نمونه پایان نامه : فلسفهی تحلیلی

دانلود پایان نامه

اخباری یا انشایی بودن گزاره هایی اخلاقی ، نسبی یا مطلق بودن احکام اخلاقی و بررسی جایگاه عقل و استدلال و برهان در اخلاقیات که از جملهی جدی ترین مباحث فلسفه یا اخلاق به حساب می آیند ، به حوزه معرفت شناختی گزاره های اخلاقی مربوط می شوند.این موضوعات در فرااخلاق مورد بررسی های عمیق و موشکافی های دقیق فلسفی قرار میگیرند.(مصباح یزدی ، 30:1389)

در حیطه مسائل معرفت شناختی، بحث بر سر امکان حصول شناخت اخلاقی یا عدم آن است. مدافعان امکان شناخت اخلاقی، ((شناخت گرا)) نامیده می شوند. موضع دیگری که قابل بررسی است، دیدگاه ((غیرشناخت گرایی)) است.
ج) مسائل وجود شناختی :
در این حوزه، مهم ترین بحث اختلافاتی است که میان دیدگاه های واقع گرایانه و غیر واقع گرایانه وجود دارد. واقع گرایی اخلاقی دیدگاهی است که به وجود امور واقعی که اعمال و اشیا در رابطه با آن ها، درست یا غلط، خوب یا بد می شوند، معتقد است (مک ناوتن83:1380)طبق این دیدگاه، صفات اخلاقی، صفات اصیل چیزها و کارها (جلالی ،1388 :9)هستند. تعیین دقیق حدود و مرزهای واقع گرایی تا حدی اختلافی است.
4.مسائل روان شناختی :روان شناسی اخلاقی به بررسی مسائل روان شناختی که در رابطه با ارزیابی های اخلاقی به وجود می آیند می پردازد. در واقع، موضوع روان شناسی اخلاقی، پیش فرض های روان شناختی است که یک نظام اخلاقی معتبر به آن نیازمند است؛ مثلاً اگر ما فاقد اختیار باشیم، واضح است که در کارکرد اخلاق در زندگی، اختلال حاصل می شود.(همان) مسأله رابطه الزام اخلاقی و انگیزش عامل نیز یکی دیگر از مباحث عمده این حوزه است.
2-4تحقیقات انجام یافته :
2-4-1 تحقیقات داخلی :
1- سعیدی مهر و عطاپوری (1387) در پژوهشی تحت عنوان ((بررسی تحلیلی شهودگرایی اخلاقی در فلسفه اخلاق معاصر)) به بررسی شهود گرایی اخلاقی(که مور نمایندهی برجستهی آن است) پرداخته اند.
در توضیح این پژوهش آمده است : مکتب شهودگرایی اخلاقی یکی از مکاتب توصیفی و شناخت گرایانه در فلسفه اخلاق به شمار می آید. شهود گرایان اخلاقی مدعی اند که همه یا لااقل برخی از این مفاهیم و گزاره ها بدیهی بوده و از طریق شهود عقلانی قابل ادراک می باشندعمده فیلسوفان این مکتب از فلاسفه تحلیلی می باشند و به همین جهت ، مباحث اخلاقی ایشان نیز در پاره ای از موارد صبغه تحلیلی به خود می گیرد که این مسأله در تألیفات مور بیشتر نمودار می گردد . فیلسوفانی چون جورج ادوارد مور ، دیوید راس و هارولد آرتور پریچارد از فیلسوفان شاخص این مکتب به شمار می آیند.
2- علی آبادی (1386) پژوهشی تحت عنوان (( زبان حقیقت و حقیقت زبان )) به انجام رسانده است. این سئوال که چه نوع مشغله‌ی فکری درباره‌ی زبان می‌تواند خصیصه‌ای کاملاً فلسفی داشته باشد و چگونه در خدمت حل مسائل بنیادی فلسفه قرار گیرد، موضوعی است که پژوهش حاضر سعی دارد به آن بپردازد.
نویسنده برای بررسی این موضوع، متفکرانی را که هریک در پی‌ریزی شالوده‌ی سنت تحلیلی نقشی پیشگام داشته‌اند برگزیده‌ و سعی کرده است تا نظر خود را درباره‌ی دستاوردهای عمده‌ی ایشان ارائه نماید. وی ابتدا از رئوس نظریه‌ی مور آغاز کرده و سپس به رئوس نظریات فرگه پرداخته است.
نویسنده کوشیده است که نشان دهد ((صرف وسیله بودن زبان نه تنها قرار گرفتن آن را در مقام موضوعی برای تعمقات فلسفی، به موجبی برای مبتذل ساختن فلسفه و مباحث آن تبدیل نمی‌کند، بلکه به‌عکس باعث و بانی گشوده شدن راههایی کاملاً تازه و بی‌سابقه برای تعمیق و توسعه‌ی غنای مباحث فلسفی می‌گردد. این چکیده‌ی میراثی است که از تشکیل سنت تحلیلی در فلسفه به جا مانده است و امروزه نیز نه تنها فعالانه پی‌گیری و دنبال می‌شود، بلکه به سرعت در اقصی نقاط جهان بسط و گسترش می‌یابد.))
در ادامه وی دو مضمون را از بحثهای مطرح در تحقیق مورد توجه قرار میدهد : ((یکی از این مضامین این است که مسائل سنتی در فلسفه را می‌توان با کیفیت لاینحل ماندن مشخص کرد و علت ((ریشه گرفتن)) آنها را در ((بدنه))ی فلسفه در استفاده‌ی نابجا از زبان عادی یافت. مضمون دیگر این است که تحقیق در ساختار پنهان زبان می‌تواند اسرار معنا را رفته رفته مکشوف ساخته، انتظارات ما را از آنچه به عنوان حقیقت در فعالیتهای معرفتی جستجو می‌کنیم به واقعیت امر نزدیک و نزدیکتر سازد. این مضامین در واقع ((دو روی)) یک ((سکه)) را تشکیل می‌دهند. نحوه‌ی صحیح استفاده از زبان، مانند ساختار واقعی آن، توسط حقیقت زبان تعیین می‌شود. برای یافتن حقیقت زبان به عنوان نمونه‌ای مناسب برای تفکر در راستای حقیقت، به نظر ضروری می‌رسد. مور این زبان را به‌طور کلی با مشخص کردن انتظاری که از زبان مناسب برای حل مسائل معرفتی باید داشت، معین کرد. این انتظار را نیز نه تنها با توجه به کیفیت زبانی که در علوم به کار گرفته می‌شود، بلکه همچنین با نظر به کاربردهایی از زبانهای عادی که در حل مسائل کارآیی داشته به نتایجی توافق‌برانگیز می‌رسند، شکل داد. فرگه از سوی دیگر ریاضیات تکمیل‌شده در زمان خود را جایگاه اولیه‌ی زبان حقیقت تشخیص داد. هردو این متفکران با آغاز حرکت از چنین نقطه‌ای به نتایجی دست یافتند که تجویزاتی را برای تکمیل زبانی که انتخاب کرده بودند و ترمیم نواقص آن در بر داشت. بدین ترتیب تحقیق در خصوصیات نوع زبانی که به عنوان زبان حقیقت برگزیده شده بود، این دو متفکر را به دستاوردهایی درباره‌ی حقیقت زبان نائل آورد که لااقل می‌توان آنها را فتح بابی در جهت روشن شدن واقعیت زبان حقیقت به شمار آورد.))
3- رجایی خراسانی و شهلایی مقدم(1376) در پژوهش تحت عنوان (( مبانی اخلاق ،تالیف جی. ای مور ، فصل اول تا سوم)) تنها به بررسی آثار مور پرداخته و کتاب وی در بابا خلاق(مبانی اخلاق) را که تا آن زمان ترجمه نشده بود ، ترجمه کردند.
4- اکبریان و موسوی پور (1379) در پژوهشی تحت عنوان ((حسن و قبح در فلسفه اخلاق جی. ای. مور و محقق طوسی)) به بررسی
تطبیقی مفهوم حسن و قبح در نزد مور و محقق طوسی پرداخته اند.
در چکیدهی این پژوهش آمده است : از دیرباز حسن و قبح دو عنوانی بودند که در علومی مانند: فلسفه، کلام و اصول مورد بررسی قرار می‌گرفتند. امروزه با طرح مباحث جدید، فلسفه اخلاق نگاه جدیدی به این دو عنوان دارد. از آنجا که دو عنوان مذکور در حوزه غربی و اسلامی مطرح است ، بحث تطبیقی این مساله مفید واقع خواهد شد. جی. ای. مور انگلیسی و محقق طوسی(ره) موضوع حسن و قبح را در فلسفه خود بررسی نموده‌اند و این پایان نامه به تطبیق آراءآنها می‌پردازد.
همچنین نویسنده در پایان نتیجه گرفته است که : دو عنوان مذکور در محورهای وجودشناسی و معرفت‌شناسی و منطقی قابل تطبیق است .
5- ترانه جوانبخت (1387) در پژوهشی تحت عنوان ((عنوان اخلاق از دیدگاه روسو و ولتر)) به این نتیجه می رسد که روسو از این ایده دفاع می کند که در حالت طبیعی، بدی کردن غیر ممکن است. طبق این نظر، در جامعه باید با ایجاد عدالتی قابل قبول که محکوم وجبران کند به اخلاق پرداخت. با این شیوه می توان انسانها را به مبارزه برضد خودخواهی و تمایلاتشان هدایت کرد. در مورد تربیت یک نوجوان، روسو استدلال می کند که برای غیرطبیعی نکردن ذهنیات نوجوان درباره اخلاق، ایده آل آن است که شناخت او را به حسیات محدود کنیم تا او فردی قابل قبول برای اجتماع شود.
6- جواد فرزانفر (1383) در پژوهشی تحت عنوان (( تحلیل ، ارزیابی و تطبیق اندیشه های تربیتی ژان ژاک روسو و هاینریش پستالوتسی با نظریه ها و مسائل جاری آموزش و پرورش )) به بررسی اندیشه های تربیتی روسو و پیرو او پستالوتسی پرداخته است.وی نتیجه میگیرد که بین اندیشه های روسو و پستالوتسی شباهت های اساسی وجود دارد. از این رو میتوان گفت بین اندیشه های پستالوتسی و روسو در مورد طبیعت کودک ، تعلیم و تربیت عمومی ، کودک محوری ، تاکید بر عشق و محبت و… همانندی هایی وجود دارد و تفاوت اساسی آنها در نظر داشتن به جامعه و اجتماع و موضوع تربیت می باشد.
7- تحقیق دیگر با عنوان ((تحول اندیشه تربیت منفی و نقش آن در نظریه ژان ژاک روسو ، کانت و فروبل )) (سراوانی ،1383) به این موضوع پرداخته است که بین فیلسوفان نام برده ، مفهوم تربیت منفی ، دارای چه اشتراکات و تفاوتهایی است.
وی نتیجه میگیرد که هر چند روسو نخستین کسی است که بحث تربیت منفی را مطرح کرد و آن را رویاروی روش مرسوم تعلیم و تربیت قرار داد اما کانت زیاده رویهای روسو در تربیت منفی را کنار گذاشت و فروبل نیز بر تربیت واگذارنده تاکید کرد.البته اساس اندیشه های تربیتی کانت و فروبل ، همان اندیشه های روسو است.
8- نصرت حاتمی (1387) در پژوهشی تحت عنوان ((بررسی تطبیقی آراء روسو و پیاژه در زمینه رشد اخلاقی )) به موضوع رشد اخلاقی از دیدگاه پیاژه و روسو پرداخته است. هدف از تحقیق بررسی تطبیقی آراء روسو وپیاژه در زمینه رشد اخلاقی و بیان تشابهات و تفاوتهای آراء آنها در زمینه موضوع فوق می باشد . با توجه به اینکه هدف پژوهشگر تحلیل وجوه شباهت ها و تفاوتهای آرای این مربیان در رابطه با مقوله های مربوط با رشد اخلاقی می باشد، پس از بررسی و مطالعه اسناد ومدارک وجمع آوری داده ها به روش توصیفی – تحلیلی به بررسی و مقایسه و تجزیه و تحلیل آراء این مربیان پرداخته است.
2-4-2 تحقیقات خارجی :
1- دنیل هوتو (1993) در مقاله ای تحت عنوان (( مبانی فلسفهی تحلیلی)) به بررسی زمینه های ظهور این فلسفه پرداخته و اشاره ای هم به نمایندگان آن کرده است.
وی معتقد است : (( بسیاری از فیلسوفان در جهان انگلیسی زبان ، به خود چون فیلسوف تحلیلی می نگرنند.آنها معمولا این لباس را با افتخار به تن میکنند و آن را در مقابل فلسفهی قاره ای میگذارند…من در این مقاله ، سودمندی این بخش را مورد سوال قرار میدهم و هدف من از این مقاله ترویج چنین بحثی است.))
وی در ادامه میگوید : (( هدف من از این مقاله ، بررسی مفهوم فلسفه تحلیلی است.))
وی در این مقاله به بررسی چگونگی ظهور فلسفهی تحلیلی پرداخته و اصول آنرا از دیدگاه نمایندگان آن مورد بررسی قرار داده است.
2- سنتیل کومار (2003) در مقاله ای تحت عنوان (( فلسفهی روسو و مفهوم تعلیم وتربیت )) به بررسی اندیشه های روسو در زمینهی تعلیم و تربیت پرداخته است.
او نتیجه میگیرد و میگوید (( تعلیم و تربیت بر اساس تربیت کودک ، باید در یک محیط طبیعی ارائه شود.تعلیم و تربیت باید بر اساس تمایلات غریزی کودک شکل بگیرد و باید بر آن مبتنی باشد چرا که این تمایلات ، از تجربیات بدست امده از جامعه ، قابل اطمینان تر هستند.))
3-جاناتان مارکس (2012) در پژوهشی تحت عنوان (( نقد روسو از “آموزش برای آزادی لاک”))
به بررسی مفهوم تعلیم و تربیت در نزد روسو و جان لاک پرداخته است.او میگوید هم لاک و هم روسو در مورد چگونگی تربیت کودکان صحبت کرده اند و هر دو به آزادی و قدرت علاقه مند هستند.(( بر خلاف این باور عمومی که معتقد است مغایرت نظر روسو با لاک ، ناشی از برداشت افراطی روسو از آزادی است ، من استدلال میکنم که تعلیم و تربیت مد نظر لاک نمیتواند حتی آزادی مورد نظر لاک را تضمین کند.این بازی اندیشی مخالفت روسو به همراه لاک ، باعث میشود مشکل روسو معزول شود و مارا در این بن بست قرار دهد که چگونه تربیت می تواند در خدمت آزادی قرار گیرد ))
4- گرانت (2000) موضوعی تحت عنوان (( ارسطو و روسو در تربیت اخلاقی )) را مطرح کرده است. وی نتیجه میگیرد (( اگرچه بسیاری از فیلسوفان تعلیم و تربیت اقدام به ابداع یک نظریه نظام مند تربیت اخلاقی کرده اند اما روسو و
ارسطو هردو به عنوان نظریه پردازانی که به طور گسترده در این باره شناخته میشوند ، باقی مانده اند. این موضوع به دلیل این است که هر دوی آنها بر آموزش و پروش مناسب اخلاقی تاکید داشتند و همچنین به این دلیل که هر دوی آنها مواضع انقلابی درباره آموزش و پرورش اخلاقی اتخاذ کرده اند.این موضوع با توجه به زمینه های تاریخی و احتماعی است که هر یک در حال نوشتن آن بوده اند.))
5- کلمن(2010) در مقاله ای تحت عنوان (( جورج ادوارد مور و ایمان بد )) به بررسی اندیشه های مور پرداخته است. وی میگوید (( مور، مدعی دانستن انواع گزاره های عقل سلیم است.او یا متهم به جزمی بودن است یا خواهان پرسش در برابر فیلسوفانی که انکار میکنند او چیزهایی میداند.من دراین مقاله استدلال میکنم که این اتهام اشتباه است.من استدلال میکنم که او در عوض در مورد پاسخ دادن به سوالاتی از قبیل”آیا من میدانم؟” گناهکار است ))
فصل سوم

روش شناسی تحقیق
3-1روش شناسی تحقیق :
این تحقیق ، از نوع تحقیقات تطبیقی است که شامل استنباط و تطبیق دلالتهای مربوط به اخلاق وتربیت اخلاقی از دیدگاه روسو و مور از طریق منابع دست اول و دست دوم می باشد(منابع دست اول شامل کتابها و مقالات نوشته شده توسط روسو و مور و منابع دست دوم شامل کتابها و مقالاتی است که در تحلیل یا توصیف اندیشه های مور و روسو نوشته شده است). روش تطبیق با استفاده از پژوهش تطبیقی بردی (1966) است که شامل 4 مرحله توصیف ، تفسیر ، همجواری و مقایسه می باشد.
توصیف شامل یادداشت برداری و تدارکیافته های کافی برای نقادی از آنها برای مرحلهی بعدی است.تفسیر شامل وارسی اطلاعاتی است که از مرحلهی قبلی جمع آوری شده است.مرحلهی همجواری شامل طبقه بندی اطلاعات مرحلهی قبلی است که راه مقایسه را هموار میکند. مرحلهی مقایسه که مهم ترین مرحله است ، شامل بررسی شباهت ها و تفاوت هاست.(میرزا محمدی ،14:1390)
طبق این روش ، در این پژوهش ، ابتدا به توصیف اخلاق از دیدگاه های اثبات گرایی و طبیعت گرایی از دیدگاه مور و روسو پرداخته و دربارهی این موضوع ها داده های لازم جمع آوری شد.سپس طبق مرحله تفسیر ، داده ها و اطلاعات مربوطه وارسی شده و در مرحله بعد اطلاعات طبقه بندی شده است.در انتها ، به تطبیق و مقایسهی اخلاق دیدگاه های طبیعت گر و اثبات گرا از نگاه روسو و مور و دلالت های آن بر تربیت اخلاقی پرداخته شده است.
3-2جامعهی تحقیق :
شامل جامعه متنی ، متشکل از کلیه متون و نوشته های دست اول و دست دوم مربوط به مبانی اخلاق از دیدگاه دو طبیعت گرایی و اثبات گرایی از منظر روسو ومور.
3-3 نمونه تحقیق :
در این تحقیق از نمونه گیری هدفمند با توجه به سوالات و اهداف تحقیق استفاده خواهد شد و روش نمونه گیری نیز در راستای پاسخگویی به سوالات و اهداف تحقیق ، هدفمند است.
3-4 ابزار تحقیق :
فیش برداری : ابزار اصلی تحقیق عبارت است از فرم های فیش برداری که متناسب با موضوع تحقیق تهیه و مورد استفاده قرار میگیرد
فصل چهارم

تجزیه و تحلیلیافته های تحقیق
4-1تجزیه و تحلیل یافته ها :
4-1-1 دلالتهای مربوط به اخلاق از دیدگاه اثبات گرا چیست؟
پوزیتیویسم در عرصهی فلسفه ، از جمله نحله های فلسفهی تحلیلی است.در واقع پرداختن به تحلیل برای فیلسوفان تحلیلی تنها بخشی از فلسفه محسوب میشد اما پوزیتیویست ها، فلسفه تحلیلی را در شکل افراطی آن به کار گرفتند و فلسفه را محدود به تحلیل کردند.به بیان دیگر ، فلسفهی تحلیلی از همان ابتدا حول محور منطق و زبان می گردید که بعد ها شعبه هایی از آن ظهور و بروز پیدا کردند از جمله : پوزیتیویسم منطقی ، فلسفه زبان ، اتمیسم منطقی ، تجربه گرایی و . . .

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

پایه ها و بنیان های فلسفهی تحلیلی به اندیشه های دو فیلسوف بزرگ یعنی برتراند راسل و جورج ادوارد مور باز میگردد.در واقع اعتقاد بر این است که ریشهی فلسفهی تحلیلی به سنت انگلیسی – آمریکایی باز میگردد.اما در این بین باید به این نکته توجه کرد که مور و راسل به عنوان بنیانگذاران فلسفهی تحلیلی ، تاثیرات فراوانی را از فیلسوف آلمانی یعنی گوتلب فرگه پذیرفته اند.فرگه بر ریاضی وار بودن و روشن و با معنی بودن گزاره های فلسفی تاکید فراوان داشت.در مورد فلسفهی تحلیلی ، تعریف واحد و جامعی وجود ندارد.یکی از دلایل این امر می تواند این باشد که فلسفهی تحلیلی ، گسترهی وسیعی از اندیشه ها را در فلسفه

دیدگاهتان را بنویسید