فاصله­ ی روانشناختی و جنبه های ان

فاصله­ی روانشناختی

 

افزایش رفتارای ناهنجاری چون خشونت، قلدری و خشونت در محیط­های آموزشی و در بین نوجوانان و جوانان کارشناسان بخش­های جور واجور مثل تعلیم و تربیت رو بر اون داشته تا به بررسی ریشه­ها و عوامل تعیین­کننده­ی رفتار افراد با بقیه بدن. در این مورد بعضی از کارشناسان عوامل اجتماعی و فرهنگی رو روش زوم کرده­ان، عده­ای به عوامل مربوط به خونواده و مدرسه پرداخته­ان و در آخر تعدادی از کارشناسان هم عوامل شخصیتی و ریشه­های روانشناختی رفتار افراد با بقیه رو روش زوم کرده­ان و پس فاصله­ی روانشناختی رو به عنوان یکی از عوامل روانشناختی زمینه­ساز رفتارای ضداجتماعی و ناهنجار معرفی کرده­ان (هاردی، بتاچرجی، رید و آکوئینو، 2010).

خانواده

 

2-3-1- جهت­گیری غلبه اجتماعی

بی عدالتی، اختلاف و نابرابری تجربه­­ای گسترده در تموم جوامع انسانیه. منشأ این اختلافات و نابرابری­ها بعضی وقتا قومیت، نژاد، مذهب و یعنی عضویت افراد تو یه گروهه. نتیجه بد این اختلافات و نابرابری­ها مثل رشد رو به رشد خشونت­های گروهی، توجه نظریه­پردازان رو به بررسی این موضوع و تئوری­پردازی در این مورد جلب کرده.

یکی از نظریه­هایی که در سطوحی چندگانه به بررسی این موضوع می­پردازه نظریه­ی غلبه اجتماعیه. در این نظریه تموم جوامع بشری طبق مجموعه مراتب گروهی منظم­ان (سیدانیوس[1] و پراتو، 1999) و مبنای این مجموعه مراتب عوامل مختلفی چون نژاد، جنسیت، قومیت، ملّیت، مذهب و … می­باشه. در این نظریه جوامع با به رسمیت شناختن برتری یه گروه نسبت به بقیه گروه­ها تلاش در کاهش اختلافات و بی عدالتی­ها دارن. یعنی، جوامع بی عدالتی­های موجود در بین گروه­ها رو با گسترش این باور که یه گروه نسبت به بقیه گروه­ها برتری داره توجیه می­کنن و این باور به طور وسیع و به عنوان یه حقیقت رو از طرف اعضای جامعه قبول کرده می­شه. این باعث می­شه ارزش­های مثبت اجتماعی مثل شغل، ثروت و رفاه به افراد گروه برتر تخصیص داده ­شه و ارزش­های منفی اجتماعی واسه افراد گروه زیردست در نظر گرفته ­شه (پراتو، سیدانیوس، استالورت و ماله، 1994).

هرچند این نظریه به نقش جوامع اهمیت زیادی می­بده اما همه­ی افراد یه جامعه به طور برابر تحت اثر این عقاید قرار نمی­گیرند و در افراد واسه موقعیت­های اجتماعی مشابه فرق­های بسیاری در برخورد با گروه­های دیگه، بی عدالتی و ترجیح نابرابری به چشم می­خورد. این فرق­ها تصادفی و یا به وجود اومده توسط محیط افراد نیس بلکه، به جهت­گیری روانشناختی افراد نسبت به ارتباطات گروهی و مجموعه مراتبی مربوطه که جهت­گیری غلبه اجتماعی نامیده می­شه. پس، جهت­گیری غلبه اجتماعی متغیر اساسی فرق­های فردی در موردقبول و یا نبود پذیرش ارتباطات نابرابر گروهیه (پراتو، سیدانیوس و لوین، 2006).

جهت­گیری غلبه اجتماعی اول به عنوان اندازه تمایل افراد واسه غلبه و برتری اجتماعی خود و گروه­شون بر بقیه گروه­ها (سیدانیوس،1993؛ به نقل از میچینو، دامبران، گایموند و مئوت، 2005) و بعدا به شکل تمایل کلی آدما به ارتباطات نابرابر بین گروه­های اجتماعی تعریف شد (سیدانیوس، لوین، فدریکو و پراتو، 2001). ، جهت­گیری غلبه اجتماعی یه جهت­گیری نگرشی کلی نسبت به ارتباطات بین­گروهیه و نشون دهنده افکار و عقاید افراد مبنی بر اینه که فرد و یا گروهی از افراد نسبت به بقیه جهت برخورداری از برتری و شکست دادن بقیه سزاوارترند و همین امر باعث تخصیص نامتناسب بیشتر منابع اجتماعی به افراد گروه برتر می­شه. پس افراد با جهت­گیری غلبه اجتماعی بالا نسبت به آدمایی که از جهت­گیری غلبه اجتماعی کمتری دارن بیشتر از روابط نابرابر و سلسه مراتبی گروه­ها ساپورت می­کنن (پراتو، سیدانیوس، استالورت و ماله، 1994).

سیدانیوس و پراتو (1999) فکر می کنند که اندازه جهت­گیری غلبه اجتماعی و تمایل به روابط نابرابر و مجموعه مراتبی به جایگاه فرد و گروه هم بستگی داره. بدین صورت که افراد دارای جایگاه بالا در مقایسه با افراد دارای جایگاه پایین، بیشتر به حفظ ساختار اجتماعی مجموعه مراتبی و جایگاه خود تمایل دارن. از طرفی، جهت­گیری غلبه اجتماعی به عنوان یه صفت و ویژگی در نظر گرفته می­شه که از دید محتوایی با بعضی از جنبه های شخصیت مثل توافق­پذیری و گشودگی به تجارب (هیون و بوسی[6]، 2001) به شکل برعکس در ارتباطه و بر سطح پیشداوری نسبت به بقیه گروه­ها و بعداً بی عدالتی و خشونت نسبت به اونا اثر می­گذارد (میچینو، دامبران، گایموند و مئوت، 2005). علاوه بر این، افراد با جهت­گیری غلبه اجتماعی به عنوان آدمایی خشن، سلطه­جو و جستجوگر بی­توجه­ی قدرت توضیح شده­ان که در ارتباطات خود هم خواهان سلطه و شکست دادن بقیه هستن و این به اشکال مختلفی چون پیشداوری، بی عدالتی، خشونت و خشونت­های بین­گروهی کرد می­یابد (لوین، فدریکو، سیدانیوس، رابینوویتز[7]، 2002).

بر این پایه، توجه به بقیه و هر نوع جهت­گیری جامعه ­پسندانه که نشون دهنده اهمیت و توجه به بقیه باشه به طور منفی با جهت­گیری غلبه اجتماعی در ارتباطه (لالوند، گیگیور، فونتاین، اسمیت[8]، 2007). به خاطر این، جهت­گیری غلبه­ی اجتماعی درک ما از افراد و گروه­هایی رو مشخص می­کنه که از نظر روانشناختی دور هستن.

 

2-3-2- حریم رعایت اخلاقی

بعد دیگه سازه­ی فاصله­ی روانشناختی، حریم رعایت اخلاقیه. حریم رعایت اخلاقی نشون دهنده مرز و محدوده­ایه که در اون افراد و گروه­ها به صورتی تعریف می­شن که فرد دوست داره نسبت به اونا توجه اخلاقی نشون بده (رید و آکوئینو، 2003). دامنه­ی این مرز می­تونه از علاقه و تمرکز صرف بر نیازای خود تا در نظر گرفتن تموم آدم­ها و یا جایی بین این دوحد باشه. پس آدمایی با حریم رعایت اخلاقی تقریباً وسیع به جای دقیق شدن و فوکوس کردن بر فرق­های بین­گروهی، مرز و محدوده­ی خود رو وسیع تعریف می­کنن تا افراد زیادی رو در برگیرد. اینجور آدمایی، افراد بیگانه (آدمایی با گذشته و وابستگی­های گروهی متفاوت و حتی ناشناس­ها) رو آدمایی مهم می­دانند و نسبت به اونا توجه اخلاقی روا می­دارن. چیزی که بعد حریم رعایت اخلاقی می­سنجد، درک ما از افراد دیگه به عنوان افرادیه که از نظر روانشناختی در مبدأ و نزدیک هستن، همراه با تعریف گروه، با درجه­ی عمومیت بسیار، که با تقسیم منابع محدود با بقیه و نشون دادن رفتار جامعه ­پسند نسبت به اونا در ارتباطه (هاردی، بتاچرجی، رید و آکوئینو، 2010).

 

[1] Sidanius

[2] Stallworth

[3] Malle

[4] Michinov, Dambrun, Guimond & Meot

[5] Federico

[6]Heaven & Bucci

[7]Rabinowitz

[8]Lalonde, Giguere, Fontaine & Smith