پایان نامه و

دانلود پایان نامه

زمینۀ این اشتراک را می‌توان در جهان بینی، ابدیت، اسما و صفات الهی، وحی، برخی عبادات، رمزها و نمادهای دینی جست و جو کرد. به دلیل وحدت همین سرچشمه است که همانندهای فراوانی میان ادیان الهی به چشم می‌خورد ؛ چندان که می‌توان این همانندی‌ها را بر بنیاد وحدت مبدأ وحی تفسیر کرد ؛ یعنی همانندی عقاید، آداب و شرایع دینی به سبب یکی بودن مبدأ پیام‌های و حیانی است، نه اخذ و اقتباس و با تأثیر و تأثرات تاریخی.
بنابراین، وجود اصول و مبانی مشترک در بین فرهنگ‌ها و ادیان، زمینۀ گفت وگو بین آنها را فراهم می سازد و باب بحث و سخن و مفاهمه را به روی آنها می‌گشاید. با پذیرش اصول و فروع مشترک و وحدت بین ادیان و فرهنگ‌ها، گفت وگو در این عرصه‌ها امکان می‌یابد و تعامل میان آنها تحقق می‌پذیرد (همان ).
قرآن با صراحت، به وحدت کتاب‌های نازل شده بر پیامبران اشاره می‌کند و اصل آن کتاب‌ها را یکی می‌داند و خطاب به پیامبر (ص) می فرماید: « این کتاب تصدیق کنندۀ تورات و انجیل است. » (آل عمران،2).
2. تمرکز برنقاط مشترک انسانی
کسانی که مورد خطاب قرآن و معصومان (ع) قرار گرفته اند و اسلام با آنها به گفت وگو و مفاهمه نشسته است، پیش از آنکه کافر و مشرک تلقی شوند انسانند و خارج از حوزۀ کفر و شرک، از وجود و مشترکات انسانی فراوانی بر خوردارند. گفت وگوی قرآنی با آنان نیز با توجه به همین همبستگی‌ها و وجوه مشترک است. در اسلام، پیام‌های هدایتی و آموزه‌های قرآن، متوجه همۀ انسان‌هاست، نه ویژۀ گروه یا قومی خاص، رهنمودها و عملکرد معصومان (ع) و توصیه‌های قرآن نشانگر آن است که آنان همواره در تلاش بوده اند که از مخاطبان خود، انسان بسازند.
ائمه اطهار (ع) در گزینش‌ها، بدون توجه به نسب و قبیله و قومیت افراد، ملاک برتری را تقوا وانسانیت آنان می‌دانستند. اسلام همواره برحرمت انسان ارج می‌نهد و در هدایت و پاکسازی اندیشۀ آدمیان تلاش می‌کند و تأکید دارد همۀ انسانها، حتی جمله کافران و مشرکان می‌توانند از مواهب الهی و رشد و تکامل انسانی بهره مند گردند. تکریم انسانها از سوی اسلام، به اعتبار آن است که انسان‌ها آفریدۀ خداوند و دارای فطرتی پاکند و در این بین، میان مؤمن و کافر تفاوتی نیست. با پذیرش این اصول مشترک و همبستگی‌های انسانی است که گفت وگوهای فرهنگی در عرصۀ اسلام معنا می‌یابد. پذیرش این اصل در حقیقت، پیش فرض گفت وگوهای فرهنگی به شمار می‌رود (همان).
3.مدارا وآسان گیری
واژه‌هایی همچون رفق و مدارا و توصیفاتی همانند سهل، یسر، هین، لین، حلیم و مانند اینها در متون دینی و روایی بکار رفته و مفاهیمی چونان آسان گیری، بردباری و سعه صدر، در گستره‌ای وسیع در مقابل خشونت و تعصب مطرح گردیده است. اسلام دین سهل و آسان و سرشار از رحمت و رافت است و در تعلیم و دستورهای خود اصل را بر آسان گیری و سهولت قرار داده است قرآن رمز گرایش و انعطاف اطرافیان پیامبر‌ (ص) به ایشان را نرم خویی آن حضرت معرفی می‌کند‌ (فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فطا غلیظ القلب لا نفضوا من حولک…)‌ (آل عمران،159) پس به برکت رحمت الهی با آنان نرم خو و پر مهر شدی، و اگر تند خو و سخت دل بودی قطعاً از پیرامونت پراکنده می‌شدند.
همچنین از پیامبر‌ (ص) نقل شده است که فرمودند «خدایم مرا به مدارا و ملایمت با مردم فرمان داده چنان که به انجام واجبات امر کرده است »‌ (کلینی، 1388، ج 2، ص 117).
آنچه گفته شد در واقع به مثابه مقدمه‌ای است که اصل « مدارا » را به عنوان مبنایی در امر گفتگو معرفی می‌کند. اسلام با پذیرفتن این اصل، راه را برای ورود به عرصه گفتگو و تعامل با دیگر فرهنگ‌ها و اندیشه‌ها می‌گشاید و با مدارا با آنها به تعامل می‌پردازد. از این رو، ابایی ندارد از اینکه اندیشه‌ها و آرا ء مخالف را بشنود و با آنها وارد گفت و گو و مفاهمه شود.
4. جدال احسن
« جدال » به معنای مقابله با خصم است به این منظور که او را از رأی خود منصرف کنند. این واژه از جدل به معنای « تابیدن شدید » و « محکم کردن » گرفته شده و در قرآن، در مجادله حق و باطل و به معنای « دفاع » به کار رفته است. بیشترین کاربرد این واژه در قرآن، در منازعه و مخاصمه ناحق است‌ (قرشی، قاموس قرآن، ج 1، ص 23).
به دلیل آنکه هدف از گفتگو ها و تعاملات اسلام با مخالفان فکری، اساساً دست یابی آنان است، هر گونه بحث و جدل و ستیزه جویانه نهی شده و به بندگان خدا توصیه شده آنچه را بهتر است بگویند « و قل لعبادی یقولو التی هی احسن ان الشیطان ینزغ بینهم ان الشیطان کان للانسان عدوا مبینا »‌ (اسراء،53) و به بندگانم بگو آنچه را بهتراست بگویندکه شیطان میانشان را به هم می زند، زیرا شیطان همواره برای انسان دشمنی آشکار است.
در جای دیگر قرآن کریم با تقییدجدال به « احسن » به پیامبر‌ (ص) فرمان می‌دهد در مواجهه با مردم و دعوت آنان به مسیر الهی، از حکمت، موعظه حسنه و جدال احسن بهره گیرد. خداوند خطاب به پیامبر خود می فرماید « ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن »‌ (نحل، 125)با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به { شیوه‌ای } نیکوتر مجادله نما.
5.احترام و سعه صدر
گفت و گو جریانی است دو سویه که زمانی پدید می آید که گفتگو کننده به موجودیت طرف مقابل احترام بگذارد و گفت و گو را در فضایی آرام، بدون تنش، همراه با صبر و سعه صدر ادامه دهد. در غیر این صورت، ارتباط ها و گفت و گوها به جای دو طرفه بودن یک طرفه خواهد بود و هد
ف از آن محقق نخواهد شد. قرآن معصومان (ع) و پیامبر الهی‌ (ص) بالاترین مرتبه سعه صدر، ادب و احترام را در برابر مخالفان فکری و بیگانگان از خود نشان داده اند و نه تنها سخنان و اندیشه‌های مخالف را شنیده اند، بلکه از نقل آنها ابایی نداشته اند. طرح شبهات، سوالات و آرا و عقاید باطل مشرکان و کافران در قرآن و روایات و مناظرات بر جای مانده از معصومین‌ (ع) شاهد این مدعاست.
پیامبر‌ (ص) در فضای شرک آلود جاهلیت عرب توانست انسانهای بی شماری را جذب تعالیم حیات بخش اسلام کند، این همه بر اثر برخوردهای شایسته‌ای بود که آن حضرت‌ (ص) به ویژه در گفت و گوها و مناظرات اعتقادی از خود نشان می‌داد. پیامبر‌ (ص) و معصومان‌ (ع) با کافران، مشرکان، علمای یهود و نصارا، ساعت‌ها به بحث و گفتگو می‌نشستند و با احترام به هویت طرف مقابل، به تصحیح اندیشه‌ها و باورهای غلط آنان می‌پرداختند.
در گفتگوها و مواجهات پیامبران الهی با اقوام خود نهایت ادب، تواضع، حکمت، شجاعت و سعه صدر به چشم می‌خورد. نمونه‌هایی از این برخوردها در قرآن گزارش شده است. این تعابیر، نشان دهنده حاکم بودن روح برادری بر گفتگوهای اسلامی است.
6.صراحت و مداومت در عرصه اندیشه
در آغاز هر گفتگو و ارتباط شفافیت مواضع و اعلام بی پرده آنها اهمیت فراوان دارد هر قدر میزان این صراحت، شفافیت و قاطعیت بیشتر باشد مخاطبان را به اقناع کامل تری سوق می‌دد و به زدودن تردید و ابهام از آینه ذهن و روح آنان کمک می‌رساند و زمینه تفکر در مطالب ارائه شده را فراهم می سازد، علاوه بر این، عرضه صریح، مستدل و شفاف اندیشه‌های صحیح موجب می‌گردد آرا و اندیشه‌های ناصواب، رنگ ببازند و از این رهگذر، زمینه آشکار شدن حقیقت فراهم آید.
قرآن و معصومان‌ (ع) در مواجه با دیگران، به منظور غنی سازی اندیشه‌ها و قانع ساختن وجدان ها به تبیین و توصیف صریح و روشن اعتقادات و باورهای دینی می‌پرداختند و با هدف بالا بردن سطح آگاهی و شناخت مخاطبان و اتمام حجت بر شنوندگان، ابعاد و زوایا و چگونگی پیام خود را تشریح می‌کردند پیامبر‌ (ص) و معصومان‌ (ع) چون سخنانشان صدق و ادعایشان حق و از پشتوانه و حیانی برخوردار بود، در اعلام عقاید و باورهای خود، واهمه‌ای نداشتند و به امید هدایت و تربیت دیگران، کلام حق را با صریح ترین و قاطع ترین شکل و در قالب شیوه‌های مختلف عرضه می‌کردند.
رسول خدا‌ (ص) در مراسم حج، نزد قبایل عرب می‌رفتند و آنها را به سوی خدا فرا می‌خواندند و رسالت خود را ابلاغ می‌کردند و از آنها می‌خواستند تا او را تصدیق و حمایت کنند. در منزلگاه برخی قبایل می ایستاند و می‌گفتند: من فرستاده خدا به سوی شما هستم که شما را به عبادت خدا و کنار گذاشتن شرک، فرمان می‌دهم آن حضرت از ورود هیچ تازه واردی با خبر نمی‌شدند، مگر آنکه برای دعوتش می‌شتافتند و پیامهای رسالت را به او عرضه می‌داشتند‌ (ابن هشام،1428 ق، ج 2، ص 31).
7.رعایت عدل و انصاف و توجه به ویژگی‌های مثبت طرف مقابل
یکی دیگر از اصول وروش های اسلام بر خوردهای منصفانه و عادلانۀ این آیین با دیگر فرهنگ‌هاست. قرآن کریم با نگرشی جامع و از سر عدل و انصاف، به دیگر فرهنگ‌ها می‌نگرد و در برخورد با همۀ آنها، شیوهای یکسو و یکسان در پیش نمی‌گیرد.‌ (هوش فرهنگی) هنگامی که گروه یا قومی را سرزنش یا نکوهش می‌کند اگر افراد شایسته و مثبتی وجود دارد، آنان را استثنا کرده، به مدح و ثنا و ذکر ویژگی‌های مثبتشان می‌پردازد. به شواهد و نمونه‌هایی از قرآن کریم در این زمینه توجه کنید:
1-آیۀ 113 و114سورۀ « آل عمران » در توصیف اهل کتاب، همۀ آنان را یکی نمی‌داند وگروهی از آنان را معرفی می‌کند که اقدام به طاعت خداوندی می‌کنند، در دل شب به تلاوت آیات الهی می‌پردازند، به درگاه الهی سجده می‌برند، به خدا و روز واپسین ایمان دارند، به نیکی فرمان می‌دهند، از بدی نهی می‌کنند، وکارهای نیک انجام می‌دهند‌ (طباطبایی،1373، ج3،ص226).
2-در آیۀ 66 و 65 سورۀ « مائده » پس از بیان اینکه اهل کتاب به سوی ایمان، تقوا و اقامۀ تورات و انجیل ترغیب می‌شوند و (با قید این شرط) و اهل بهشت اخروی و برکات زمینی به آنان داده شده و آمده است « منهم امه مقتصده و کثیر منهم ساء مایعملون » ؛ از بین آنان، گروهی میانه رو هستند و بسیاری از ایشان بد رفتاری می‌کنند. چنان که از ظاهر آیه بر می آید، خداوند بسیاری از اهل کتاب را نکوهش کرده، اما به موازات آن، از گروهی که میانه روی را برگزیده اند، یاد می‌کند ؛ زیرا در بین اهل کتاب، افرادی معتدل و میانه رو نیز بوده اند که هیچ یک از این کجروی‌ها را نداشته اند.
از این لحن به خوبی استفاده می‌شود که قرآن تا چه حد جانب انصاف را رعایت می‌کند و مراقب است تا حقی از افراد پایمال نشود، هر چند بسیار اندک باشد(همان ).
8.تعقل و خرد ورزی
تعقل، تدبر، تفکر و مشتقات آن وکلمات هم معنای آن مانند « اولوالالباب » و « اولی النهی » در سر تا سر قرآن کریم تکرار شده است. کثرت این واژه‌ها و معنای آنها در معتبرترین کتاب آسمانی، دلیل روشن و محکمی بر اعتبار عقلانیت و مقام عقل در اسلام است.
اساساً آغاز این دین با تفکر همراه بوده و رسول اکرم (ص) مدت‌ها قبل از رسالت خویش، درغار « حراء » که در نزدیک مکه قرار داشت، روزها به دور از غوغای شهر، به خلوت، تفکر، تدبر و نیایش می‌پرداختند و بخصوص ماه‌های رمضان را در این خلوت و انزوا می‌گذرانیدند‌ (زرین کوب، 1387، ص22-21 ).
در تاریخ زندگانی 63 سالۀ پیامبر اکرم (ص
) جایی را سراغ نداریم که رسول اکرم (ص) بدون تدبیر، تفکر و مشورت به کاری اقدام کرده و یا کاری را به دست تقدیر سپرده باشند. تمامی اعمال و کردار رسول اکرم (ص) مستند به اندیشه و خردورزی بوده است و در هیچ یک از منابع اسلامی سراغ نداریم که در اهمیت تعقل و اندیشه ورزی اهمال شده باشد، بلکه در همه جا، انسان را به تعقل و به کار گیری عقل و استفاده از چشمۀ جوشان آن و عقلانی ساختن زندگی و نتیجه گیری و بهره وری از خرد دعوت می‌کند و محکم بر آن تأکیدمی کند و از بیکار گذاشتن عقل، و گوش ندادن به ندای آن و پیروی نکردن از ارشادهای خرد به شدت برحذر می‌دارد (ر.ک: حکیمـی،1385، ج1، ص224 ).
معنای این سخن آن است که فرد مسلمان و جامعۀ اسلامی باید این گونه باشد و عقل وخرد و فرزانگی و دانایی بر همه جا سایه گسترده باشد و همه کار و همه چیز نموداری از خرد و عقل و دانایی باشد، نه نمودی از تحجر و عوام زدگی و جمود (همان،ص78 ).
انسان بوسیلۀ عقل و خرد به همۀ نیکی‌ها دست می‌یابد. هر که عقل ندارد دین ندارد‌ (حرانی، 1387، حدیث 44). انسان به عقل خویش، انسان است (تمیمی آمدی، 1388، حدیث 14 ). بر روزگار جز به یاری خرد نمی توان چیره گشت‌ (حرانی،1387، حدیث 27 ).
از این همه تأکید و اهتمام، به دست می آید که هر کس دامنۀ عقلش کوتاه باشد یا نتواند خوب را انتخاب کند دامنۀ عمل و کارهای نیکش نیز کوتاه خواهد بود، و هر کس دامنۀ عقلش گسترده باشد دامنۀ عمل و کار نیک اش نیز گسترده خواهد بود و برای آدمی این امکان وجود دارد که بسیاری از سنت‌های اجتماعی و محیطی را با نیروی عقل به گونه‌ای عالی دگرگون سازد.
بر اساس معارف فلسفی، به ویژه فلسفۀ اسلامی، هیچ مظهری از مظاهر افعال انسانی دیده نشده است که در عالم خارج ظهور و بروز نماید، مگر اینکه از گذرگاه عالم عقل عبور کند. فرهنگ یک جامعه و تکامل آن هم تا بر مبنای تعقل و خرد ورزی پایه ریزی نشود، آن جامعه از یک فرهنگ متعالی بهره مند نخواهد شد‌ (فصیحی، 1390).
از آن رو که هوش فرهنگی قابلیت رشد و تقویت دارد، در ادامه راه‌های تقویت آن بیان می‌گردد.
2-24 راه‌های تقویت مهارت‌های هوش فرهنگی ازنظر اسلام
خوشبختانه بر خلاف سایر جنبه‌های شخصیت انسانی، هوش فرهنگی کسانی که روانی سالم دارند و از نظر حرفه‌ای و شغلی توانمند هستند، قابل پرورش و توسعه است. موارد ذیل در توسعۀ مهارت‌های هوش فرهنگی مؤثر است:
– با بکار گیری دیدگاه مثبت، نسبت به تفاوت‌های فرهنگی، ابعاد هوش فرهنگی سازمان و کارکنان خود را بشناسید.
– با استفاده از روش‌های گوناگون همچون مشاهده، پرسش و تفسیر، به تجزیه و تحلیل سطوح مختلف فرهنگی افراد سازمان اقدام کنید.
– تنوع فرهنگی را بپذیرید و در خود آمادگی رویارویی با فرهنگ‌های مختلف را ایجاد کنید.
-با توجه به میزان آشنایی با هر فرهنگ، از راهبردهای خاص آن برای تعامل استفاده کنید.
با نگرانی‌هایی همچون ترس از دست دادن هویت و خود مختاری فردی، در خود وکارکنانتان مقابله کنید. افراد سازمان باید احساس کنند که برای آنها و فرهنگشان ارزش قائلید.
– دربارۀ توانمندی‌های هوش فرهنگی هر جا احساس ضعف می‌کنید، آموزش ببینید.
-چنانچه انگیزۀ کافی در کسب و توسعۀ مهارت‌های هوش فرهنگی ندارید، در خود این انگیزه را پرورش دهید.
– از افراد پیرامون خود، که تجارت موفقی در محیط‌های کاری متنوع دارند، کمک بگیرید.
– فراموش‌ نکنید هوش‌فرهنگی لازمۀ ‌بقا در محیط‌های ‌رقابتی ‌است. از این ‌عنصر کلیدی‌ غافل ‌نشوید.

2-25 ارتباط
ارتباط از نظر لغوی واژه‌ای است عربی از باب افتعال، که در فارسی به صورت مصدری و

دیدگاهتان را بنویسید