انتخاب همسر، انسان سالم، عزت نفس

0 Comments

شناخت احساسات خود به هنگام وقوع آن‌ها از ارکان اصلی مهارت‌های هیجانی است . توانایی نظارت لحظه به لحظه براحساسات، کلید بینش روانشناختی و خود شناسی است. آگاهی از هیجان‌ها به ویژه هنگام اخذ تصمیم های مهم زندگی مانند انتخاب همسر یا یک حرفه، شخص را مطمئن تر می سازد. گلمن خودآگاهی را ریشه و اساس مهارت‌های هیجانی می‌داند و آن را چنین تعریف می کند: درک عمیق و روشن احساسات ، هیجان‌ها ، نقاط ضعف و قوت، نیازها وسائق های خود. وی معتقد است افرادی که سطح خود آگاهی بالاتری دارند به دلیل شناخت توانایی خود، همیشه از اعتماد به نفس و عزت نفس بالاتری برخوردارند. این افراد در کارهای خود دقیق بوده و امیدواری آن‌ها غیرواقع بینانه نمی باشد و مسئولیتی را قبول می کنند که درحد توان آنها باشد.همچنین،این افراد با خودودیگران صادق بوده وبه خوبی می دانند که هر احساس تا چه اندازه بر آن‌ها و اطرافیان تاثیر می گذارد .
2- مدیریت هیجان‌ها : ابراز واکنش های هیجانی مناسب ، قابلیتی است که براساس خود آگاهی تکوین می یابد. توانایی تغییر عواطف منفی مانند اضطراب، خشم وافسردگی یک مهارت هیجانی مهم به شمار می آید . ویژگی انعطاف پذیری هیجانی به شخص درغلبه برمشکلات و موانع اجتناب ناپذیر زندگی یاری می رساند . افرادی که فاقد توانایی خود تنظیی هستند ، دائما در معرض احساس پریشانی به سر می برند. خود تنظیمی هیجانی به معنی سرکوب هیجان‌ها و یا ایجاد سد دفاعی محکم در برابر احساسات و خودانگیزی نیست ، بلکه بر عکس یک شیوه انتخاب برای نحوه ابراز احساست و روش ابراز آن‌هاست ، به شکلی که این روش ابراز بتواند هم جریان تفکر را تسهیل و هم از انحراف آن جلو گیری نماید.
3- خود انگیزی : توان تمرکز بر هدفی خاص برای دستیابی به موفقیت ضروری است. خود کنترلی هیجانی مانند به تاخیر انداختن ارضای نیازها و کنترل تکانه ها، در دستیابی به اهداف زندگی بسیار حائز اهمیت است. اشخاصی که توان مهار هیجان‌هایشان را دارند و علی رغم نا کامی ، امیدوار وخوشبین هستند، عموما در انجام وظایف خود سازنده تر و موثر تر عمل می کنند.بسیاری از روانشناسان خودانگیزی را شرط بقاء می‌دانند.به عقیده آنان انسان سالم هیچ کاری را بدون هدف از پیش تعیین شده، انجام نمی‌دهدو برای دستیابی به هدف ویا حتی انتخاب آن، خودانگیزی لازم است.
4- شناسایی هیجان‌های دیگران (همدلی): همدلی یکی دیگر از مهارت‌های مبتنی بر خود آگاهی هیجانی ، برای اثر بخشی روابط بین فردی بسیار بنیادی است. کسانی که با سرنخ های اجتماعی ظریف به خوبی آشنا هستند ،احساسات دیگران را خوب درک کرده و در روابط شغلی و شخصی شان بسیار موفق ترند. گلمن همدلی را عبارت از :”درک احساسات و جنبه های مختلف دیگران وانجام یک عمل مناسب و واکنش مورد علاقه آن” تعریف می کند . این مولفه با احساس مسئولیت درقبال دیگران نسبت بیشتری دارد، زیرا هر چه اطرافیان برای ما اهمیت بشتری داشته باشند ، بیشتر سعی می کنیم تا درمقابل آنها واکنش مناسبی نشان دهیم و شرایط واکنش مناسب نیز درک نوع احساس طرف مقابل است .
5- اداره روابط (مهارت‌های اجتماعی): هنر برقرای رابطه به مهارت مدیریت هیجان‌های دیگران نیازمند است. کفایت اجتماعی تعیین کننده محبوبیت، رهبری و اثرمندی بین فردی است . گلمن معتقد است افرادی که تمایل دارند درایجاد رابطه بادیگران موثرواقع شوند،باید توانایی شناسایی،تفکیک وکنترل احساس خود را داشته باشند،سپس ازطریق همدلی یک رابطه مناسب برقرار کنند ،حتی دراین میان خودانگیزی هم درمیزان روابط اثرگذار است.
هریک از این پنج حوزه به میزان زیادی مجموعه ای ازعادات وپاسخ های آموخته شده را نشان می دهند،و درنتیجه می توان با روش‌های مناسب ،آنها را بهبود بخشید. (بردبار،1384).
2-2-6-4. مدل مهارت‌های هیجانی بار-آن (1997)
مدل دیگر در حیطه رویکرد مختلط ، مدل مهارت‌های هیجانی بار-آن می باشد. از نظر وی مهارت‌های هیجانی شامل مجموعه ای از توانایی‌ها، کفایت‌ها و مهارتهای غیر شناختی است که توانایی فرد را برای کسب موفقیت در مقابله با رخدادها و فشارهای محیطی تحت تاثیر قرار می‌دهد. این رویکرد مهارت‌های هیجانی را عاملی مهم در تعیین موفقیت در زندگی می‌داند. این دیدگاه با دیدگاه تعاملی بم و آلن از این جهت که بر اهمیت تمرکز سنجش بر عوامل شخصی و موقعیتهای محیطی در پیش بینی رفتار تاکید دارد موافق است.مهارت‌های هیجانی در مدل بار-آن عبارتنداز:
1. خودآگاهی هیجانی :خودآگاهی هیجانی توانایی تشخیص و درک احساسات است. این مهارت تنها آگاهی از احساسات یک فرد و هیجانات وی نیست . بلکه همچنین شامل توانایی تمایز و تفاوت بین آن‌ها به منظور پی بردن به این امر است که شخص چه احساسی دارد و چرا این احساس در او شکل گرفته است و همچنین به منظور پی بردن به آن چه سبب این احساسات است .
2. قاطعیت : توانایی بیان احساسات، عقاید وافکار ودفاع از حقوق خود به شیوه ای غیرمخرب است که شامل 3 بعد است:
1- توانایی بیان احساسات،
2- توانایی بیان آشکار افکار و عقاید خود،
3- اتخاذ تصمیم راسخ و روشن حتی اگر با محروم شدن از بعضی امتیازات همراه باشد ( نائبی،1387)

3. حرمت ذات : حرمت ذات، توانایی احترام به خود و پذیرش خود به عنوان شخصی اساسا خوب است. احترام به خود اصولا قبول و دوست داشتن خود آن گونه که هستیم می باشد .
4. خود شکوفایی : خود شکوفایی به توانایی شناخت توانمندی‌های بالقوه خود اشاره دارد. این بعد از
هوش هیجانی تبیین جستجو برای غنا بخشیدن به زندگی است. خود شکوفایی مستمر و پویا برای کسب حداکثر رشد توانایی‌ها و استعدادهاست. خود شکوفایی به احساسات و توجه به خود وابسته است .
5. استقلال: استقلال عبارت است از توانایی خود هدایتگری و خود کنترلی در تفکر و عمل و عدم وابستگی عاطفی می‌باشد. افراد مستقل افرادی خود اتکا و دارای برنامه ریزی و تصمیم گیری های مهم می باشند.
6. همدلی : عبارت است از توانایی آگاهی، درک و پذیرش احساسات دیگران و حساس بودن به این که آن‌ها چرا و چگونه و چه چیزی را احساس می‌کنند. همدل شدن کسب توانایی یا شناخت هیجانات و عواطف دیگران است. افراد همدل نگران دیگران می‌شوند و به علائق آن‌ها توجه نشان می دهند .
7. روابط بین فردی: مهارت ارتباط بین فردی شامل تونایی برقراری وحفظ ارتباطات متقابل است که صمیمیت وتعامل محبت آمیز از ویژگیهای آن است.ازویژگی‌های ارتباط مثبت بین فردی توانایی صمیمیت و محبت و انتقال دوستی به شخص دیگر است .
8. مسئولیت پذیری اجتماعی: نشان دان خود به عنوان یک عضو سازنده ، شرکت کننده و همکاری کننده دریک گروه اجتماعی است. این توانایی شامل مسئول بودن است، حتی اگر به صورت شخصی از این رابطه سود برده نشود .چنین افرادی دارای وجدان اجتماعی هستند و رفتارهای آنها به صورت پذیرش مسئولیتهای اجتماعی جلوه گر می شود. این مولفه ها با توانایی انجام کاری برای دیگران یا با دیگران ، پذیرش دیگران وعمل مطابق با وجدان ،مرتبط است .
9. حل مساله : توانایی شناسایی وتعریف مشکلات، همچنین ایجاد و انجام راه حل‌های بالقوه موثر است. حل مساله ماهیت چند مرحله ای دارد و شامل توانایی انجام مراحل زیر است :
1- احساس وجود مشکل واحساس داشتن کفایت و انگیزه کافی برای مقابله موثر با آن
2- تعریف وتدوین مشکل تا حد امکان
3- تصمیم گیری وانجام یکی از راه حل‌ها
10. واقعیت سنجی : توانایی ارزیابی انطباق بین آن چه تجربه می شود و آن چه عینا وجود دارد و شامل تحقیق در باره شواهد عینی برای تایید، توجه و اثبات احساسات، ادراکات و اندیشه هاست .
11. انعطاف پذیری : توانایی منطبق ساختن عواطف، افکار و رفتار با موقعیتها و شرایط دائما در حال تغییر است . این مهارت هیجانی به توانایی کلی فرد در سازگاری با شرایط نا آشنا ، غیر قابل پیش بینی و پویا بر می گردد. افراد انعطاف پذیر افرادی فعال ، زرنگ و همیار هستند.
12. تحمل فشار : توانایی مقاومت در برابر رویدادها و موقعیت‌های فشارزا بدون توقف از طریق سازگاری فعال و مثبت در برابر فشار. این توانایی به معنی پشت سر گذاشتن موقعیتهای مشکل ساز بدون از پا در آمدن است. این توانایی مبتنی می باشد بر:
1- قابلیت انتخاب روش‌هایی برای سازگاری با فشار
2- تمایل خوشبینانه به تجارب جدید و تغییرات جدید و تمایل به داشتن توانایی غلبه بر مشکل موجود
3- این احساس که شخص می‌تواند موقعیت فشارزا را کنترل کند یا بر آن تاثیر بگذارد .
13. کنترل تکانه: توانایی مقاومت یا به تاخیر انداختن تکانه، سائق یا وسوسه انجام عملی است. این توانایی در پذیرش تکانه های پرخاشگری، خود دار بودن و کنترل خشم، پایین بودن تحمل نا کافی، ناتوانی در کنترل مشکلات، فقدان خود کنترلی، آزارگری و رفتارهای تند و غیر قابل پیش بینی تجلی می کند .
14. خوش بینی: توانایی نگاه کردن به طرف روشن تر زندگی و حفظ یک نگرش مثبت حتی در رویارویی با بد اقبالی است. خوشبینی نشان دهنده امید به زندگی و رویکرد مثبت به زندگی روزمره است .
15. شادکامی: توانایی راضی بودن از زندگی خود،لذت بدن از خود ودیگران وشاد بودن است. این توانایی شامل رضایت از خود،خشنودی کلی وتوانایی لذت بردن از زندگی است.(علی نژاد، 1386)
2-3. موضع‌گیری نظری درخصوص امنیت عاطفی
2-3-1. مفهوم امنیت
از جمله نیازهای اساسی بشرکه دربیشتر نظریه‌های روان شناسان و نیز پژوهش های آنان درباره خصوصیات انسان، مشاهده می گردد،نیاز به امنیت است
امنیت عبارت است ازآزادی نسبی ازخطر.ایمنی عبارت است از: 1- آسایش خاطرناشی ازاطمینان شخص به ارضای نیازمندی‌ها وخواهش‌های خود.2- اطمینان ازاین که هیچ کس او را تهدید نمی کند.به عبارتی امنیت:
الف- حالتی است که در آن، ارضای احتیاجات و خواسته‌های شخصی انجام می‌یابند،
ب- احساس ارزش شخصی،اطمینان خاطر،اعتماد به نفس و پذیرش ازطرف گروه است.
برخلاف احساس امنیت، ناایمنی وضع یاحالتی است که درآن آسایش خاطر وامنیت شخصی، دست خوش تهدید است.ناایمنی،احساس بی یارو یاوری، بیچارگی،عدم محافظت وناشایستگی درمقابل اضطرابهای گوناگون است،که شخص به علت عدم توانایی درتصمیم گیری وشک وتردید از لحاظ هدف ها، ایده آل‌ها، استعدادهای شخصی، و روابط با افراد دیگر با آن مواجه می گردد. امنیت حالتی است که در آن قدرت یا پیروزی بدون مبارزه، حاصل می‌شود.هم چنین، امنیت حالتی است که در آن ارضای نیازها وتمایلات تضمین شده است.
مزلو (1970) تأکید می کند که هر یک از نیازهای عاطفی، شناختی و بیانی یک ارزش به شمار می رود، این نکته همان قدرکه در مورد عشق به حقیقت یا به یقیین صدق می کند، درباره علاقه به ایمنی نیز صادق است. احساس ناایمنی نه تنها انگیزه و محرک سودمندی نخواهد بود، بلکه استعداد فرد را در رو به روشدن وحل کردن مشکلات وخطرات نیزمحدود می نماید.نابهنجاری های روانی و رفتاری درانسان هنگامی شروع می‌شود که احساس ناایمنی بر وجود او حاکم گردد. احساس ناایمنی می تواند از جنبه های مختل
ف زندگی، شغلی، تحصیلی، خانوادگی و اجتماعی نمود پیدا کند و با متغیرهای سن، جنس، دین، تأهل، شغل، رشته تحصیلی، شدت یا کاهش یابد. احساس ناایمنی را می توان در دوره های مختلف سنی مشاهده کرد.
جامعه خوب، باثبات، آرام و تحت اداره صحیح، معمولاً به حد کافی موجبات امنیت خاطر اعضایش را در مقابل تغییرات ناخوشایند اقتصادی واجتماعی،تغییرات شدید اقلیمی، تهاجمات جنایی، قتل، آشوب، ظلم ونظایر آن فراهم می‌آورد.
در این میان مزلو، روان شناس معروف انسان گرا از اولین کسانی بود که در این زمینه نظریات اساسی ارائه نموده است. برای روشن نمودن مفهوم ناایمنی او چهارده نشانه فرعی یا عناصر اجزایی این احساس را برشمرد که عبارت بودند از:
1- احساس طرد شدن، مورد عشق و علاقه دیگران نبودن، با سردی و بدون عاطفه با او رفتار کردن و داشتن احساسات نفرت آمیز و خصمانه نسبت به دیگران،
2- احساس تنهایی، انزوا و دوری از دیگران،
3- احساس این که همیشه در معرض خطر قرار دارد، احساس مداوم از تهدید، خطر و اضطراب،
4- ادراک دنیا به عنوان مکانی تاریک، خصمانه و خطرناک، دنیایی که قانون جنگل در آن حکم فرما است، 5- دیدن دیگران به عنوان افراد بد، شیطانی، تهدید کننده، خودخواه و خطرناک،
6- احساس عدم اعتماد، حسادت و بخل خصمانه زیاد نسبت به دیگران،
7- عموماً بدبینی، تمایل به این که همه چیز به طرف بدی است،
8- گرایش به ناخشنودی و نارضایتی شدید از خود محیط،
9- احساس تنش، تنیدگی، فشار، کشمکش درونی توأم با عوارض و حالاتی مانند عصبی، پرخاشگری و خستگی،
10- علاقه اجتماعی، مهربانی، علاقه در دیگران و همدلی،
11- احساس گناه و شرمندگی شدید، سرزنش زیاد، دلسردی، یأس و ناامیدی و تمایل به خودکشی،
12- اختلال در سیستم احساس ارزش و پذیرش خود، مانند نیاز شدید به قدرت و مقام اجتماعی، افتخارات، جاه طلبی، پیشرفت اجتماعی، پرخاشگری، ثروت، کلّّّیت، رقابت و بالعکس احساسات خودآزاری، حقارت و اتکای شدید و وابستگی زیاد به دیگران، احساس ضعف و بیچارگی، و درماندگی و تسلیم شدن در برابر ناملایمات،
13- گرایش به عبیب جویی زیاد و بیش از حد و خرده بینی وسواسی نسبت به خود و به ویژه عیوب و ضعف هایش،
14- داشتن امیال دایمی و شدید برای یافتن امنیت به صورت هدف های مکرر و متغیر و کاذب و ناقص و گاه هدف هایی که با هذیان و توهم همراهند.
طبق تعریف کردوا و اسکات (2001) امنیت عاطفی، احساس امنیت وآسودگی نسبت به آسیب پذیر بودن دربافت یک رابطه معین می‌باشد.
2-3-2. مفهوم امنیت عاطفی
امنیت عاطفی، حالتی را گویند که در آن شخص از ارضای نیازهای عاطفی خود، به ویژه ارضای نیاز خود به محبوب بودن، احساس اطمینان کند.. احساس امنیت عاطفی بستگی دارد به محبت و عطوفت، مقبولیت و ثبات روابط. احساس امنیت عاطفی به توانایی احساس امنیت و اطمینان، زمانی که شخص درگیر یک رابطه صمیمانه با یک شریک عشقی است، اطلاق می‌شود، به این شرط که با اینکه فرد آسیب پذیر است، ترس از پیامد هیجانی منفی تجربه نشود (کردوا،2007). مهم است که توجه شود که برای شروع فرایند صمیمیت، وجود آسیب‌ پذیری ضروری است و اینکه آسیب‌پذیری در یک بافت آرامش‌بخش و اطمینان‌بخش، فرایند ایجاد احساسات امنیت عاطفی را خلق می‌کند (کردوا،2007).
کردوا و اسکات (2001) به منظور سهولت در مشاهده امنیت عاطفی در تحقیقات تلاش کردند که آن را با واژه‌های رفتاری تعریف کنند. آن‌ها امنیت عاطفی را به عنوان نتیجه تعاملات بین زوج‌هایی که رفتارهای

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *