پایان نامه با واژگان کلیدی روشنفکران، جهان بینی، تفکر دینی، جهان اسلام

است؛ بلکه در درون هر حوزه نیز جریاناتی قابل تشخیص است .۲۰۷
یک جریان روشنفکری متجدّد و غرب گرا، که علی رغم طیف های وسیع داخلی، خواهان پیروی از تمدّن غرب و الگوها و مدل های غربی و در پیوند با سیاست های دول اروپایی بود. هدفش اصلاحات و نوسازی در جهت غربی سازی باورها و گرایش ها و نهادها بود.
جریان روشنفکری دیگر،جریان احیای تفکر دینی یا اصلاح طلبی دینی که خواهان تغییرات و تحولات و حل و رفع موانع توسعه و علل و عوامل ضعف و انحطاط از موضع دین و با مبانی و اهداف دینی و اسلامی بود. امّا این جریان دینی در درون خود دارای دو شاخه متمایز، یکی با تمایلات و جهت گیری های بنیادگرایانه وسلفی و دیگری با تمایلات و جهت گیری های انقلابی و رادیکال، می باشدکه بنیانگذار این شاخه ی دوّم،سیّدجمال الدّین اسدآبادی می باشد.
حال بطور جداگانه هر کدام از گفتمان های رایج در آستانه ی انقلاب مشروطه را بررسی می کنیم و در نهایت ،گفتمان غالب که شرایط و اوضاع ایران را به طور کامل در خود منعکس کرده و بیشترین تاثیر را در زمینه سازی جهت وقوع انقلاب مشروطه داشته، معرفی می کنیم .
۴-۳-۱. گفتمان ملّی گرایان ( روشنفکران متجدّد و غرب گرا )
برای روشنفکران، این گفتمان غرب به منزله ی الگویی جهت پیشرفت و از میان برداشتن بی خبری اجتماعی، عقب ماندگی اقتصادی و استبداد سیاسی جامعه تلقی می شد. آنان برای توضیح و تبیین مسائل اجتماعی ایران و روشن کردن مواضع خود رسائلی را تدوین کرده اند. رسائلی که مفاهیم آن، نه در تنگاتنگ با آموزه های اسلامی و شیعی، بلکه با تأکید بر قانون و قانون خواهی توضیح داده می شود. این رسائل بیشتر با اقتباس از آموزه های دموکراسی خواهی غربی و متون باقی مانده از روشنفکران متأثّر از فضای سیاسی و اجتماعی روسیه ی آن زمان تدوین گردید.۲۰۸
دیدگاه های غیر دینی آستانه مشروطه اختلاف های کمتری با یکدیگر داشتند. میرزا ملکم خان به اقتضای زمان و مصلحت اندیشی هایی، مشروطه گری را رنگ اسلامی می زد. ملکم می گوید:«وجهه نظرم اسلامی است، شعله ی اصلاح طلبی در من فروزان شد، طرحی ریختم که سیاست مغرب را با دیانت شرق به هم آمیزم. زیرا می دانستم که تغییر صریح ایران به صورت انگلیسی و اروپایی، کوششی بی فایده است. لذا، فکر ترقّی مادّی غرب را در لفّافه دین عرضه داشتم تا با هموطنانم بهتر رابطه برقرار کنم و آنان در برابر من مقاومت نکنند .۲۰۹
در جایی دیگر ملکم خان می گوید : « ای عقلای ایران اگر طالب حفظ ایران هستید بی جهت خود را فریب ندهید. عقل شما اگر به اندازه ی افلاطون باشد باز بدون حکم فرنگی ممکن نیست که بتوانید بفهمید که اداره شهر یعنی چه ؟ »۲۱۰
ملکم نخستین کسی بود که «اخذ تمدّن فرنگ »را«بدون تصرّف ایرانی» تبلیغ می کرد.۲۱۱ملکم،توجیه کننده ی استعمار، با دید اقتصاد آزاد است.به باور او آزادی آسیا با روش غربی به نفع آسیا است.او دخالت غرب در ممالک دیگر را به قصد ازدیاد آبادی توجیه می کند. او موافق امتیاز دهی به اروپاییان است .۲۱۲
ملکم خان در تقریراتش به آخونده زاده، به ابعاد ضدّ مذهبی مثل،جدایی دین از سیاست، تعارض عقل و شرع، دین زدایی از آداب اجتماعی مردم و مرعوب کردن مردم در برابر عظمت و پیشرفت های غرب تاکید داشته است .۲۱۳
پیشرفت در قالب تجدد طلبی از ویژگی های اساسی این گفتمان است. از این منظر، بر تقلید و اقتباس از الگوهای غربی، تأکید زیاد می شود. علاوه بر ملکم خان که به او اشاره شد؛ افراد نامبرده ی زیر نیز به عنوان نمایندگان گفتمان روشنفکری غیر دینی به شمار می آیند : سپهسالار، مستشار الدّوله، آخونده زاده، طالبوف و … .
۴-۳-۲. گفتمان دینی :
این گفتمان از درون دارای دو شاخه متمایز می باشد که هر کدام را به طور جداگانه بررسی می کنیم .
۴-۳-۲-۱. مشروطه خواه :
علما و روشنفکرانی که در این جرگه قرار داشتند، با اصلاح و احیای تفکر دینی، تلاش کردند که بین مفاهیم و نهادهای جدید غربی با معرفت دینی شیعی سازگاری و آشتی به وجود آورند.آنان به دنبال اثبات عدم تعارض علم و دین بودند.روشنفکران این گفتمان از انعطاف پذیری اسلام دفاع کردند تا مسلمانان بتوانند نهادهای سیاسی، اقتصادی و آموزشی را با شرایط جدید ساگاز سازند.۲۱۴
علما و مراجع موافق این گفتمان، تأسیس حکومت شرعی را لااقل در آن روزگار- ممکن نمی دانستند و از سوی دیگر، حکومت موجود را آلوده و غیر قابل اعتماد می دانستند.آنها مشروعیّت را یک راه حل عینی و عملی بالفعل قلمداد می کردندتا بلکه با شور و مشورت که با سنّت های اسلامی همسو می باشد، گشایشی حاصل شود. ۲۱۵
محمّد حسین نائینی، بهبهانی، کواکبی، نجم آبادی و ملّا محمد کاظم خراسانی از اسلاف این گفتمان بودند.
۴-۳-۲-۲. مشروطه ی مشروعه خواه :
در ابتدا و در آستانه انقلاب مشروطه، لزوم محدود کردن سلطنت استبدادی مطلقه، به عنوان یک وجه مشترک، سبب همکاری علمای هوا خواه این گفتمان با دیگر مشروطه خواهان شد. هر چند در همین زمان هم، اختلاف نظرهایی وجود داشت ؛ولی جهت رسیدن به هدف مشترک « محدود کردن سلطنت مطلقه » اغماض کرده و از برجسته کردن اختلافات خود دارای می شد.
همزمان با تدوین متمّم قانون اساسی، به رغم اشتراک مواضع و همکاری های اولیه، کشمکش میان علمای شریعت طلب به رهبری شیخ فضل الله نوری با جبهه ی علمای مشروطه طلب جلوه ی تندتر و آشکارتری یافت. علمای مشروطه طلب، به دلیل عدم تباین ذاتی میان مبانی نظری و کارکرد عملی نظام مشروطیت و مجلس شورای ملّی با مبانی نظری و احکام شریعت اسلام، به پشتیبانی خود از مشروطه و مجلس ادامه دادند، امّا گروهی دیگر تحت عنوان جناح مشروطه ی مشروعه خواه به رهبری شیخ فضل الله نوری، ضمن امتناع از همراهی با مشروطیّت، با آن به مخالفت برخاستند.شیخ فضل الله، با اعتقاد به تعارض بعضی از اصول متمّم قانون اساسی با قوانین و احکام اسلامی، طرحی را مبنی بر لزوم نظارت مجتهدان طراز اوّل بر مصوّبات مجلس در جهت مطابق بودن آن مصوّبات با قوانین شرع، تهیّه نمود که با تغییراتی چند به عنوان اصل دوّم متمّم قانون اساسی تصویب شد . ۲۱۶
۴-۳-۳. گفتمان اصلاحی سیّد جمال الدّین اسد آبادی :
در نیمه ی دوّم قرن سیزدهم هجری، تهاجم گسترده و همه جانبه ی استعمار غربی به
جهان اسلام آغاز شد. این تهاجم، واکنش های گوناگون را از سوی سیاستمداران، روشنفکران، عالمان و متفکران جامعه اسلامی به دنبال داشت. برخی فرهنگ و تمدّن غرب را پذیرا شدند و به آن علاقه نشان دادند و برخی دیگر به نفی و تحریم مطلق آن حکم کردند.
گروه نخست، همانطور که گذشت، ترقی و پیشرفت را درگرو پیروی بی قید و شرط از غرب می پنداشتند و از اطاعت بی چون و چرا از غرب و اخذ تمدّن غربی بدون دخالت ایرانی، سخن می گفتند.
گروه دوّم، از علوم و فنون و فرهنگ غرب روی بر می تافتند و آن را ضد اسلام معرفی می کردند و فرهنگ ملّی و اسلامی موجود را خوب و مفید و کافی می دانستند.
در این میان،جریان سوّمی وجود داشت که سنجیده وآگاهانه با تمدّن غربی برخورد می کرد. نه تسلیم و سر سپردگی بی قید و شرط را روا می دانست و نه نفی و تحریم مطلق را، راه نجات و سعادت می شناخت. به عقیده این گروه، غرب دارای دو چهره بود : چهره علمی و کارشناسی، چهره استعماری و سلطه گری .۲۱۷
این جریان با حفظ هویت ملّی و دینی خود، استفاده از دانش و تکنولوژی غرب را مجاز می شمرد و در عین حال، از نظر فکری و سیاسی به طرد و نفی ارزش ها و عقاید سیاسی و اجتماعی غربیان میپرداخت و امّت اسلامی را به ستیزی همه جانبه علیه سلطهگری و غارتگری غرب فرا میخواند و برای رسیدن به این مقصد، بر احیای تفکر دینی و بازگشت به اسلام راستین اصرار داشت .۲۱۸
مورّخین و محقّقین زیادی، سر سلسله و بنیانگزار این جریان فکری را در سده ی اخیر، سیّد جمال الدّین اسد آبادی معرفی کرده اند.
ضرورت اصلاح امور مسلمین و رفع نابسامانی های آنان، در تعالیم دین ریشه دارد. واژه اصلاح در فرهنگ اسلامی و قران کریم به معنای سامان بنیادی بخشیدن به امور و متضاد با افساد به معنای نابسامانی بنیادی ایجاد کردن، به کار رفته است .۲۱۹ لذا با این تعبیر، مفهوم اصلاح از دیدگاه اسلام با تعبیر اصلاح به عنوان رفورم در جامعه شناسی سیاسی که به معنای تغییرات رو بنایی و در مقابل انقلاب به معنای تغییرات بنیانی و ساختاری هست، تفاوت دارد.۲۲۰ در جریان احیا و بازسازی تفکر دینی که اسد آبادی منادی آن بود، مفهوم اصلاح از مقوله ی تغییر و تحوّل اجتماعی اساسی در جهت ترقی و تکامل و در راه نیل به آرمان ها و کمال مطلوب های انسانی و اسلامی و به نوعی همان انقلاب یا به تعبیر مرحوم شریعتی انقلاب اصلاحی می باشد.۲۲۱
در این جریان علاوه بر ایجاد انقلاب و اصلاح در امور اقتصادی و سیاسی، ایجاد انقلاب و اصلاح در فکر و فرهنگ و اجتماع مسلمانان نیز ضروری است . تغییر جهان بینی سنّتی، که به نام دین و مذهب، سکون و عدم تغییر را مبنا قرار داده، به جهانبینی اصلاح و تصحیح شده ی اصیل اسلامی، که در آن حرکت و تحوّل انقلابی و تکاملی در جهت آرمان ها و اهداف عالیه مطرح است. در واقع همزمان یا حتّی قبل از یک انقلاب سیاسی و اقتصادی، یک انقلاب فکری و فرهنگی در سطح جامعه، جهت تغییر و تصحیح جهان بینی سنّتی۲۲۲که یک جهانبینی ایستا و مکانیکی هست، به یک جهان بینی پویا ودینامیک وآن گاه حل و رفع موانع ومعضلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه و برخورد آگاهانه با مسئله غرب، با تکیه بر آن جهان بینی که مبتنی بر اسلام اصیل و جامع می باشد.۲۲۳
سیّد جمال الدّین اگر چه خود از روشنفکران و نو آوران برجسته جهان اسلام بود و پاره ای از موافقان و مخالفان هر یک به انگیزه ها و دلایلی او را از جرگه ی روشنفکران و نه علما می دانند، ولی با این حال او از طرفداران پیروی از تمدّن غرب و غرب گرایان و روشنفکران متجدّدی که با تکیه بر صورت قضایا و پدیده ها و حداکثر فرضیه ها و نظریه های علمی به عنوان علم، دین و فلسفه را حذف می کنند، انتقاد نموده اند. از طرف دیگر، با وجود اینکه خود با روحانیّون سنّتی و سنّت گرایان جهان اسلام از نظر ریشه های فکری، فرهنگی و عقیدتی و حتّی موقعیّت صنفی اشتراک فراوانی داشت و تعدادی از موافقان و مخالفان هر یک به انگیزه و دلایلی او را از جرگه ی علما و پیشوایان دینی می دانند، ولی با این وجود سیّد جمال از آن ها نیز به خاطر عدم اجتهاد و نو آوری متناسب با زمان انتقاد نموده و هر دو طایفه را به نوسازی و اصلاح در همه امور جوامع مسلمان و

دیدگاهتان را بنویسید