نقش فناوری اطلاعات در مدیریت دانش

نقش فناوری اطلاعات در مدیریت دانش

در تجارت جهانی پیوند حوزه فناوری اطلاعات و مدیریت باعث تولید و ظهور قواعد مدیریت دانش شده است ( فیلیپ آر هریس، 2005: 472 ). اهمیت رو به رشد دانش به‌عنوان یک منبع کسب‌وکار حیاتی، مجریان را به آزمودن دانش تعیین‌کننده کسب‌وکارشان و ارتقا ابتکار عمل مدیریت وا‌داشته است. پیشرفت فناوری اطلاعات، کسب، ذخیره‌سازی یا انتشار دانش را نسبت به گذشته آسان نموده است. بسیاری از سازمان‌ها از فناوری اطلاعات برای تسهیل و یکپارچگی دانش استفاده می‌کنند؛ اما با توجه به پیچیدگی اعمال مدیریت دانش و راه‌حل‌های فناوری اطلاعات موجود در بازار، مجریان باید اغلب با چالش‏های تصمیم‌گیری در مورد اینکه چه نوع راه‌حل‌هایی فناوری اطلاعات را برای پشتیبانی از اعمال مدیریت دانش مورداستفاده قرار دهند، مقابله کنند. دو رویکرد پایه وجود دارد که فناوری اطلاعات می‌تواند از مدیریت دانش پشتیبانی کند: رمزگذاری و شخصی‌سازی. با روش رمزگذاری، بیشتر دانش آشکار و ساخت‌یافته در انبارهای دانش رمزگذاری و ذخیره می‌شود.

نقش اصلی فناوری اطلاعات در ایجاد کمک به مردم برای تسهیل دانش از طریق ذخیره‌سازی به‌گونه‌ای است که با استفاده مجدد دانش منجر شود. مثال: مخازن دانش الکترونیکی.

با روش شخصی‌سازی: بیشتر دانش پنهان و ساخت نیافته، از طرق ارتباطات مستقیم افراد تسهیم می‌شود. نقش اصلی فناوری اطلاعات در ایجاد کمک به مردم در ارتباط برقرار کردن و دستیابی به انتقال دانش پیچیده است. مثال: ابزارهای ویدئوکنفرانس ( کانکان هایل، تانو دیدها ها، یونانتو، 2004،2 ).

مباحث جالب و مداومی در مورد نقش فناوری اطلاعات در مدیریت دانش وجود دارد. ازیک‌طرف، فناوری اطلاعات به‌طور فزاینده و فراگیری در سازمان‌ها مورداستفاده قرار می‌گیرد و بنابراین به‌عنوان یک واسطه بدیهی جهت جریان دانش تعیین‌شده است.

مطالعه اخیر از مرکز کیفیت و بهره‌وری نشان می‌دهد که سازمان‌هایی که بر روی مدیریت دانش سرمایه‌گذاری می‌کنند عموماً برای رسیدن به اهداف خود بر ایجاد زیرساخت‌های مناسب فناوری اطلاعات تأکید دارند. از طرف دیگر نظریه‌پردازان مدیریت دانش وقوع وضعیتی را هشدار می‌دهند که در آن مدیران سازمان به سمت سرمایه‌گذاری‌های کلان بر روی فناوری اطلاعات کشیده می‌شوند. خطری که در این دیدگاه پیش روی دارد، این است که استراتژی مدیریت دانشی که صرفاً مبتنی بر IT باشد. ممکن است فرایند بیرونی سازی دانش را نادیده گرفته و دانش را به‌صورت نا پویا و اطلاعات ساکن و بدون جریان تصور کند و بدین ترتیب به‌طورکلی دانش ضمنی را نادیده بگیرند. استراتژی‌های این نوع مدیریت دانش همچنین می‌تواند نتایج بدی را برای سازمان به همراه داشته باشند. سازمان‌هایی با شعار ” فناوری اطلاعات بیشتر، نیروی انسانی کمتر ” در آینده سازمانی خواهد بود با حافظه کافی برای یادآوری همه‌چیز اما بدون هوش کافی برای انجام کارها.