پایان نامه ارشد رایگان مدیریت : ارزشهای فرهنگی

0 Comments

اصلی:

شناخت نقش زندگی خوابگاهی در چگونگی تکوین هویّت فرهنگی دختران
1-4-2- اهداف فرعی:
شناخت نقش زندگی خوابگاهی در چگونگی تکوین هویّت مذهبی دختران
شناخت نقش زندگی خوابگاهی در چگونگی تکوین روابط اجتماعی(معاشران) دختران
شناخت نقش زندگی خوابگاهی در چگونگی تکوین هویّت جنسیتی دختران
شناخت نقش زندگی خوابگاهی در چگونگی تکوین هویّت خانوادگی دختران
فصل دوم: مبانی نظری

2-1- بخش اول: پیشینه تحقیق
2-1-1- تحقیقات داخلی
همچنانکه ادبیات نظری نسبتاً گسترده‌ای درباره هویّت وجود دارد. به همین منوال در زمینه مطالعات تجربی نیز میتوان رساله‌ها و پژوهشهای متعددی را یافت که دست کم در عنوان شامل مفهوم هویّت هستند. در این بخش به برخی از این عناوین که در مقاطع بالای تحصیلی و دانشگاههای معتبر انجام شده‌اند‌میپردازیم. مرور این مطالعات در ترسیم چشم‌انداز این حوزه به این پروژه کمک میکند. بنابراین ابتدا خلاصهای از هر تحقیق را مطرح میکنیم و سپس تلاش کرده‌ایم مزایا و نقایص آنها را در بخش روش تحقیق، چارچوب نظری و یافتههای تحقیق مطرح کنیم. و سپس از هر تحقیق محورهای اصلی مانند مسئله، جامعه آماری، چارچوب نظری و نتایج مهم در قالب دو جدول بررسی شده است. در ابتدا محورهای روشی و بعد محور نظری و یافته‌های تحقیق ارائه شده است.

محمدی (1379) در پژوهش مورد برّرسی خود به دنبال شناخت پارامترهای هویّت فرهنگی دانش‏آموزان مورد مطالعه است. همچنین نگارنده درصدد بررسی گرایش افراد مورد مطالعه به پارامترهای فرهنگ مدرن برآمده و نوسانات هویّت قومی را قبل و بعد از انقلاب بررسی کرده است. محقق بعد از تعریفی از هویّت به هویّت جمعی، فردی و فرهنگی پرداخته و به شرح و برّرسی هر کدام از اقسام هویّت مذکور اقدام کرده است. وی زبان، دین، سرزمین مشترک و میراث مشترک را به عنوان شاخصه‏های هویّت فرهنگی برشمرده و هرکدام را توضیح داده است. محمدی از نظریات و آراء مردم‏شناسان زیر در مورد شکل‏گیری هویّت فرهنگی استفاده کرده است:1- روث بندیکت: هر جامعه‏ای شخصیّت ویژه‏ای را در افراد خود می‏پروراند. بر اساس دیدگاه وی هر جامعه‏ای به تدریج به برخی از الگوهای فرهنگی خود محوریّت می‏دهد، 2- مارگاریت مید: به اعتقاد مید تمامی فرآیندهای جامعه را (حتی بیولوژیک) باید با توسّل به نظام فرهنگی جامعه تبیّین کرد، 3- کاردینر و لینتون: کاردینر شخصیّت بنیادین را مطرح می‏کند تا بتواند به مدد آن هویّت فرهنگی جوامع را بشناسد. به نظر لینتون شخصیّت بنیادی از مجموع تمایلات انگیزه‏ها و خصوصیّات ویژه تشکیل شده است که از طرف گروه بر فرد تحمیل می‏شود. وی احساس تعلّق و دلبستگی را مبنای شکل‏گیری شخصیّت پایه می‏داند.
جامعه مورد مطالعه این پژوهش دانش‏آموزان پایه سوم دبیرستان شهرستان مریوان است. پرسشهای تحقیق ناظر به میزان و کیفیّت گرایش به فرهنگ قومی، فرهنگ ملّی و فرهنگ مدرن است. مذهب، زبان، پوشش، پایبندی به آداب و رسوم نیز به عنوان یک متغییرهای مستقل لحاظ شده است. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که ‌در مجموع و به ترتیب هویّت فرهنگی دانش‏آموزان از چهار لایه قومی، مدرن، مذهبی و ملی تشکیل شده است. نکته قابل تأمّل تضعیف گرایشات مذهبی شاگردان است.راهکارهای نظام سیاسی در جهت یکسان‏سازی باعث تشدید گرایشات قومی شده است. ضمن اینکه هویّت ملّی و مذهبی برخلاف تصوّر ضعیف شده است و بتدریج به سوی متغیرهای فرهنگ مدرن اوج میگیرد.
داوود میرمحمدی (1374) به مطالعه و برّرسی مؤلفه‏های بارز هویّت فرهنگی و قومی مردم بلوچ و نسبت و رابطه آنها با هویّت فرهنگی در شهرستان زاهدان می‏پردازد. هدف از این مطالعه و تحقیق، بررسی عناصر و مؤلفه‏های تشکیل‏دهنده هویّت فرهنگی و قومی مردم بلوچ و شناخت میزان همسانی و ناهمسانی هویّت فرهنگی آنان با هویّت فرهنگی ملّی ایران (مرکز‏گرایی و مرکزگریزی) و تبیین جامعه‏‏شناختی آن است.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

این رساله از چندین دستگاه نظری استفاده کرده است که عبارتند از: 1) نظریه «هویت‏جوئی» اسمیت(ریشه و منشأ ایجاد قوم‏مداری و مرکز‏گریزی و شکل‏گیری نهضت‏های جدائی طلبی قومی ناشی از تمایل و نیاز جامعه قومی به کسب هویّت قومی خود و رسمیت بخشیدن به آن است)، 2)تئوری «دولت‌ـ‌ملّت» بوئرژ(با رشد مفهوم «ملت ـ دولت» در عصر امروز ارتباط بین ملّت به عنوان مفهوم قومی و دولت به مثابه یک موجودیّت قانونی بسیار گسسته و مبهم شده است.در نتیجه قومیّت‏گرایی به عنوان حقّ مردمی که احساس می‏کنند که ملیّت مشترکی دارند و خواستار دولتی هستند که ملیّت آنها را تحقق بخشد در آمده است)، 3)تئوری عوامل «ذهنی و عینی» راتچایلد و شاپفلین(عوامل ذهنی و عینی بر مخفی شدن نهضت‏های قومی اثر گذاشته، ضمن تشدید خواست‏های قابل مذاکره و غیرقابل مذاکره، ناخشنودی و نارضایتی قومی را بیشتر می‏کنند و شرایط را فراهم می‏کند که منجر به شکل‏گیری «سازمان سیاسی قومی» شده و منبعی برای تسریع در بازسازی هویّت قومی، وحدت و همبستگی قومی، خواست مشارکت عمومی و اصالت فرهنگی از جمله بازگشت به ریشه‏های نمادین، اسطوره‏های گذشته و یادبودهای تاریخ می‏گردد و از طریق ایجاد و شکل‏گیری ناسیونالیسم قومی تبدیل به یک نهضت مرکزگریز قومی می‌شود) و 4)تئوری «میدان» کورت لوین(رفتار انسان تابع دو عامل: خصوصیّات شخصی و خصوصیّات محیط است). همچنین در این رساله، از دیدگاه‏های جامعه شناسانی، همچون دورکیم و الکساندر (همبستگی اجتماعی، انسجام اجتماعی، وفاق اجتماعی)، ابن خلدون (عصبیّت)، مونتسکیو (روح کلی)، پارسونز (منظومه و ساخت اجتماعی) استفاده و بر آنها تأکید شده است.
جامعه آماری این تحقیق عبارت است از، کلیه خانواده‏های بلوچ ساکن شهرستان زاهدان و دارای 308 نمونه است. سؤالات اصلی میرمحمدی این است که 1)مؤلفه‏های بارز هویّت قومی و فرهنگی مردم بلوچ کدامند؟ و 2) بلوچ‏ها به چه میزانی به هویّت قومی و فرهنگی خود تعلّق و دلبستگی دارند (قومیّتگرا هستند) و چه جایگاهی برای هویّت قومی و هویّت خود در جامعه و هویّت ملّی قایل هستند و نسبت و رابطه هویّت قومی آنان با هویّت ملّی چگونه است (مرکز‏گرائی)؟ و چرا؟
برخی از نتایج مهّم تحقیق به شرح زیر است: الف) آن دسته از افرادی که دارای خاستگاه روستایی بوده و در مناطق روستایی و ایلی زندگی میکنند در مقایسه با افراد شهرنشین تمایلات قومی بیشتری دارند.ب) هر قدر سطح تحصیلات بیشتر باشد، قومیّتگرایی ضعیفتر است.ج) افرادی که دارای مشاغل بالا و متوسط و همچنین کسانی که شاغل در رشته‏های شغلی دولتی و فروشندگی بوده‏اند، در مقایسه با افراد صاحب مشاغل پایین و شاغل در رشته‏های شغلی خدمات، حمل و نقل و دامداری و کشاورزی تمایلات قومی ضعیفتری از خود نشانداده ‏اند.
-رساله کارشناسی ارشد مهدی فرجی(1380) به مطالعه صورتبندی هویّت جدید و تغییر نگرش زنان نسبت به احکام رساله‏ای می‏پردازد. نگارنده به استفاده از نظریات گیدنز تأثیر سه عنصر مدرنیته،یعنی جدایی زمان و مکان، جابجایی و از جاکندگی، بازاندیشی را بر دگرگونی در خصلت پدیده‏ها و کنش‏های انسانی و تغییر در نگرش‏ها برّرسی می‌کند.
جامعه آماری تحقیق، شامل کلیه دانشجویان دختر در گروه‏های عمده تحصیلی شامل فنی مهندسی، علوم پایه، علوم انسانی، علوم پزشکی و هنر و معماری دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در سال 80 ـ 1379 و حجم نمونه 350 نفر است. داده‏های این تحقیق با استفاده از پرشسنامه‏ای به منظور برّرسی هویّت جدید زنان و تحوّل نگرش خود و نگرش به احکام رساله‏ای مربوط به زنان و منابع معرفتی مؤثّر بر آنها‏ گردآوری شده است.
این تحقیق به دنبال پاسخ به پرسش، آیا «خود» (self) زنان دچار تحوّل شده است. آیا خود تعریفی زنان ماهیّتی دیگر از ماهیّت سنتی خود پیدا کرده است و آیا این تحوّلات منجر به برساختن هویّتی جدید شده است. آیا هویّت دینی جدید در حال شکل‏گیری است. همچنین محقّق به دنبال این مسأله است که عوامل مؤثّر بر این تحوّلات در این(self) و تحوّلات نگرشی نسبت به احکام رساله‏ای چه هستند. و چه تغییراتی در این منابع معرفتی مؤثّر در حال شکل‏گیری استو هر یک از این منابع چه میزان در تحولات «خود» زنان مؤثّر می‏باشند.
فرضیه این تحقیق، عبارت است از اینکه تحولات معرفتی و شناختی منجر به تحوّلات نگرشی و خود تعریفی خواهد شد و تحوّلات در خودتعریفی و نگرش به احکام رساله‏ای نتیجتاً منجر به هویّتی می‏شود که فارغ از دین نیست، اما شکل دیگری از دینداری است که بیشتر صبغه فردی دارد.
یافته‏های تحقیق نشان می‏دهد، که زنان احکام جمعی و اجتماعی موجود در فقه را که به نوعی دستورالعمل بعد اجتماعی و مناسکی دین می‏باشد دیگر یا نمی‏پذیرد یا مورد شک و شبهه قرارداده ‏اند و اقدام به بازاندیشی در ابعاد هویّتی خود کرده‏اند. از جمله ابعادی که دچار بازاندیشی شده است بعد نگرشی اعتقادی است که محصول آن در دنیای مدرن کنونی به نظر می‏رسد ایمان باشد نه دین. یعنی آن بعد از دین را که صرفاً به رابطه فرد با خدا بدون حضور هیچ واسطه‏ای می‏پردازد را پذیرفته‏اند.
-ارشد فردی گردی(1381) به « برّرسی عوامل اجتماعی موثّر بر بحران هویّت دربین دانشجویان کارشناسی دانشگاه تبریز» پرداخته است. فرض اصلی او این است: به نظر میرسد که عوامل اجتماعی جدید (دوران مدرن) بحران هویّت جوانان را تشدید نموده است. نتایج این پژوهش نشانگر بالا بودن میانگین بحران هویّت دانشج
ویان این نمونه آماری است. اضافه بر این نتایج به دست آمده از آزمودنفرضیه های پژوهش بیانگر آن است که بحران هویّت و ابعاد دوگانه آنرابطه معنی داری با اکثر متغیرهای مستقل پژوهش همچون عزت نفس، ارزشهای فرهنگی و ارزشهای دینی مذهبی دارند.
کلاهی(1384) به برّرسی تأثیر جهانی شدن بر هویّت‏های دینی ایران پرداخته است. جهانی شدن از منظر این تحقیق عبارت است از «بسط فضای غریبه» فضایی که از دیالکتیک میان «ذهنیت کنشگران فضای نزدیک» با «عینیت عناصری که از فضای دور آمده‏اند» شکل گرفته است و منظور از هویّت دینی مجموعه‏ای نسبتاً ثابت و پایدار از ایستارهاست که فرد از رابطه خود با دین در ذهن دارد. اهداف این رساله عبارتند از: انجام مطالعات نظری در باب رابطه جهانی شدن و دین به عنوان یکی از عناصر سازنده هویّت و تأثیر جهانی شدن بر بخش دینی هویّت کنشگران اجتماعی؛ و نیز ارائه رویکرد نظری‏ای که برای مطالعه هویّت دینی از منظر جهانی شدن درجامعه ایران مناسب باشد، انجام مجموعه‏ای از تحقیقات کیفی اولاً به منظور ارائه طبقه‏بندی‏هایی از انواع دینداری در ایران و انواع ادراکات کنشگران ایرانی از دین و ثانیاً ارائه فرضیاتی درباره رابطه هویّت دینی و جهانی شدن برای جامعه ایران است.
محقق با استفاده از رویکرد نظری رونالد رابرتسون و چند تعریف جهانی شدن از دیدگاه صاحبنظران به مطالعه این موضوع پرداخته است. نکته جالب توجه در نظریات رابرتسون، تأکید بر عنصر آگاهی به عنوان هسته اصلی جهانی شدن در مقابل تعاریف عین‏گرا و بیرونی است که بیشتر بر وجوه اقتصادی جهانی شدن تمرکز دارند و در نتیجه تعریفی ذهن‏گرا و درونی برای جهانی شدن قایل است.
به تناسب رویکرد رابرتسون محقّق نیز با استفاده از روش‏های کیفی (مشاهده مشارکتی و مصاحبه‏ عمقی) برای رسیدن به عمق ذهنیّات کنشگران،به طرح پرسشنامه پرداخته است. متغیرهای اصلی این تحقیق عبارت‏اند از «هویّت دینی» و «معنای عنصر غریبه» (در اینجا منظور از عنصر غریبه، فضایی است که حول مفهوم فرهنگ غرب شکل گرفته است مانند؛ ماهواره و اینترنت). از آنجا که موضوع تحقیق، برّرسی رابطه میان دو متغیر جهانی شدن و هویّت دینی است، سایر متغیرها تا حد امکان کنترل شده‌اند.
در این‏جا محقق، اثر «هویّت دینی» بر فضای غریبه را شکل گرفتن فضاهای غریبهی متناسب با هویّت‏های دینی می‌داند که به تشکیل چهار نوع فضای غریبه منجر خواهد شد: الف) هویّت دینی روش مدار؛کسانی که معتقدند هم هدف کلی زندگی و هم روش رسیدن به آن را باید از دین اخذ کرد. ب) هویّت دینی هدف‏مدار؛کسانی که اهداف کلی زندگی را از دین اخذ می‏کنند اما انتخاب روش‏های رسیدن به آن اهداف برعهده خود فرد می‏دانند. ج) هویّت دینی اخلاقمدار؛کسانی که نه هدف کلّی زندگی را از دین اخذ می‏کنند و نه روش‏های رسیدن به آن را و معتقدند فرد باید خود براساس الزامات و اقتضائات برون دینی اهداف و روش‏های زندگی خود را تعیین کند. د) هویّت دینی عرف‏گرا؛کسانی که بیش از آن که خود در انتخاب نوع دینداری‏ خود مؤثر باشند، فرایند جامعه‏پذیری دین را به آنان منتقل و در آنان درونی کرده است.
نتایج تحقیق براساس مصاحبه‏های انجام گرفته شده نشان می‏دهد، «خودآگاه شدن کنشگر» به معنای آگاهی هر چه بیشتر نسبت به هویّت خود از گذر مواجهه با هویّت‏های متفاوت و «فعال شدن کنشگر» به معنای فعالتر شدن نقش کنشگر در ساختن هویّت دینی خویش، پیامدهایی است که جهانی شدن برای همه انواع هویّت‏های دینی در پی خواهد داشت. «تیز شدن هویّت» به معنای احساس تضاد و تقابل با هویّت‏های دیگر، پیامدی است که جهانی شدن برای هویّت‏های دینی روش‏مدار در پی دارد. جهانی شدن همچنین از طریق ایجاد تغییر در هویّت‏های محلی، باعث ایجاد یا تقویت «هویّت‏های بدیل» می‏شود. هویّت‏های دینی هدف‏مدار و اخلاق‏مدار، مهمترین هویّت‏های دینی بدیلی هستند که در اثر جهانی شدن شکل می‏گیرند.جهانی شدن کمترین اثر را بر هویّت‏های دینی عرف‏گرا دارد.
– رساله سمیّه شالچی (1384) به این موضوع می‏پردازد که رسانه‏ها به مرور در ادارک ما از جهانی که فراسوی عالم تجربه شخصی، قرار دارد و نیز حس و ادراکمان از جای ما در این جهان توسط اشکال نمادین نقش بیشتری ایفا کرده‌اند. به علاوه در تجربه رسانه‏ای به همین دلیل که تجربه‏ای تصوّری و همذات‏‏پندارانه است، فرد بیش از پیش در دیدن خویش به جای دیگری و در موقعیت جدیدی که می‏تواند با موقعیت خودش تفاوت ماهوی داشته باشد، توانا می‏شود.
به نظر محقّق نظم مابعدسنتی، امنیت و قطعیت هنجارهای پیشین را کمرنگ کرد، در نتیجه در درون یک فرد هویّت‏های گوناگونی که او برای خود قائل شده بود به تعارض با یکدیگر برخاستند. امروزه دیگر نمی‏توان کسی را با تعلّقات طبقاتی و جنسیتی‏اش به راحتی پیش‏بینی کرد. مرزهای هویّت ممکن و محتمل برای افراد، به طور دائم گسترده‏تر می‏شوند و مسئولیّت انتخاب این هویّت‏ها برای تک تک ما سنگینتر می‏شود.
این پژوهش به مطالعه نظری ابعاد هویّت بازاندیشانه گیدنز و سپس برّرسی میزان شکل‏گیری این هویّت در جامعه ایرانی و ارتباط آن با استفاده از رسانه‏های جهانی می‏پردازد. روش پژوهش پیمایشی و جامعه آماری آن داشجویان دانشگاه آزاد اسلامی مقیم تهران بوده‌ان

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *