عوامل مؤثر در کارایی

عوامل مؤثر در کارایی

معمولا عوامل موثر در بهره‌وری در کارایی هم تأثیر دارند و موجب افزایش یا کاهش آن می‌شوند

عوامل درون سازمانی خود شامل:

– عوامل سخت‌افزاری: ماشین ‌آلات و تجهیزات و ابزار، تکنولوژی، مواد اولیه، منابع مالی و زمین؛

– عوامل نرم‌افزاری: اطلاعات، دستورالعمل ها، نقشه‌ ها و فرمول ها؛ فایل متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir موجود است.

– عوامل انسان افزاری یا مغزافزاری

– نیروی انسانی: توانایی، تخصص، تجربه، تحصیلات، انگیزه، محیط کار و برخوردهای مدیریت؛

– مدیریت: فلسفه و سبک مدیریت و…

دسترسی به تکنولوژی های اطلاعاتی و عوامل برون ‌سازمانی عواملی هستند که در بهره‌وری بسیار مؤثر هستند ولی بنگاه ها قادر به کنترل آن ها نیستند؛ مانند: سیاست های دولت، قوانین و مقررات ملی و بین‌المللی، محیط کار، دسترسی به منابع مالی، برق، آب، حمل و نقل، ارتباطات و مواد اولیه و… (طاهری، ۱۳۷۶).

 ۲-۶-۴- شاخص های کارایی

هرینگتون امرسون[۱] از معاصران زمان تیلور[۲] محسوب می شود لیکن از آن جایی که او اکثر کار خود را بطور مستقل و در مسیر جداگانه ای به انجام رسانیده بایستی وی را در زمره پیشکسوتان مدیریت علمی به حساب آورد. تاکید عمده امرسون بیشتر بر بازدهی در سازمان های بزرگ خلاصه می شدو از این رو دوازده اصل بنام اصول دوازده گانه کارایی را تدوین نمود (رضائیان، ۱۳۸۶).

این اصول دوازده گانه عبارتند از:

۱- هدف های صریح و روشن

۲- درایت

۳-استشاره تخصصی (مشورت تخصصی انجام دادن)

۴-انضباط

۵-رفتار منصفانه

۶-اسناد و مدارک معتبر

۷-هماهنگی

۸-استانداردها و جداول زمانی

۹-شرایط استاندارد شده

۱۰-عملیات استاندارد شده

۱۱-روش های کار استاندارد و مکتوب

۱۲-پاداش برای انجام صحیح وضایف
شاخص های کارایی که به اشتباه به عنوان شاخص های بهره وری بیان شده اند نسبت ستانده به نهاده می باشند که افزایش آن ها نشان از بهبود است که این شاخص ها نیز به دو دسته تقسیم می شوند:
الف- شاخص های کارایی عمومی

ب- شاخص های کارایی اختصاصی

۲-۶-۵- شاخص های کارایی عمومی

این شاخص ها عموماً با الهام از مفاهیم اقتصاد کلان تعریف شده اند که به دو دسته جزئی و کل عوامل تولید دسته بندی می شوند که ویژگی این شاخص ها به گونه ای است که با محاسبه آن ها می توان بررسی های تطبیقی در واحد اقتصادی طبقه، گروه فعالیت بخش و قسمت اقتصادی را انجام داد . از مهمترین شاخص های کارایی عمومی شاخص های بهره وری نیروی کار، بهره وری سرمایه، بهره وری هزینه شاغلین و بهره وری انرژی را می توان نام برد که از تقسیم ارزش افزوده به عنوان یک ستانده به یک نهاده بدست می آید.(اعرابی،۱۳۸۳).

مفاهیم″کارایی″، ″اثربخشی″ و″بهره وری″، همواره با بهبود روش ها و سیستم ها و به طور کلی، بهبود سازمان، مطرح بوده و از اهمیت خاصی برخوردار است. در فرهنگ سازمانی، غالباً این مفاهیم به جای یکدیگر به کار می روند، در حالیکه کاملاً مفهوم جداگانه ای دارند.

پیتر دراکر[۳]، این تفاوت را به این صورت بیان می کند:

– کارایی یعنی انجام دادن صحیح کار

– اثربخشی یعنی انجام دادن کار صحیح است

پس در جایی که بحث هدف و دستیابی به آن است، با کارایی سر و کار داریم. بحث کارایی چگونگی رسیدن به هدف است نحوه انجام کار و کیفیت مطرح می باشد. اگر هر دو با هم باشند به این معنی است: درست انجام دادن کارهای درست.(پارسائیان، ۱۳۸۳).

جمع کارایی و اثربخشی که در این حالت بهره وری داریم ما گاهی به هدف می رسیم. مثلا فارغ التحصیل می شویم (اثربخشی) اما با چه معدلی؟ (کارایی) اگر هر دو با هم باشند ما به بهره وری رسیده ایم. پس در اثربخشی با انتخاب اهداف درست و در کارایی با چگونگی رسیدن به اهداف سر و کار داریم و در بهره وری با هر دو.

در برخی سازمان ها کارایی به اثربخشی منجر می شود. در برخی هم بین این دو رابطه وجود ندارد و امکان دارد یک سازمان از کارایی بالاتری برخوردار باشد ولی نتواند به هدف هایش برسد. زیرا کالایی را تولید می کند که متقاضی زیادی ندارد به همین گونه امکان دارد یک سازمان به هدف های سودآور خود برسد ولی کارایی نداشته باشد.

استراتژی الگوی بنیادی از اهداف فعلی و برنامه ریزی شده، بهره برداری و تخصیص منابع و تعاملات یک سازمان با محیط است.

به طور خلاصه، استراتژی به واحد یا طرح یک عملیات بلند مدت گفته می شود که برای رسیدن به هدف مشخص و طراحی شده است که شامل زمینه های گوناگون تصمیم گیری است در رابطه با محیط.(رضائیان، ۱۳۸۶).

استراتژی دارای سه عنصر است:

۱- اهداف

۲- راه ها

۳- منابع

فرایند مدیریت استراتژیک عبارتند از:

۱- تدوین استراتژی

۲- اجرای استراتژی

۳- ارزیابی استراتژی

در تدوین استراتژی به اثربخشی تاکید می شود. ارزیابی سازمان برای تعیین اینکه آیا کارهای درست را انجام میدهد یا خیر و مشخص نمودن شیوه ای که می تواند کارها را به شیوه ای اثربخش تر انجام دهد عصاره فرایند تدوین استراتژی می باشد.

مدیریت در استراتژی با چنین مسایلی روبرو است:

تعیین هدف های سالانه، تدوین سیاست ها، تخصیص منابع، تغییر ساختار کنونی سازمان، تجدید ساختار و مهندسی مجدد، تجدید نظر در پاداش و برنامه های انگیزشی، کاهش دادن مقاومت هایی که در برابر تغییرات ایجاد می شود، وفق دادن مدیران با استراتژی، تقویت فرهنگی که پشتیبان استراتژی می باشد، تطبیق فرایندهای تولید (عملیاتی) با استراتژی؛ تشکیل یک واحد منابع انسانی اثربخش و در صورت لزوم کاهش دادن نیروی انسانی، در اجرای استراتژی به کارایی تاکید می شود. در مرحله ارزیابی کنترل های لازم در مورد اجرای درست استراتژی و تحقق اهداف استراتژی انجام می شود.

اگر هدف ها تحقق بایند و منابع بصورت مطلوب به کار گرفته شوند بهره وری حاصل شده است. در این صورت استراتژی درست انتخاب شده و درست اجرا شده است. استراتژی اثربخش بوده و کارا اجرا شده است.

اگر هدف ها تحقق بایند ولی فدری اتلاف منابع داشته باشیم و در این صورت استراتژی اثربخش بوده ولی بصورت ناکارا اجرا شده است لذا اقدام اصلاحی در نحوه (اجرای) استراتژی باید اعمال شود. اگر هدف ها تحقق نیابند آنگاه استراتژی درست انتخاب نشده است و استراتژی نا موثر می باشد و به دنبال تدوین و اجرای استراتژی اثربخش می رویم. لذا نقش اثربخشی روی استراتژی این است که استراتژی درست انتخاب شود نقش کارایی روی استراتژی این است که از منابع به صورت کارا استفاده شود. (رضائیان، ۱۳۸۶).

  1. ۱٫ Harrington Emerson
  2. ۱٫ Taylor
  3. ۱٫ Peter Drucker
Share

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *