منابع مالی دولت اسلامی

2-9 منابع مالی دولت اسلامی
از آن جایی که دولتها، از انتشار پول جدید به عنوان یکی از منابع تأمین مالی خود استفاده میکنند، لازم است در مورد منابع مالی دولتها هم بحث شود و جواز و مشروعیت آن مورد بررسی قرار گیرد، ولی چون از مجال این نوشتار خارج است به توضیحات اجمالی اکتفا میشود.
از جمله منابع مالی که اسلام 2-9 منابع مالی دولت اسلامی
از آن جایی که دولتها، از انتشار پول جدید به عنوان یکی از منابع تأمین مالی خود استفاده میکنند، لازم است در مورد منابع مالی دولتها هم بحث شود و جواز و مشروعیت آن مورد بررسی قرار گیرد، ولی چون از مجال این نوشتار خارج است به توضیحات اجمالی اکتفا میشود.
از جمله منابع مالی که اسلام خیلی به آن سفارش کرده و میتواند نقش به سزایی در اداره جامعه داشته باشد، و همواره در قرآن به همراه نماز به آن امر شده است، زکات است. علاوه بر زکات، خمس و مالیات های حکومتی، خراج و غنیمت و فدیه، جزیه نیز از جمله منابع مالی حکومت به شمار میآید.
امام خمینی در کتاب ولایت فقیه خود منابع مالی حکومت اسلامی را نام برده و به دلیل عظمت آن، ضرورت وجود حکومت اسلامی را ثابت میکنند، که این منابع بدین شرح است:
« مالیاتهایى که اسلام مقرر داشته و طرح بودجه‏اى که ریخته، نشان مى‏دهد تنها براى سد رمق فقرا و سادات فقیر نیست؛ بلکه براى تشکیل حکومت و تأمین مخارج ضرورى یک دولت بزرگ است. مثلاً خمس یکى از درآمدهاى هنگفتى است که به بیت المال مى‏ریزد و یکى از اقلام بودجه را تشکیل مى‏دهد. طبق مذهب ما، از تمام منافع کشاورزى، تجارت، منابع زیرزمینى و روى زمینى، و به طور کلى از کلیه منافع و عواید، به طرز عادلانه‏اى خمس‏ گرفته مى‏شود. به طورى که از سبزى فروش درب این مسجد تا کسى که به کشتیرانى اشتغال دارد، یا معدن استخراج مى‏کند، همه را شامل مى‏شود. این اشخاص باید خمس اضافه بر درآمد را پس از صرف مخارج متعارف خود به حاکم اسلام بپردازند تا به بیت المال وارد شود. بدیهى است درآمد به این عظمت براى اداره کشور اسلامى و رفع همه احتیاجات مالى آن است. هرگاه خمسِ درآمد کشورهاى اسلام، یا تمام دنیا را، اگر تحت نظام اسلام درآید، حساب کنیم، معلوم مى‏شود منظور از وضع چنین مالیاتى فقط رفع احتیاج سید و روحانى نیست؛ بلکه قضیه مهمتر از اینهاست. منظور رفع نیاز مالى تشکیلات بزرگ حکومتى است. اگر حکومت اسلامى تحقق پیدا کند، باید با همین مالیاتهایى که داریم، یعنى خمس و زکات که البته مالیات اخیر زیاد نیست، جزیه و خراجات یا مالیات بر اراضى‏ملى کشاورزى، اداره شود …
از طرفى، جزیه، که بر اهل ذمه مقرر شده، و خراج که از اراضى کشاورزى وسیعى گرفته مى‏شود، درآمد فوق العاده‏اى را به وجود مى‏آورد… وظیفه حاکم و والى است که بر اهل ذمه بر حسب استطاعت مالى و درآمدشان مالیات سرانه ببندد؛ یا از مزارع و مواشى آنها مالیات متناسب بگیرد. همچنین، خراج یعنى مالیات بر اراضى وسیعى را که «مال اللَّه» و در تصرف دولت اسلامى است، جمع‏آورى کند. این کار مستلزم تشکیلات منظم و حساب و کتاب و تدبیر و مصلحت‏اندیشى است؛ و با هرج و مرج انجام شدنى نیست. این به عهده متصدیان حکومت اسلامى است که چنین مالیاتهایى را به اندازه و به تناسب و طبق مصلحت تعیین کرده؛ سپس جمع‏آورى کنند، و به مصرف مصالح مسلمین برسانند.»
دولتها فقط از راههای شرعی میتوانند کسب درآمد کنند. پس همهی راههای پیش روی دولتها باید بررسی فقهی شود. انتشار اسکناس و چاپ پول بدون پشتوانه، یکی از راههای درآمدی دولت است که از طریق بانک مرکزی بدست میآید و از این طریق قدرت خرید مردم کاهش پیدا کرده و مالیات تورمی بر مردم تحمیل میشود که وجاهت شرعی و قانونی ندارد. پس دولتها برای کسب درآمد و تأمین کسری بودجه میتوانند به خمس، زکات، جزیه و در نهایت در صورت کافی نبودن به مالیاتهای متعارف که وجاهت قانونی دارند، متوسل شوند؛ ولی نمی توانند از مردم مالیات تورمی بگیرند
خیلی به آن سفارش کرده و میتواند نقش به سزایی در اداره جامعه داشته باشد، و همواره در قرآن به همراه نماز به آن امر شده است، زکات است. علاوه بر زکات، خمس و مالیات های حکومتی، خراج و غنیمت و فدیه، جزیه نیز از جمله منابع مالی حکومت به شمار میآید.
امام خمینی در کتاب ولایت فقیه خود منابع مالی حکومت اسلامی را نام برده و به دلیل عظمت آن، ضرورت وجود حکومت اسلامی را ثابت میکنند، که این منابع بدین شرح است:
« مالیاتهایى که اسلام مقرر داشته و طرح بودجه‏اى که ریخته، نشان مى‏دهد تنها براى سد رمق فقرا و سادات فقیر نیست؛ بلکه براى تشکیل حکومت و تأمین مخارج ضرورى یک دولت بزرگ است. مثلاً خمس یکى از درآمدهاى هنگفتى است که به بیت المال مى‏ریزد و یکى از اقلام بودجه را تشکیل مى‏دهد. طبق مذهب ما، از تمام منافع کشاورزى، تجارت، منابع زیرزمینى و روى زمینى، و به طور کلى از کلیه منافع و عواید، به طرز عادلانه‏اى خمس‏ گرفته مى‏شود. به طورى که از سبزى فروش درب این مسجد تا کسى که به کشتیرانى اشتغال دارد، یا معدن استخراج مى‏کند، همه را شامل مى‏شود. این اشخاص باید خمس اضافه بر درآمد را پس از صرف مخارج متعارف خود به حاکم اسلام بپردازند تا به بیت المال وارد شود. بدیهى است درآمد به این عظمت براى اداره کشور اسلامى و رفع همه احتیاجات مالى آن است. هرگاه خمسِ درآمد کشورهاى اسلام، یا تمام دنیا را، اگر تحت نظام اسلام درآید، حساب کنیم، معلوم مى‏شود منظور از وضع چنین مالیاتى فقط رفع احتیاج سید و روحانى نیست؛ بلکه قضیه مهمتر از اینهاست. منظور رفع نیاز مالى تشکیلات بزرگ حکومتى است. اگر حکومت اسلامى تحقق پیدا کند، باید با همین مالیاتهایى که داریم، یعنى خمس و زکات که البته مالیات اخیر زیاد نیست، جزیه و خراجات یا مالیات بر اراضى‏ملى کشاورزى، اداره شود …