بازاریابی چیه و چه فرقی با فروش، برندینگ و داره؟ 

 

شاید حالا که واژه «بازاریابی» در دایره ی لغات روزمره ی ما جای گرفته و همه کم و بیش با اون آشنا هستیم، طرح سوالِ «بازاریابی چیه»، کمی عجیب به نظر برسه. اما با این حال می خوایم در این نوشته، این معنی رو دوباره تعریف و بررسی کنیم. با ما همراه باشین.

 

ممکنه بگید: «بازاریابی بازاریابیه دیگه! یعنی چی بازاریابی چیه؟» پس بذارین سؤال رو کمی تغییر بدهم: شما به عنوان صاحب یک کسب وکار کوچیک، چه وقت در حال بازاریابی هستین و چه وقت نیستین؟

اما اون زمان که دارین در فیسبوک پست جدیدی می نویسید که مستقیما ربطی به فروش اجناس تون نداره (گرچه ممکنه به اونا لینک بدین) چه؟ اون زمان هم دارین بازاریابی می کنین؟یا وقتی پشت تلفن با مشتری صحبت می کنین یا ایمیل اونو جواب میدید چه؟ در این لحظات هم دارین بازاریابی می کنین؟ یا بالاتر از این، اون هنگام که با لباس راحتی در خونه نشسته اید و همین طور که دارین قهوه می خورین تو ذهن خود به یک محصول یا خدمات جدید فکر می کنین و غرق در افکارتان انتهای مداد قدیمی خود رو هم می جوید، چه؟ بازم دارین بازاریابی می کنین؟

جواب کوتاه و بیشتر تعجب آور به همه سؤالات فوق یک کلمه: بله. شما به واقع در همه اون لحظات درحال بازاریابی هستین، خواه بفهمین یا نشید.

پس این بازاریابی چیه و چه جوری میشه واسه رشد کار و کاسبی کوچیک از اون استفاده کرد؟ بذارین از اول شروع کنیم و در اول تعریفی از بازاریابی ارائه کنیم.

بازاریابی: چیزی بالاتر از فروش

برابر با واژه نامه ی آنلاین کار و کاسبی، بازاریابی یعنی: «مراحل مدیریتی که از راه اون، اجناس و خدمات از جنبه ی مفهومی و ذهنی خود خارج شده و به شکل عینی در اختیار مشتری قرار میگیره».

همونجوریکه میدونید واسه اینکه اجناس و خدمات از شکل معنی دربیایند و به دست مشتری برسن به چیزی بیشتر از نیازه.

شاید روشن ترین مراحل عبور از معنی تا مشتری ایجاد خود محصول باشه. حال با توجه به این، منظور من اینه که بازاریابی شامل پیشرفت محصول هم می شه؟

بله منظور من دقیقا همینه. در تعریف بازاریابی چار مورد رو باید در نظر داشت:

  • شناسایی، انتخاب و پیشرفت ی محصول؛
  • تعیین قیمت محصول؛
  • تبلیغ اون محصول واسه بالابردن آگاهی مخاطبان نسبت به اون؛
  • انتخاب مجرای پخش که محصول از راه اون دردسترس مشتری قرار بگیره.

یا به بیان آسون تر و با استفاده از ریشه ی کلمه بازاریابی میشه گفت که: «بازاریابی هر اون چیز یا کاریه که واسه بردن محصول به بازار انجام میگیره».

تعریف بازاریابی شامل همه چیز می شه: از ایجاد محصول تا تبلیغ محصول و بردن محصول به بازار.

همونجوریکه می ببینن بازاریابی خیلی بالاتر از تبلیغ محصوله (و البته بیشتر مردم بازاریابی رو با تبلیغ آسون هم معنی میدونن).

بازاریابی از لحظه ای که ایده ی یک محصول تو ذهن تون شکل میگیره، شروع می شه و خیلی بالاتر از سعی هاییه که واسه تبلیغ محصول تا رسیدن اون به دست مشتری انجام قبول می کنه.

بازاریابی، برندینگ و ؛ فرق این سه چیه؟

قبل اینکه بیشتر به بررسی معنی و معنای بازاریابی و نحوه ی انجام اون بدیم بیایید اول ببینیم که بازاریابی چه چیزی نیس تا تصویر روشن تری از موضوع داشته باشیم.

قبلا گفتیم که تبلیغ محصول بخشی از بازاریابیه، پس بازاریابی و یک چیز هستن؟ باید گفت نه.

کارهای معینیه که صاحب کار و کاسبی واسه جلب توجه مخاطبان و مشتریان به محصول یا خدمات خود انجام می ده. ما این اقدامات و کارا رو همه با هم «» می گیم که می تونه از پخش تراکت تبلیغاتی در محله تون تا حضور در تلویزیونای بین المللی و ویدئوهای فیسبوکی متغیر باشه.

به خاطر اینکه تبلیغ محصول باید به بخشی از سعیای بازاریابی شما تبدیل شه به زیرمجموعه ی روش بازاریابی تون تبدیل می شه.

روش بازاریابی شما شاید رو شامل میشه اما باید بقیه شکلای رو که بالاتر از رسمی هستن هم شامل شه مثلا شبکه های اجتماعی، هدیه ی اجناس به عنوان جوایز، استفاده ی امتحانی و رایگان از اجناس، وبلاگ نویسی و …

ممکنه به گوش تون خورده باشه که چیزی به اسم «برندینگ» هم واسه کسب وکارتان نیازه؛ اما اگه همه چیز از معنی سازی و ایجاد محصول تا قیمت گذاری و گذاشتن اون در بازار معنی بازاریابی رو شامل میشه، پس برندینگ چیه؟

برندینگ به بیان آسون و کوتاه کاراکتر و شخصیتیه که شما واسه شرکت خود می سازید و این کاراکتر بالاتر از هر کدوم از اجناس و خدماتیه که ارائه می کنین. بازاریابی نحوه ی اجرا و نمایش اون کاراکتر در مراحل بردن محصول به بازاره.

بریم سر اصل مطلب: به بیان آسون و عملی، بازاریابی چیه؟

حالا که دورنمایی از بازاریابی رو با هم مرور کردیم وقت اینه که کمی نزدیک تر شیم و معنی اونو به طور عملی بررسی کنیم. بذارین با این سوال شروع کنیم: چه جوری یک چیز رو از معنی به مشتری بازاریابی می کنین؟

پیشرفت ی محصول

در بالا دیدیم که بازاریابی از شناسایی، انتخاب و پیشرفت تشکیل شده و حتما اون تصویر رو یادتون هست که داشتین با لباس راحتی قهوه می نوشیدین و تو ذهن خود ایده ی یک محصول جدید رو می پروراندید. این تصویر بخش اجباری مراحل بازاریابیه چراکه نمی تونین اولین ایده ا ی رو که به ذهن تون خطور می کنه، به این امید که جواب میده یا حتی بدتر به این خیال که با یک بازاریابی یا خوب جواب میده، پیشرفت بدین.

واسه اینکه محصول رو با موفقیت بازاریابی کنین باید با یک محصول خوب شروع کنین. محصول خوب فقط یک محصول باکیفیت نیس بلکه محصولی متناسب با نیاز بازاره.

به همین خاطره که اولین قدم بازاریابی جست و جوی بازاره. قبل اینکه اجازه بدین ایده ی آسون اوج بگیره و همه چیز رو خراب کنه باید اونو راستی آزمایی کنین. ایده ی محصول یا خدمات شما منحصربه فرده یا قبلا هم مثل اون به بازار ارائه شده و همین الان هم در بازار موجوده؟ اگه آری، وضعیت الان اون چطوره؟ چه جوری ارائه می شه و مشتریان چه نظری راجبه اون دارن؟

اجناس الان بازار مشکلات و مشکلات بزرگی دارن که ایده ی شما می تونه اون مشکلات و مشکلات رو برطرف کنه؟ اگه آری، چه جوری؟ چه چیزی محصول شما رو منحصر به فرد می کنه و چرا مشتریان باید محصول شما رو به اجناس دیگر ترجیح بدن؟ بازار گنجایش اجناس جدید رو داره یا شرکتای نام آور قبلا بازار دلخواه شما رو اشباع کردن؟

خیلی از این سوالا به نکات برندینگ می پردازند که باید اونا رو در نظر داشته باشین اما زیر عنوان روش کلی بازاریابی هم قرار می گیرن. اگه واقعا می خواید در بازاریابی موفق شید نباید محصولی بسازید که تقاضایی واسه اون وجود نداره یا سعی کنین با شرکت بزرگ تر و شناخته شده تری رقابت کنین.

بازاریابی از همون لحظه ای شروع می شه که به محصول فکر می کنین و به این فکر می کنین که چه جوری اونو به بازار ببرین.

تعیین قیمت

وقتی که جست و جوی شرایط بازار رو انجام دادین و ایده ی محصول دلخواه رو هم تو ذهن پروراندید در مرحله بعدی باید واسه اون قیمت مشخص کنین. تعیین قیمت نمیتونه به شکل تصادفی اتفاق بیفته و باید عوامل بیشتری رو در نظر داشته باشین که بر بازاریابی محصول شما اثر می ذارن. اولین و روشن ترین پرسشی که باید بپرسید اینه: ایجاد محصولی که بتونه واسه شما حاشیه ی سود همراه بیاره به چه اندازه زمان و سعی نیاز داره؟

باید قیمت اجناس مثل موجود در بازار رو هم در نظر داشته باشین. نمی تونین قیمت اجناس خود رو سه برابر قیمت اجناس مثل مشخص کنین. اگه محصول شما نسبت به محصول رقبایتان امتیازات بیشتری نداشته باشه یا برند معروف و خاصی نباشه، نمیشه این جور قیمت گذاری کرد.

درست همونجوریکه نباید قیمت زیادی واسه محصول مشخص کنین، باید حواس تون باشه قیمت محصول تون زیر قیمت بازار هم نباشه. اگه قیمت محصول خود رو خیلی پایین اعلام کنین، اول از همه در ازای فروش اونا به جای سود ضرر می کنین. اما این روش قیمت گذاری اثرات خراب کردن کننده دیگری هم داره. مردم ناخودآگاه تصور می کنن که کیفیت اجناس تون پایینه یا مشکلی داره و خرابه. تعیین قیمت مناسب واسه محصول یک اصل اساسی واسه ورود به بازار در سطح مناسب و کسب موفقیت در بازاریابیه.

کمپینای تبلیغاتی

کمپین تبلیغاتی بخشی از بازاریابی شناخته شده و خیلی از آدما اونو تموم بازاریابی تلقی می کنن. با اینکه تنها بخشی از روش بازاریابیه، اما باید دونست که بخش مهمی از بازاریابی رو تشکیل می ده.

اجناس یا خدمات شما می تونه شامل پولی باشه اما باید بقیه اقدامات زیر رو هم دربربگیرد:

  • صحبت کردن درمورد محصول در شبکه های اجتماعی، خواه به شکل مستقیم یا غیرمستقیم؛
  • واداشتن بقیه افراد به صحبت کردن در مورد محصول شما (یا اجناس مربوط به شما) در شبکه های اجتماعی؛
  • جواب دادن به سوالای مشتریان و ارائه خدمات به اونا (چراکه مُشک اینه که خود ببوید نه اونکه عطار بگه و اگه مشتریان راجبه اجناس شما حرف بزنن اثر اون خیلی بیشتر از پولی خود شما هستش)؛
  • ارائه اشانتیون یا امتحان رایگان اجناس شما واسه افزایش جلب اعتماد مشتریان پنهون؛
  • ارسال خبرنامه ی هفتگی یا وبلاگ نویسی منظم درمورد مشکلاتی که ممکنه مشتریان با اونا روبرو شن (و این وبلاگ نویسی صریحا تبلیغ نمی کنه) به خاطر افزایش اعتماد مشتریان و ایجاد رابطه با اونا؛
  • حضور اسپانسر یا افراد خاص در رویدادهایی که مشتریان ایده آل تون به اونا علاقه دارن. این رویدادها حتما با محصول یا صنعت شما رابطه مستقیم ندارن؛
  • شراکت با بقیه صاحبان کسب وکار در مورد ی مورد فعالیت شما و ارائه اجناس و خدمات به عنوان بسته های مکمل به اونا. (مثلا اگه واسه دوره های آموزشی آنلاین ویدئو تولید می کنین می تونین با یک مدرس که نحوه ی ایجاد ویدئوهای آنلاین رو آموزش می ده وارد شراکت شید تا خدمات شما رو با تخفیف به مخاطبین خود ارائه کنه).

خلاصه هرچه و هرکار که محصول یا خدمات شما رو به بازار گسترده تری می بره، خواه از راه کمپینای پولی یا ایجاد رابطه هرازگاهی با مشتریان پنهون بخشی از بازاریابی شما رو تشکیل می ده.

جای پخش

حس بزنین اگه قرار بر این باشه که مردم پای پیاده از کویر عبور کنن و بعد از دل امواج اقیانوش شناکنان به جایی برسن که محصول شما در اون قرار داره چه اتفاقی خواهد افتاد؟ هیچکی محصول شما رو نمی نخیز و تموم سعیایی که طبق بازاریابی انجام دادین دود هوا میشه.

قرارداشتن محصول در جایای مناسب آخرین بخش بازاریابیه، چراکه مشتریان باید بتونن محصول شما رو خیلی آسون پیدا کنن. فکر می کنین محصول باید آنلاین عرضه شه یا در مغازه های خشت و گلی یا هر دوی اونا؟ امتیازات و مشکلات هرکدام از این دو گزینه چیه؟ مخاطب ایده آل شما کیست؟ مردمی که در یکی از رویدادهای یک محله شرکت کردن یا بازار جهانی؟

جواب به این سوالا (که بخش پایانی جست و جوی آسون ی بازار رو تشکیل می ده) و درک رفتار خرید مشتری ایده آل در موفقیت یا شکست سعیای بازاریابی نقش کلیدی اجرا می کنه.

شکلای مختلف بازاریابی

شکلای مختلف بازاریابی در ویکیپدیا ۸۱ نوع اشاره شده. حتما الان با چشمای ازحدقه بیرون زده می پرسین: «وای خدای من! یعنی واسه ورود به بازار باید هر ۸۱ تا رو انجام بدم»؟

نه! نفس عمیق بکشین، خیال تون آسون باشه. لازم نیس هر ۸۱ نوع بازاریابی رو بکنین.

اگه بازاریابی رو جدا سازی کنین و بخشای مختلف اونو در نظر بگیرین، خودش یک کار و کاسبی وقت گیر هستش.

همونجوریکه میدونید شرکتای بزرگ و حتی متوسط دپارتمانای مختلفی رو به بازاریابی اختصاص دادن و اون دپارتمانا رئیسان و مدیران مختلفی دارن که کمپینای بازاریابی رو هدایت می کنن.

این معنیش اینه که کار و کاسبی کوچیک شما هیچ شانسی واسه موفقیت نداره و شما باید ایده ی خود رو به کلی آزاد کنین؟

درسته که نه!

چیزی که باید بکنین یافتن و کشف اقدامات بازاریابی ایه که می تونه واسه شرکت تون مناسب باشه. بعد می تونین برنامه بازاریابی موثر و نابی بسازید که نه تنها واسه شرکت تون نتایج خوبی داره بلکه مانع از این می شه که پیوسته نگران بازاریابی باشین و به اون فکر کنین!

حالا که اینترنت به جزئی از زندگی ما تبدیل شده بیشتر کسب و کارهای کوچیک سودهای کلانی از سرمایه گذاری در شکلای مختلف آنلاین به دست میارن. این به ویژه درمورد کسب و کارایی که با اجناس و خدمات تحت وب مثل طراحی سایت، ساخت سایت، برنامه نویسی و کدگذاری، ویرایش ویدئو، انیمیشن سازی، گرافیک وب، تولید محتوای صوتی، ساخت بازی و … سروکار دارن، صدق می کنه.

بازاریابی آنلاین می تونه شامل پولی در شکلای مختلف مجاری آنلاین مثل فیسبوک، تلگرام، یوتوب و توییتر شه. می تونه شامل شکلای مختلف بازاریابیای غیرمستقیم شه که از راه ایجاد اعتماد بین شرکت و مشتریان، فروش رو افزایش می ده و لازمه بودجهای کمتری نسبت به رسمیه. بازاریابی ایمیلی شاید کارآمدترین و مقرون به صرفه ترین روش واسه کسب این نتایج باشه.

البته گذاشتن همه تخم مرغا در یک سبد هیچوقت عاقلانه نیس و شما باید سعی کنین اقدامات بازاریابی رو جور واجور کنین تا از راه مجاری مختلف صدای خود رو به تعداد بیشتری از آدما برسونین. اما به خاطر اینکه باید اولویت خود رو مدیریت مؤثر زمان و حفظ آرامش خود قرار بدین ساختن یک سیستم واسه اقدامات و سعیایی که طبق بازاریابی انجام میدید واسه نظم و ردیابی ایده ی خوبیه.

یادتون باشه بازاریابی حتما هزینه هنگفتی روی دست تون نخواهد گذاشت. شما به عنوان صاحب یک کار و کاسبی کوچیک ممکنه بودجهای چندمیلیون دلاری ابرشرکتا رو نداشته باشین اما می تونین در بازاریابی خلاقیت داشته باشین و به قول معروف نون از عمل خود خورید.

شما چه تعریفی از بازاریابی دارین؟

تعریف بازاریابی از نظر شما چیه؟ شما چه جوری بازاریابی می کنین؟ سعیایی که طبق بازاریابی می کنین از چه عناصری تشکیل شدن و کدوم فعالیتا بیشترین سود رو واسه صرف زمان و هزینه هاتون به دست دادن؟ اونا رو با ما در بین بذارین.