پایان نامه با واژگان کلیدی طلاق، علوم جدید، اهل بیت (ع)، آزاد اندیشی

و ادیب الحکماء قراباغی را می توان نام برد، از سوی دیگر، تئوری دیگری به وسیله تقی زاده و دکتر رضا شفق بیان گردیده که با آن چه در بالا گفته شد تفاوت دارد. تقی زاده می نویسد که واژه مشروطه از لفظ( لاشارت۲۳)جدا شده نه از واژه عربی شرط. نامبرده می افزاید که واژه لاشارت از اروپا به ترکیه عثمانی راه یافت و در آن جا از آن، لفظ مشروطیت را ساختند و پس از آن لفظ به کار برده شد که بر اساس قانون اساسی و نظام پارلمانی بنیاد گردد و آن واژه از آن جهت مشروطه به ایران وارد شد.خلاصه واژه مشروطیت به عنوان صفت برای حکومتی در ایران متداول شد که رژیم نو قرار بود به حدود و شرایطی که قانون معیّن می کرد محدود باشد.۲۴
۱-۸-۳ – شیعه
۱-۸-۳-۱- معنای لغوی
فرهنگ های لغت، این معانی را برای واژه (شیعه)، از ریشه (شیع)، یاد کرده اند :۱) فرقه، حزب و گروه۲) دوستان، همراهان و همکاران، ۳) امّت، ۴) دوستان، همراهان و همکاران و ۵) تقویت کنندگان و اشاعه دهندگان. واژه شیعه و برخی مشتقات آن در قرآن کریم آمده و به ظاهر همه در معنای لغوی به کار رفته اند. بنابراین، به لحاظ لغوی، شیعه بر جماعتی اطلاق می شود که از فرد دیگری پیروی یا او را همراهی یا با او همکاری کند، یا اسباب نیرومندی او را فراهم سازد یا کیش و آیین او را رواج بخشد. شیخ مفید(م۴۱۳ق) یادآوری کرده است که معنای لغوی تشیع، صرف پیروی از شخص متبوع نیست، بلکه پیروی همراه با گرایش درونی و دوستی توام با اخلاص است.۲۵
واژه شیعه چنانچه به نحو مطلق یا همراه با الف و لام معرفه و به صورت غیر مضاف ذکر گردد، فقط بر پیروان امام علی(ع)، یعنی جمع پر شماری از مسلمانان که در برخی از باورها متفاوت از « اهل سنّت » می اندیشند، اشاره دارد. امّا، از آنجا که شیعیان یا پیروان امام علی(ع) نیز دارای گرایش ها و فرقه شیعه است. با این وجود شیعه ،تقریبا در سراسر تاریخ اسلام، بیشتر یادآور سه فرقۀ مهم زیدی، اسماعیلی و جعفری( امامی یا اثنا عشری) است که به مرور زمان و به ویژه در قرون متأخر برای شیعیان دوازده امامی تثبیت و « عَلَم » شده است و شیعیان زیدی یا اسماعیلی به همین دو نام یا دیگر نام های خاص خود شناخته می شوند.۲۶
۱-۸-۳-۲- معنای اصطلاحی
ارائه تعریفی برای بدست آوردن نقطه یا نقاط اشتراک همه فرقه‎هایی که در منابع کهن، شیعه دانسته شده و به تشیّع انتساب یافته اند، دشوار است. در طول تاریخ از اطلاقات و تعاریف گوناگون برای تعریف شیعه استفاده شده است برخی از آنها عبارتند از:
۱. قائل به افضلیت امام علی(ع) بر سایر صحابه(ابو حاتم رازی).
۲. کسانیکه امام علی (ع) را همراهی کرده، او را بر سایر اصحاب مقدّم می‎دانند ( ابوالحسن اشعری ).
۳. کسی که معتقد به تقدّم و افضلیت امام علی(ع) بر سایر صحابه و نیز قائل به وجود (نص) امامت او باشند(شیخ مفید).
۴. کسی که جانشینی پیغمبر اکرم (ص) حق اختصاصی خانواده رسالت می داند و در معارف اسلام پیرو مکتب اهل بیت (ع) می باشد (علامه طباطبایی).
۱-۸-۳-۳- تعریف عام
شیعه به هر فرد یا فرقه‎ای گفته می شودکه افضلیت امام علی( علیه السلام ) را بر همه صحابه و اولویت او را در امامت و خلافت باور داشته باشد.۲۷
۱-۸-۳-۴- تعریف خاص
تعریف امامیه از زبان شیخ مفید:
۱. به وجوب امامت و وجود آن در هر زمانی باور داشته باشد
۲. نص جلیّ بر امام و عصمت و کمال را برای او واجب بداند.
۳. به تداوم و انحصار امامت در فرزندان امام حسین ( ع ) معتقد و سلسله امامت را به امام رضا ( ع ) پیوند زند.۲۸
ابن خلدون در مقدمه (العِبَر) می نویسد:« شیعه از لحاظ لغوی به معنای یاران و پیروان است، و در اصطلاح فقها و متکلّمین اعم از پسینیان و پیشینیان بر پیروان علی و فرزندانش (رضی الله عنهم) اطلاق می گردد».۲۹
۱-۹ روش تحقیق
۱. کتابخانه ای
۲. گرد آوری اطلاعات.
۳. مطالعه پیشینه تحقیق.
۴. دسته بندی اطلاعات جمع آوری شده.
۵. پردازش و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده.
فصل دوم:
سیری در زندگانی سیّد جمال الدّین
۲-۱. تولّد :
سیّد جمال الدّین،در شعبان۱۲۵۴هـ .ق / اکتبر ۱۸۳۸م. در قریه ی اسد آباد همدان در خانواده ای روحانی دیده به جهان گشود.پدرش سیّد صفدر بن سیّد علی بن میر رضی الدّین محمّد الحسینی( شیخ الاسلام)و مادرش سکینه بیگم،دخترمیرشرف الدّین حسینی قاضی است. او یک برادر داشته به نام مسیح الله ( م ۲۹۹هـ . ق )و دو خواهر به نام های طیبه بیگم( ۱۳۰۳ هـ..ق )ومریم بیگم(م ۱۳۳۰ )۳۰.خواهر زادگانش میرزا شریف خان مستوفی و میرزا لطف الله و عمّه زاده اش حاج سیّد هادی، معروف به روح القدس، که در تهران تحصیل کرده است(این سه نفر با سیّد جمال مکاتباتی داشته اند که اسناد آن موجود است ).۳۱
جدّ بزرگش از سال۶۷۳ هـ .ق، در اسد آباد ساکن بوده و خاندان آن ها در این شهر به طایفه شیخ الاسلام،معروف هستند.الواح قبور اجدادش در جنب امام زاده احمد محلّه سیّدان، گواه آن است که این خاندان، نسل به نسل، به مدّت ۴۷۷ سال (تا زمان نگارنده) در اسد آباد زندگی می کرده اند.۳۲
۲-۲ : کودکی و تحصیلات سیّد جمال در قزوین و تهران :
از پنج سالگی فراگیری دانش را نزدپدرآغازکرد.درچند ماه قرآن را خوانده ومقدّمات عربی را هم در سال های اوّل به خوبی تحصیل می نماید.در سال۱۲۶۴هـ . ق/ ۱۸۴۸م.به همراه پدر برای کسب دانش به قزوین می رود.
پدر که از استعداد و علاقه ی فرزند به فراگیری دانش دینی آگاه شد،او را که ده سال بیشتر نداشت برای ادامه تحصیل به قزوین برد. در آن روزگار،حوزه قزوین،سرآمد حوزه ها بود و اساتید متبحّری چون: ملّا آقا حکمی قزوینی، آخوند ملّا یوسف حکمی و… در آنجا کرسی تدریس داشتند. در این حوزه، علاوه بر توجه به مسائل علمی و فرهنگی، فلسفی و کلامی، به سیاست و مسائل اجتماعی نیز توجه می شد و در مقابل ظلم و ستم و تفکر خرافی و ضد انسانی با حسّاسیت تمام قد علم می کرد. مبارزات سیّد جمال در طول زندگی، نشأت گرفته از تفکرات حاکم برحوزه ی قزوین می باشد.۳۳
در سال ۱۳۶۶ هـ . ق / ۱۸۵۰ م، بیماری وبا، در قزوین، بسیاری از مردم را از پا درآورد. پدرش سیّد صفدر، ماندن در قزوین را روا نمی داند، از این روی همراه سیّد جمال آهنگ تهران می کند. در تهران در محلّه سنگلج، به منزل سلیمان خان افشار، که از خوانین اسد آباد بود، رفته و آنجا ساکن شدند. پس از چندی، سیّد جمال با تحقیق و جستجو در می یابد که مجتهد بزرگ تهران، سیّد صادق طباطبایی است. در حلقه ی درس او حاضر می شود و در گفتگویی که بین سیّد و وی در می گیرد؛ طباطبایی به هوش و ذکاوت سیّد جمال پی می برد و در همان مجلس سیّد را به لباس روحانیت مفتخر می کند و پذیرایی از وی و پدرش را به عهده می گیرد .۳۴
۲-۳. سیّد جمال الدّین و حوزه ی نجف :
در سال۱۲۶۶هـ .ق،پدر و پسر، تهران را به قصد عتبات از راه بروجرد ترک می کنند. در بروجرد، حاج میرزا محمود طباطبایی بروجردی(م۱۳۰۰) مقدم آنان را گرامی می دارد. مدّت اقامت آنان در بروجرد، سه ماه به درازا می کشد و در این مدّت، سیّد از محضر میرزا محمود، بهره می برد .۳۵
بنا به نوشته اعتماد السّلطنه، میرزا محمود بروجردی، از علمای بنام بوده و اهتمام زیادی به امر به معروف و نهی از منکر می ورزیده؛ از این روی، در عهد ناصری، سه بار به تهران احضار می گردد.۳۶ در یک مورد که وی به تهران تبعید می شود، میرزا حسن آشتیانی و ملّا محمّد علی کنی به گرمی از وی استقبال می کنند و بازار تهران تعطیل می گردد و تمام امامان جماعت، نماز جماعت خود را تعطیل می کنند و در مسجد چهل ستون، به امامت وی نماز می خوانند. بدیهی است چنین شخصیّت مبارزی در تکوین شخصیِت سیّد جمال نقش داشته است .۳۷
سیّد جمال و پدرش از بروجرد عازم عراق می شوند. وارد حوزه ی نجف شده و پدر بعد از سه ماه توقّف در این شهر مقدّس، پسرش را به شیخ انصاری (ره) سپرد و به اسد آباد بازگشت. شیخ انصاری، مخارج سیّد را تأمین می کرد.۳۸
حوزه نجف در آن روزگار، میعادگاه عالمان بود. شیخ انصاری که اصول و فقه تدریس می کرد، در زهد و پارسایی و ساده زیستی و مبارزه با تحجّر فکری و رواج روحیه ی تحقیق و آزاد اندیشی، سرآمد عالمان بود.۳۹ تدریس اخلاق و حکمت حوزه ی نجف را ملا حسینقلی همدانی بر عهده داشت . او در پرورش و تهذیب روان ها و در آموزش راه جهاد و مبارزه با نابسامانی ها مصلحی توانا بود. بهره مندی سیّد جمال الدّین از محضر ملا حسینقلی همدانی و معاشرتش با سیّد احمد تهرانی کربلایی و سیّد سعید حبوبی اهمیّت ویژه ای دارد و پایگاه علمی و معنوی سیّد را در حوزه های علمیه روشن می کند .
شهید مطهری می گوید: از وقتی به این نکته پی بردم که سیّد جمال در محضر مرحوم آخوند همدانی شاگردی کرده و با بزرگانی چون تهرانی کربلایی و حبوبی معاشرت داشته، شخصیّت سیّد در نظرم بُعد و اهمیّت دیگری پیدا کرد .۴۰
با مطالعه برهه های گوناگون زندگی علمی سیّد، این مساله واضح و روشن می شود که وی، به فلسفه اسلامی عمیقاً آشنایی داشته است . ارنست رنان می نویسد : « هر وقت با سیّد جمال الدّین گفتگو می کردم، می پنداشتم که با بو علی سینا، یا ابن رشد، رو به رو هستم ».۴۱
اهل فن می دانند آشنایی عمیق به فلسفه در آن مقطع زمانی، آن هم در این سطح که رنان می گوید، جز با درک محضر اساتید قوی و انس و معاشرت با زبدگان و نخبگان، میسّر نبوده است. سیّد جمال، در نجف در منزل یکی از همدانی ها اقامت داشت. این منزل در انتهای محلّه ی عماره، در کنار مسجد متّصل به مقبره آل خلیلی بود.۴۲
سیّد جمال الدّین تقریباً در آغاز هفدهمین سال عمر خود، بعد از چهار سال تحصیل در نجف به خاطر آنچه که میرزا لطف الله آن را بدخواهی و حسدِ عده ای دانسته، نجف را ترک می کند.گفته اند تصمیم در هجرت از نجف به هندوستان برای کسب علم، توسط شیخ انصاری (ره) گرفته شده است . وی، بر این نظر بوده که سیّد جمال هم از حسدِ بدخواهان در امان بماند و هم در آن دیار، به آموزش علوم جدید، از جمله : ریاضی و هندسه بپردازد .۴۳
۲-۴. سفرهای سیّد جمال الدّین و سرانجام او :
سیّد جمال از طریق بندر بوشهر به طرف هندوستان می رود، وی مدّتی در بوشهر می ماند و در منزل حاج عبدالنّبی از آل صفر اقامت می گزیند. سپس بوشهر را به قصد هندوستان ترک می کند. پس از مدّتی وارد هندوستان می شود. یک سال و چند ماهی در این دیار اقامت می کند و در این مدّت، به فراگیری علوم جدید می پردازد. چند ماهی هم درکلکته منزل حاجی عبدالکریم بوده است. سیّد جمال، بعد از یک سال و نیم درنگ در هندوستان، با کشتی عازم مکّه

دیدگاهتان را بنویسید