منبع تحقیق درباره هموارسازی سود

رشد

(آندرس و دیگران، 2014: سیلهان، 2014: کردستانی و رودنشین،1385)
1-7 قلمرو پژوهش
1-7-1 قلمرو موضوعی
قلمرو موضوعی این پژوهش، بررسی رابطه بین اجزای تعهدی سود با میزان هموارسازی سود و فرصت های رشد می باشد.
1-7-2 قلمرو زمانی انجام پژوهش
از نظر زمانی، دورهی زمانی در این در طی دوره بین سال های 1387 تا 1392 میباشد.
1-7-3 قلمرو مکانی پژوهش
از لحاظ قلمرو مکانی، این پژوهش در بورس اوراق بهادار تهران انجام میگیرد.
1-8 تعریف متغیرها
1-8-1 تعاریف مفهومی
الف: اجزای تعهدی سود:
به آن بخش از سود حسابداری گفته میشود که زمان وصول مورد توجه قرار نمیگیرد بلکه زمان تحصیل یا تحقق آن در شناسایی و ثبت سود حسابداری اهمیت دارد(کردستانی و رودنشین، 1385).
ب: هموار سازی سود:
هموارسازی سود به عنوان اقدامی آگاهانه و عامدانه برای کاهش تغییرها و نوسانهای دورهای سود گزارش شده یا سود مورد پیشبینی از طریق استفاده از فن گزینهای حسابداری در چهارچوب اصول پذیرفته شده عمومی حسابداری تعریف شده است(بادآور نهندی و دیگران، 1389).
ج: فرصت های رشد:
ارزش یا مطلوبیت داراییهای یک شرکت در گروه توانایی آن در ایجاد جریانات نقدی در یک دورهی معین زمانی است(آندرس و دیگران، 2014).
1-8-2 تعاریف عملیاتی
الف: اجزای تعهدی سود:
1- تغییرات حسابهای دریافتنی:
تغییرات سالانه حسابهای دریافتنی: از تفاوت مانده پایان دوره و اول دوره بدست میآید.
جمع کل دارایی ها / (سایر حسابها و اسناد دریافتی تجاری + حسابها و اسناد دریافتی تجاری) = حساب های دریافتنی
جمع کل دارایی ها / (طلب از شرکتهای گروه و شرکت های وابسته +
2- تغییرات حسابهای پرداختنی:
تغییرات سالانه حسابهای پرداختنی: از تفاوت مانده پایان دوره و اول دوره بدست می آید.
جمع کل دارایی ها / (سایر حسابها و اسناد پرداختنی تجاری + حسابها و اسناد پرداختنی تجاری) = حساب های پرداختنی
جمع کل دارایی ها / (بدهی شرکتهای گروه و شرکت های وابسته +

3- تغییرات در موجودی کالا:
تغییرات سالانه موجودی کالا: از تفاوت مانده پایان دوره و اول دوره بدست می آید.
تغییرات در موجودی کالاست که با استفاده از مدل (لیو و دیاگاراجان)، (آباربانل و بوشی) و (باسو و وانگ) به شرح زیر محاسبه میشود:
Inventory (INV) = Δ Inventory – Δ sales
: Δ Sales تغییرات در فروش خالص.
: Δ Inventory تغییرات ساخت شده در موجودی کالای.
ب: هموارسازی سود:
در پژوهش حاضر اقلام تعهدی اختیاری به عنوان شاخص سنجش هموارسازی سود مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد. در این پژوهش برای محاسبه اقلام تعهدی اختیاری از مدل تعدیل شده جونز استفاده میشود:
جمع اقلام تعهدی از دو طریق ترازنامهای و سود و زیانی قابل محاسبه است. در این پژوهش جمع اقلام تعهدی از طریق سود و زیان به شرح زیر محاسبه شده است:
TA i.t = EARN i.t – CFO i.t
TA i.t= جمع اقلام تعهدی شرکت i در سال t
EARN i.t= سود قبل از اقلام غیر مترقبه شرکت i در سال t
CFO i.t= وجه نقد عملیاتی (جریان های نقدی ناشی از فعالیت های عملیاتی) شرکتi در سال t
ج: فرصت های رشد:
اندوخته طرح و توسعه+ اندوخته قانونی + سود و زیان انباشته + سرمایه) – جمع کل داراییها)= فرصت های رشد شرکت
جمع کل دارایی ها / (میانگین ارزش بازار کل سهام شرکت در طی دوره + (سایر اندوخته ها +
فصل دوم:
مبانی نظری و پیشینه پژوهش
2-1 مقدمه
به طور کلی هموارسازی سود عبارت است از اعمال نظر مدیریت شرکت در تقدم و تاخر ثبت حسابداریهزینه ها و درآمدها و یا به حساب گرفتنهزینه ها یا انتقال آنها به سالهای بعد به طوری که باعث شود شرکت در طول چند سال مالی متوالی از روند سود بدون تغییرات عمده برخوردار باشد. هدف مدیریت این است که شرکت را در نظر سرمایهگذاران و بازار سرمایه با ثبات و پویا نشان دهد. اهمیت دادن به درآمد و سود حسابداری گزارش شده، یک فرضیهای وجود دارد که مدیران جستجو میکند که سود را در طی تمام دوره هموار نماید بطوریکه جریان سود ثابت بیشتر با واریانس سالانه کمتر منتهی به ارزشگذاری شرکت بالاتر میشود. در برخی موارد این بحث پیشنهاد میگردد که یک بازار سهام طبیعی نمیتواندداده های حسابداری را بطور صحیح شرح دهد. رونن و سادن به تناوب پیشنهاد میکنند که مدیران هموارسازی سود را برای پیشگوئی کردن بهینه (بوسیله افراد برون سازمانی) از جریانات نقدی که ارزش شرکتها بر آن مبنا قرار میگیرد، تسهیل میکند(قائمی و دیگران، 1382).
گسترش مرزهای اقتصادی با تداوم انقلاب صنعتی در قرن نوزدهم، ایجادکارخانه های بزرگ و نیاز به اجرای طرحهای عظیم صنعتی که نیازمندسرمایه های کلان بود سرعت گرفت. تامین چنین سرمایههایی از امکانات مالی یک یا چند سرمایهگذار فراتر بود و از سوئی، یک یا چند سرمایهدار نیز آمادگی پذیرفتن خطر تجاری چنین فعالیتهای بزرگی را نداشتند. بنابراین تنظیم نحوه اداره شرکتهای سهامی و روابط بین صاحبان سهام از طریق وضع قوانین و مقررات توسط دولتهاو نظم یــــافتن بخشی از معاملات اوراق بهادار در چارچوب ایین نامههای بورسهای اوراق بهادارباعث فزونی سرمایهگذارانی شد که نه مستقیماً در اداره شرکتها مشارکت داشتند و نه دارای چنین تمایلی بودند(مرادی، 1387).
ادامه فرآیند تحول در مناسبات مالکیت و اداره سرمایه در کشورهای توسعه یافته صنعتی، به پیدایش گروه تازهای از مدیران کارآزموده و حرفهای انجامید که در عین اقتدار کامل در اداره واحدهای اقتصادی، گاه در سرمایه آنها سهمی ناچیز داشتند و اندیشه جدایی مالکیت از مدیریت را مصداق عملی بخشیدند. میلیونها نفر که پساندازهای خود را از راه سرمایهگذاری در اوراق بهادار شرکتها به آنها سپردهاند. برای اطمینـــان از اینکه وجوه سرمایهگذاری شده آنان به طور درست و موثر استفاده میشود ناگزیرند به صورتهای مالی سالانه و میان دورهای شرکتها اتکا کنند. افرادی نیز پس اندازهای خود را به بانکها و موسسات دیگر میسپارند که آنها هم به نوبه خود این وجــــوه را در سهام شرکتها سرمایهگذاری میکنند. بنابراین، تقریباً هر فردی به طور مستقیم یا غیرمستقیم منافعی در شرکتها دارد و حفظ منابع عمومی مستلزم گزارشهای قابل اتکا و به موقع از عملیات و سلامتی مالی شرکتهای سهامی عام است. موسسات سرمایهگذاری، بانکها و سرمایهگذاران برای اعطای اعتبار و سرمایهگذاری در شرکتها، ریسکهای مختلفی را درنظر میگیرند که یکی از آنها ریسک بازار یا ریسک تجاری است. در کشورهای توسعه یافته، باتوجه به ریسکی که برای واحد تجاری در نظر گرفته میشود نرخ بهره اعتبارات مشخص گردیده و باتوجه به ریسک شرکت وثیقه مناسب اخذ میگردد. همچنین سرمایهگذاران به سمت شرکتهایی تمایل دارند که ریسک کمتری داشته و متناسب با آن بازده مناسبی نیز داشته باشند. از آنجایی که ریسک بازار یک شرکت با نوسانات بازده سهام آن اندازهگیری شده و قیمت سهام نیز به نحوی با سود هر سهم(EPS) شرکت در ارتباط است لذا شرکتها تمایل دارند با کاهش نوسانات در سود هر سهم باعث کاهش در نوسانات بازده گردیده و در نهایت تصور سرمایهگذاران و اعتباردهندگان را از ریسک شرکت تحت تاثیر قرار دهند. لذا اقدام به هموارسازی سود میکنند تا از این طریق باعث ایجاد جریان ثابت رشد سود گزارش شده گردند(مهرانی و عارف منش، 1387).
زیرا سرمایه‌گذاران برای سرمایه
‌گذاری در شرکتی که دارای جریان هموار سود است، مبلغ بیشتر حاضرند بپردازند. این امر خصوصا در میان شرکت‌های پذیرفته شده در بورس با هدف اثرگذاری بر قیمت سهام می‌تواند بیشتر مطرح باشد بنابراین.
تحقیق و تحلیل همه جانبه در بازارهای اوراق بهادار ونتیجه گیری صحیح میتواند سرعت رشد و شکوفایی این بازارهای را تحقق بخشیده و با توجه به کثرت سرمایهگذاران اطمینانی منطقی را که نتیجه کارائی بازار اوراق بهادار است را در اختیار انان قرار دهد و بالبطع علاقهمندی سرمایهگذاران و اعتباردهندگان و تحلیلگران بر ریسک و بازده شرکت باعث گردیده تا انان هموارسازی سود را بعنوان عاملی تاثیرگذار بر ریسک وبازده در شرکتهای سرمایهپذیر بیشتر مورد توجه قرارداده و تمرکز اصلی گزارشگری مالی را بر پیش بینی میزان سود بعنوان یک شاخص عملکرد واحد تجاری بیشتر مد نظر قرار دهند(مهرانی و عارف منش، 1387).
2-2 مبانی نظری
2-2-1 مفهوم درآمد و سود
تعریف سود از نظر اقتصاددانانی مانند هیکس ، که از نظر مفهومی و تعیین پایهروش های شناسایی سود، مورد قبول حسابداران نیز قرار گرفته، این است که سود عبارت از میزان پولی است که اگر در طول یک دوره خرج شود، وضعیت شخص در پایان دوره مانند اول دوره باشد .از تعریف فوق مفهوم نگهداشت سرمایه استخراج شده است.
یکی از انواع مفاهیم نگهداشت سرمایه، مفهوم نگهداشت پول یا سرمایه مالی است که برحسب واحد پولی محاسبه می‌شود و درحال‌حاضر مبنای اصلی تدوین استانداردهای حسابداری قرار گرفته است. با استفاده از مفهوم نگهداشت سرمایه مالی می‌توان گفت که سود عبارت از مبلغی است که شرکت می‌تواند پس از پایان دوره مالی به صاحبان سهام خود پرداخت کند و در میزان سرمایه صاحبان سهام از نظر پولی (مبلغ) تغییری ایجاد نشود. براساس مفاهیم نظری گزارشگری مالی، درامد عبارت است از افزایش در حقوق صاحبان سرمایه، به‌جز مواردی که به آورده صاحبان سهام مربوط می‌شود. بطور کلی مفاهیم نظری سود به شرح ذیل قابل بیان میباشد(نوروش و حسینی، 1388).
2-2-1-1 مفهوم سود در سطح ساختاری:
در این سطح سود براساس یکسری قوانین که عمدتا باپدیده های دنیای واقعی بی ارتباطند تعریف میشود. در این سطح اصطلاحاتی همانند تخصیص هزینه، فرض تطابق در نظر گرفته میشود. سود شامل خلاصهای از اقلام مثبت ومنفی است که بعضی از آنها مفهوم تغییری نداشته ولو اینکه برای سرمایهگذاران حاوی اطلاعات باشد(هاشمی و محمدی، 1388).
2-2-1-2 مفهوم سود در سطح معنائی:
تعریف سود از دیدگاه اقتصادی و حسابداری در سطح معنایی انجام میشود. در این سطح بر اساس تعاریف موجود، سود اقتصادی را نمیتوان هموار نمود لذا هموارسازی سود در مورد سود حسابداری معنیدار است.تفاوت این دو مفهوم ناشی ازروش های اندازهگیری آنهاست(هاشمی و محمدی، 1388).
2-2-1-3 مفهوم سود در سطح رفتاری:
تعاریف و تقسیم بندی دیگری از سود به شرح ذیل نیز میتواند میزان استفاده استفادهکنندگان را از مفهوم سود افزایش دهد(هاشمی و محمدی، 1388).
سود وقایع اقتصادی و سود حاصل از منابع خاص سود مستمر و سود غیر مستمر سود بعنوان ارزش افزوده بازده تعدیل شده براساس ریسک عوامل مختلفی بر بازده و ریسک یک سهام تاثیر میگذارند. ویلیام اف.شارپ براساس تحقیقات قبلیاش با هاری مارکویتز عوامل تاثیرگذار بر بازده و ریسک یک سهم را به دو دسته تقسیم کرد: آنهایی که بستگی به شرکت دارند (ریسک غیرسیستماتیک) و آنهایی که با بازار در ارتباط هستند (ریسک سیستماتیک). بازده یک سهام را می توان به صورت زیر نوشت:
Rit = aI +b iRMt = et
به طوری که:
Rit= بازده دارایی i در دوره t
s RMt= بازده همه سهامهای بازده برای دوره t
et= اشتباه تصادفی در فرایند برای دوره t.
این مدل به نام مدل بازار شناخته شده است. مهمترین فرض مدل بازار این است که تغییرات در یک سهام منفرد ناشی از عواملی است که بر کل بازار تاثیر میگذارد. وقتی بدره سهام تشکیل میشود. ریسک غیرسیستماتیک حـــــذف شده و ریسک سیستماتیک باقی میماند.
طبق تعریف، بازده تعدیل شده براساس ریسک عبارت است از تفاوت بین بازده واقعی یک دارایی و بازدهی ناشی از نوسانات بازار آن دارایی (ضریب بتا). از این رو تئوریسنهای بازار، نوسانات بازار را با ریسک برابر میدانند. بازده تعدیل شده براساس ریسک را ضریب آلفا نیز مینامند. نام آلفا از حرف a در معادله خطی y=a+bx گرفته شده است(بال و شیواکامر، 2005).

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

غالباً معیار عملکرد تعدیل شده براساس ریسک برای مقایسه سرمایه گذاریهای مختلف مورد استفاده قرار میگیرد. معیاری که در حال حاضر در موسسات مشاوره سرمایهگذاری مانند مورنینگ استار یا میکروپال به کار گرفته میشود. این معیار معمولاً بازده میانگین را برای سطح ریسک آن سرمایهگذاری تعدیل میکند.(بال و شیواکامر، 2005).
2-2-2 بازده غیرنرمال
برای آنکه بازده غیرنرمال را در بلندمدت اندازهگیری کنیم گام اول این است که بازده نرمال را تعریف کنیم. در مدلهای هنجاری قیمتگذاری دارائیها شواهد کمی برای نحوه تعریف بازده نرمال بلندمدت دارند. آزمونهای بازده غیر نرمال بلندمدت براساس دو رویکرد طبقهبندی میشوند:
رویکرد سریهای زمانی؛
رویکرد عرضی.
«کتاری» و «وارنر» (1996) مدل بازار، CAPM و مدل سه عامله فاما – فرنچ را به عنـــوان مدلهای سریهای زمانی طبقهبندی کردند. هنگام کاربرد این مدلها یک خاصیت مشترک وجود دارد:
پارامترهای آنها باید در دوره ای غیر از دوره نمونــه برآورد شود. فرض اصلی این مــــدلها این است که این پارامترها تغییر نمیکنند. هنگامی که محققان بازده غیرنرمال را برای دورهای بیش از پنج سال مورد بررسی قرار میدهند این پیش فـرض مخدوش مــــیگردد(لاتریدس، 2010).
تعداد زیادی از محققان از یک بدره مبنا یا بدره مشابه برای محاسبه بازده مورد انتظار استفاده میکنند. این رویکرد را رویکرد عرضی مینامند. برتری این رویکرد این است که نیازی به اطلاعات تاریخی برای تخمین پارامترها ندارد. پیش فرض اصلی این رویکرد عبارت است از اینکه بدره مشابه در همه خواص با بدره ما یکسان است(کریشنهیتز، 2004).
برای هر ماه، بازده غیرنرمال هر سهم با کسرکردن بازده مورد انتظار از بازده واقعی به دست میآید. میانگین بازده غیرنرمال همه سهامهای آن بدره در آن ماه، بازده غیرنرمال آن ماه بدره را تشکیل مــــیدهد. این بدره هرماه مورد بازبینی قرار میگیرد و همان مراحل برای محاسبه بازده غیرنرمال بدره تکرار میگردد(مرادی، 1387).
2-2-3 مفهوم هموارسازی سود:
یکی از مباحث مهم مدیریت سود، هموارسازی سود میباشد. به طور کلی هموارسازی سود عبارت است از اعمال نظر مدیریت شرکت در تقدم و تاخر ثبت حسابداریهزینه ها و درآمدها و یا به حساب گرفتنهزینه ها یا انتقال آنها به سالهای بعد به طوری که باعث شود شرکت در طول چند سال مالی متوالی از روند سود بدون تغییرات عمده برخوردار باشد. هدف مدیریت این است که شرکت را در نظر سرمایهگذاران و بازار سرمایه با ثبات و پویا نشان دهد. تعاریف متفاوت وتقریبا مشابهی از هموارسازی سود به شرح ذیل ارائه شده است.
1- هموارسازی سود، فرآیند دستکاری زمان شناسایی درآمدها یا درآمد گزارش شده است تا جریان سود گزارش شده، تغییر کمی داشته باشد، مادامی که درآمد گزارش شده را در بلندمدت افزایش ندهد(چانی و دیگران، 2009).
2- هموارسازی سود که نوعی دستکاری حساب تلقی میشود بمنظور ایجاد نرخ رشد ثابت سود پذیرفته و شرکتها از طریق ایجاد مقرراتی تنظیم جریان سود را در مسیر کاهش انحراف آن انجام میدهند.
3- اکثرمحققین براین باورند که انحراف سود با ریسک مرتبط بوده واگر انحرافی در سود ایجاد شود برداشت سهامداران از ریسک شرکت متفاوت خواهد بود. محققین از سال 1968 تا سال 1987در تحقیقات خود مفاهیم متفاوتی را ارائه نمودهاند که همگی در یک تعریف مشترک بودهاند(سمائی، 1382).
«نوسانات عمده سود از یک عمل عمدی مدیریت که در جهت اهداف ذهنی مدیریت انجام می پذیرد»
2-2-4 انواع هموارسازی سود
انواع هموارسازی سود در شکل شماره دو ارائه گردیده است. «آناند موهان جول» و «آنجان وی. تاکور» میگویند که هموارسازی واقعی همراه با تصمیماتی است که بر توزیع وجوه نقد شرکت تاثیر میگذارند و باعث از بین رفتن ارزش شرکت میشوند. تغییر در زمان سرمایهگذاری وقتی سود به طور مصنوعی هموارشده جریانات نقدی را تحت تاثیر قرار نمیدهد. این نوع هموارسازی بااستفاده از انعطافپذیری گزارشگری به دست میآید که توسط، GAAP فراهم شده است.
«داس چر» و «مالکوم» (1970) وجه تمایز بین هموارسازی واقعی و مصنوعی را بدی

دیدگاهتان را بنویسید