پایان نامه ارشد با موضوع دانش آموز، دانش آموزان، مهارتهای زندگی، برنامه درسی

علاوه بر این در تأکید بکارگیری روش های تدریس تعاملی باید گفت که تحقیقات و تئوری ها نشان می دهند که یک رویکرد مهارتهای زندگی با کاربرد روش های تدریس تعاملی نه تنها مؤثر واقع می شود، بلکه آن مهارتها از طریق تعامل، ایفای نقش، بحث آزاد، فعالیت در گروه های کوچک باعث می شود تا فراگیران در فرایند پویای یادگیری شرکت کنند (PAHO، ۲۰۰۱، ص ۲۶).
برخلاف دو گروه معلمان و متخصصان تعلیم و تربیت، گروه سوم یعنی دانش آموزان بر این باور بودند که روش های تدریس بکار گرفته شده با علایق و ادراکات آنها سازگار نبوده و آنها را در فرایند یادگیری درگیر نمی کند.
همچنین سه گروه معتقد بودند که روشهای تدریس بایستی آزادی عمل بیشتری را برای دانشآموزان جهت یادگیری مفاهیم درس مهارتهای زندگی فراهم نماید. بنابراین به نظر می رسد که گروه های مورد مطالعه بر این باور بودند که یکی از آسیب های مهم و اساسی در برنامه درسی مهارتهای زندگی عدم استفاده از راهبردهای تدریس مناسب می باشد که لازم است برنامه ریزان ومسئولان آموزشی به این مهم توجه کافی داشته باشند.
بررسی ها نشان می دهد که مؤلفه مربوط به فعالیت های یادگیری برنامه درسی مهارتهای زندگی که به کنش متقابل بین یادگیرنده و شرایط خارجی موجود در محیط که یادگیرنده به آن واکنش نشان می دهد، می پردازد به عنوان اولویت اول مورد توجه متخصصان تعلیم و تربیت بوده است. در عین حال معلمان و دانش آموزان این مؤلفه از برنامه درسی مهارتهای زندگی را در اولویت های هشتم مورد توجه قرار داده اند. شاید این تفاوت دیدگاه ها بدان علت باشد که متخصصان تعلیم و تربیت همانند معلمان و دانش آموزان درگیر فرایند برنامه آموزش مهارتهای زندگی در محیط واقعی کلاس درس نیستند. در بین گویه های این مؤلفه نیز دو گروه متخصصان تعلیم و تربیت و معلمان، فراهم سازی فرصت لازم برای دانش آموزان جهت شرکت جستن در انتخاب فعالیت های یادگیری را در درجه اول اولویت قرار داده ولی گروه دانش آموزان آن را در اولویت دوم اهمیت قرار داده اند. علاوه بر این گروههای مورد مطالعه توجه به آمادگی عقلی، جسمی، اجتماعی و عاطفی دانش آموزان و توجه به معلومات و تجارب فعلی آنها را در انتخاب فعالیت های یادگیری مهم ارزیابی کرده اند.
محتوای برنامه درسی مهارتهای زندگی از دیدگاه متخصصان تعلیم و تربیت و معلمان علیرغم اهمیت زیاد آن کمترین میزان توجه و اولویت را به خود اختصاص داده است. در بین گویه های این مؤلفه تناسب محتوا با توانایی های یادگیری دانش آموزان (قابل یادگیری بودن مفاهیم) بیشترین اهمیت را به خود اختصاص داده است. در این مورد معلمان بر خلاف متخصصان و دانش آموزان بر این باور بودند که محتوای برنامه درسی مهارتهای زندگی با توانایی های یادگیری دانش آموزان تناسب ندارد. بدین معنی که آن ها معتقدند که محتوای برنامه آموزش مهارتهای زندگی با رشد و رسش عقلی (رشد شناختی)، تجربیات قبلی دانش آموزان و با تفاوت های فردی آن ها تناسب ندارد. گروه های مورد مطالعه تناسب محتوای برنامه درسی مهارتهای زندگی با پیشرفت های علمی و تکنولوژیکی در سطح جامعه جهانی را در درجه آخر اهمیت قرار داده اند. در این راستا دانش آموزان و متخصصان تعلیم و تربیت بر خلاف معلمان بر این باور بودند که محتوای برنامه آموزش مهارتهای زندگی با پیشرفت های علمی و تکنولوژیکی در سطح جامعه جهانی تناسب ندارد. همچنین هر سه گروه مورد مطالعه معتقد بودند که محتوای برنامه درسی مهارتهای زندگی یادگیری سایر دروس را تسهیل نمی کند این مسئله شاید بدان علت است که برنامه آموزش مهارتهای زندگی محتوای غنی نداشته و خیلی از مفاهیم مهم و متناسب با پیچیدگی های جامعه امروزی در آن گنجانده نشده است. متخصصان تعلیم و تربیت بر خلاف معلمان و دانش آموزان بر این باور بودند که محتوای برنامه درسی مهارتهای زندگی با زندگی واقعی دانش آموزان تناسب ندارد. ظاهراً به دلیل عدم وجود امکانات و تجهیزات لازم در مدارس، کیفیت و تجربه متفاوت آموزشی معلمان، عدم بکارگیری مشارکت دانش آموزان و عدم درگیر نمودن آنها در مسائل و موضوعات امکان تناسب محتوای برنامه آموزش مهارتهای زندگی با زندگی واقعی دانشآموزان وجود ندارد. همان طور که آیزنر می گوید: “یادگیرندگان در صحنه واقعی زندگی با برنامه های درسی تعریف شده و یکسانی برخورد نمی کنند”. بنابراین وظیفه اساسی برنامه ریزان و معلمان، پرورش توانایی حل مسائل و مشکلات زندگی واقعی در دانش آموزان می باشد. با توجه به چنین برداشتی معلمان بایستی با بکارگیری مشارکت دانش آموزان و درگیر کردن آن ها در مسائل و موضوعات مختلف، روحیه برخورد با مشکلات و نحوه حل آنها را در آنان پرورش دهند (فتحی واجارگاه، ۱۳۸۱، ص ۱۵۲).
در مؤلفه محتوای برنامه آموزش مهارتهای زندگی معلمان و متخصصان اظهار نموده اند که محتوای این برنامه با نیازها و رغبت های دانش آموزان تناسب ندارد ولی خود دانش آموزان وجود این تناسب را تأیید کرده اند. یادگیری اساساً فرایندی است که مستلزم کوشش و تلاش فراوان است و تداوم چنین تلاشی تنها رهین علاقه و رغبت دانش آموز به محتوای برنامه درسی می باشد. در حالی که معلمان و دانش آموزان بر این باور بودند که محتوای برنامه درسی مهارتهای زندگی با مسائل و مشکلات جامعه تناسب دارد، متخصصان تعلیم و تربیت در این مورد اظهار نظرهای متفاوتی داشته اند. شاید این امر بدان علت است که آموزش مدرسه ای به شکل کنونی، دانش آموزان را برای زندگی در اجتماع و مسئولیت ها و تکالیف ویژه آنها را در قبال جامعه آماده نمی کند.
در بعد محتوا متخصصان تعلیم و تربیت و معلمان بر خلاف دانش آموزان معتقدند که محتوای برنامه آموزش مهارتهای زندگی با فرهنگ جامعه (آداب و رسوم و ارزش های اجتماعی) تناسب ندارد. این مسئله بدان علت است که در چهارچوب محتوای برنامه درسی مهارتهای زندگی زمینه و بستر مناسبی برای بررسی، ارزیابی و بهسازی فرهنگ و ارزش های اجتماعی فراهم نشده است.از دیدگاه معلمان و متخصصان تعلیم و تربیت بین مفاهیم مختلف ارائه شده در برنامه درسی مهارتهای زندگی ارتباط منطقی و همگرایی وجود ندارد ولی دانش آموزان در این مورد اظهارنظرهای متفاوتی از دو گروه یاد شده داشته اند. این امر به خاطر عدم وجود نوعی وفاق میان مفاهیم و مضامین محتوا و در نتیجه تناقض در میان آنها میباشد. همچنین در این زمینه بخاطر این که از لحاظ کمی اندازه هر بخش از محتوای برنامه درسی مهارتهای زندگی در تناسب با کل آن نبوده، برای اهداف مختلف این برنامه، محتوای متفاوتی در نظر گرفته نشده و بین جنبههای نظری و عملی تعادل برقرار نشده است بنابراین گروههای مورد مطالعه (متخصصان تعلیم و تربیت و معلمان) اظهارات متفاوتتری از دانش آموزان داشتهاند.
در بعد ارزشیابی مهارتهای زندگی هر سه گروه مورد مطالعه معتقد بودند که خود ارزیابی در برنامه درسی مهارتهای زندگی می تواند بسیار مفید واقع شود. دلیل این امر آن است که در شیوه خود ارزیابی، دانش آموزان از چگونگی کارکرد نظام سنجش مطلع می گردند و بهتر می توانند روش های خود را برای اعتبار دادن به فرایند یادگیری خود، انعطاف پذیر کنند. علاوه بر این فرصتی برای معلم پیش می آید تا با ارائه بازخورد به دانش آموزان بر کیفیت خودسنجی نظارت کرده و بر انتخاب ماهیت تکالیف محول شده به آنها دقت نماید. نکته قابل ذکر این است که نباید دانش آموزان این گونه برداشت کنند که معلم از زیر بار مسئولیت های خود شانه خالی می کند، بلکه آن ها بایستی از طریق آموزش های عمیق، پی به مزایای این نوع سنجش ببرند. در غیر این صورت آنها فکر خواهند کرد که معلم سلب مسئولیت نموده است.
معلمان و دانش آموزان بر این باور بودند که یکی از مهم ترین آسیب هایی که در مؤلفه ارزشیابی برنامه آموزش مهارتهای زندگی وجود دارد این است که مرحله به مرحله از جریان یادگیری و آموخته های دانش آموزان ارزیابی بعمل نمی آید. همان طور که متخصصان معتقدند ارزشیابی فرایند یادگیری دانش آموزان نسبت به ارزشیابی پایانی یا محصول نهایی از اهمیت بیشتری برخوردار است. از آنجا که یادگیری جریانی متوالی و به هم پیوسته است، بنابراین، کسب مهارت و دانش در هر زمینه مستلزم داشتن پایه های قوی در آن زمینه است. به همین مناسبت ارزشیابی تکوینی یا مرحله به مرحله بعمل می آید. ارزشیابی تکوینی (تصمیم گیری جهت تکوین فعالیت های در حال انجام) چهار نقش مهم در فرایند یاددهی ـ یادگیری دارد:
۱- راهنمایی برای انتخاب هدفها و برقراری اولویت های برنامه -۲- راهنمایی برای انتخاب راهبردهای برنامه فعالیت ها و مشخص کردن دروندادهای برنامه (راهبردهای برنامه جهت تحقق هدف ها، روش های منظور شده برای اجرای راهبردها، بودجه، زمان و …) -۳- راهنمایی برای اجرای برنامه -۴- راهنمایی برای قطع، ادامه، تعدیل یا استقرار برنامه ها (بازرگان، ۱۳۸۱، ص ۱۰۷).
متخصصان بر این باورند که ارزشیابی در درس مهارتهای زندگی بهتر است بر مبنای مشارکت و همکاری معلم و دانش آموز قرار گیرد. در حالیکه معلمان معتقد بودند که ارزشیابی در درس مهارتهای زندگی به سمت شیوه های مشارکت طلبانه معلم و دانش آموز گرایش ندارد، دانش آموزان در توافق کامل با این عقیده نبودند و اظهار نظر کرده اند که در حد متوسط ارزشیابی در برنامه آموزش مهارتهای زندگی بر پایه مشارکت و همکاری معلم و دانش آموزان انجام می گیرد. از آنجایی که ارزشیابی به عنوان وسیله ای برای شناخت توانایی ها و زمینه های علمی شاگردان و تصمیم گیری برای انجام دادن فعالیت های بعدی آموزشی می باشد، بهتر است خود دانش آموزان نیز در انجام آن مشارکت و همکاری داشته باشند بدین ترتیب تعداد بازخوردها برای بهبود برنامه افزایش می یابد.
در مؤلفه مواد آموزشی مورد استفاده در برنامه آموزش مهارتهای زندگی، دانش آموزان بر خلاف معلمان معتقدند که مواد آموزشی مورد استفاده در این برنامه در حد کمی با علایق آنها سازگار است. متخصصان تعلیم و تربیت نیز بر این باور بودند که انتخاب مواد آموزشی در برنامه درسی مهارتهای زندگی بایستی بر اساس علایق دانش آموزان صورت گیرد یعنی خود دانش آموزان نیز در انتخاب مواد آموزشی شرکت داشته باشند.
ونتلینگ (۱۳۷۶) می نویسد: مواد و وسایل آموزشی، منابعی هستند که اگر به طور صحیح مورد استفاده قرار گیرند، معلم را در دستیابی به هدف های آموزشی کمک خواهند کرد. او مواد و وسایل آموزشی را بسیار متنوع می داند که دامنه آنها از مواد و وسایل ساده معلم ساخته تا مواد پیچیده ای که به وسیل? مؤسسات تجاری تولید می شوند، وسعت دارد. بر این اساس نتایج تحقیق نشان داد که هر سه گروه مورد مطالعه معتقدند که مواد آموزشی گروهی (فیلم، پوستر، اسلاید و

دیدگاهتان را بنویسید