پایان نامه با واژگان کلیدی انقلاب مشروطه، آداب و رسوم، مشرق زمین، روشنفکران

برای مشرق زمین،به ویژه مسلمانان،غرب شناخته شده نبود.از تحوّلات فکری،صنعتی و … آن دیار اطلاع دقیقی در دسترس مردم و دست اندرکاران امور نبود،از این روی،در بسیاری از موارد،نه موافقت ها با فرهنگ و تمدّن غرب،نسیمی از آن تحوّل شگفت انگیز و خیره کننده را بر مشرق زمین می وزاند و نه مخالفت ها،آگاهانه صورت می گرفت و نه موافقت ها، عالمانه.۱۸۵ استعمار برای گسترش حوزه نفوذ خود و ایجاد پایگاه به آداب و رسوم مردم تحت سلطه خویش حمله می کند و هیچ چیز را جز فرهنگ و آداب رسوم خویش یا آداب و رسومی که ضرری به سلطه او ندارد؛بلکه به اهداف او نیز کمک می کند به رسمیّت نمی شناسد.فرهنگ و آداب و رسوم خود را برتر از هر فرهنگی می داند؛از این روی همیشه در صدد گسترش وعمق بخشیدن به فرهنگ خود است و با فرهنگ بومی سر ناسازگاری می گذارد و تمام تلاش و امکانات خود را به کار می بندد، تا بزداید آنچه را رنگ و بوی بومی دارد و فرهنگی بسازد تا با حضور همه جانبه استعمار،هیچ تضادی نداشته باشد،بلکه راهگشا و جاده صاف کن نیز باشد.بر اساس فرضیه، «برتری انسان غربی» پیوسته تبلیغ می شد که فرهنگ و تمدّن غرب،منحصر به فرد است و دیگر فرهنگ ها و مدنیّت ها، بدوی و تاریخی اند و باید خود را در برابر سلطه فرهنگی غرب قربانی کنند.۱۸۶
به شهروندان ممالک اسلامی القاء می شد که بزرگترین رسالت انسانی در عصر حاضر، اشاعه فرهنگ غربی است و همه باید بر اساس الگوهای غربی تربیت شوند.
استعمار، به کمک ایادی خود،ملّت های دیگر را به ترک ارزش های سنتی و تاریخی و ویژگی های ملّی خود تشویق می کرد و آنان را به تقلید از انسان غربی و فرهنگ غربی فرا می خواند. در پی این تبلیغات خوش ظاهر، برج و باروی تعصّبات دینی و ملّی، یکی پس از دیگری فرو می ریخت و راه بر فرهنگ و سلطه ی استعمار باز می شد.۱۸۷
آنها در پی ساختن نسلی بودند، بی هوّیت، تا بدون هیچ مقاومتی،پیام های فرهنگ غربی را دریافت کنند.نسل جدید،دیگرنمی دانستندریشه درکجا دارند.خود را بی بتّه حس می کردند. از این روی، دَر را به سوی دیگران می گشودند و بی دغدغه و احتیاط،هر چه آن سویی بود می پذیرفتند .۱۸۸
مصلحان و در رأس آنان، سیّد جمال الدّین، با این تقلید کورکورانه و بی هویّتی به مبارزه برخواستند. سیّد جمال، با سخنان آتشین، حرکت جسورانه و بی باکی تمام، به مردم مشرق زمین و مسلمانان خود باخته، که در برابر فرهنگ غرب به زانو افتاده بودند، هشدار می داد و آن را سمّ مهلک می دانست و اجتناب از آن را لازم و حیاتی . او، با پیشرفت و تکنیک و صنعت موافق بود، اما با تسلّم هرگز. همه ی سخن او این بود که دانش، منحصر به ملّت خاصی نیست، دانش را باید گرفت، اما در فرهنگ دیگران نباید استحاله شد. سیّد جمال الدّین، مانند دیگر روشنفکران، در فراگیری علوم از مغرب زمین، بی گدار به آب نمی زد و معتقد بود باید در این زمینه استعداد مخاطبان و شرایط اجتماعی، آمادگی لازم را کسب کرده باشد۱۸۹
۴-۲-۳. شرایط سیاسی :
نفوذ استعماری غرب که در زمان صفویه راهش هموار شده بود، در دوره ی قاجاریه در همه ی شئون اجتماعی و سیاسی زهر خویش را چکانده و سفیران فرنگ،حاکمان و گردانندگان اصلی گردونه ی سیاست مملکت شدند.دارندگان تاج وتخت هم که اندیشه ای جز بقای خویش ندارند؛ناگزیر برای مصونیت ازهرگونه خطرداخلی و مردمی،از غربی ها کمک می گرفتند.طبیعی است که بهای سنگین این کمک خواستن ها وکمک دادن ها ازکیسه مردم پرداخت می شد.۱۹۰
دوران پنجاه ساله ی سلطنت ناصر الدّین شاه علاوه بر طول مدّت و جنبه های گوناگون سیاست خارجی که بیشتر متضمّن زیان های جبران ناپذیر برای ملّت ایران بوده، از لحاظ اجتماعی و تغییر افکار سیاسی مردم نیز قابل توجّه است . ناصر الدّین شاه بعد از قتل امیر کبیر، هر چند که ظاهراً اعتماد الدّوله نوری را به صدارت برگزید، لیکن از آنجا که طبعاً استبداد طلب، مغرور و پایبند عقاید و افکار خود بود؛ و نیز برای آنکه مبادا اعتماد الدّوله مانند امیر کبیر زمام کلیّه امور را از دست او خارج کند، استبداد رأی پیشه کرد و نفوذ خود را میان درباریان از هر حیث بسط داد و بر اثر استبداد مطلقه شاه، حکمرانان ولایت نیز که نماینده ی شخص شاه بودند، بر استبداد رأی و نفوذ خود افزودند و در حقیقت حکومتی که آقا محمّد خان قاجار به قوّه ی جنگ و ستیز و اجرای سیاستی خشن و خانمان سوز تشکیل داده و در زمان فتحعلی شاه مورد شناسایی رسمی دول بزرگ و کوچک دنیا قرارگرفته بود؛در عصر ناصرالدّین شاه به کمال استبداد نزدیک شد.۱۹۱
در این دوران ماهیّت استبدادی قاجار به گونه ای بود که محقّقان اروپایی آن رامستبدانه ترین سلطنت های عالم ذکرکرده اند.زمانی که ملکم خان دراوایل قرن سیزدهم محدودیت های قانونی شاه بریتانیا را برای ناصرالدّین شاه توضیح داد، شاه جواب داد: «پس این شاه تو بیش از قاضی القضات نیست. چنین اختیارات محدودی شاید دوام یابد اما هیچ لطفی ندارد، امّا من می توانم همه ی این اعیان و اشراف را که دور و برم می بینی به اوج ببرم یا به مذلّت افکنم».۱۹۲
ناصرالدّین شاه درپاسخ به شکوائیّه و درخواست دادرسی و احقاق حق و احیاناً نظر و رأی مردم اطراف و اکناف،تکیه کلام و یا دستخطش این بود:« فضولی موقوف »،« تعیین حکومت به میل رعیّت نیست»،«رعایا حق این گونه عرایض را ندارند»،« فضولی است»،«به توچه ربط دارد، ولایت حاکم دارد».۱۹۳
بحران ها و ضعف در اداره ی جامعه از دیگر مولّفه های شرایط سیاسی جامعه در آستانه ی انقلاب مشروطه است. از مهمترین این بحران ها، بحران مالی، فقر و بی کاری و بحران قومی را می توان نام برد.شاهان قاجار! برای درمان بحران های مالی مختلف،مقام ها ومناصب حکومت ایالات، ضرابخانه ها و گمرک را به مزایده می گذاشتند و هر کس پول بیشتری داشت، حکومت این مناطق را تصاحب می کرد. برندگان این مسابقه از طریق مالیات های مختلف کسب درآمد می کردند وبه نوبه ی خود ولایات را به مناطق کوچک تری تقسیم کرده وبه مزایده می نهادند. بار سنگین همه ی این مزایده ها،در نهایت بر دوش پایین ترین قشر جامعه می افتاد .۱۹۴
از طرف دیگر،از زمان فتحعلی شاه به بعد بر اثر افتتاح روابط با دول اروپایی و انتشاراخبار انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب های سال ۱۸۴۸ اروپا، به تدریج افکار و عقاید جدید سیاسی در ایران ظهور کرد و محیط اجتماعی تا حدّی برای رشد و نمو افکار تازه آمده شد.۱۹۵
در چنین شرایطی دولت ایران از یک طرف،نسبت به لزوم تجدید بنای خود آگاهی یافته بود و ازطرف دیگر،در عقب افتادگی عمیق نظام سیاسی و اجتماعی قرار داشت.جهان به سرعت در حال دگرگونی بود.۱۹۶
شاه، نوسازی دولت را می خواست ولی به شرط اینکه مکلّف به واگذاری بخشی از قدرت موروثی نباشد؛همچنین مجبور به کنارگذاشتن تمایلات شخصی و روش ویژه اش در اداره ی شهرها نشود.۱۹۷
کشمکش بین تمایلات شخصی و نیازهای کشور، الگوی طبیعی حکومت همه سرزمین های اسلامی در این دوره را نشان می دهد که قدرت ها در دست یک یا چند نفر متمرکز شده و این افراد بین احتیاجات شخصی و مصالح عمومی و بین ضرورت های دولت و تمایلات فردی،قدرت تشخیص نداشتند و در حالی که کشور نیازمند دگرگونی و پیشرفت بود آنان در قید سنّت های گذشته، پایدار بودند.۱۹۸
دراین عصر،ضمناً مردان بزرگی ظهورکردندکه آراء وعقایدسیاسی اجتماعی آنان در روشن کردن افکار عمومی و آماده کردن مردم برای یک جنبش ونهضت سیاسی کاملاً موثّر بود .۱۹۹
سیّد جمال الدّین اسد آبادی، نخستین کسی بود که افکار و آرای سیاسی و اجتماعی خود را بی پروا برای خدمت به میهن خود و کلیّه کشورهای اسلامی ابراز کرد و ملل مسلمان را از مطامع و اغراض پلید دول استعمار طلب اروپا آگاه نمود و وجود او موجب نهضت جدیدی در افکار ایرانیان آن عصر گردید.۲۰۰
۴-۲-۴. شرایط اقتصادی :
در آستانه انقلاب مشروطه، اقتصاد ایران، روز به روز توان خویش را از دست می داد. سرگرمی سران در عیش و نوش، ظلم و اجحاف عمّال،خشکسالی و قحطی،عدم تدبیرو برنامه ریزی صحیح، حرص و آز استعمارگران و… از عوامل بازدارنده و رکود اقتصادی در این برهه زمانی محسوب می شد در داخل، ناامنی، چپاول و طمع ورزی حاکمان، عرصه را بر کشاورزان، دامداران و تولید گران تنگ کرده بود.و از خارج، استعمارگران طمّاع، برای به چرخش درآوردن چرخ های کارخانه های غول پیکر خود،چشم به دسترنج وثروت های خدادادی این ملّت مفلوک دوخته بودند و با دسیسه ها و قراردادهای ننگین بر منابع طبیعی آنان تسلّط می یافتند.
روس و انگلیس ازطریق نفوذ وانحصارات خود،اقدامات پیاپی برای تسلّط برمراکز اقتصادی ایران انجام می دادند.بازرگانان انگلیسی و روسی برای قبضه ی بازار ایران برای محصولات خود می کوشیدندو ازطرف دیگر،تلاش می کردندتا صدورکالاهای ایرانی را به امیدفروش در بازارهای خارجی درانحصار خود گیرند.۲۰۱
سود بازرگانان ملّی به وسیله امتیازها و سرمایه گذاری های خارجی سخت مورد تهدید قرار می گرفت .۲۰۲و این موضوع بنیه ی مالی و وضع اجتماعی را دگرگون می ساخت و ده ها هزار نفر از ایرانیان را هر سال برای پیدا کردن کار به کشورهای دیگر می فرستاد .۲۰۳
گسترش مراودات تجاری با دول اروپایی به خصوص با انگلیس و روسیه، موجب ورود مصنوعات آن ها و توقّف صنایع داخلی شد، و صنایع دستی کم کم از رونق افتاد .۲۰۴
در زمینه کشاورزی نیز می توان گفت، اکثریّت مردم ایران را رعیّت و دهقانانی تشکیل می دادند که خود صاحب زمین نبوده و با گرفتن سهمی اندک، از بام تا شام، روی زمین مالکین کار می کردند. اکثر این دهقانان نگون بخت، در وضعیّتی بسیار ناگوار، روزگار می گذراندند.۲۰۵
۴-۳. گفتمان های رایج در آستانه ی انقلاب مشروطه
اندیشه ی روشنفکری در ایران شاخه های مختلفی داشته است . در هر دوره ی تاریخی، آراء و اندیشه های روشنفکرانه ی خاصی برجستگی بیشتری پیدا کرده است . شناخت انقلاب ها و دگرگونی ها، نیازمند شناخت اندیشه های روشنفکرانه ی مقارن با انقلاب است.۲۰۶
محقّقان داخلی با ملاک‌های متعدّدی به گونه‌شناسی اندیشه‌های روشنفکری آستانه ی انقلاب مشروطه و سده‌های اخیر ایران پرداخته‌اند. این تقسیم‌بندی‌ها اشکالات اساسی دارد. برخی میان روشنفکری دینی و غیردینی تفکیک قائل نشده‌اند.به علاوه اندیشه‌های روشنفکری قبل از پیروزی انقلاب مشروطه را با اندیشه‌های پس از آن تا دوره رضا شاه در یک دسته قرار داده‌اند. اشکال دیگر گونه‌ شناسی‌ها، تفکیک نشدن سنّت‌های مذهبی با سنّت‌های غیر دینی

دیدگاهتان را بنویسید