پایان نامه با واژگان کلیدی مشروطه خواهی، شورهای اسلامی، کشورهای اسلامی، افکار عمومی

رسد. دراین دسته،ازسران مذهب تشیّع شرکت داشتندوگویا دو نفر از مجتهدان بزرگ ازاین دسته طرفداری می کردند و به گونه ای که من شنیده ام این دسته ازمذهبی ها روز به روز قوی تر می شوند…».۲۴۸
سیّد محمّد محیط طباطبایی معتقد است که اساس دعوت به استقرارحکومت مشروطه از دوران سفر اول سیّد جمال الدّین درآغاز سدهی چهاردهم هجری از اروپا به ایران آغاز میگردد و در سفر دوّم که مجال هرگونه فعالیتی را از سیّد سلب کرده بودند و چند ماه را درسال ۱۳۰۶ مجاور آستانه حضرعبدالعظیم مأیوس از سازش با ناصرالدّین شاه و امین السّلطان و تصرّف در اندیشه ایشان، در بست آستانه به سر میبرد؛ بیباکانه با کسانیکه راز دار میپنداشت این نکته را درمیان مینهاد .۲۴۹
افشاگری های سیّد جمال الدّین در طول هفت ماه بست نشینی در حرم عبدالعظیم حسنی، سبب شد که دربار، به آقا بالاخان با پانصد نفر سرباز مأموریت بدهد تا بدون مراعات شئون اسلام وارد زاویه ی مقدّسه حضرت عبدالعظیم شده و با اهانتی که فوق آن متصور نیست او را دستگیر و به بصره تبعید کردند. سیّد مدّتی در بصره مشغول مداوای جراحت های ناشی از دستگیری وتبعید بی رحمانه بود وسپس به لندن رفت،درهمین اثنا سلطان عبدالحمید عثمانی کتباً به وسیله رستم پاشا سفیر کبیر خود، سیّد را به اسلامبول دعوت کرد، جواب سیّد به سفیر عثمانی با توجه به اهانتی که در ایران به وی شده بود بسیار شنیدنی است و گواه هدف مقدّسی است که سیّد جمال دنبال می کرد وهیچ چیز وهیچ کس نمی توانست او را از این هدف باز دارد .او این دعوت را محترمانه چنین پاسخ می دهد: « من از اعلی حضرت سلطان سپاسگزارم که بار دیگر مرا به اسلامبول دعوت فرموده اند ولی شغل من فعلاً اصلاح امور ایران است که باید از فرصت توقّف خود در لندن برای این امر استفاده نمایم».۲۵۰
از دیدگاه سیّد جمال ،از مشخصه ها و ویژگی های حکومت مطلقه استبدادی و فردی حکّام ستمکار و ظلم شعار،این است که در آن، امّت « در حل و عقد کارهای خود دخالت ندارد و در مصالح سیاسی و اجتماعی کشور ازآنها مشورت نمی شود،اراده و خواست آن ها درمنافع ومصالح عمومی اثر ندارد، زیرا آن امّت تسلیم حاکمی شده که اراده آن حاکم، قانون و خواسته های او، نظام است هر چه می خواهد فرمان می دهد و هر چه ارائه کند انجام».۲۵۱
با این وجود تشکیل مجلس از نظر سیّد جمال الدّین شرایطی را می طلبد که اگر زمینه ی چنین شرایطی فراهم نباشدنمی تواند برای ملّت مفید واقع شود.وی در این زمینه می گوید : « قدرت مجلس نمایندگان، برای هیچ ملّتی قدرت حقیقی شمرده نخواهد شد،مگر این که این قدرت از ناحیه مردم سرچشمه گرفته باشد، هر مجلس شورایی که تشکیل دهنده ی آن پادشاه
یا امیر یا نیروی بیگانه ای باشد، و محرّک آن گردیده باشد، مجلسی خواهد بود موهوم؛ وجود آن تابع اراده کسی خواهد بودکه آن را به وجود آورده است!،در این صورت،اوّل باید به تصفیه عقول و تهذیب نفوس پرداخت و پس از آن به تأسیس حکومت، که هدف هر دو یکی است».۲۵۲
سیّد جمال باز درهمین زمینه می گوید:اگر ملّت لایق و صالح نباشد،از حکومت صالح چه کاری ساخته خواهد شد،تاریخ،این درس را به ما داده است که هیچ حکومتی قوام ودوام نخواهد داشت مگراینکه درمیان ملّت عقیده و رأی صحیحی وجود داشته باشد،که آن را«افکار عمومی» می نامند و اگر دولت از افکار عمومی نترسد،راه و رسم درستی در پیش نخواهد گرفت.با توجه به این معنی که حکومت وظایف خود را خواهد دانست و ازحدود تکالیف اصلی تجاوز نخواهد کرد، و درغیراین صورت،طبیعت بشری حکم می کندکه دولت ها وحکومت ها منافع خود را ترجیح می دهند و حداکثرآن چه ازحکومت صالحی که بر اساس بیداری ملّت و نیروی مردم تأسیس نشده باشد،می توان انتظار داشت،این است که به طورموقّت،درکارهای دولتی موفّق گردد و بس،زیرا ملّت درتأسیس چنین حکومتی تأثیر نداشته است و برکارهای دولت ناظر نبوده است».۲۵۳
سیّد جمال در مورد ممالکی که حکومت های مستبد را تجربه می کنند چنین ابراز نظر می کند: «مملکتی که قانون ندارد هیچ ندارد، استبداد اخلاق را ضعیف و بعد فاسد می کند، در زمان استبداد هیچگونه ترقی برای افراد ملّت و هیچ نوع تربیتی برای احدی ممکن نیست».۲۵۴
استاد شهید مرتضی مطهری با ذکر یک ضرب المثل به زیبایی نقش سیّد جمال الدّین را در بیداری مردم و انقلاب مشروطه توضیح می دهد : « مثلِ معروف می گوید؛دزد،دشمن موذن است، چون تا مردم خوابند دزد می تواند دستبرد بزند ولی وقتی موذن رفت بالای مناره و فریاد کرد : الله اکبر، الله اکبر؛ خواب آلوده ها بیدار می شوند، وقتی بیدار شدند دزد دیگر نمی تواند دستبرد بزند .دزد،در حال خوابِ مردم و در تاریکی می تواند دستبرد بزند،نه در بیداری و نه در روشنایی … یک آدم آگاه که در میان مردم پیدا شود، میلیون ها نفر را آگاه می کند.شما ببینید یک سیّد جمال درصد سال پیش پیدا شد،یک سیّد یک لاقبا،یک سیّدتک هیچ چیزهم نداشت، هیچ وسیله ای نداشت…به فکر آگاه سازی ملل مسلمان افتاد…اکثرکشورهای اسلامی را گردش کرد …به کشورهای اروپایی رفت،دنیای غرب را شناخت، به مقاصد ونیّات دنیای غرب آگاه شد، ریشه ی دردها را شناخت،…غرض اینکه یک نفر با نداشتن هیچ وسیله ای توانست به ملّت های مسلمان آگاهی ببخشد.تمام نهضت های اسلامی که در کشورهای اسلامی رخ داده،مثل نهضت مشروطه در ایران، انقلاب استقلال در عراق،نهضت های آزادی بخش در هندوستان، افغانستان، ترکیه و هر یک از کشورهای عربی، بذرش را سیّدجمال درصدسال پیش کاشت ».۲۵۵
سیّد جمال وقتی در ایران اوضاع خراب مردم را می بیند و امتیازات داده شده به خارجی ها را می شنود، و بیکاری مردم و ظلم حکّام را احساس می کند فریاد بر می آورد و اصلاح امور را می خواهد وقتی ناصر الدّین شاه می گوید از من چه می خواهی، می گوید: یک جفت گوش شنوا، و درد ایران را در نبودن قانون می داند وهمین موضوع عامل همکاری سیّد جمال با میرزا ملکم خان درنوشتن روزنامه قانون می شود.۲۵۶
هر چند مخزومی اعتقاد دارد که عامل تبعید سیّد جمال از ایران، قانون اساسی ای بود که او برای ایران تنظیم کرده بود.۲۵۷و یا ناظم الاسلام،می نویسد که سیّد جمال الدّین در ایران به سیّد جمال قانونی مشهورشده بود.۲۵۸حتّی در صورت عدم صحّت چنین مطالبی بازنمی توان مشروطه خواهی سیّد جمال را انکار کرد،چرا که در اکثر نوشته های او در عروه الوثقی هرجا که حکومت مطلوب مورد نظر خود را معرفی می کند،مشخّصه های مهم یک حکومت قانون را به طور واضح می توان در آن مشاهده کرد، و برخی نامه های باقی مانده از او همین مطلب را اثبات می کند. برای مثال می توان به آخرین نامه اش به هم مسلک های ایرانی خود که از زندان طلایی باب عالی در اسلامبول می نویسد اشاره کرد.سیّد در این نامه، هم مسلک های ایرانی خود را به ادامه تلاش و مبارزه ی بی وقفه دعوت می کند که در واقع می توان گفت،سیّد جمال دراین جا عالی ترین فراز امواج رادیکالیسم اسلامی را به نمایش می گذارد.او چنین می نویسد: « بنیاد حکومت مطلقه منعدم شدنی است،شماها تا می توانید درخرابی اساس حکومت مطلقه بکوشید،نه به قلع و قمع اشخاص، شما تا قوّه دارید در نسخ عاداتی که میانه سعادت و ایرانی سدّ سدید گردیده کوشش نمایید نه در نیستی صاحبان عادت، هرگاه بخواهید اشخاص (را) مانع شوید وقت شما تلف می گردد، اگر بخواهید به صاحب عادت سعی کنید باز آن عادت دیگران را بر خود جلب می کند، سعی کنید موانعی راکه میانه الفت شما و سایرملل واقع شده رفع نمایید،گول عوام فریبان را نخورید ».۲۵۹
و باز می بینیم که در همین نامه ی مذکور عمیقاً جهت گیری رادیکال خود را تبیین کرده و با اشاره به حبس و احتمال کشته شدنش به خاطر آزادی نوع و اظهار افسوس از اینکه شمشیر شقاوت و دست جهالت نگذاشته که او بیداری ملل مشرق زمین و صدای آزادی را از حلقوم آنها ببیند و بشنود چنین می نویسد :« … کشته می شوم برای زندگی قوم، ولی افسوس می خورم از اینکه کِشته های خود را ندرویدم، به آرزویی که داشتم کاملاً نائل نگردیدم، شمشیر شقاوت نگذاشت بیداری ملل مشرق را ببینیم، دست جهالت فرصت نداد صدای آزادی را از حلقوم امم مشرق بشنوم».۲۶۰
شواهد و قرائنی از این قبیل باعث شده تا عدّه ای سیّدجمال رامشروطه خواه معرفی کنند. از جمله نویسندگانی چون محیط طباطبایی،ناظم السلام کرمانی، مخزومی، نیکی کدی و مجید خدوری،او را از رهبران ومنادیان اوّلیه و اصلی جنبش مشروطیت درایران وعثمانی می دانند.۲۶۱ به عنوان نمونه مرحوم محمّد محیط طباطبایی در عین حال که مشروطه خواهی سیّد جمال را ماهیتاً متفاوت از مشروطه خواهی کسانی چون ملکم خان دانسته،می نویسد:«سیّد جمال الدّین درایران نخستین فرد ایرانی بود که هموطنان خود را علناً به لزوم اقدام دسته جمعی برای تغییر شکل حکومت به مشروطه، دعوت می کرد».۲۶۲
متقابلاً عدّه ای دیگرسیّد جمال را بنا به شواهدی متفاوت، بیشتر یک مبارز ضداستبداد و نه لزوماً مشروطه خواه دانسته اند.مثلاً عبدالهادی حائری بر این باور است که در نوشته های موجود از ناحیه ی سیّد جمال تا اکنون«هیچ گونه هواخواهی از برقراری حکومت مشروطه دیده نمی شود،بلکه نوشته های او بیشتر ضد استبداد است».۲۶۳ایشان تصریح می کند که تنها یک مدرک آن هم به گزارش خانم نیکی کدی، نشان دهنده ی تمایل صریح سیّد جمال الدّین به حکومت پارلمانی است،و آن متن سخنرانی سیّد جمال در تاریخ ۲۴مه ۱۸۷۹است که در مجلّه مصر تحت عنوان«حکیم الشرق »چاپ شده که درآنجا سیّد می گوید:«…امیدوارم که شماآقایان یک حزباً وطنیاً، که حقوق و شکوه کشورتان را حفظ کند تأسیس خواهید کرد … امیدوارم که شما از وطن پشتیبانی و یک حکومت پارلمانی را در کشور تقویت کنید تا بدان وسیله داد و انصاف برقرار گردد و دیگر به حمایت بیگانگان نیازی نباشد».۲۶۴
حائری معتقد است که مهمترین هدف سیّد جمال، همانا مبارزه با نفوذ امپریالیسم در کشورهای اسلامی و متّحد ساختن مسلمانان جهان برضد آن است و نمی توان او را از پیشروان اندیشه مشروطه خواهی در ایران و یا دیگرکشورهای اسلامی خواند، ولی مبارزهاش با دولت های استبدادی زمان،کمک فراوان ولی غیرمستقیمی به گسترش جنبش های مشروطه خواهی از یک سو و به اصول و مبانی آن از سوی دیگر بوده است. وی در نهایت پیوند سیّد جمال الدّین را با مشروطیت این چنین خلاصه کرده است: «اندیشه گران غرب گرا که هوا خواه مشروطیّت بودند به تنهایی نمی توانستند پیروان فراوانی پیرامون خویش گرد آورند. در ضمن مبارزات ضد امپریالیسی مردم مانند جنبش تحریم تنباکو، ثابت کرد که رهبران مذهبی مهمترین و موثرترین وسیله بودندکه می توانستند اندیشه های نو خواهان را به مردم کوچه و بازار

دیدگاهتان را بنویسید