پایان نامه ارشد با موضوع دانش آموز، دانش آموزان، مهارتهای زندگی، برنامه درسی

علایق و نیازهای دانش آموزان، فرهنگ جامعه (آداب و رسوم و ارزش های اجتماعی)، توانایی های یادگیری دانش آموزان، مسائل و مشکلات جامعه، زندگی واقعی دانش آموزان و پیشرفت های علمی در سطح جامعه جهانی انتخاب شود. همچنین محتوای این برنامه درسی چنان انتخاب شود که بر فعالیت های اصلی یک شهروند در زندگی اجتماعی، و یا اینکه بر مسائل دامنگیر دانش آموزان تکیه نماید و یادگیری روش های حل مسئله، روابط انسانی و مهارتهای اجتماعی را با تأکید فراوان مورد توجه قرار دهد.
ج) راه کار ارزشیابی به منظور تعیین میزان دستیابی دانش آموز به هدفهای رفتاری و یا میزان فراگیری محتوای برنامه درسی مهارتهای زندگی، بایستی به عنوان تلاش مشترک بین معلم و دانش آموز مطرح باشد. خود ارزیابی دانش آموزان نیز به عنوان یک جریان با اهمیت تلقی می شود که بهتر است در راه کار ارزشیابی مورد توجه قرار گیرد. علاوه بر این بهتر است به ارزشیابی فرایند یادگیری که دانش آموزان را به خود مشغول می سازد در کنار ارزشیابی پایانی یا محصول نهایی یادگیری اهمیت داده شود.
د) فضای آموزشی برنامه درسی مهارتهای زندگی بهتر است به صورت از پیش سازمان یافته نباشد. البته محیط کلاس به عنوان فضای مرکزی که آموزش در آن صورت می گیرد، مطرح می باشد. با این وجود امکان برگزاری جلسات نبایستی محدود به کلاس درس باشد. در این مورد گروه های مورد مطالعه (معلمان و دانش آموزان) با اتفاق آراء اظهار کرده اند که فضاهای آموزشی خارج از مدرسه برای یادگیری مفاهیم درس مهارتهای زندگی بسیار مفید خواهد بود. به طور کلی جریان یادگیری ایجاب می نماید تا دانش آموزان از بسیاری مکان ها و امکانات دیگر در محدوده مدرسه و یا جامعه بهره گیرند.
همچنین تصمیم هایی که برای مؤلفه فضای آموزشی در نظر گرفته می شود بایستی عوامل فیزیکی مؤثر در یادگیری دانش آموزان از قبیل رنگ دیوارهای کلاس و مدرسه، درجه حرارت مناسب، نور کافی، مناسب و راحت بودن صندلی ها، اندازه کلاس، صدای استاندارد، فضای باز مدرسه، چشم انداز مدرسه، نسبت دانش آموز به کلاس درس و بطور کلی کمیت و کیفیت فضای آموزشی را مورد توجه قرار دهد.
۸. پیشنهاد می شود در برنامه درسی مهارتهای زندگی بجای بکارگیری صرف مواد آموزشی انفرادی از قبیل کتاب درسی، برگه های تمرین و … از مواد آموزشی گروهی مانند فیلم، پوستر و … نیز استفاده شود. تأکید بیش از حد به کتاب درسی ارزش چندانی ندارد، چرا که بعنوان مظهر محتوای سازمان داده شده برای دانش آموزان شناخته شده است. به جای آن، انواعی فراوان از مواد و منابع آموزشی مورد نیاز است تا به دانش آموز فرصت تفحص و تنظیم برنامه خود را بدهد. علاوه بر این می توان از منابع موجود در جامعه و مدارک و اسناد اصیل نیز استفاده کرد. نکته دیگر این که بهتر است انتخاب مواد آموزشی بر اساس علایق دانشآموزان صورت گیرد یعنی خود دانشآموز نیز در انتخاب مواد آموزشی شرکت داشته باشد. در حال حاضر در تصمیمگیری های تشکیلات برنامه ریزی درسی ایران، دانش آموز هیچ نقشی در انتخاب منابع درسی ندارد؛ این امر بدان علت است که کتاب به عنوان رایج ترین و تنها منبع یادگیری شناخته شده است. به نظر می رسد خروج از این اتکای انحصاری به کتاب درسی مستلزم ایجاد تحول بنیادین در مؤلفه تربیت معلم کشور باشد بطوری که معلمان از قابلیت های حرفه ای برتر و بیشتری برخوردار باشند تا امکان تحقق یادگیری معنادار و پایدار را در دانش آموزان افزایش دهند.
۹. از آنجایی که فعالیت های یادگیری در برنامه درسی مهارتهای زندگی برای این منظور به کار گرفته می شوند که ایجاد تغییرات رفتاری موردنظر در دانش آموزان را سرعت بخشند و یا این که توجه و تمرکز دانش آموزان را در جریان یادگیری به سمت گیری های لحاظ شده در برنامه (یادگیری مجموعه مشخصی از دانش ها) معطوف نمایند، بهتر است این فعالیتها بر اساس نیازها و علایق دانش آموزان انتخاب شده و فرصت لازم را برای تمرین عملی مهارتهای زندگی در اختیار آنها قرار دهد. علاوه براین فعالیت های یادگیری دانش آموزان یا توسط خود آن ها برنامه ریزی و انتخاب شود و یا این که قبل از هر گونه تصمیمی در این خصوص، معلم دانش آموزان را مورد مشورت قرار دهد. نکته قابل ذکر این است که در برنامه ریزی فعالیت های یادگیری بایستی به آمادگی عقلی، جسمی، اجتماعی و عاطفی دانش آموزان و معلومات و تجارب فعلی آنها نیز توجه شود.
۱۰. با توجه به این که افزایش زمان آموزش سبب می شود که دانش آموز با دانش بیشتری سر و کار داشته باشد و در نتیجه به پیشرفت های یادگیری مهمی دست یابد و در پژوهش حاضر گروههای مورد مطالعه از کمبود زمان اختصاص یافته برای هر یک از جلسات درس مهارتهای زندگی ابراز نارضایتی کرده اند بنابراین پیشنهاد می شود زمان جلسات تا حد معقول افزایش یابد تا معلم ارزیابی بهتری از آموخته های دانش آموزان بعمل آورده و با کیفیت بهتری به تدریس مفاهیم برنامه درسی مهارتهای زندگی بپردازد. همچنین بهتر است زمان بندی یادگیری در برنامه درسی مهارتهای زندگی تنها محدود به اوقاتی نباشد که دانش آموز در در کلاس و یا برای انجام تکالیف خارج از مدرسه صرف می کند. یادگیری موضوع هایی که دانش آموز مهم تشخیص می دهد، در هر موقعیت زمانی به وقوع می پیوندد و نباید تنها به زمان بندی ثابت اکتفا شود.
۱۱. پیشنهاد بر این است که صرفاً چهارچوب برنامه درسی مهارتهای زندگی و سرفصل های آن در اختیار معلم قرار گیرد و معلم با کمک دانش آموزان محتوای این برنامه درسی را بصورت همزمان در هر جلسه تولید کنند. البته نائل شدن به این هدف در سایه ایجاد تحول بنیادین در تربیت معلم امکان پذیر است. همچنین با برگزاری دورههای آموزشی کوتاه مدت ضمن خدمت به طوری که تمام ابعاد و عناصر برنامه درسی مهارتهای زندگی در آن گنجانده شود، می توان قابلیت های حرفه ای معلمان را برای تدریس این درس بالا برد و حصار اتکا به کتاب درسی را شکست.
۱۲. مواردی از قبیل بومی سازی محتوا، انتخاب کتاب درسی بر اساس سلیقه معلمان، بازنگری در شیوه های ارزشیابی کنونی، برگزاری جلسات آموزش به شکل کارگاهی از طریق موضوعات پیشنهادی معلم و دانش آموزان، ایجاد پیوستگی منطقی بین فصول کتاب به منظور تسهیل یادگیری مفاهیم توسط دانش آموزان، تعدیل نسبت دانش آموز به معلم و کلاس درس، ایجاد زمینه جهت اجرای عملی تر برنامه، خارج شدن واحد درسی مهارتهای زندگی از حالت اختیاری به اجباری به منظور مهم جلوه دادن این درس مثل سایر دروس و … از جانب گروه های مورد مطالعه به تصمیم گیرندگان و عوامل دست اندرکار حوزه آموزش مهارتهای زندگی پیشنهاد گردیده است. البته ذکر این نکته خالی از فایده نیست که تمام پیشنهادات ذکر شده، وقتی جنبه عملی به خود می گیرد که زمینه و بستر و شرایط آنها مهیا باشد.
پیشنهادات پژوهشی
۱. در این تحقیق تمام عناصر ۹ گانه برنامه درسی مهارتهای زندگی مورد بررسی قرار گرفتند بنابراین به دلیل وسعت و تنوع این عناصر ممکن است دقت لازم در بررسی تک تک آن ها بعمل نیاید. بعبارت دیگر دقت فدای وسعت گردد. از این رو پیشنهاد می شود در مورد تک تک این عناصر و بررسی کیفیات و وضعیت آن ها پژوهش های مستقل و مجزایی بعمل آید.
۲. این تحقیق فقط محدود به دوره متوسطه نظری بود، بنابراین ضرورت دارد پژوهش های لازم برای بررسی وضعیت عناصر برنامه درسی مهارتهای زندگی و آسیب های موجود در آن برای مقاطع دیگر تحصیلی نیز بعمل آید.
۳. از روش های عینی تر دیگری به غیر از پرسشنامه (مثل مشاهده و مصاحبه) برای بررسی وضعیت عناصر ۹ گانه برنامه درسی مهارتهای زندگی به منظور شناسایی آسیب های موجود در آن در دوره متوسطه نظری استفاده شود.
۴. با توجه به این که عوامل و زمینه های محیطی (فرهنگی، اجتماعی و آموزشی) در آموزش مهارتهای زندگی تأثیر دارد، بررسی و تحقیق در این زمینه مفید و مؤثر واقع خواهد شد.
۵. به منظور دستیابی به بهترین روش های آموزش و پرورش مهارتهای زندگی به دانش آموزان دوره متوسطه نظری، اجرای پژوهش های تجربی ضرورت دارد.
۶. به منظور تصمیم گیری های تکنیکی و فنی در خصوص برنامه ریزی درسی مهارتهای زندگی بر اساس منابع اطلاعاتی از قبیل موضوع های مدون درسی، دانش آموزان، که برنامه درسی برای آنان طراحی می گردد، و جامعه، پژوهش در زمینه چگونگی اعمال و نحوه برخورد با عناصر برنامه درسی مهارتهای زندگی با توجه به منابع اطلاعاتی مذکور بسیار مفید و مؤثر واقع خواهد شد.
۷. با توجه به اینکه مدیریت و فرهنگ حاکم بر مدرسه تأثیر چشمگیری در چگونگی اعمال عناصر برنامه درسی مهارتهای زندگی برای دانش آموزان دارد. بنابراین پژوهش در این زمینه از اهمیت زیادی برخوردار است.
۸. از آنجایی که برنامه درسی مهارتهای زندگی تحت تأثیر نیازهای فرهنگی، زمانی، محلی و بطور کلی شرایط منطقه ای قرار می گیرد بنابراین ضرورت پژوهش در زمینه بومی سازی محتوای این برنامه درسی بسیار مفید واقع خواهد شد.
۹. پژوهش تجربی در زمینه رویکردهای عملی که بر مبنای آن تکنولوژی اطلاعاتی جدید می تواند بعنوان ابزار و منابع در فعالیت های یاد دهی ـ یادگیری مهارتهای زندگی مورد استفاده قرار گیرد مهم جلوه می نماید.
۱۰. جامعه آماری این تحقیق فقط شهر تهران بود، در صورتی که بخش قابل توجهی از دانش آموزان در شهرستان ها و مناطق روستایی زندگی می کنند که مسلماً نحوه برخورد با عناصر نه گانه برنامه درسی مهارتهای زندگی آن ها با جامعه شهری متفاوت می باشد، بنابراین ضرورت پژوهش در این زمینه نیز بسیار مفید و مؤثر واقع خواهد شد.
۱۱. پژوهش حاضر در قالب تحلیل و بررسی وضعیت موجود برنامه درسی مهارتهای زندگی در دوره متوسطه نظری به منظور شناسایی آسیب های آن انجام پذیرفت؛ اما جهت اطمینان ضرورت دارد پژوهشهای لازم جهت تعیین میزان برخورداری دانش آموزان از مهارتهای زندگی بعمل آید و عوامل مؤثر بر آن تحلیل شود.
محدودیت های پژوهش:
– پرسشنامه تنها ابزار گردآوری اطلاعات این پژوهش بود که محدودیت های خاص خود را داشت. متأسفانه به علت این که فرهنگ پژوهش های کیفی و بکارگیری روش های مشاهده و مصاحبه در اکثر مدارس بخوبی جا نیفتاده است لازم بود پژوهشگر زمان زیادی را برای هماهنگی با مسئولان مدارس و جلب رضایت والدین دانش آموزان صرف می کرد.
– علاوه بر محدودیت های مربوط به پرسشنامه در مواردی مشاهده می شد که گروه های مورد مطالعه نیز تمایل و انگیزه چندانی برای همکاری و شرکت جستن در پیمایش نداشتند.
– جایگاه واقعی و نقش مهم آموزش مهارتهای زندگی در دوره متوسطه نظری برای دانش آموزان شناخته شده نبود و در برخی موارد نیز احساس تنفر نسبت به این برنامه درسی به دلیل شیوه های نادرست اجرای آن در دانش آموزان به

دیدگاهتان را بنویسید