پایان نامه ارشد با موضوع مهارتهای زندگی، برنامه درسی، دانش آموزان، دانش آموز

سرانجام ترجیح انتخاب تصادفی اعضای گروه در کلاس درس مهارتهای زندگی در اولویت پنجم قرار گرفت.
س)زمان آموزشی:
اولویت اول به کنترل (مدیریت) زمان جلسات توسط معلم، دوم به کفایت زمان جلسات جهت تدریس مفاهیم برنامه درسی مهارتهای زندگی، سوم به کافی بودن زمان جلسات برای یادگیری هر یک از مفاهیم این برنامه درسی، و چهارم به کفایت زمان جلسات برای ارزیابی بهتر از آموخته های دانش آموزان اختصاص یافت.
ش) فضای آموزشی:
مفید واقع شدن فضاهای آموزشی خارج از مدرسه برای یادگیری مفاهیم درس مهارتهای زندگی، کفایت فضای آموزشی مدرسه برای یادگیری مفاهیم این درس، و کیفیت مطلوب فضای آموزشی مدرسه به ترتیب در اولویتهای اول تا سوم قرار گرفتند.
۲- اولویت بندی اهمیت عناصر نه گانه برنامه درسی مهارتهای زندگی از دیدگاه گروه های مورد مطالعه با استفاده از آزمون فریدمن در جدول زیر آورده شده است.
جدول ۵-۵ : اولویت بندی عناصر برنامه درسی مهارتهای زندگی به
تفکیک اهمیت هر مؤلفه از دیدگاه گروه های مورد مطالعه
مؤلفه های برنامه درسی مهارتهای زندگی
اولویت بندی گروه های مورد مطالعه
متخصصان تعلیم و تربیت
معلمان
دانش آموزان
الف ـ اهداف
هشتم
هفتم
پنجم
ب ـ مواد آموزشی
پنجم
سوم
دوم
ج ـ محتوا
نهم
نهم
ششم
د ـ فعالیت های یادگیری
اول
هشتم
هشتم
ذ ـ راهبردهای تدریس
دوم
دوم
هفتم
ر ـ ارزشیابی
سوم
چهارم
چهارم
ز ـ گروه بندی
ششم
اول
اول
س ـ زمان آموزشی
هفتم
ششم
نهم
ش ـ فضای آموزشی
چهارم
پنجم
سوم
همان طور که در جدول مشاهده می شود اولویت گذاری عناصر نه گانه برنامه درسی مهارتهای زندگی بدین صورت انجام گرفته است:
۱- از دیدگاه متخصصان تعلیم و تربیت
اهمیت و ارجحیت قائل شده با بیشترین میزان به فعالیت های یادگیری برنامه آموزش مهارتهای زندگی در اولویت اول،راهبردهای تدریس معلم در اولویت دوم، ارزشیابی در اولویت سوم، فضای آموزشی مدرسه برای یادگیری مفاهیم درس مهارتهای زندگی در اولویت چهارم، مواد آموزشی مورد استفاده در برنامه مهارتهای زندگی در اولویت پنجم، و کمترین میزان اهمیت و توجه به گروه بندی دانش آموزان در اولویت ششم، زمان آموزشی اختصاص یافته برای این برنامه درسی در اولویت هفتم، اهداف درس مهارتهای زندگی در اولویت هشتم و در نهایت محتوای برنامه در اولویت نهم اختصاص یافت.
۲- از دیدگاه معلمان:
در این گروه اولویت گذاری عناصر برنامه درسی مهارتهای زندگی متفاوت از متخصصان تعلیم و تربیت است. معلمان بیشترین میزان تأکید و اهمیت را به گروه بندی دانش آموزان در اولویت اول، همانند متخصصان به راهبردهای تدریس در اولویت دوم، به مواد آموزشی مورد استفاده در برنام? آموزش مهارتهای زندگی در اولویت سوم، به ارزشیابی در برنامه درسی مهارتهای زندگی در اولویت چهارم، به فضای آموزشی در اولویت پنجم، و کمترین میزان توجه و اهمیت را به زمان آموزشی اختصاص یافته برای این برنامه درسی در اولویت ششم، اهداف برنامه در اولویت هفتم، به فعالیت های یادگیری در اولویت هشتم و سرانجام به محتوای برنامه آموزش مهارتهای زندگی در اولویت نهم و آخر اختصاص دادند.
۳- از دیدگاه دانش آموزان
اولویت بندی عناصر مختلف برنامه درسی مهارتهای زندگی در گروه دانش آموزان نیز تا حدودی شبیه به معلمان و متفاوت با متخصصان تعلیم و تربیت است. دانش آموزان گروه بندی در کلاس درس مهارتهای زندگی را با بیشترین میزان اهمیت در اولویت اول، مواد آموزشی را در اولویت دوم، فضای آموزشی موردنیاز در برنامه آموزش مهارتهای زندگی را در اولویت سوم، ارزشیابی در درس مهارتهای زندگی را در اولویت چهارم، اهداف برنامه را در اولویت پنجم، و کمترین میزان توجه و اهمیت را به محتوای برنامه درسی مهارتهای زندگی در اولویت ششم، راهبردهای تدریس معلم در کلاس درس مهارتهای زندگی در اولویت هفتم، فعالیت های یادگیری را همانند معلمان در اولویت هشتم، و سرانجام زمان آموزشی اختصاص یافته برای برنام? درسی مهارتهای زندگی را در اولویت نهم و آخر قرار داده اند.
همان طور که اطلاعات حاصل از سه گروه نشان می دهد، دانش آموزان و معلمان با اختصاص مؤلفه گروه بندی در اولویت اول، ارزشیابی در اولویت چهارم و فعالیت های یادگیری در اولویت هشتم اشتراک نظر دارند و این امر نشان دهنده قرابت و نزدیکی دیدگاه های دو گروه مذکور در مورد اولویت بندی عناصر مختلف برنامه درسی مهارتهای زندگی است. علاوه بر این متخصصان تعلیم و تربیت و معلمان نیز در اولویت بندی مؤلفه های مربوط به راهبردهای تدریس و محتوای برنامه درسی مهارتهای زندگی توافق و اشتراک نظر دارند. در این میان به نظر می آید معلمان هم با دانش آموزان و هم با متخصصان تعلیم و تربیت در زمینه اولویت بندی مؤلفه های برنامه درسی مهارتهای زندگی بیشترین تفاهم و اتفاق نظر را دارا هستند.
-آیا بین دیدگاه متخصصان تعلیم و تربیت، معلمان و دانش آموزان در زمینه شناسایی آسیبهای موجود در برنامه آموزش مهارتهای زندگی با توجه به عناصر نه گانه برنامه درسی تفاوت وجود دارد؟
به منظور مقایسه نظرات سه گروه مورد مطالعه درباره عناصر برنامه درسی مهارتهای زندگی از آزمون تحلیل واریانس رتبه ای کروسکال والیس استفاده شد. از آنجا که این آزمون فقط مشخص می کند که بین دیدگاه های سه گروه مورد مطالعه از نظر متغیر موردنظر تفاوت وجوددارد یا نه و هرگز مشخص نمی کند که تفاوت بین رتبه های کدام دو گروه مستقل می باشد. بدین منظور از آزمون U مان ـ ویتنی استفاده شد که به نتایج آنها اشاره
می شود:
۱. اختلاف میانگین رتبه های نظرات سه گروه مورد مطالعه در مورد وضعیت عناصری از برنامه درسی مهارتهای زندگی از قبیل مواد آموزشی، گروه بندی و زمان معنی دار مشاهده شد. یعنی بین دیدگاه های گروه های مورد مطالعه در مورد وضعیت عناصر مذکور اختلاف نظر وجود دارد.
۲. اختلاف میانگین رتبه های نظرات سه گروه در مورد وضعیت عناصر برنامه درسی مهارتهای زندگی مانند اهداف، محتوا، ارزشیابی (گویه سوم) و فضای آموزشی (گویه سوم) معنی دار نیست و در مورد وضعیت این دسته از عناصر برنامه بین سه گروه اشتراک و توافق نظر وجود دارد.
۳. نتایج آزمون U مان ـ ویتنی دربار? اختلاف میانگین رتبه های نظرات گروه های مورد مطالعه در مورد عناصر برنامه درسی مهارتهای زندگی به صورت زیر می باشد:
الف)اهداف:
بین دیدگاه های متخصصان تعلیم و تربیت و معلمان در مورد وضعیت مؤلفه اهداف آموزش مهارتهای زندگی اختلاف و تفاوت وجود دارد. ولی بین دیدگاه های متخصصان تعلیم و تربیت و دانش آموزان، دانش آموزان و معلمان تفاوتی به چشم نمی خورد.
ب)مواد آموزشی:
بین دیدگاه های متخصصان تعلیم و تربیت و معلمان، متخصصان و دانش آموزان، و معلمان و دانش آموزان در مورد بررسی آسیب ها و وضعیت مؤلفه مواد آموزشی برنامه درسی مهارتهای زندگی اختلاف نظر وجود دارد.
ز) گروه بندی:
نتایج آزمون U مان ـ ویتنی نشان داد که اختلاف میانگین نظرات متخصصان تعلیم و تربیت و دانش آموزان، معلمان و دانش آموزان در مورد وضعیت و معیارهای گروه بندی دانش آموزان در کلاس درس مهارتهای زندگی در سطح ۰۵/۰ معنی دار است. ولی این اختلاف نظر در مورد وضعیت و معیارهای گروه بندی دانش آموزان در برنامه درسی مهارتهای زندگی در میان نگرش های متخصصان تعلیم و تربیت و معلمان به چشم نمی خورد.
س)زمان:
بین دیدگاه های متخصصان تعلیم و تربیت و دانش آموزان، و معلمان و دانش آموزان در مورد وضعیت و آسیب های موجود در زمان اختصاص یافته به برنامه درسی مهارتهای زندگی اختلاف و تفاوت وجود دارد ولی بین دیدگاه متخصصان تعلیم و تربیت و معلمان در این مورد تفاوتی به چشم نمی خورد.
۴- به منظور مقایسه نظرات معلمان و دانشآموزان در مورد وضعیت عناصری از برنامه درسی مهارتهای زندگی از قبیل فعالیتهای یادگیری، ارزشیابی، و فضای آموزشی از آزمون U مان ـ ویتنی استفاده شد که در زیر نتایج آن مورد بررسی قرار می گیرد:
د) فعالیتهای یادگیری:
نتایج آزمون U مان ـ ویتنی نشان داد که اختلاف میانگین رتبه های دیدگاه های معلمان و دانش آموزان در مورد وضعیت و معیارهای انتخاب یادگیری برنامه درسی مهارتهای زندگی در سطح ۰۵/۰ معنی دار نیست یعنی دو گروه یاد شده اظهارنظرهای متفاوتی درباره فعالیت های یادگیری برنامه آموزش مهارتهای زندگی ندارند.
ر) ارزشیابی:
اختلاف میانگین رتبه های دیدگاه های معلمان و دانش آموزان در مورد وضعیت و معیارهای ارزشیابی در برنامه درسی مهارتهای زندگی در سطح ۰۵/۰ معنی دار نیست. یعنی بین دیدگاه های دو گروه مذکور در مورد مؤلفه ارزشیابی در برنامه درسی مهارتهای زندگی تفاوت آشکار و معنی داری وجود ندارد.
ش) فضای آموزشی:
نتایج آزمون U مان ـ ویتنی نشان داد که اختلاف میانگین رتبه های دیدگاه های معلمان و دانش آموزان در مورد وضعیت فضای آموزشی برنامه درسی مهارتهای زندگی در سطح ۰۵/۰ معنی دار است. یعنی بین دیدگاههای دو گروه مذکور در این مقوله تفاوت آشکار و معنی داری به چشم می خورد.
۵- به منظور مقایسه دیدگاه های معلمان و دانش آموزان در مورد بررسی وضعیت شیوه های تدریس در برنامه درسی مهارتهای زندگی از آزمون t دو نمونه ای مستقل استفاده شد که در زیر به نتایج آن اشاره می شود:
ذ)راهبردهای تدریس:
نتایج آزمون t دو نمونهای مستقل نشان داد که اختلاف میانگین دیدگاههای معلمان و دانش آموزان در مورد وضعیت شیوه های تدریس در کلاس درس مهارتهای زندگی در سطح ۰۵/۰ معنی دار است. یعنی معلمان و دانش آموزان اظهار نظرهای متفاوتی در مورد این مؤلفه برنامه درسی مهارتهای زندگی داشته اند.
سایر نتایج بدست آمده:
به منظور بررسی تأثیر متغیرهای جمعیت شناختی از قبیل جنسیت بر دیدگاه های معلمان و دانش آموزان از روشهای آمار استنباطی مثلt گروه های مستقل وU مان ـ ویتنی استفاده شدکه درزیر به نتایج آن اشاره می شود:
۱. نتایج آزمون t گروه های مستقل نشان داد بین میانگین دیدگاه های معلمان زن و مرد در مورد بررسی وضعیت عناصر برنامه درسی مهارتهای زندگی از قبیل مواد آموزشی، محتوا، فعالیتهای یادگیری، ارزشیابی، گروه بندی، زمان و فضای آموزشی اختلاف و تفاوت وجود ندارد ولی بین میانگین دیدگاههای زنان و مردان در گروه معلمان در مورد بررسی وضعیت مؤلفههایی مانند اهداف و راهبردهای تدریس برنامه درسی مهارتهای زندگی تفاوت آشکار و معنی داری به چشم می خورد.
۲. الف) نتایج آزمون t مستقل نشان داد که اختلاف میانگین نظرات دانش آموزان دختر و پسر درباره مؤلفه های محتوا و راهبردهای تدریس برنامه درسی مهارتهای زندگی معنی دار است، یعنی بین دیدگاه های دو گروه یاد شده تفاوت وجود دارد. ولی

دیدگاهتان را بنویسید