پایان نامه رشته مدیریت با موضوع: عوامل حیاتی موفقیت

0 Comments

در صنایع متفاوت ارائه کرده اند. در ذیل به چند مورد از آنها اشاره شده است:
کینیچ اهمائی، استراتژیست مشهور ژاپنی مدل c3 را مطرح کرده و معتقد است که میتوان صنعت را از سه بعد بررسی و عوامل حیاتی را کشف کرد. این سه منظر شامل مشتری، سازمان و رقابت هستند.
مشتری: بدون شک موفقیت هر سازمان، بیش از آن که در گرو رضایت سهامداران آن باشد در گرو رضایت مشتریان بدست میآید، پس اولین و مهمترین منظر بحث شناخت مشتری، شناخت نیاز مشتری و عوامل مؤثر در افزایش رضایت مشتری میباشد.
سازمان: برای باقی ماندن در جرگهی رقابت صنعت، سازمان باید قادر به شناسایی نقاط قوت اصلی و عوامل برتری خود باشد تا بتواند از طریق تمرکز بر روی نقاط قوت اصلی و کلیدی خود بقای خود را تضمین نماید. (در این منظر، تمرکز بیشتر بر روی منابع خود سازمان میباشد.)
رقابت: در این بخش، تمرکز بر روی رقبا و شرایط فعلی رقابت در صنعت میباشد. و باید مواردی را که عوامل اصلی پیروزییا شکست در رقابت میباشند را شناسایی نمود تا بتوان با تقویت آنها بر رقبا غلبه نمود.
اهمائی بیان میکند این سه عامل با همدیگر مثلث استراتژیک را تشکیل میدهند که تلفیق آنها میتواند مزیت رقابتی پایدار را بوجود بیاورد.
2. روکارت و بولن، در سال 1981 پنچ منبع برای شناسایی عوامل حیاتی موفقیت را بیان داشتند. این منابع شامل: عوامل صنعتی، استراتژی رقابتی، عوامل محیطی، عوامل موقتی و موقعیت صنعت میباشند. (روکارت، 1993)
عوامل صنعتی: هر صنعتی‌ عوامل‌ موفقیت‌ بحرانی‌ دارد که‌ با هر شرکت‌ در آن‌ صنعت‌ مرتبط‌ است. این عوامل میتواند مرتبط به قیمت، سهم بازار، محصول و… باشد. در واقع این عوامل ماهیت یک صنعت را معین میکند.
استراتژی رقابتی: در هرسازمان عوامل ویژه ای وجود دارد که موقعیت آن را در صنعت و نحوه پاسخگویی به رقبا تعیین میکند. استراتژى رقابتى ارائه‏ دهندهی چارچوبى غنى براى شناسایى عوامل زیربنایى رقابت در صنایع  است. چارچوب مذکور تفاوت‏هاى عمده موجود در بین صنایع و چگونگى تکامل آنها را نشان مى‏دهد، همچنین به شرکتها کمک مى‏کند تا به موفقیتى منحصر به ‏فرد دست یابند. استراتژى رقابتى، ابزارهایى را براى شناخت توان و میزان ناهمگنى صنایع و شرکتها به‏دست مى‏دهد.
عوامل محیطی: از قبیل رویه‌های‌ مصرفی، اقتصاد، عوامل‌ سیاسی‌ کشور (یا کشورهایی) که‌ شرکت‌ در آن‌ فعالیت‌ می‌کند.
عوامل موقتی: یعنی‌ زمینه‌هایی‌ از فعالیت‌ شرکت‌ که‌ به ‌طور عادی‌ به‌ آنها توجه‌ نمی‌شود، در حالی که برخی از این امور در یک زمان خاص برای سازمان اهمیت ویژه ای دارند.
موقعیت صنعت: هر صنعت به لحاظ جغرافیایی و امکاناتی که دارد میتواند بر سازمانهای موجود در آن صنعت اثر بگذارد.
3. تامپسون و استریکلند نیز در کتابشان که عوامل کلیدی موفقیت را به هفت گروه مرتبط ساخته اند: تکنولوژی، تولید، توزیع، بازاریابی، مهارت، توانایی سازمانی و سایر موارد (استراتژی که در هیچ طبقه ای جای نگرفته اند. ) و برای هریک از عوامل شاخصهایی را تعریف کرده اند. (تامپسون و استریکلند، 1999)
به گفته آنها عوامل حیاتی موفقیت یک صنعت، بیشترین اثر را در توانایی موفق شدن اعضای صنعت در بازار، استراتژی ویژه، شهرت محصول، منابع، شایستگیها، تواناییهای رقابتی، نتایج کسب وکار دارد و تفاوت میان سود و زیان را را مشخص میسازد. عوامل حیاتی موفقیت آنچه هر سازمان باید در انجام آن شایسته باشد و یا به منظور دستیابی به موفقیت تمرکز داشته باشد را در نظر میگیرد.
پاسخ به این سه سؤال به شناسایی عوامل حیاتی موفقیت دریک صنعت کمک میکند؟
بر چه اساسی مشتریان از میان مارکهای تجاری مختلف، انتخاب خودشان را انجام میدهند؟
فروشندگان چه اقداماتی باید انجام بدهندکه به لحاظ رقابتی موفق باشند و به چه منابع و تواناییهای رقابتی نیازمند هستند؟
فروشندگان برای رسیدن به مزیت رقابتی پایدار نیازمند کسب چه چیزهایی هستند؟
آنها معتقدندکه مشخص کردن عوامل حیاتی موفقیت در هر صنعت در درجه اولویت قراردارد. و این عوامل باید به اطلاع مدیران برسد، چراکه مدیر باید بداندکه کدام عوامل برای موفقیت رقابتی مهمتر و کدام عوامل از اهمیت کمتری برخوردار است. همچنین مدیران باید از منابع متغیر اطلاع داشته باشند. عدم شناسایی عوامل که برای موفقیت رقابتی بلند مدت سازمان حیاتی هستند، باعث ایجاد خطر در مسیر استراتژی سازمان میگردد. لذا سازمان با شناخت عوامل حیاتی موفقیت میتواند به مزیت رقابتی پایدار از طریق تدوین استراژیهایش برمبنای این عوامل و ایجاد قدرت تمایز نسبت به رقبا بر اساس یک یا اکثر عوامل حیاتی موفقیت دست پیدا کند.
به عبارت دیگر سازمان زمانی میتواند به موقعیت مناسب در بازار دسترسی پیدا کند که نیروهایش را در جهت بهبود یک یا چند از این عوامل بکار گیرد.
در واقع عوامل حیاتی موفقیت نشان دهندهی فرصتهای طلایی مزیت رقابتی است و شرکتهایی که در تعداد خاصی از این عوامل تمرکز میکنند از یک موقعیت قوی در بازار برخوردار خواهند شد.
در نتیجه استفاده از یک یا چند عوامل کلیدی م
وفقیت در صنعت به عنوان زیربنای تلاش و استراتژی سازمان برای کسب مزیت رقابتی پایدار از طریق برتر بودن دریک عامل خاص، یک رویکرد مثمر ثمر خواهد بود. (تامپسون و استریکلند، 1999، ص 96)
تمام مدلهایی که در فوق به آنها اشاره شده است در جهت شناسایی عوامل حیاتی موفقیت قابل استفاده میباشند، اما میزان اثربخشی هریک از آنها بسته به نوع صنعت و ویژگیهای آن متفاوت میباشد. در این پژوهش ما از مدل تامپسون و استریکلند استفاده کرده ایم، از آنجا که این مدل از زوایای متعددی صنعت را مورد بررسی قرار میدهد نسبت به سایر مدلها کاملتر بوده و پوشش مناسبتری را برای کار پژوهشی ما در بردارد و از طرفی دیگر این مدل از زوایایی به شناسایی عوامل حیاتی میپردازد که از سوی صنعت روانکارها داری اهمیت ویژه ای میباشد. این مدل عوامل موفقیت هر صنعتی را به 7 گروه مجزا طبقه بندی نموده است. این عوامل در نمایشگر 9-2 به تفصیل نمایش داده شده است.
نمایشگر 9-2
نمایشگر 9-2
عوامل حیاتی موفقیت
عوامل مرتبط با تکنولوژی
عوامل مرتبط با مهارت
عوامل مرتبط با بازاریابی
عوامل مرتبط با توزیع
عوامل مرتبط با تولید
دیگر انواع آن
عوامل مرتبط با توانایی سازمان
– توانایی فنی برای ایجاد پیشرفت نوآوریها در فرایند تولید
– تجربه در فناوری مورد استفاده
– تجربه پژوهش علمی
– توانایی نوآوری در محصول
– توانایی استفاده از اینترنت برای انتشار اطلاعات و…
– داشتن تصویریا برند مناسب در میان مشتریان
– هزینه پایین در کلیه جوانب (نه فقط تولید)
– محل قرارگیری سازمان
– داشتن کارمندان مودب در تمام نقاط تماسی با مشتریان
– دسترسی به منابع مالی سرمایه ای
– حق اختراع انحصاری
– استعداد نیروی کار برتر
– چگونگی- آگاهی به کنترل کیفیت
– مهارت طراحی
– تخصص دریک تکنولوژی خاص
– توانایی ایجاد نوآوری در محصولات و بهبود محصولات
– توانایی ایجاد تغییر در محصولات قبلی از طریق R&D و ورود سریع به بازار
– تکنیک های ارزیابی صریح و سریع بازار
– خدمت مودبانه به مشتری
– انجام صحیح سفارش خریدار(تعداد کم اشتباهاتیا بازگشت سفارش)
– خط محصول و تنوع محصولات تولیدی
– بسته بندی و ظاهر طراحی شده جذاب
– مهارتهای تجارت
– تبلیغات هوشمندانه
– وارانتی و گارانتی برای مشتریان
– شبکهای قوی از عمده فروشان و خرده فروشان(یا توانایی توزیع الکترونیکی)
– کسب فضای کافی بر روی قفسههای خرده فروشی
– سرعت در تحویل
– داشتنفروشگاه های خرده فروشی
– هزینه توزیع پایین
– داشتن سیستم اطلاعاتی برتر
– توانایی پاسخگویی به تغییرات در شرایط بازار
– توانایی فوق العاده در بکارگیری اینترنت و سایر جنبههای تجارت الکترونیک در انجام کسب وکار
– تجربه مدیریتی
– استقرارکارخانه در مکانی که هزینه تولید درآنجا پایین باشد
– انعطاف پذیری در تولید و شخصی سازی
– طراحی وبرنامهریزی تولید با حداقل هزینه
– بهروری بالای نیروی انسانی
– استفاده موثراز داراییهای ثابت
– کیفیت تولید
– راندمان تولید با حداقل هزینه
– دسترسی به منابع کافی از نیروی کار ماهر
استفاده موثراز داراییهای ثابت
عوامل حیاتی موفقیت
عوامل مرتبط با تکنولوژی
عوامل مرتبط با مهارت
عوامل مرتبط با بازاریابی
عوامل مرتبط با توزیع
عوامل مرتبط با تولید
دیگر انواع آن
عوامل مرتبط با توانایی سازمان
– توانایی فنی برای ایجاد پیشرفت نوآوریها در فرایند تولید
– تجربه در فناوری مورد استفاده
– تجربه پژوهش علمی
– توانایی نوآوری در محصول
– توانایی استفاده از اینترنت برای انتشار اطلاعات و…
– داشتن تصویریا برند مناسب در میان مشتریان
– هزینه پایین در کلیه جوانب (نه فقط تولید)
– محل قرارگیری سازمان
– داشتن کارمندان مودب در تمام نقاط تماسی با مشتریان
– دسترسی به منابع مالی سرمایه ای
– حق اختراع انحصاری
– استعداد نیروی کار برتر
– چگونگی- آگاهی به کنترل کیفیت
– مهارت طراحی
– تخصص دریک تکنولوژی خاص
– توانایی ایجاد نوآوری در محصولات و بهبود محصولات
– توانایی ایجاد تغییر در محصولات قبلی از طریق R&D و ورود سریع به بازار
– تکنیک های ارزیابی صریح و سریع بازار
– خدمت مودبانه به مشتری
– انجام صحیح سفارش خریدار(تعداد کم اشتباهاتیا بازگشت سفارش)
– خط محصول و تنوع محصولات تولیدی
– بسته بندی و ظاهر طراحی شده جذاب
– مهارتهای تجارت
– تبلیغات هوشمندانه
– وارانتی و گارانتی برای مشتریان
– شبکهای قوی از عمده فروشان و خرده فروشان(یا توانایی توزیع الکترونیکی)
– کسب فضای کافی بر روی قفسههای خرده فروشی
– سرعت در تحویل
– داشتنفروشگاه های خرده فروشی
– هزینه توزیع پایین
– داشتن سیستم اطلاعاتی برتر
– توانایی پاسخگویی به تغییرات در شرایط بازار
– توانایی فوق العاده در بکارگیری اینترنت و سایر جنبههای تجارت الکترونیک در انجام کسب وکار
– تجربه مدیریتی
– استقرارکارخانه در مکانی که هزینه تولید درآنجا پایین باشد
– انعطاف پذیری
در تولید و شخصی سازی
– طراحی وبرنامهریزی تولید با حداقل هزینه
– بهروری بالای نیروی انسانی
– استفاده موثراز داراییهای ثابت
– کیفیت تولید
– راندمان تولید با حداقل هزینه
– دسترسی به منابع کافی از نیروی کار ماهر
استفاده موثراز داراییهای ثابت

نمایشگر 9-2. دسته بندی عوامل حیاتی موفقیت
نمایشگر 9-2. دسته بندی عوامل حیاتی موفقیت
منبع: تامپسون و استریکلند، 1999
منبع: تامپسون و استریکلند، 1999

تامپسون متعقد است که در هر صنعت این عوامل بیشتر از 4 تا 5 عامل نیست و از این عوامل یکی – دو عامل از همه مهمتر است. (تامپسون و استریکلند، 2003)
8-2 روانکارها و تعاریف آن
همه روانکارها از روغن پایه شروع می شود، سه نوع روغن پایه وجود دارد: سنتزی، معدنی و گیاهی.
در یک تعریف ساده، روانکاری، روشی است برای جلوگیری از اصطکاک و سایش سطوح متحرکی که روی یکدیگر قرار میگیرند. کار اصلی روانکاری، کاهش میزان اصطکاک بین سطوح متحرک و ثابت است که توسط روانکارها (انواع روغن، گریس و…) امکان پذیر می شود.
بیشتر مردم بر این باور هستند که روانکار برای لغزنده کردن سطوح استفاده می شود حال آنکه این عمل، ابتدایی ترین وظیفه روانکار می باشد. یک روانکار مناسب چندین مزیت را به همراه دارد، علاوه بر کاهش اصطکاک، باعث کاهش میزان سایش، کاهش دمای کارکرد، کاهش خوردگی سطح فلزات و کمک به خارج کردن آلایندهها از سیستم می نماید. روانکارها دارای خواص زیادی هستند که بتوانند نیازهای عملیاتی شما را برطرف سازند. برای مثال مواد شیمیایی مختلفی به ماشین اضافه می کنند تا در دماهای بالا کار کنند. همچنین می توان از روانکاری استفاده کرد که از سطوح ماشین در فشارهای بالا محافظت کند. با تجزیه و تحلیل ماشین می توان روانکاری را که مناسب جهت عملکرد ماشین باشد مشخص کرد.
9-2 تصمیمگیری چند معیاره و فرایند تحلیل شبکهای
انسان در زندگی روزمره خود تصمیمات بسیاری میگیرد. این تصمیمات از مسائل شخصی و فردی تا مسائل بزرگ و کلان را شامل میشود. در اکثر مسائل تصمیم سازی عموماً اهداف و عوامل متعددی مطرح است و فرد تصمیم ساز سعی میکند که بین چندین گزینهی موجود (محدودیا نامحدود) بهترین گزینه را انتخاب کند. (قدسی پور، 1382)
تصمیمگیری در دنیای پیچیده امروز به چالشی برای مدیران و سازمانها تبدیل شده است. تعداد شاخصهای تصمیم گیری، تنوع معیارهای کمی و کیفی و لزوم در نظر گرفتن همزمان آنها، اهمیت اثرات و پیامدهای تصمیم و عواملی نظیر آن بر پیچیدگی تصمیمها میافزاید. از این رو بالاخص در دو دهه اخیر، روشهای ریاضی و دانش کامپیوتر در حل مسائل تصمیمگیری به یاری آنان شتافته و تکنیکها و فنون تصمیمگیری چند معیاره و سیستمهای پشتیبان تصمیمگیری را ایجاد نموده است.
مدلهای کلاسیک پژوهش در عملیات مانندبرنامه ریزی خطی، برنامهریزی عدد صحیح، برنامهریزی غیر خطی و مانند آن مدلهای تصمیمگیری هستند که بهینه سازی را فقط براساسیک معیار به انجام میرسانند. لذا این مدلها در زمره مدلهای تک هدفه طبقه بندی میگردند. هدف انتخاب شده این گونه مدلها عموما نخستین و مهم ترین هدف بوده و سایر اهداف در سایه این هدف به فراموشی سپرده میشود.
تصمیمگیری انتخابیک گزینه از میان گزینههای مختلف است و این انتخاب هنگامی هوشیارانه و حساب شده است که بیش ازیک معیار در گزینش آن به کار گرفته شود. تصمیمگیری با یک معیار فرایندی ساده و یک بعدی میباشد. (قدسی پور، 1382)
1-9-2 تصمیم گیری چند معیاره
تصمیم گیری چند معیاره بر یک فرآیند ارزش دادن به گزینههایی که بوسیله چند معیار ارزیابی شده اند، دلالت دارد. تصمیم گیری چند معیاره می تواند به دو طبقه وسیع تقسیم شود: تصمیم گیری چند شاخصه و تصمیم گیری چند هدفه. اگر مسئله مورد ارزیابی، یک مجموعه محدود ازگزینه ها به منظور انتخاب بهترین آنها بر اساس وزنهای مربوط به ویژگیهای آنگزینه ها باشد، این مساله یک تصمیم گیری چند شاخصه می باشد، درحالی که تصمیم گیری چند هدفه به انتخاب بهترینگزینه ها بر مبنای یک سری اهداف کم و بیش ناسازگار سروکار دارد. (فو و مینووا، 2005) مدلهای تصمیم گیری چند هدفه به منظور طراحی به کار گرفته میشوند، در حالی که مدلهای تصمیم گیری چند شاخصه به منظور انتخاب گزینه برتر استفاده می شود. (اصغرپور، 1385)
1-1-9-2 انواع تصیم گیری چند شاخصه
الف- مدل غیرجبرانی: این مدل شامل روش‌هایی است‌که مبادله در بین شاخص‌ها مجاز نیست؛ بدین معنا که نقطه ضعف موجود در یک شاخص با مزیت موجود در

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *