هویت یابی جوانان

هویت یابی جوانان

امروزه با پیچیدگی­های فزاینده جوامع انسانی و تنوعات بی شمار آن، نوجوانان برای دستیابی به هویت باید امکانات متعددی را در نظر بگیرند و شمه رویارویی با تغییرات عمده روانی، فیزیولوژیکی، جنسی و شناختی، تقاضاهای مختلف شغلی و اجتماعی بتوانند جنبه­های گوناگون شخصیت خود را به شکل قابل قبول سازماندهی و هماهنگ کنند. حاصل این تراکم تعارض هرچه بیشتر تا رسیدن به هویت شخص است و با تحولات سریع و همه جانبه روز به روز بر این دشواری افزوده می­گردد (حمیدی، 1388).

مشکلات هویت یابی از مسائل عمده نوجوانان است که با توجه به اهمیت موضوع در چند دهه اخیر روانشناسان به هویت و متغیرهای مربوط به آن توجه بیشتری نموده و تحقیقات بسیاری در این زمینه به انجام رسیده است. از جمله ارتباط بین پایگاه­های هویت مارسیا با متغیرهای پیشرفت تحصیلی، عزت نفس، عملکرد شناختی، اضطراب، همنوایی پایگاه اقتصادی، اجتماعی، ساختار خانواده، استدلال اخلاقی و مکان کنترل (هیون، 1994؛ مارسیا، 1980؛ موس، 1988).

دوره انتقال به زندگی بزرگسالی و مواجه شدن با فرایند هویت یابی، فرد را با چالش مواجه شاخته و باعث می­شود که نوجوان آشفتگی­های قابل توجهی را تجربه کند. هر ناهماهنگی میان ادراک خود در موقعیت و تعریف از خود در معیارهای هویت، علائمی برای مقایسه­گر می­باشند. این تضادها نشان دهنده وجود مشکل در تأیید خود بوده و برانگیختگی هیجانی را ایجاد می­نماید. در نهایت می­توان گفت پریشانی­های هویتی به طور مثبت با جستجوگری هویت در ارتباط می­باشد. در حالی که به طور منفی با تعهدات هویت در ارتباط هستند (عبدالملکی و راهنما، 1387).

(  میل من 1977،به نقل از مارسیا، 1980) شکل گیری هویت را در پنج گروه سنی میان آزمودنی­های مذکر در سنین 12، 15، 18، 21 و 24 سالگی مورد مطالعه قرار داد و به این نتیجه رسید که آزمودنی­ها در آغاز نوجوانی دارای هویت دنباله­رو یا سردرگم هستند و بیشترین تغییرات هویتی بین 21 تا 24 سالگی دیده می­شود. لاوین (1976) در تحقیق دیگری درباره نوجوانان دختر و پسر دبیرستانی 15 تا 18 سال روند افزایش هویت یابی را مورد بررسی قرار داده است. ولی علی رغم افزایش شکل گیری هویت این روند افزایش را معنی دار نمی­یابد. واترمن (1982) نیز معتقد است علی رغم تغییرات اندک در هویت نوجوانان درصد اندکی از نوجوانان تا پایان نوجوانی به هویت یابی نائل می­شوند (هووارد، 1960؛ لاوین، 1976، پومرانتر، 1976 و آرچر به نقل از واترمن، 1992) و بالاخره دابسون در تحقیقات خود به این نتیجه رسند که بطور کلی در خانواده­هایی که محیط خانوادگی گرم و پذیرنده بوده و علاوه بر حمایت کافی از نوجوان و کمک به او در حل مسائل و مشکلاتش به فردیت اعضای خانواده احترام گذاشته می­شود و اجازه ابراز احساسات و تفکرات به صورت آزادانه به افراد داده می­شود فرایند هویت یابی در سطح بالاتری درجه بندی می­شود. در چنین خانواده­هایی نوعی تمرکز بر تشخیص عقاید گوناگون  موافقت­ها، مخالفت­ها و رسیدن به راه­حل رضایت بخش دیده می­شود (گراتوانت، کوپر، 1983؛ به نقل از برجعلی، 1378).

اریکسون معتقدند یکی از مسائل عمده ای که نوجوان با آن روبه رو می شود ، مسئله تکوین هویت شخصی است ، به این معنی که باید به پرسش هایی نظیر من کیستم؟ و مقصدم کجاست ؟ پیش کشید؛ اما براین باور بود که بحران هویت بخش جدایی ناپذیری از رشد روانی – اجتماعی سالم  است . در همین راستا اغلب روانشناسان رشد نیز معتقد هستند که نوجوانی باید دوره تجربه نقش ها باشد. بدین معنی که افراد جوان در طی آن بتوانند به کندو کاو در رفتارهای گوناگون ، علائق ،و جهان بینی ها بپردازند . بسیاری از باورها ، نقش ها و شیوه های رفتاری ممکن است در تلاش برای دست یابی به مفهوم یکپارچه ای از خویش آزمایش شوند، یا تغییر یابند یا کنار گذاشته شوند . نوجوان می کوشد با تلفیق این ارزش ها و ارزیابی ها به تصویر یکپارچه ای از خویش دست یابد . اگر ارزش های مورد تأکید والدین ، معلمان و همسالان ، همخوان باشند ، هویت یابی آسان تر می شود. دریک جامعه ابتدایی که درآن الگوهای همانند سازی ونقش های اجتماعی محدود است ، هویت یابی تا حدودی سهل تر صورت می گیرد؛ اما در جامعه های پیچیده ، هویت یابی برای بسیاری از نوجوانان ، کار دشوار است. در چنین جامعه ای ، برای اینکه نوجوان بداند چگونه رفتار کند و چه کاری رادر زندگی دنبال کند، باید مجموعه تقریباً نامحدودی ا ز امکانات رادر نظر بگیرد . درنتیجه ، در رشد هر نوجوان ممکن است در حوزه های گوناگون زندگی در مراحل متفاوت رشد باشد. معمولاً شرایط مطلوب ، بحران هویت دراوایل یا اواسط دهه سوم عمر حل می شود تا فرد بتواند به مسائل دیگر زندگی بپردازد . وقتی این فرایند با موفقیت انجام گیرد، می توان گفت فرد به هویت دست یافته است، به این معنی که فرد به مفهوم یکپارچه ای از هویت که اینها باید طی رشد فرد درسال های بعد ، قابل انعطاف باشند. تا وقتی بحران هویت حل نشده باشد، فرد مفهوم یکپارچه ای از فرد یا سلسله معیارهای ارزیابی ارزشمندی خویش در زمینه های عمده زندگی نخواهد داشت مارسیا،( 1980-1966)در پیوستار هویت یابی اریکسون ؛ چهار وضعیت هویتی را شرح داد 1-دست یابی به هویت[1]  افرادی که دراین وضعیت قراردارند، بحران هویت خویش را پشت سر گذاشته اند و شخصا به موانع فکری خاص دست یافته و به آنها پای بند هستند . آنان باورهای مذهبی و سیاسی خانواده خود رابررسی کرده اند و آنچه با هویت شان همخوان نبوده است را کنار گذاشته اند.

 

 

وقفه هویت یابی[2]

–      افراد این گروه نسبت به شغل و جهان بینی خود احساس تعهد می کنند . ولی درآن علائمی از تجربه بحران هویت دیده نمی شود. آنها بی چون و چرا مذهب خانواده خود را پذیرفته اند . هنگامی  که از آنها در مورد موضع سیاسی شان سئوال شود . غالباً می گویند هیچ وقت درباره این موضوعات زیاد فکر نکرده اند . بعضی از آنها افراد پای بند به باورهایشان به نظر می رسند و روحیه همکاری دارند. برخی دیگر نیز انعطاف ناپذیر ، خشک ، جزمی و دنباله رو هستند . به نظر می رسد اگر رویداد مهمی ؛ ارزش های آزمون نشده آنها را به چالش بطلبد . احساس سردرگمی خواهند کرد.

تعلیق[3]

جوانان این گروه در حال تجربه بحران هویت هستند .آنان فعالانه می کوشند پاسخ هایی برای پرسش های خود بیابند ، و هنوز گرفتار تعارض بین علائق خود و برنامه هایی هستند که والدین شان برای آنها در نظر گرفته اند.

پراکندگی هویت[4]

این اصطلاحی است که مارسیا برای مفهوم سردرگمی هویت یابی اریکسون به کار برده است. بعضی از افرادی که در این دسته قرار می گیرند ممکن است در گذشته دچار بحران هویت بوده یا نبوده باشند؛ ولی در هر صورت ، به مفهوم یکپارچگی از خود دست نیافته اند.

همان طور که انتظار می رود. درصد نوجوانانی که به هویت دست می یابند از دوره پیش از دبیرستان تا سال های آخر دانشگاه ؛ رفته رفته افزایش می یابند و طبعاً از درصد افرادی که هویت پراکنده دارند به مرور کاسته می شود. تعلق در دو سال اول دانشگاه به اوج خود می رسد . به طور کلی، مقایسه هویت یابی در دو زمینه جهان بینی سیاسی و شغلی نشان می دهد که افراد بیشتری به هویت یابی شغلی دست می یابند ( واتر من[5] -1985به نقل از،نظری پور و عمادی ،1387)

[1] identity achievement

[2] indentify foreclosure

[3] Moratorium

[4] identity diffusion