دانلود پایان نامه روانشناسی درباره : سازمان یادگیرنده-پایان نامه آماده

دانلود پایان نامه

د.

واژگان کلیدی: مدیران ستادی، رهبری تحولی، سازمان یاد گیرنده

فصل اول
مقدمه و کلیات

مقدمه

در زمانی نه چندان دور سازمان ها در محیطی غیر پویا و ثابت به سر می بردند و پیش بینی وقایع آینده برایشان غیر ممکن بود؛ به طوری که مدیران می توانستند در شرایط مطمئن سازمان را مدیریت و برنامه ریزی کنند. اما، به تدریج و با ورود به قرن بیست و یکم، تغییرات مربوط به علم و فناوری، اقتصاد، فرهنگ و سیاست به سرعت سازمان ها را تحت تاثیر قرار داد، به طوری که ساختار سازمان های سنتی و شیوه های رهبری آن، مناسب شرایط پیچیده و متغیر بازار جدید نبود. در چنین شرایطی تنها راه چاره سازمان ها تبدیل شدن به یک سیستم یادگیری دائمی، و استفاده از یک های رهبری مناسب با آن است تا بتواند نیازهای محیطی را تشخیص داده و ابزار لازم را جهت تطبیق خود با محیط فراهم آورند و بدین وسیله به حیات خود ادامه دهند.

بیان مسئله

تغییر به عنوان یک امر اجتناب ناپذیر باید به منظور ایجاد تحولات سازنده و موثر در سازمان ها، به طور مداوم طراحی و مدیریت شود. در عصر حاضر سازمان ها به صورت فزاینده ای با محیط های پویا و در حال تغییر مواجهند. بنابراین، به منظور بقا و پویایی خود باید با تغییرات محیطی سازگار شوند به بیان دیگر با توجه به سرعت شتابنده تغییرات و تحولات علمی، تکنولوژیک، اجتماعی و فرهنگی در عصر حاضر، سازمان هایی موفق و کارآمد محسوب می شوند که علاوه بر هماهنگی با تحولات جامعه امروزی، بتوانند مسیر تغییرات و دگرگونی ها را نیز در آینده پیش بینی کرده و قادر باشند که این تغییرات را در جهت ایجاد تحولات مطلوب برای ساختن آینده ای بهتر هدایت کنند (مویدنیا، 1385). با توجه به محیط پویا و پیچیده امروز، بعید به نظر می رسد سازمان های سنتی سهمی در ساخت سازمان های آینده داشته باشند؛ در گذشته ای نه چندان دور سازمان ها در محیطی غیر پویا و با ثبات به سر می بردند؛ پیش بینی وقایع آینده تقریباً برایشان ممکن بود، مدیران می توانستند در شرایط مطمئن، سازمان را مدیریت و برنامه ریزی کنند. اما به تدریج تغییرات مربوط به علم و فناوری، اقتصاد، فرهنگ و سیاست به سرعت سازمان ها را تحت تاثیر قرار داد، به طوری که ساختار سازمان های سنتی مناسب شرایط پیچیده و متغیر بازار جدید نبود و مدیریت شیوه های سنتی نمی تواند محتوی درون و برون سازمانی را بگشاید، پیش بینی نماید یا آن را کنترل کند. در آینده نزدیک، تنها سازمانی می تواند ادعای برتری کند که قادر باشد از قابلیت ها، تعهد و ظرفیت یادگیری افراد در تمامی سطوح سازمان به نحو احسن بهره برداری نماید (هدایت و روشن، 1384،10) سازمان های یاد گیرنده از جمله چنین سازمان هایی هستند.
سازمان یادگیرنده دارای اصولی حیاتی است که آن را از سازمان های سنتی متمایز می کند. این اصول عبارتند از: توسعه تسلط فردی، الگوهای ذهنی، ایجاد دور نمای مشترک، یادگیری تیمی و تفکر سیستمی. هر کدام از این اصول جهتی حیاتی به ساخت سازمان می بخشد که قادر باشد براستی یاد بگیرد و بتواند به طور مستمر ظرفیت خود را برای دریافتن متعالی ترین تمایلات و آرزوها، گسترش دهد. سازمان های یاد گیرنده دارای مشخصه هایی است که نشان هنده مزیت آنان در برابر سازمان های سنتی است. ساختار این سازمان ها به گونه ای طراحی شده است که یادگیری سازمانی در آنها تسهیل شود. سیستم های اطلاعاتی در این سازمان ها، اطلاعات را جمع آوری و پردازش کرده که زیر بنای یادگیری سازمانی را فراهم می کند. فعالیت های منابع انسانی در این سازمان ها برای ارتقای یادگیری اعضا طراحی می شوند. سازمان یاد گیرنده فرهنگ های قوی دارند که از شفافیت، خلاقیت و کسب تجربه توسط اعضا حمایت می کند.
سازمان های یاد گیرنده برای رسیدن به اهداف خود به طور مستمر دانش های جدید را ایجاد کرده، به دست می آورند، منتشر می کنند و در نهایت براساس دانش و بینش جدید به دست آمده، رفتارهای خود را تغییر می دهند. همه این امور در سازمان، تحت تاثیر سبک رهبری قرار دارد. به عبارت دیگر، موفقیت هر سازمان در گرو چگونگی اعمال سبک رهبری مدیر است. شکی نیست که رهبری از طریق نفوذ در سلوک و رفتار پیروان می تواند در بهبود مستمر و آفریدن، ایجاد و نگهداشت دگرگونی پیوسته در سازمان ها و در نتیجه زمینه سازی و تسریع تغییرات سازمانی موثر باشد. این حقیقت که تغییرات یکسره ادامه دارند، چشم اندازهای رهبری و نقش رهبر را دگرگون کرده است. به این ترتیب تغییر مداوم در تعریف و کارکردهای رهبری امر قابل انتظاری است. نورتهوس (2001) تعریف ساده ای از رهبری را پیشنهاد می کند. به اعتقاد وی رهبری فرآیندی است که کمک می کند تا افراد برای دستیابی اثر بخش تر به اهداف مشترک سازمان، به صورت گروهی فعالیت کنند. (نورتهوس، 2001،3).
در سازمان های سنتی، نقطه نظر سنتی راجع به رهبری که در آن افراد خاص جهت حرکت را تعیین کرده، تصمیمات اساسی را اتخاذ می کنند و به افراد روحیه و توان حرکت می بخشد، عمیقاً ریشه در جهان بینی فردی و غیر سیستمیک دارد. این نگرش سنتی نسبت به رهبری در بطن خود بر ناتوانی مردم، فقدان آرمان های فردی و عجز در تسلط بر نیروهایی که باعث تغییر می شوند، استوار است. نقاط ضعفی که تنها تعداد انگشت شماری از افراد به نام رهبر، قادر به فایق آمدن بر آنها نیست.
اما در سازمان یادگیرنده نگرش نسبت به رهبری بر نکات ظریف تر و حائز اهمیت تری تکیه می کند. رهبران در سازمان یاد گیرنده باید مشارکت فعالی در یادگیری سازمانی داشته باشند، شفافیت و ریسک پذیری و بازتاب های مورد نیاز یادگیری را مدل کنند. در یک سازمان یاد گیرنده، رهبران باید طراح، ناظر و معلم باشند. مسئولیت آنان باید ساختن سازمان هایی باشد که در آنجا افراد به طور مستمر توانایی های خود را در جهت شناخت و فهم پیچیدگی ها، شفاف نمودن آرمان ها و توسعه بخشیدن به مدل های ذهنی مشترک، گسترش دهند. این بدان معنی است که رهبران مسئول فراگیری کارکنان هستند.
نتایج تحقیقاتی که خارج از کشور انجام شده اند نشان می دهد که در میان سبک های جدید رهبری، ویژگی های رهبری تحولی بیش از سایر سبک ها امکان روبه روشدن مناطق و مراکز آموزشی با پیچیدگی های دوران معاصر را فراهم می سازد (دیموک و والکر 2005) نظریه رهبری تحولی برای نخستین بار توسط برنز در اواخر دهه 1970 طرح شد و سپس در اواسط دهه 1990 به وسیله بس و اولیو تکامل یافت. در این مدل، بر یک سر طیف رهبری تحولی و در سر دیگر آن رهبری تبادلی قرار دارد. رهبران تحولی در عمل رفتارهایی از خود نشان می دهند که متمایز کننده آنان از سایر رهبران است. این رفتارها عبارتنداز: نفوذ ایده آل، انگیزش روحی، ملاحظات فردی و تحریک ذهنی.
نتایج برخی از تحقیقات نشان می دهد که رفتارهای رهبری تحولی باعث کاهش استرس کاری کارکنان همراه باافزایش هویت فردی و اجتماعی و خود اثر بخشی آنان (شامیر وایلم ، 2003) افزایش تعهد سازمانی و اثر بخشی کلی اعضا (والومبا و دیگران ، 2004) و افزایش عملکرد و یادگیری سازمانی (آراگون و دیگران ، 2007) می شود.
در عصر حاضر سازمان های آموزشی، در تعیین سرنوشت آتی جامعه نقش اساسی بر عهده دارند. تغییرات زیادی به واسطه انقلاب اطلاعاتی در این سازمان ها به وجود آمده است. چنانچه این اداره کنندگان این سازمان ها، به عنوان مدیران ستادی، فاقد صلاحیت و توانایی لازم برای اداره این سازمان ها و فاقد مهارت لازم برای ایجاد فرهنگ یادگیری مشارکتی در بین کارکنان باشند، مشکلات فراوانی بر این سازمان ها و سرنوشت آتی جامعه وارد می آید. در چنین شرایطی رهبران سازمان های آموزشی، به عنوان سازمان های یاد گیرنده، باید اهداف را از طریق مشارکت یا مداخله افراد مختلف تنظیم کنند و برای هماهنگ کردن منابع آموزشی اعضای آموزشی، مدیران و جامعه تلاش کنند. رهبری در سازمان های آموزشی به لحاظ ملاحظات آموزشی و یادگیری باید مبتنی بردیدگاه تحولی باشد. رهبران این سازمان ها باید رهبرانی تحولی باشند و پیروان خود را به ورای منافع خود، به نفع کل برتر سوق دهند (بس، 2000).
در چنین زمینه نظری، هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی رابطه میزان انطباق دانشگاههای جامع علمی کاربردی سمنان با شاخص های سازمان یاد گیرنده و رابطه آن با سبک رهبری مدیران ستادی براساس مدل بس و اولیو است. در این رابطه سوال اصلی آن است که آیا بین سبک رهبری تحولی مدیران ستادی دانشگاه های علمی کاربردی استان سمنان و میزان انطباق این دانشگاه ها با شاخص های سازمان یاد گیرنده رابطه ای وجود دارد؟

ضرورت و اهمیت تحقیق
با ورود به قرن بیست و یکم، عصر جدیدی در تکامل زندگی و ساختار سازمانی آغاز شده است. تغییرات عمده ای که در محیط اقتصادی به واسطه جهانی شدن و فناوری رخ داده، سازمان ها را وادار ساخته است که در خود تحولات مهمی را به منظور انطباق و حفظ بقاء در این دنیای نوین ایجاد کنند. به عبارت دیگر، با توجه به سرعت شتابنده تغییرات و تحولات علمی، تکنولوژیکی، اجتماعی و فرهنگی، سازمان هایی موفق و کارآمد محسوب می شوند که علاوه بر هماهنگی با تحولات جامعه امروزی بتوانند مسیر تغییرات و دگرگونی ها را نیز در آینده پیش بینی کرده و قادر باشند که این تغییرات را در جهت ایجاد تحولات مطلوب برای ساختن آینده ای بهتر هدایت کنند.
پس باید در نظر داشت که در آینده سازمان هایی به تعالی دست خواهند یافت که دریابند چگونه می توان در همه سطوح و بخش های سازمان، علاقه، تعهد و قابلیت یادگیری در افراد را توسعه داد. از این رو یادگیری نه تنها به یک فرایند حیاتی تبدیل شده، بلکه به طور استراتژیک و نیز به صورت عملیاتی و واقعی در کار پیگیری می شود. به زعم آرگریس و شون سازمانی که قادر به یادگیری نباشد، ادامه بقا نداشته و محکوم به فناست (مومنی، 1387). سازمان ها نمی توانند تنها با دانش قبلی خود به حیاتشان ادامه دهند، آنها برای ادامه حیات در دنیای پر تلاطم و متغیر بایستی پیوسته بیاموزند. در سازمان های جدید مبتنی بر دانش، هر عضو سازمان به جای تلاش برای افزایش کارایی باید پیوسته مطالب جدید بیاموزند تا بتوانند در حوزه و قلمرو فعالیت خود مسائل را شناسایی و حل کند. در این میان، مسئولیت مدیر، خلق یک سازمان یادگیرنده است. سازمانی که در آن افراد به طور پیوسته توانایی های خود را افزون ساخته تا به نتایجی که مدنظر آنهاست دست یابند، جایی که الگوهای جدید تفکر رشد می یابند و اندیشه های جمعی و گروهی ترویج می شود و افراد چگونگی آموختن با هم را می آموزند (قدمگاهی، 1383). در این سازمان ها همواره از طریق خلق و پرورش قابلیت های مورد نیاز جهت دستیابی به موفقیت های آتی تلاش می شود. افراد عضو در این سازمانها، توانایی ایجاد کسب و انتقال دانش را دارا بوده و رفتارشان را به گونه ای تعدیل می کنند که منعکس کننده دانش و دیدگاه های جدید باشد. در این میان، آنچه بیش از همه حائز اهمیت است، نقش مدیر و رهبر است (هدایت و دستور و خواهان به اشتراک گذاشتن قدرت باشند. مطالعات فراوان نشان داده است که در میان سبک های مختلف رهبری، سبک رهبری تحولی به سازمان ها برای حرکت به سمت یادگیری و سرانجام سازمان یادگیرنده کمک می کند (تروفینو و فان 2000). رهبران تحولی تمایل پیروان برای تحقق اهداف و رشد خود را بالا می برند، در حالی که توسعه گروه و سازمان را نیز افزایش می دهند. این رهبران در پیروان خود آگاهی نسبت به مسائل کلیدی، گروه و سازمان را بالامی برند و اعتماد پیروان را افزایش داده و به تدریج آنان را از توجه به وضع موجود به سمت توجه به تحقق اهداف، رشد و توسعه سوق می دهند (همان). طبق گفته تروفینو (1992) رهبران تحولی این توانایی را دارند که به طور واضح درباره اهداف آینده صحبت کنند، آنها مانند راویان افسانه ای هستند که خیل ما را با توضیح درباره آینده مجهول که می توانیم با هم بسازیم، تسخیر می کنند (تروفینو و فان، 2000). رهبری تحولی عاملی برای افزایش تعهدنسبت به اهداف سازمان فراهم می کند و کارکنان را به کارکردن در بهترین شکل آن بر می انگیزد.
با توجه به عصر فناوری اطلاعات، سازمان های آموزشی، بخش عظیمی از فعالیت های مربوط به انتقال دانش را انجام می دهند. لذا با توجه به شرایط پیچیده دنیای امروز و سرعت تغییر و پیشرفت فناوری و توسعه انفجار گونه دانش و اطلاعات که خارج از محیط این سازمان ها صورت می گیرد، لازم است که عملکرد سازمان های آموزشی به عنوان سازمان های یاد گیرنده، و سبک رهبری مناسب برای کمک به این سازمان ها در جهت پیشبرد آن به سمت سازمان یاد گیرنده مورد بررسی قرار گیرد.
در دانشگاه مانند بسیاری از زمینه های دیگر، افراد در صورتی که توسط کسانی که مسئولیت آنان را بر عهده دارند، محترم و ارزشمند تلقی شوند، تعهد بیشتری از خود نشان خواهند داد. شواهد فراوانی وجود دارد که رهبری با کیفیت و صلاحیت بالا، در رسیدن به مدارس و آموزشگاه های موفق حیاتی است.
از طریق فرایند رهبری تحولی، انگیزه های رهبر و پیرو در هم ادغام می شود. این شکل رهبری بر این فرض است که تمرکز اصلی رهبری باید بر تعهدات و توانایی های اعضاء سازمان باشد. فرض می شود که سطوح بالاتر تعهد افراد به اهداف سازمان و توانایی بیشتر برای اجرای آن اهداف، منجر به تلاش بیشتر و بهره وری بیشتر می شود (بوش و میدلوود ، 2005).

سوالات تحقیق
سوالات اصلی تحقیق
– وضعیت سازمانی دانشگاههای علمی – کاربردی سمنان تا چه اندازه با شاخص های سازمان یاد گیرنده (تسلط فردی، الگوهای ذهنی، ایجاد دورنمای مشترک، یادگیری تیمی و تفکر سیستمی) مطابقت دارد؟
– سبک رهبری مدیران ستادی دانشگاههای علمی – کاربردی سمنان تا چه اندازه به شاخص های سبک رهبری تحولی (نفوذ ایده آل، انگیزش روحی، ملاحظات فردی و تحریک ذهنی) نزدیک است؟
– آیا بین استفاده مدیران ستادی دانشگاههای علمی – کاربردی سمنان از سبک رهبری تحولی، و شاخص های سازمان یاد گیرنده رابطه معنی داری وجود دارد؟
سوالات فرعی تحقیق
– آیا بین سبک رهبری تحولی مدیران دانشگاههای علمی – کاربردی سمنان و مدرک تحصیلی آنها تفاوت معنی داری وجود دارد؟

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

– آیا بین انطباق سازمان دانشگاههای علمی – کاربردی سمنان با شاخص های سازمان یادگیرنده بر حسب تحصیلات مدیران تفاوت معنی داری وجود دارد؟
– آیا بین سبک رهبری تحولی مدیران دانشگاههای علمی – کاربردی سمنان و سابقه کاری آنان تفاوت معنی داری وجود دارد؟
– آیا بین انطباق دانشگاههای علمی – کاربردی سمنان با شاخص های سازمان یادگیرنده بر حسب سابقه کاری مدیران تفاوت معنی داری وجود دارد؟
– آیا در نمره سبک رهبری تحولی مدیران دانشگاههای علمی – کاربردی سمنان بر حسب جنسیت آنان تفاوت معنی داری وجود دارد؟
– آیا بین انطباق دانشگاههای علمی – کاربردی سمنان با شاخص های سازمان یادگیرنده بر حسب جنسیت مدیران تفاوت معنی داری وجود دارد؟

تعاریف مفهومی
رهبران تحولی: این رهبران، ارزش های اساسی، اعتقادات و نگرش های پیروان را تغییر می دهند، به نحوی که آنان را به عملکرد بالاتر، ورای سطحی که به وسیله سازمان مشخص شده است، ترغیب می کنند. چنین رهبرانی، ویژگی های رفتاری نفوذ ایده آل (کاریزماتیک) انگیزش الهام بخش، تحریک ذهنی و ملاحظات فردی، که ابعاد مهم رهبری متحولی را معرفی می کند، از خود نشان می دهند (تروفینو وفان ، 2000)
سازمان یاد گیرنده: سازمانی است که در آن افراد در تمامی سطوح فردی و گروهی به صورت مداوم ظرفیت یادگیری خود را برای رسیدن به اهداف مود نظر افزایش می دهند (هدایت بین، 2000، به نقل از رضائیان، 1380). سازمان یاد گیرنده، سازمانی است که در آن افراد به طور مستمر در پی افزایش قابلیت های خود برای تحصیل نتایجی هستند که به واقع طالب آن هستند، جایی که الگوهای جدید تفکر پرورش می یابد و تمایلات گروهی محقق می شود و مجموعه ای است که در آن افراد پیوسته می آموزند که چگونه یاد

دیدگاهتان را بنویسید