پایان نامه اعضاء هیأت علمی

دانلود پایان نامه

فرهنگی و چارچوب‌های ادراکی مختلف در این فرهنگها صرفاً در تحقیقات آکادمیک مورد توجه قرار نگرفته است.
اعضاء هیأت علمی دانشگاه‌های امروزی اساتیدی خواهند بود که علاوه بر، برخوردار بودن از مهارتهای فردی و تکنیکی و علمی بالا باید از هوش فرهنگی و عاطفی مناسبی نیز برخوردار باشند. ازطرفی از احساسات، عواطـف و علائـم و نشانه‌های شفاهی و غیرشفاهی در فرهنگ‌های مختلف تفاوتهای قابل ملاحظه ایی با هم دارند.
به عبارت بهتر برای کسب توانایی درک بالای احساسی مؤثر بر خورداری از هوش فرهنگی مناسب از ضروریات است. این هوش قابلیت مهمی برای کارکنان، اساتید و مدیران سازمانها و دانشگاه‌ها محسوب می‌شود. هوش فرهنگی در راستای هوش عاطفی و اجتماعی است. هوش عاطفی فرض می‌کند که افراد با فرهنگ خود آشنا هستند، بنابراین برای تعا مل و ارتباط با دیگران ازروش های فرهنگی خود استفاده می‌کنند، هوش فرهنگی جایی خود را نشان می‌دهد که هوش عاطفی ناتوان است. یعنی در جای که با افراد در محیط‌های ناآشنا سر و کار داریم.
اهمیت توانایی و برقراری ارتباط و تعامل در تجارب انسانی تا حدی است که می‌توان آن را شاخص تمام چیزهایی دانست که انسان را از سایر مخلوقات متمایز می‌کند. توانایی فرد برای برقـراری ارتباط متقابل با دیگری ازطریق تبادل افکار و عقاید، اولین گام در تمایز بیـن بشر و دیگرآفریده‌ها ست. همچنین قدرت انسان در ثبت افکـار و اطلاعات برای استفاده دیر یا زود دیگران و قدرت در یافت پاسخ آنان مبنای نیروی روز افزون تجارب و علوم است. به همین منوال قابلیت و توانایی یک فرد یا یک گروه برای اختلاط با گـروه‌های دیگر از طریق فرایند‌های ارتباطی، ریشه تمـامی ماهیت‌های اجتمـاعی نـژاد انسانی است . بنابـراین به سختـی می‌تـوان گفت که چیزی بنیادی تر از ارتباطات و درک تفاوتهای فرهنگی و اعمال فرایند‌های انسانی و پیشبرد تلاش‌های بشری وجود داشته باشد . با این حال تا این اواخر هیچ فعالیتی که نشان دهنده تحقیق و بررسی علمی در این زمینه باشد وجـود نداشته اسـت و تعریف اصـول اولیه این علم هنوز مراحل اولیه را طی می‌کند. اما شناخت قدرت ارتبـاطات اثربخش به دوران و روزگار باستان باز می‌گردد. بطوری که در زمان « افلاطون » نیز اهمیت این امر به خوبی تعریف شده بود او در خطابه‌های خود می‌نویسد، « چه چیزی والاتر و با ارزش تر از « کلمه » است که می‌تواند، قضـات را در محاکم، سناتورها را درمجلس و یا شهرونـدان را در اجتماعات و یا در گردهمایهای سیاسـی دیگر مجاب کند؟».
1-2بیان مسأله
فرهنگ، ارزشها، ایده‌ها، نگرش‌ها و نمادهای آگاهانه و ناآگاهانه‌ای است که رفتار انسان را شکل می‌دهد و از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود. فرهنگ قوانین نانوشته‌ای است که در بیشتر مواقع به راحتی قابل مشاهده نیست و همین امر کارمدیران، صاحب نظران، اساتید و معلمان را در برقراری ارتباط مؤثر مشکل می‌کند.
و از طرف دیگر رشد و توسعه همه جانبه آموزش عالی کشور و پذیرش گستردۀ دانشجو با تنوع فرهنگی، قومی و نژادی و با عنایت به اینکه محیط دانشگاه باید یک محیط فرهنگی پویا و فعال باشد انجام فعالیت‌های آموزشی و تربیتی را دشوارترمی کند. و این درحالی است که وجود هوش هیجانی برای محیط‌های ایستایی فرهنگی کفایت می‌کند . و در صورت افزایش تنوع فرهنگی، هوش هیجانی به تنهایی پاسخگوی پویایی‌های حوزه فرهنگ نیست.
امروز به جرأت می‌توان بیان کرد که فرهنگ به عنوان جزء نامرئی ولی اساسی در تعاملات اجتماعی بیش از پیش خودنمایی می‌کند و به عنوان یک پیش شرط موفقیت برای هر کسی و در هر کجا مطرح است. و از طرفی بسیاری از احساسات، عواطف، علائم و نشانه‌های شفاهی و غیرشفاهی در فرهنگ‌های مختلف تفاوتهای قابل ملاحظه‌ای با هم دارند.
به عبارت بهتر برای کسب توانایی درک بالای احساسی مؤثر برخورداری از هوش فرهنگی مناسب از ضروریات است .
پس می‌توان چنین بیان کرد شرط لازم و کافی برای برقراری ارتباط مناسب و اثر بخشی برخورداری از هوش فرهنگی بالا می‌باشد و با عنایت به فلسفه کاری اعضاء هیأت علمی دانشگاهها این اصل که ارتباط اثربخش شرط موفقیت کاری خواهد بود.
هوش فرهنگی به عنوان دامنه جدیدی از هوش، ارتباط بسیار زیادی با محیطهای کاری متنوع دارد به افراد اجازه می‌دهد تا تشخیص دهند دیگران چگونه فکر کرده و چگونه به الگوهای رفتاری پاسخ می‌دهند در نتیجه موانع ارتباطی بین فرهنگی کاهش یافته و افراد مهارت‌های مدیریت تنوع فرهنگی را کسب می‌کنند .
هوش فرهنگی لازمه رقابت در دنیای فراپیچیده هزاره سوم است افرادی که هوش فرهنگی پایینی دارند قادر به برقراری ارتباط اثر بخش با همکارانشان از همان فرهنگ یا فرهنگهای دیگر نبوده و در نتیجه در انجام امور ارتباطی و مدیریتی خود موفق نیستند.
برخی از افراد‌ (اساتید دانشگاهها، مدیران و….) علی رغم برخورداری از ضریب هوشی بالا در محیط کاری خود شکستهای فاحشی را تجربه می‌کنند.
چگونه است که برخی از افراد در محیطهای بیگانه خوب عمل می‌کنند و برخی دیگر می‌لغزند؟ آیا بجز ضریب هوشی عوامل دیگری در موفقیت افراد در سازمانها تاثیر دارد.
گلمن (Goleman) در مورد تأثیر ضریب هوشی معتقد است که بهره هوشی تعیین کننده پیشرفتهای علمی و موفقیت‌های حرفه‌ای است ولی سهم آن در موفقیت تنها حدود 20 درصد است. تلاش برای شناسایی سایر عوامل موثر بر موفقیت حرفه‌ای موجب ورود واژه‌های هوش عاطفی و هوش فرهنگی
به ادبیات مدیریت شد هر چند هنوز کسی بطور دقیق نمی‌تواند بگوید سهم هوش فرهنگی در پیشرفت او چقدر است.
مفهوم هوش عاطفی در برگیرنده مجموعه گسترده‌ای از مهارتها و استعدادهای فردی است که معمولاً به مهارتهای درون فردی و بین فردی اشاره دارد و بطور کلی توانایی درک و فهم چگونگی بروز یا کنترل عواطف و احساسات است هوش عاطفی عاملی است که موجب می‌شود تا خلاقانه فکر کنیم و عواطف و احساسات خود را برای حل مسائل به کار گیریم بر این اساس شخصی که دارای هوش عاطفی بالا است در چها ر زمینه شناسایی، به کار گیری، درک و کنترل احساسات خود را برای حل مسائل بکار می‌گیرد بر این اساس شخصی که دارای هوش عاطفی بالا است در چهار زمینه شناسایی، بکارگیری، درک و کنترل احساسات و استعداد مهارت دارد.
هوش فرهنگی دامنه جدیدی از هوش است که ارتباط بسیار زیادی با محیطهای کاری متنوع دارد برخی از جنبه‌های فرهنگ را می‌توان دید عوامل آشکاری مثل هنر، موسیقی و کسب رفتاری از این جمله اند اما بیشتر بخشهای چالش برانگیز فرهنگ پنهان است . عقاید، ارزشها، انتظارات نگرشها و مفروضات عناصری از فرهنگ هستند که دیده نمی‌شوند اما بر رفتار افراد مؤثرند.
هوش فرهنگی به افراد اجازه می‌د هد تا تشخیص دهند دیگران چگونه فکر می‌کنند و چگونه به الگوهای رفتاری پاسخ می‌دهند در نتیجه موانع ارتباطی بین فرهنگی را کاهش و به افراد قدرت مدیریت متنوع فرهنگی می‌دهد.
در محیطهای کاری متنوع قرن حاضر لازم است استرس‌های ناشی از شوک فرهنگی و اختلالات و پیامدهای ناشی از تعارضات فرهنگی به نحو مطلوب اداره شود برای این منظور به سازگاری و تعدیل مؤثر فر هنگها نیاز است.
مطرح شدن هوش فرهنگی به عنوان یک مفهوم کلیدی در میان اعضاء هیأت علمی دانشگاهها به دلیل پاسخگویی به سوالات زیر می‌باشد.
چگونه اعضاء هیأت علمی می‌توانند توانائیهای خود را در تطبیق با فرهنگ‌های مختلف بهبود بخشند ؟
چرا برخی از افراد دارای توان بالقوه‌ای برای رویارویی با چالشهای کاری در محیطهای با فرهنگ متفاوت هستند ؟
دانشگاهها چگونه می‌توانند عملکردهای اعضاء هیأت علمی خود را در محیطی با تنوع فرهنگی بهینه سازند ؟
در حال حاضر در دنیایی که عبور از مرزها کاری عادی و ساده شده است داشتن هوش فرهنگی یک نیاز حیاتی برای همه افراد است .
اعضا ء هیأت علمی موفق رمز برخورد با فرهنگ های گوناگون علمی، فرا علمی و سازمانی را به خوبی می آموزند و از آموزه‌های خود نهایت استفاده را می‌برند.
هوش فرهنـگی از دید گـاه( ارلی و انگ‌ ،2003) عبار ت است از: توا نایی که یک فرد در راستای سـازگاری موفقیـت آمیـز با محیطهـای فرهنگی جدیـد که معمولاً با بافت فرهنگی خـود فـرد ناآشناست.
(پیتر سون ،2004) هوش فرهنگی را استعداد بکارگیری مهارتها و تواناییها در محیطهای مختلف تعریف کرد.
هوش فرهنگی متفـاوت از هوش اجتماعی و عاطفی است. افراد زیادی با داشتن‌ (I Q)بالا مهارتهای اجتماعی مناسب در تعاملات بین المللی شکست می‌خورند.که علت اصلی آن پایین بودن هوش فرهنگی می‌باشد، در محیطهای فرهنگی جدید، علائم و نشانه‌های آشنا عمدتاً دیده نمی‌شود.
توماس (2005) هوش فرهنگی را در قالب سه متغیر، دانش فرهنگی، مهارتهای فرهنگی، و مراقبتهای فرهنگی مورد مطالعه قرار می‌دهد.
هوش فرهنگی یک الگوی چهار بعدی می‌باشد که عبارتند از: هوش فرهنگی شناختی، هوش فرهنگی انگیزشی، هوش فرهنگی فرا شناختی، هوش فرهنگی رفتاری.
1- هوش فرهنگی شناختی: بیانگر درک فرد از شباهتها و تفاوتهای فرهنگی است و دانش عمومی و نقشه‌های ذهنی و شناختی فرد از فرهنگ‌های دیگر را نشان می‌دهد.
2- هوش فرهنگی انگیزشی: نشان دهنده علاقۀ فرد آزمودن فرهنگ‌های دیگر و تعامل با افرادی از فرهنگ‌های مختلف است.
3- هوش فرهنـگی فرا شناختی: بدین معناست که فـرد چگونه تجربه‌های میان فرهنگی را درک می‌کند.
4- هوش فرهنگی رفتاری: این رفتار قابلیت فرد برای سازگاری با آن دسته از رفتارهای کلا می و غیرکلامی را در بر می‌گیرد که برای بر خورد با فرهنگ‌های مختلف مناسـب هستند.
ارتباطات در معنای عام (فن انتقال اطلاعات، افکار و رفتار انسانی از یک شخص به شخص دیگر)، ارتباطات زمانی اثر بخش است که محرکی را به عنوان آغازگر مورد نظر فرستنده با محرک مشهودگیرنده که از خود بروز می‌دهد و آن دو را به گونه‌ای نزدیک به هم مورد توجه قرار دهد.
از ارتباطات اغلب به عنوان‌ (جریان خون) دانشگاهها و سازمانها یاد می‌شود و آن را به عنوان وسیله‌ای مهم که از طریق آن امور در دانشگاهها و سازمانها انجام می‌شود می‌شناسند. هر انسانی دارای هدفی است که رسیدن به آن مستلزم همکاری افراد و بخشهای مختلف است که این همکاری بدون وجود ارتباط و تماسهای مکرر غیرممکن خواهد بود.
ارتباطات اثر بخش زمانی رخ می‌دهد که دریافت کننده پیام، آن را همان گونه تفسیر نمایدکه مورد نظر فرستنده باشدبه عبارت دیگر همانطور که (فلـد برگ‌ ،1975) بیان می‌کند. توافق در ارتباط زمانی رخ می‌دهد که انتظار یک فرستنده با واکنش یک گیرنده منطبق باشد.
به طور کلی می‌توان گفت هدف هر ارتباطی اطمینان یافتن از این امر است که انتظار فرستنده و واکنش گیرنده بر یکدیگر منطبق شده و در یک راستا قرار گیرند. آنچه یک استاد دانشگاه قصد دارد به آن برسد برقراری ارتباطی اثر بخش درکارآمد ترین شیوه آن است. ارتباطات کار آمد به زمان و منابع کمتری نیاز دارد….
اثربخشی دارای
پنج ویژگی می‌باشد” گشودگی، همدلی، حمایت گری، مثبت‌گرایی و تساوی”.
این پژوهش به دنبال آن است که به بررسی رابطه هوش فرهنگی و اثر بخشی ارتباطات انسانی در بین اعضا ء هیات علمی دانشگاههای دولتی و آزاد اسلامی شهرکرد را بررسی نماید.
1-3 اهمیت و ضر ورت پژوهش
فرهنگ ارزشها، باورها و آداب و رسوم، مراسم مذهبی، ارزشهای اخلاقی، هنر، ادبیات، ایده‌ها، نگرش‌ها و نمادهای آگاهانه و ناآگاهانه ایی است که رفتار انسان را شکل می‌دهد و زمینه‌های ارتباطات انسانی را بیش از پیش فراهممی کند و از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود.
واژه فرهنگ همواره منبع سوء تعبیر و اختلاف بوده است.مردم شناسان، فرهنگ را شیوه‌های زندگی توسط گروهی از مردم ایجاد می‌شود و از نسلی به نسل دیگرمنتقل می‌شود می‌دانند. آنچه درتمام تعریف فرهنگ مشترک می‌باشد آن است که فرهنگ قوانین نانوشته ایی است که در بیشتر مواقع به راحتی قابل مشاهده نیست و همین امر کار مدیران را در برقراری ارتباط مؤثر مشکل می‌کند.
با وجود اینکه افزایش ارتباطات تعدادی از گرایشات ملی مانند، رنگ لباس، موسیقی و حتی غذا و نوشیدنی‌ها را تا حد زیادی مشابه کرده است.
حتی عده ایی معتقدندکه جهان به سمت نوعی همگون سازی پیش می‌رود ؛ در سمت دیگر گروهی معتقدندکه جهـان نه تنها به سنت همگون سازی پیش نمی رود بلکه به سمتی حرکت می‌کنیم که تضاد، تنوع و گونه‌های مختلف در آن وجود خواهد داشت.
تنوع در این مقوله عبارت است از جذب افرادی با سوابق و زمینه‌های مختلف، دارای توقعات و انتظارات گوناگون و بهره گیری از توانایی‌ها و استعداد‌های آنها برای افزایش کارایی و بهروری، تنوع حیطه‌های مختلف را در بر می‌گیرد: نژاد،قومیت، جنسیت،رنگ پوست، مذهب و فرهنگ. ویژگیهای فرهنگ (CULTURE) را بر اساس حروف تشکیل دهنده آن به صورت زیر تعریف کرده اند.
C: فرهنگ فراگیر است. هر شخص،سازمان، سرزمین و کشوری یک فرهنگ دارد.

U: شناخت عقاید، ارزشها و ادراکات فرهنگ دیگران برای موفقیت الزامی است.
L: یاد گیری میراثهای فرهنگی گوناگون، الهام بخش و توانمند کننده است.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

T: کارهای تیمی در سطح جهان بدون توجه به فرهنگ اعضاء غیرممکن است.
U: برنامه ریزی فرهنگی از طریق شناخت عقاید یکدیگر آسانتر می‌شود.
R: تفاهم و سازگاری با شناخت فرهنگ خود و پذیرش نقطه نظرات و سبک و روش دیگران شروع می‌شود.
E: به منظور رشد و نوآوری، استفاده از تنوع فرهنگی لازم است.
تنوع فرهنگی از جمله مسائل عمده ایی است که سازما‌نها (آموزش عالی) حاضر با آن مواجه هستند.
با این توصیف‌ها که تفاوت فرهنگی مساله مهمی نیست، ما همگی انسـان هستیم و تنها عامل سـوء تفـاهم میان ما اختلاف فرهنگ است. اگر براین تفاوتها تمرکز کنیم از هدف دور می مانیم.
عملکرد هر سازمان (آموزش عالی) تابع عملکرد ریاست دانشگاه، اعضا ء هیات علمی و کارکنان، فرصت‌ها و امکانات و نیز متأثر ازسیستم‌های محیطی و سازمان‌های دیگر است. عملکرد اعضاء هیأت علمی تابع متغیرهای فردی‌ (تواناییها و مهارت‌های ذهنی و روانی وپیشینه زندگی) متغیرهای روان شناختی‌ (ادراک، نگرش، شخصیت، یاد گیری، انگیزه) و متغیرهای سازما‌نی (منابع، رهبری، پر داخت‌ها، ساخـتارطرح شغلی است. (دولان و شولر ،1381) و از طرفی نیز بزرگترین درما‌ندگی انسـان، ناتوانی در دستیابی به همکاری و تفاهم با دیگران است (هرسـی و بلانچـا رد،1382).
هوش فرهنگی یکی از کاراترین ابزارها برای انجام اثر بخشی وظایف در محو طه‌های دارای تنوع و ناهمگونی نیروی کاری می‌باشد، این نوع هوش توانایی و مهارت ویژه‌ای است که به این فرد این امکان را می‌دهد تا در موقعیتهای چند فرهنگی بتواند بطور اثر بخشی به انجام وظیفه بپردازد و با دیگران به نحو مطلوب ارتباط بر قرا

دیدگاهتان را بنویسید