پایان نامه ارشد با موضوع دانش آموز، مهارتهای زندگی، دانش آموزان، برنامه درسی

ولی با توجه به رویکرد مورد استفاده در برنامه ریزی درسی می توان از یکی از دیدگاه ها یا تلفیقی از دیدگاه ها برای تصمیمات آموزشی استفاده نمود. از آن جایی که برنامه های آموزشی در نهایت بر روی دانش آموزان اجرا خواهد شد، بنابراین بایستی بیشترین تأثیرات را از نظرات آنان بپذیرد و با توجه به تعداد کثیر دانش آموزان نسبت به سایر نمونه های آماری اولویت ها نیز عمدتاً ازنظرات آنان متأثر می شود. طرح برنام? درسی که از دانش آموز به عنوان مهمترین منبع اطلاعاتی استفاده می کند، دارای مزایای فراوانی می باشد: نخست این که یادگیری تنها زمانی اختصاصی، مربوط و معنادار تلقی می شود که در جهت نیازها، علایق، توانمندی ها و تجربه های دانش آموزان باشد، دوم در این طرح دانش آموزان از انگیزه های درونی برای یادگیری برخوردارند و لذا نیازی به تمسک به نظام های پاداش از خارج باقی نمی ماند. سوم، این برنامهها به گونه جریانهای پر تحرک و فعالیتزا و نه انفعالی برای دانشآموزان مطرح است. چهارم، از آنجا که بر پرورش استعدادها و علایق، توانمندی ها و تجربه های دانش آموزان تأکید می باشد، این نوع برنامه ها به نحوی مطلوب تفاوت های فردی دانش آموزان را لحاظ می دارد. پنجم، مهارتهای فرایندی۴۳۵ (شیوه های آموختن) در دانش آموزان پرورش می یابد که آنها را قادر میسازد تا به نحوی مؤثرتر با مسائل و مشکلات زندگی برخورد نمایند. همچنین طرح برنامه درسی مبتنی بر دانشآموز به عنوان تصمیم گیرنده اصلی دارای کاستی ها و نقاط ضعف زیادی می باشد از جمله:
* نارسایی در زمینه آمادهسازی دانشآموزان برای زندگی اجتماعی به خاطر بی توجهی به هدفهای اجتماعی تعلیم و تربیت و میراث فرهنگی نوع بشر (علوم مدون شده بشری)
* عدم دسترسی دانش آموزان به هدف های مشترک، عدم نظام یافتگی فعالیت های یادگیری در حد کفایت
* عدم تولید هیچ گونه توانمندی های فکری به خاطر مجموعه تجربه های حساب نشده که دانش آموز در معرض آنها قرار می گیرد.
* عدم تدوین و تنظیم مواد و منابع و ابزار آموزشی که نوعاً در دسترس دانشآموزان قرار می گیرد بر اساس این دیدگاه، بخاطر هزینه های زیادی که بر دستگاه تعلیم و تربیت تحمیل می کند.
* عدم آمادگی معلمان در دوره های تربیت معلم برای تدریس برنامه های درون زا و از پیش تعیین نشده (کلاین، ۱۳۸۱، صص ۲۱۰-۲۰۹).
بدین ترتیب در طرح برنامه درسی که از دانشآموز به عنوان منبع و مرجع اصلی استفاده می شود، در حقیقت دانش آموزان تصمیم گیرندگان اصلی هستند که تاحدی کنترل عوامل ۹ گانه برنامه را در دست دارند. در نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران طرح برنامه درسی مبتنی بر موضوع های مدون به عنوان منبع اطلاعات می باشد همچنین تربیت معلم بر مبنای این الگو صورت پذیرفته و منابع و ابزار موجود آموزش بر این اساس تولید وعرضه می شود. برنامه تهیه شد? مبتنی بر این الگو، به سادگی و راحتی، در مدارس قابل اجراست.
وقتی برنامه درسی مبتنی بر این الگو باشد معلومات به صورت قالب بندی۴۳۶ و تکه تکه شده۴۳۷ به دانشآموز ارائه می شود که این عامل باعث فراموشی سریع محتوا شده، از استفاده و کاربرد محتوای آموخته شده نیز میکاهد. همچنین برنامه مبتنی بر این الگو هیچگونه ارتباطی با دنیای واقعی دانش آموز (مسائل، مشکلات و اموری که دانش آموز به طور پیوسته و روزانه با آن ها سر و کار دارد)، ندارد و به توانمندی ها، نیازها، علایق و تجربه های گذشت? دانش آموزان، توجه کافی مبذول نمی دارد (همان منبع، ص ۲۰۴).
در مجموع با توجه به گزارش آموزش و پرورش در سال ۱۳۷۶ می توان گفت: “انسان دنیای امروز به لحاظ پیچیدگیهای زندگی با چالشها و بحرانهای متعددی از قبیل: چالش بین جهانی شدن و بومی ماندن، بحران جمعیت، بحران سلامتی و تغذیه، دگرگونی در فن آوری و شرایط حرفهای واثرات فن آوری نوین ارتباطی بر مهارتهای اجتماعی و اخلاقیات روبروست. هر کدام از این بحرانها مشکلاتی را بر چگونگی زندگی افراد و رفتارهای اجتماعی آن ها تحمیل می کند. بنابراین چگونگی رویارویی با مسائلی چون مسائل فوق و نیز تربیت انسان هایی که با خواسته ها، ارزشها و آرمانهای جامعه متناسب باشد، پیش بینیها و برنامه ریزیهای خاصی را میطلبد (براواز، ۱۳۷۰، الیارد، ۱۳۷۰، به نقل از فتحی واجارگاه، ۱۳۸۱، ص ۴). بدین ترتیب از طریق برنامه های آموزشی و درسی می توان افراد را برای رویارویی با چالش ها و مسائل زندگی موجود و آینده توانمند ساخت.
بررسی وضعیت و شناسایی عوامل آسیب زای برنام? آموزش مهارتهای زندگی دوره متوسط? نظری اطلاعات اساسی را برای بازنگری آن فراهم می سازد و زمینه را برای ارائه آموزش هایی در جهت بهبود زندگی و توانمندسازی دانش آموزان این دوره مهیا می کند.
برنامه ریزان درسی و مسئولان آموزش با اندیشیدن تدابیری برای عناصری از برنامه درسی مهارتهای زندگی از قبیل اهداف، مواد آموزشی، محتوا، فعالیت های یادگیری، راهبردهای تدریس، ارزشیابی، گروه بندی، زمان و فضا اقدام به طراحی و بازنگری این برنامه می نمایند.
این عناصر ابعاد برنامه درسی مهارتهای زندگی و یا ابزارهای ذهنی کسانی به شمار می آید که با امر برنامه ریزی آن سر و کار دارند. از این رو برنامه درسی مهارتهای زندگی بایستی با توجه و تأکید به این عناصر مهم و مبتنی بر مبانی فلسفی، اجتماعی، روانشناختی آن باشد و بر اساس دستورالعملها و دیدگاههای مختلف برنامه درسی از قبیل دیدگاه اجتماعی، انسانگرایی، دیدگاه رشدگرا و نظریههای یادگیری مرتبط با آموزش مهارتهای زندگی مانند نظریه یادگیری اجتماعی، روان شناسی ساختارگرا، تئوری مسئله – رفتار، تئوری تأثیر اجتماعی، تئوری حل مسأله شناختی، نظریه هوش های چندگانه، برگشت پذیری و خطر طراحی و تدوین شوند و سپس با شیوه های مناسب آموزش داده شود و ارزشیابی گردد.
پیشنهادات اجرایی:
۱. نتایج حاصل از این پژوهش میتواند به عنوان مبنایی در طراحی و تدوین و بازنگری برنامه درسی مهارتهای زندگی برای کمیته ارتقاء آداب و مهارتهای زندگی دفتر برنامه ریزی و تألیف کتابهای درسی در سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی مورد استفاده قرار گیرد.
۲. برای ارائه درس از کار مربیانی استفاده شود که با اصول و فنون و روش های برگزاری مشاوره گروهی آشنایی داشته باشند و علاوه بر تسلط بر محتوای سر فصل های ارائه شده، از سایر منابع و مباحث نهایت استفاده را بنمایند، با روش های فعال تدریس از قبیل بحث و گفتگو، پرسش و پاسخ، بارش فکری، ایفای نقش، فعالیت در گروه های کوچک و بزرگ آشنایی داشته باشند و با بکارگیری این روش ها دانش آموزان را فعالانه در فرایند یادگیری درگیر نمایند و فرصت هایی را برایی آنها فراهم کنند تا بطور عملی مهارتهای زندگی را تجربه و تمرین کنند.
۳. پیشنهاد می شود که بین عناصر برنامه درسی مهارتهای زندگی نوعی یکنواختی و همخوانی ایجاد شود. به عنوان مثال تصمیم هایی که در خصوص هدف های برنامه و شیوههای ارزشیابی گرفته می شود، باید با تصمیمهایی که در خصوص مواد و منابع، و فعالیتهای یادگیری گرفته می شود، هماهنگ باشد. چنانچه این همخوانی و یکنواختی در طرح برنامه به چشم نخورد، طرح دارای خلأهایی می شود که به کاهش تأثیر برنامه بر فراگیران منجر خواهد شد.
۴. از آنجایی که محدودیت زمانی و بودجه برنامه های آموزشی به ویژه در دوره متوسطه نظری، امکان بهبود بخشی به همه عناصر برنامه درسی مهارتهای زندگی را غیرممکن می سازد، بنابراین اولویت بندی عناصر برنامه آموزش مهارتهای زندگی ترجیحات گروه های مورد مطالعه این تحقیق را آشکار می سازد، لذا در طراحی و تدوین و بازنگری برنامه های آموزش مهارتهای زندگی باید ترجیحات گروه های مورد مطالعه و به ویژه دانش آموزان مدنظر قرار گیرد.
۵. اقدامات و برنامه ریزیهای لازم و مقتضی جهت استفاده از نتایج این پژوهش به عمل آید. در این راستا لازم است که ابتدا برنامه فعلی بازنگری شود و متعاقب آن مواد آموزشی و محتوای درسی، دستورالعمل ها و ضوابط اجرایی و امکانات لازم جهت اجرا، طراحی و تدوین گردند.
۶. با توجه به این که دانشآموزان و معلمان گروهبندی در برنامه درسی مهارتهای زندگی را در اولویت اول اهمیت قرار داده اند، توصیه میشود گروه های مختلف بر اساس نیازها و علایق دانشآموزان شکل گیرد و تأکید می شود که علایق مشترک دانش آموزانـ و نه تشخیص معلم از توانمندی های آنان ـ مبنای گروه بندی در این برنامه درسی را تشکیل دهد. همچنین از آنجایی که دانش آموزان فرصت بیشتری برای بحث و گفتگو در گروه های کوچک پیدا می کنند لازم و سودمند است که در برنامه درسی مهارتهای زندگی گروه های کوچک استفاده شود. البته ذکر این نکته نیز خالی از فایده نیست، اینکه در حال حاضر در مدارس متوسطه جمهوری اسلامی ایران نسبت دانش آموز به معلم زیادتر از حد استاندارد آن می باشد تشکیل و اداره گروه های کوچک (۴ تا ۶ نفری) دشوار به نظر می آید بنابراین به منظور تولید ایده و نظرات بیشتر بهتر است در کلاس درس مهارتهای زندگی از گروه های بزرگ (۸ تا ۱۰ نفر) نیز استفاده بعمل آید.
۷. از آنجایی که بر اساس نتایج این تحقیق بین دیدگاه های تمام گروه های مورد مطالعه در مورد وضعیت عناصری از برنامه درسی مهارتهای زندگی مانند اهداف، محتوا، ارزشیابی و فضای آموزشی اختلاف معنی داری وجود ندارد بنابراین پیشنهاد می شود:
الف)در تصمیم گیری برای هدف های برنامه درسی مهارتهای زندگی نیازهای دانش آموزان، نیازهای جامعه ای که دانش آموزان در آن زندگی می کنند، و تغییرات اساسی اجتماعی، اقتصادی، علمی و فرهنگی جامعه مورد توجه قرار گیرد.
علاوه بر این از آنجایی که مخاطبان برنامه درسی مهارتهای زندگی کلیه دانش آموزان می باشند بنابراین توصیه می شود هدف های تعیین شده توسط دانش آموزان و یا گروهی از آنان سرلوحه یادگیری قرار گیرد واین هدف ها بهتر است بر اساس یک مشارکت فعال بین معلم و دانش آموز مشخص گردد. دلیل این امر آن است که وقتی از هدف های تصریح شده استفاده شود اغلب نوعی جهت گیری از پیش تعیین شده برای یادگیری وجود دارد، لیکن نتایجی مشخص و یکسان برای کلیه دانش آموزان تجویز نمی شود.
البته این پیشنهاد وقتی می تواند سازنده باشد که تشکیلات برنامه ریزی درسی کشور مسئولیت خود را در حد تدوین یک چهارچوب برنامه درسی مهارتهای زندگی در دوره متوسطه محدود نموده، سپس با فراخوان عمومی، تألیف کتاب را بر اساس چهارچوب مصوب، به نیروهای علاقه مند و صلاحیت دار جامعه واگذار نماید. همچنین خود کتاب بعنوان تنها منبع یادگیری شناخته نشود و در کنار آن انواعی فراوان از مواد و منابع آموزشی استفاده شود تا به دانش آموز فرصت تفحص و تنظیم برنام? خود را بدهد.
ب) محتوای برنامه درسی مهارتهای زندگی بر پایه

دیدگاهتان را بنویسید