ممکن است نوجوان به آن آگاهی نداشته باشد مانند اختلال در روابط فرزند و والدین، نگرانی در مورد مشکلات بزرگ شدن و ترس احساس گناه در مورد سائق های جنسی و پرخاشگری(بیابانگرد، 1384).

2-3- انگیزه پیشرفت
2-3-1- تعاریف انگیزش و انگیزه پیشرفت
اصطلاح انگیزش از فعل لاتین Mover به معنی حرکت دادن مشتق شده است مفهوم کلی جنبش (تحرک) منعکس کننده این تصور عام است که انگیزش چیزی است که ما را به جنبش و تحرک وادار و کمک می کند تا تکلیف خود را کامل کنیم(شهر آرای????).
انگیزه فرایندی درونی است که رفتار را نیرومند و هدایت می کند. انگیزه اصطلاحی کلی برای مشخص کردن زمینه مشترک نیازها ، شناختها ، و هیجان هاست. تفاوت بین انگیزه و نیاز ، شناخت، یا هیجان، صرفا به سطح تحلیل آنها مربوط می شود (ریو، 2005 ، ترجمه سید محمدی، 1391).
انگیزش مجموعه نیروهایی است که افراد را به درگیر شدن در یک رفتار معین وادار می کند. انگیزش مفهومی است که با عوامل درونی، بیرونی ارتباط پیدا می کند و این عوامل فرد را وادار می کنند تا رفتار خاصی اتخاذ کند. در برخی موقعیتها، روی عوامل درونی تاکید می شود، در حالی که در برخی موقعیتهای دیگر، عوامل بیرونی اهمیت پیدا می کنند. عوامل درونی عبارتند از انگیزه ها یا نیازهایی که فرد را در جهت اتخاذ یک رفتار خاص سوق می دهند. اما نباید از نظر دور داشت که اگر شخصی کاری را انجام می دهد یا او را برای انجام دادن کاری وادار می کنند ، به این علت است که او تحت فشار عوامل بیرونی نیز قرار دارد، مثلا تیلور80 برای ایجاد انگیزش در کارکنان روی پاداش مالی متناسب با بازده تاکید می کند. از نظر پیرون81 (1951) انگیزش در معنای وسیع کلمه عبارت از تغییری است که در ارگانیسم به وجود می آید و او را تا کاهش این تغییر به تلاش وا می دارد، همچنین انگیزش یک عامل روانی است که فرد را برای انجام دادن برخی اعمال یا رفتن به سوی برخی هدفها از قبل آماده می کند(گنجی، 1387).
روان شناسان ، انگیزش را فرایندهایی می دانند که در برانگیختن، جهت دادن و پایایی رفتار نقش آفرین هستند. انگیزش در برابر این پرسشها مطرح می شود که چرا موجود آدمی به جای آسایش و خواب به کار و کوشش می پردازد، یا آن که چرا به یک کار معین این اندازه ادامه می دهد و با وجود دشواریهای فراوان از آن دست نمی کشد و به فعالیت هایی که برایش هیچ گونه مشکلی ندارد روی نمی آورد؟( پارسا ، 1390).
2-3-2- انگیزش درونی
گرایش فطری پرداختن به تمایلات و به کار بردن توانایی ها و در انجام کارها ، جستجو کردن چالش های بهینه و تسلط یافتن بر آنهاست(دسی و ریان82، 1985). انگیزش درونی به طور خودانگیخته از نیازهای روان شناختی، کنجکاوی و تلاش های فطری برای رشد ، حاصل می شود. وقتی افرادی به صورت درونی با انگیزه می شوند، به خاطر علاقه، احساس چالشی که فعالیت خاصی ایجاد می کند و ” به خاطر لذتی که از آن می برند” رفتار می کنند. این رفتار به صورت خود انگیخته ، نه به دلیل وسیله ای (بیرونی)، روی می دهد. در عمل، انگیزش درونی، برای دنبال کردن تمایلات و به خرج دادن تلاش لازم برای پرورش دادن مهارت ها و توانایی ها، انگیزش فطری را تأمین می کند (ریو، 2005 ، ترجمه سید محمدی، 1391).
2-3-3- انگیزش بیرونی
انگیزش بیرونی از مشوق ها و پیامدهای محیطی مانند غذا یا پول ، ناشی می شود انگیزش بیرونی به جای پرداختن به فعالیتی، برای تجربه کردن خشنودی فطری در آن از پیامدی ناشی می شود که از خود آن فعالیت جداست. هر وقت که برای به دست آوردن نمره بالا، بردن یک جایزه، بردن یک سهم، تأثیر گذاشتن بر همسالان یا غلبه کردن بر یک ضرب الاجل تلاش می کنیم، رفتارمان به صورت بیرونی با انگیزه شده است، یعنی چون پیامدهای خوشایند را دوست داریم و مایلیم از پیامدهای ناخوشایند اجتناب کنیم، وجود مشوق ها و پیامدها، احساسی را در ما ایجاد می کنند که دوست داشته باشیم به رفتارهایی بپردازیم که پیامدهای مورد نظرمان را به وجود آورند (ریو، 2005 ، ترجمه ی سید محمدی، 1391).
انگیزش درونی به وسیله انگیزه های درونی پیدا می شود و انگیزش بیرونی را انگیزه های بیرونی تولید می کنند، انگیزه های درونی به آنهایی گفته می شود که ارضای شان به عهده تقویت کنندگان درونی است و به هدف های بیرونی بستگی ندارند، از قبیل تنوع یا تازگی موضوع آموختنی که طبعا مورد علاقه دانش آموزان است. انگیزه های بیرونی بر عکس انگیزه های درونی، به نیازهایی بستگی دارند که باید به تقویت کنندگان بیرونی ارضاء شوند مانند نمره قبولی گرفتن که معمولا اثرش زودگذر است(شعاری نژاد ، 1380).
نیازهایی که انسان را به کارکردن وا می دارند ، از فردی به فرد دیگر فرق می کنند و حتی اگر اتفاق بیفتد که نیازها مشابه باشند، الزاما با شدت یکسان تجلی نخواهد کرد. هر فردی برای برطرف کردن نیازهای خاص خود کار می کند خواه این نیازها ، تماس با مردم ، دریافت پول ، عشق به کار کردن یا اجبار برای کار کردن باشد. منابع انگیزش گاهی درونی و گاهی بیرونی است. همه ی ما در محیط کار ، برای برخی کارها یا مسئولیت ها اهمیت قائل می شویم ، در صورتی که برخی کارها را بدون علا
قه و دلخوشی انجام می دهیم و تنها هدفمان رفع تکلیف، پاسخ دادن به درخواستهای مافوق و دریافت حقوق است. در حالت اول فرض این است که فرد انگیزه درونی دارد، در حالی که در حالت دوم، عوامل بیرونی او را برمی انگیزند بنابراین، می توان گفت که انگیزش درونی یعنی کارکردن به دلیل لذتی که از انجام دادن کار احساس می شود (گنجی ، 1387).
بررسی ها نشان می دهند که انگیزش یکی از عوامل رفتار است و در تمام رفتارها از جمله یادگیری ، عملکرد ، ادراک، دقت، یادآوری، فراموشی، تفکر، خلاقیت و هیجان اثر دارد(موری ،1978 ، ترجمه ی براهنی ، 1363).
در انگیزش بیرونی دانش آموزان برای بدست آوردن آنچه مورد علاقه شان می باشد، تلاش و کوشش خود را افزایش می دهند. در چنین موردی، تکلیف به عنوان وسیله ای برای بدست آوردن شیئی مورد علاقه محسوب می شود(لپر، 1988).
2-3-4- انگیزه پیشرفت
هنری موری83 (1938) یکی از پیشگامان این قلمرو، “نیاز به پیشرفت را میل به غلبه بر مشکلات ، تمرین قدرت، تلاش برای انجام دادن امور مشکل و تلاش برای اجرای هر چه سریع تر کارها تعریف کرده است”.چنانچه از این تعریف بر می آید، موری پیشرفت را نیاز تعمیم یافته می داند. او نیز، مانند دیگران معتقد است که لذت پیشرفت در رسیدن به هدف نیست، بلکه در گسترش و تمرین مهارتهاست. به بیان دیگر، این فرایند است که انگیزش پیشرفت را فراهم می کند( فرانکن، 2002، ترجمه ی شمس اسفند آباد و همکاران، 1389) .
موری انگیزه پیشرفت را این گونه تعریف کرد: ” به نتیجه رساندن کار دشوار ، دستکاری یا سازمان دادن اشیاء افراد و عقاید، چیره شدن بر موانع، دست یافتن به معیار عالی، رقابت با دیگران و پیش افتادن از آنها “(شولتز، 1998 ، ترجمه?ی سیف و همکاران، 1388).?
بعضی افراد دارای انگیزه ی سطح بالایی هستند و در رقابت با دیگران و در کارهای خود برای کسب موفقیت به سختی می کوشند، دیگران انگیزه چندانی به پیشرفت و موفقیت ندارند و از ترس شکست آماده خطر کردن برای کسب موفقیت نیستند. در سال 1953 مک کللند و همکارانش کتاب مهمی را با عنوان انگیزه پیشرفت منتشر ساختند و در آن اظهار کردند که بعضی افراد بیش از دیگران بلند پروازند و برای کسب موفقیت در زندگی می کوشند. مقیاس مورد استفاده مک کللند در تعیین میزان انگیزه پیشرفت مقیاس معروف به آزمون اندریافت موضوع است که به وسیله موری (1938) تدوین شده است(سیف، 1376).
انگیزه پیشرفت یعنی گرایش به تلاش برای انتخاب فعالیتهایی که هدفش رسیدن به موفقیت یا دوری از شکست است. این انگیزه یکی از انگیزه های اجتماعی با اهمیت است که ارتباط ویژه ای با کار معلم دارد. از نظر واینر (1980) دانش آموزانی که دارای انگیزه پیشرفت بالایی هستند در مقایسه با دانش آموزان دارای انگیزه پیشرفت پایین، مدت طولانی تری در انجام تکلیف پافشاری می کنند و حتی تجربه شکست نیز مانع این تلاش نمی شود، این دسته افراد، شکست هایشان را به فقدان تلاش (یک شرط قابل تغییر اما درونی ) نسبت می دهند. خلاصه این که دانش آموزان دارای انگیزه پیشرفت بالا ، انتظار موفقیت دارند و زمانی که شکست می خورند بر تلاشهای خود می افزایند(مک کللند و اتکینسون ، 1948 به نقل از کدیور ، 1390).
نیاز به پیشرفت از جمله مواردی است که غالبا برای تشویق و ترغیب افراد به یادگیری مورد استفاده قرار می گیرد. بنابراین دانش آموزانی که دائما تلاش می کنند تا جزء شاگردان خوب مدرسه باشند و با نمره عالی قبول شوند دارای نیاز به پیشرفت بالا و انگیزه پیشرفت بالا هستند. این گروه نسبت به افرادی که در آنها نیاز به پیشرفت پایین است بیشتر از لحاظ درونی برانگیخته می شوند و حس رقابت جویی، بلند پروازی و استقلال خواهی در تصمیم گیری آنها بیشتر است. به طور کلی افراد با انگیزش پیشرفت بالا، کمتر خواهان لذت آنی و پاداش گذرا هستند بلکه هدف آنها بیشتر متوجه پاداش های دور دست و آینده است. دانش آموزان با نیاز به پیشرفت بالا چالش برانگیز و نیازمند تلاش، و بازخورد اصلاحی بیشتر برانگیخته می شوند. در صورتی که دانش آموزانی که به شدت از شکست گریزانند تکالیف کوتاه، خوب تعریف شده و با نتایج روشن و سهل الاصول را تعقیب می کنند(اتکینسون 1980،1983 به نقل از پارسونز، هینسون و براون ، ترجمه اسدزاده و اسکندری، 1388).
هنری موری (1938) نیاز به پیشرفت را چنین تعریف می کند: نیاز به موفقیت، نیاز به بهتر از دیگران کار کردن و فعالیت های همراه با رقابت را خوب انجام دادن (گنجی، 1387).
رابینز84(1993) معتقد است که انگیزه پیشرفت، گرایشی برای پیشی گرفتن از دیگران و تلاش برای دستیابی به موفقیت و پیشرفت با توجه به ملاک های مشخص می باشد. به طور کلی انگیزه پیشرفت در برگیرنده ی الگویی از برنامه ریزی، فعالیت ها و احساس هایی است که با تلاش برای دستیابی به نوعی برتری مرتبط می باشد. جدول(1-2) این ویژگی ها را به تفکیک نشان می دهد(هاشمی جوزانی، 1388 ، به نقل از روستایی 1392).

جدول(1-2)ویژگی های شخصیتی افراد دارای انگیزه پیشرفت و فاقد انگیزه پیشرفت
ویژگی های افراد دارای انگیزه ی پیشرفت
ویژگی های افراد فاقد انگیزه ی پیشرفت
برای دستیابی به موفقیت انگیزه دارند
برای دوری از شکست انگیزه ندارند
تکالیفی با دشواری متوسط را انتخاب می کنند
تکالیفی با دشواری آسان یا سخت را انتخاب می کنند
دارای اعتما به نفس هستند
مضطرب هستند
مسقل هستند
وابسته به بازخورد و هدایت هستند
با پشتکار و پیگیر هستند
بی میلی و ناراحتی دارند
شکست را نتیجه فقدان تلاش تلقی می کن
ند
شکست را نتیجه فقدان توانایی تلقی می کنند
اهداف طولانی مدت دارند
اهداف طولانی مدت ندارند
با اشتیاق و بلند پروازند
بی تفاوتند
از آنچه انجام می دهند احساس غرور می کنند
از آنچه انجام می دهند احساس شرم می کنند
برای آنکه مفهوم انگیزه پیشرفت روشن تر شود در زیر برخی از نظریه های مهم در مورد انگیزه ی پیشرفت را مرور می کنیم:
2-3-5- پیشگامان نظریه انگیزه پیشرفت
در بیشتر پژوهش های مربوط به انگیزه پیشرفت از هنری موری محققی که نقش اصلی را در تبیین این نظریه ایفا می کند، نام می برند. نظریه موری از دو لحاظ حائز اهمیت است؛ نخست آنکه وی اولین محققی است که نیاز به پیشرفت را مطرح کرد. موری یک طبقه بندی بیست گانه در مورد نیازهای انسان ارائه می دهد که در آن نیاز به پیشرفت یکی از آنها به شمار می رود.وی نیاز را کوششی برای فائق آمدن بر مشکلات و موانع می داند که موجب افزایش تواناییهای مطلوب می گردد؛ به طوری که می توان با دیگران رقابت کرد، بر آنان پیروز شد و با موفقیتهای حاصل، عزت نفس خویش را افزایش داد. دومین اهمیت نظریه موری این است که وی برای پژوهش های مربوط به انگیزه پیشرفت، آزمونی ابداع کرد که با آن می توان حالات را مورد ارزیابی قرار داد. این آزمون به تست اندر یافت موضوع85 معروف است و می تواند عقده های ناهشیار و پنهان را آشکار سازد (خداپناهی، 1392).
2-3-6- نظریه ارزیابی شناختی
نظریه ارزیابی شناختی، روشی را برای پیش بینی تأثیر رویداد بیرونی بر انگیزش در اختیار می گذارد. این نظریه توضیح می دهد که چگونه یک رویداد بیرونی (مثل پول، نمره، ضرب الاجل) ، بر انگیزش درونی و بیرونی تأثیر می گذارد. در صورتی که یک رویداد بیرونی به صورت نسبتاً کنترل کننده ارایه شود، انگیزش بیرونی را افزایش ولی انگیزش درونی را کاهش می دهد زیرا که تأثیر زیان بخشی بر خود مختاری دارد. در صورتی که یک رویداد بیرونی به صورت نسبتاً اطلاع رسان ارایه شود، انگیزش درونی را افزایش می دهد زیرا تأ ثیر مثبتی بر شایستگی دارد(ریو، 2005 ، ترجمه سید محمدی، 1391).
2-3-7- نظریه خود مختاری
نظریه خود مختاری تمایز بین انگیزش درونی در برابر بیرونی را به صورت پیوستاری از انواع انگیزش، گسترش می دهد. انگیزش بیرونی چهار نوع است. تنظیم بیرونی، بیانگر انگیزش بیرونی با حداقل خود مختاری است و رفتارهایی که از بیرون تنظیم شده اند، برای به دست آوردن پاداش بیرونی با حداقل خود مختاری است و رفتارهایی که از بیرون تنظیم شده اند، برای به دست آوردن پاداش یا ارضا کردن خواسته ی بیرونی، انجام می شوند. تنظیم درون فکنی شده، بیانگر مقداری خودمختاری است زیرا شخص طوری عمل می کند که انگار مقرارت افراد دیگری را به اجرا می گذارد. تنظیم خود پذیر بیانگر انگیزش بیرونی عمدتاً درونی شده است ، به طوری که فرد اهمیت روش فکر کردن یا رفتار کردن تجویز شده به صورت بیرونی را قبول می کند و آن را شیوه ی رفتار کردن خودش می داند. تنظیم آمیخته، خود مختارترین انگیزش بیرونی است و خودآزمایی لازم برای هماهنگ کردن شیوه ی تفکر و رفتار کردن جدید با شیوه ی تفکر و رفتار کردن پیشین ، در بردارد(ریو، 2005 ، ترجمه سید محمدی، 1391).
2-3-8- نظریه اتکینسون
به نظر اتکینسون رفتار به سوی پیشرفت ناشی از تعارضی است که بین گرایش نزدیکی و دوری به وجود می آید. در هر رفتار

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *