دانلود پایان نامه درمورد سازمان ملل، درآمد سرانه

0 Comments

در طول سواحل کویت جزایر متعددی قرار گرفتهاند که بزرگترین آنها جزیره غیر مسکونی بوییان “Bubian ” است که میان کویت و شبه جزیره فاو قرار دارد و بین این دو باریکهی خورعبدالله واقع است که از عمق کافی برای کشتیرانی برخوردار است و به همین جهت عراقیها در انتهای آن بندری به نام “أم القصر” ساختهاند که بعد از بصره مهمترین بندر ارتباطی عراق با خلیج فارس به شمار میآید (طلوعی،1372 :106-107).

2-1-4 شرایط سیاسی
2-1-4-1 استقلال کویت و عواقب بعد از آن
همانطور که اشاره شد کویت را سرزمینی جدید و فاقد سابقهی تاریخی و ورود این شیخ نشین به عرصهی تاریخ را با کشف نفت در این محدوده همزمان میدانند، بدون توجه به شنیدهها و بر اساس مکتوبات نگاهی بر کویت داشته باشیم.
کویت از قرون پیش از میلاد آباد و مسکونی بوده است و حتی لوحی که از جزیره ی فیلکه “Failaka” بدست آمده است تاریخ آن را تا 325 قبل از میلاد میرساند، کویت در زمان گسترش شاهنشاهی هخامنشی و پس از آن در زمان اشکانیان و ساسانیان مدتی جزو ممالک محروسهی ایران گردید و به هنگام ظهور اسلام همراه با سایر قسمتهای منطقهی خاورمیانه به امپراطوری اسلام پیوست و در دورهی اقتدار تیموریان در ایران نیز به قلمرو ایران در آمد، همچنین در زمان صفویه، قسمتی ازشمال آن تحت تسلط این خاندان بود. کویت در قرن 16 میلادی مانند عربستان سعودی به تصرف عثمانی درآمد.

2-1-4-2حاکمیت خاندان الصباح
خانوادهی الصباح که حاکمان فعلی کویت هستند از اواسط قرن 17م در کویت مستقر شده و از سال 1759 میلادی “12 هجری” تاکنون بر کویت حکومت میکنند.
حکومت کویت مانند حکومت سایر شیخ نشینهای اطراف خلیج فارس یک حکومت خانوادگی بوده و خاندان الصباح تمام مقامات مهم دولتی را به خود اختصاص دادهاند.
کویت تا سال 1776م بندری متروک بود، تا اینکه در فاصلهی سال های 1776 تا 1779م به علت جنگ های ایران و عثمانی و محاصره و اشغال بصره از طرف ایرانیان، جمعی از بازرگانان عرب بصره شامل فامیلهای الصباح، الخلیفه و الجلاحیما “الجلاهمه” به کویت کوچ کردند و این بندر رامرکز تجارت خود قرار دادند، در طول قرن 19 کویت به یک بندرگاه مهم تعمیرات کشتی ها و ساختن قایقهای کوچک در خلیج فارس مبدل شد و در تمام این مدت تحت نفوذ ترک های عثمانی بود، در سال 1998م شیخ مبارک الصباح که علی رغم مخالفت عثمانیها حکومت را به دست گرفته بود، به سبب ترس از واکنش دولت عثمانی به انگلیسیها متوسل شد. دولت انگلیس که در روابط خود با دولت عثمانی جانب احتیاط را رعایت میکرد ابتدا در حمایت از شیخ کویت در برابر عثمانی ها تردید داشت، ولی با نزدیکی آلمان و عثمانی و زمزمهی احداث خط آهن “برلین- بغداد- کویت” فرصت را برای نفوذ در کویت و جلوگیری ازاجرای این نقشه مغنتم شمرد در سال 1899م یک قرارداد تحت الحمایگی بین بریتانیا و کویت منعقد گردید.
در سال 1913م انگلیسی ها یک تعهد کتبی دیگر از شیخ کویت گرفتند که به موجب آن شیخ متعهد میشد در صورت کشف نفت در کویت، امتیاز استخراج و بهره داری از آن را بدون موافقت دولت انگلیس به هیچ شخص یا شرکتی واگذار نکند، با وجود این تا سال 1940م هیچ اقدام جدی برای کشف نفت و استخراج آن در کویت صورت نگرفت و این شیخ نشین همچنان به صورت یکی از فقیرترین کشورهای ساحلی خلیج فارس باقی ماند.
بعد از کشف نفت و آغاز بهره برداری آن در سال 1946م اوضاع کویت به کلی دگرگون شد و ملی شدن نفت ایران در اوایل سال 1951م که به قطع صدور نفت ایران تا پایان سال 1953م انجامید سبب توجه بیشتر به کویت و افزایش میزان استخراج و صدور نفت آن گردید.
کویت اولین دولت خلیجی بود که در 19 دسامبر 1961م استقلال یافت، قرارداد منعقده میان کویت و بریتانیا بر استقلال کامل این سرزمین درامور داخلی و خارجی تاکید دارد (القوزی، بی تا:371؛ شلبی، 1985: 520).
بلافاصله بعد از دست یابی استقلال در ماه دسامبر 1961 برای انتخاب اعضای یک شورای 30 نفره از عموم ملت کویت أخذ رای به عمل آمد واین مجلس اساسنامه ی جدیدی را بوجود آورد که در نوامبر 1962 م مدون گردید و طبق آن یک مجلس ملی با پنجاه عضو بوجود آمد.
اولین اعضای مجلس مذکور در ژانویه 1963م انتخاب گردید و در همین تاریخ شیخ صباح السالم برادر ولیعهد به عنوان نخست وزیر انتخاب شد، بعد از شیخ عبدالله السالم الصباح، برادرش شیخ صباح السالم الصباح امیر آن زمان کویت از سال 1965م به عنوان دوازدهمین امیر خاندان الصباح، به حکومت رسید، وی از رهبران برجسته و روشنفکر و ترقیخواه جهان عرب بود و در امور منطقه ای و جهانی با بصیرت و صاحب نظر بوده در مورد خلیج فارس و سرنوشت شیخ نشین های این منطقه نظری صائب، دایر برعدم دخالت کشورهای خارج از منطقه در امور این منطقه و سپردن سرنوشت آن بدست صاحبان اصلی آن دارد.
بعد از استقلال کویت در سال 1961م و از بدو این استقلال عراقیها نسبت به آن ادعای مالکیت کردند و عبدالکریم قاسم رئیس جمهوری وقت عراق طی نطقی رسما اعلام کرد که کویت جزء لایتجزای عراق بوده و از توابع استان بصره است، اظهارات رئیس جمهور عراق با تحرکات نظامی در مرزهای کویت صورت تهدیدآمیزی به خود گرفت و کویت به شورای امنیت سازمان ملل متحد شکایت برد.
اما استقلال این کشور ابتدا از جانب انگلستان و سپس از جانب اتحادیهی عرب که از سپتامبر1961 م یک نیروی بین المللی در آن مستقر ساخت مورد حمایت قرار گرفت. نیروی مزبور در سال 1963م پس از سقوط عبدالکریم قاسم از کویت بیرون رفت و عراق استقلال کویت را به رسمیت
شناخت ولی به علت اختلافات مرزی روابط بین دو کشور با مشکلاتی توأم بود.
در نتیجهی اقدامات سازمان ملل و پادر میانی چند کشور عربی اختلافات دو کشورمرتفع گردید ولی این آشتی به قیمت یک باج شش میلیارد ریالی از طرف کویت به عراق تمام شد، عراق یکبار دیگردر سال 1973م مدعی حاکمیت بر کویت شد و این بار نیروهای عراقی مرزهای کویت را نیز مورد تجاوز قرار دادند ولی تحت فشار بین المللی بار دیگر از تعقیب ادعای خود دست برداشتند و خاک کویت را تخلیه کردند (طلوعی، 109:1372).
کویت از اعضای اتحادیهی عرب است و همگام با سایر دول عضو این اتحادیه در امور مورد علاقهی اعراب و برای پیش برد آرمان های عربی گام بر میدارد.
کویت در سازمان نفتی اوپک که برای جلوگیری از تعدیات کارتلهای نفتی و هماهنگ ساختن قیمت نفت در بازارهای نفتی و حفظ منافع فروشندگان وخریداران و مصرف کنندگان نفت در بازارهای نفتی و حفظ منافع فروشندگان و خریداران و مصرف کنندگان نفت به وجود آمد شرکت دارد و عضو چندین سازمان بین المللی میباشد.
کویت در اواخر اوت 1969م آمادگی خود را برای شرکت در کنفرانس بزرگ سران اسلامی که بعد از حادثهی آتش سوزی در مسجدالاقصی واقع در اورشلیم، از جانب بعضی سران ممالک اسلامی و عرب عنوان گردید، اعلام نموده از آن استقبال کرد (مجتهدزاده، 212:1349).

2-1-5 موقعیت اقتصادی و فرهنگی
2-1-5-1 اقتصاد
عموم شیخ نشین ها کشورهایی ثروتمند هستند و درآمد سرانهی آن ها یکی از بالاترین درآمدهای سرانه در سراسر جهان است، اما واقعیت این است که آنها پول دارند و نه اقتصاد! پس از کشف نفت، پول به این کشورها سرازیر شد و جامعه را مدرنیزه کرد، اما آن سلسله بنیادها و تاسیساتی را که لازمه وجود یک اقتصاد سالم و فعال است، پیریزی نکرد. در نتیجه ثروت آنان وابسته به صدور نفت است و اگر روزی این درآمد قطع شود، آنان بخش مهمی از مزایای کنونی را از دست میدهند (مسجد جامعی،بی تا،159).
خلیجیان ثروتمند اما فاقد اقتصاد و نظام اقتصادی پویا هستند. آنان از مشکلات طبیعی رنج میبرند که خشکی و کمی جمعیت نیز در این فقدان دخیل میباشد.
نیل به جامعه نیمه صنعتی در دوران ما در سطح ملی به مسائلی نیاز دارد که عواملی مثل پول و کارگر و مشاور خارجی نمیتوانند جای آن را بگیرند این هدف نیازمند به نظم، دقت، وظیفهشناسی، برنامهریزی، تلاش پیگیر، مدیریت صحیح، حاکمیت سیاسی سالم و مهمتر از همه آموزش است که خلیجیان نه تنها فاقد این همه بودند بلکه بعضاً ضد این ارزشها بر آنها حاکم بود (همان،161).
پانزده هزار کیلومتر مربع وسعت، 9271 میلیون تن نفت در دل خاک خود دارد که 152 هزار تن نفت در سال تولید میکنند ولی مهمترین نتیجه بحران نفت این است که اقتصاد و ثروت اعراب آنقدر وابسته غرب است که نمیتوان از استقلال و ماهیت اقتصادی سخن گفت و خلیج نشینها نمیتوانند به مستقل بودن خود مباهات کنند.
نظام اقتصادی قدیم از صید ماهی و مروارید گرفته تا ساختن بلم و کرجی، از دامپروری و پرورش شتر و اسب گرفته تا کشاورزی و تجارت دریایی سنتی در همان حد محدودی که وجود داشت رخت بربست بدون آن که نظام اقتصادی جدیدی که سازنده و مستقل باشد جایگزین آن گردد.
کشاورزی کویت به سبب استعداد کم زمین و وسعت ریگزار و شنزار رونقی ندارد و جز در چند واحه واقع در ساحل خلیج فارس که مقداری سبزیجات در آنجا کاشته میشود، سرسبزی دیگری به چشم نمیخورد.علاوه بر عدم وجود خاک کشاورزی مشکل آب و کم آبی نیز عامل منفی مهمی برای کشاورزی این سرزمین محسوب میشود و چون آبیاری کشاورزی آن با سیستم تصفیه آب شور دریا به آب شیرین انجام میگیرد، مستلزم هزینه گزافی است که مقرون به صرفه نیست.
با استخراج نفت یکباره چهره اقتصادی کشور عوض شد و نفت به صورت اساسیترین شریان اقتصادی کویت درآمد، کثرت استخراج نفت از یک طرف و عدم وجود سایر منابع اقتصادی یکپارچه، اما بحرانی و ناپایدار در سرزمین حاکم شود.
در سال 1937م و در زمان امارت شیخ احمد الصباح یک حلقه چاه در این کشور حفر گردید و تحقیقات بعد ثابت کرد که ذخایر نفتی کویت ازغنی ترین منابع جهان و بعد از عربستان سعودی قرار دارد.
کویت سیاستی را که هدف آن ترقی و توسعه دادن کشورهای عربی است دنبال میکند و در راه توسعه و اجرای طرحها و پروژههای عمرانی ناتمام این کشورها از پیشنهاد به وام دادن به وسیله “صندوق کویت برای ترقی اقتصاد اعراب” که در سال 1961م تاسیس شد با این کشورها همکاری میکند.
از دیگر منابع اقتصادی کویت صید ماهی است به علت وجود ماهی فراوان در قلمرو دریایی آن، توسعهی این منبع از برنامههای مهم اقتصادی این کشور است.
صادرات عمده این کشور نفت است که رقم آن 96 درصد بودجه دولت را تشکیل میدهد. مهمترین کالای صادراتی بعد از نفت و مشتقات آن ماهی، میگو، محصولات حیوانی، مروارید و محصولات شیمیایی است و واردات آن را مواد غذایی، دارو، صنایع ساختهشده و اتومبیل، ماشین های تولیدی، خاک کشاورزی، پارچه، فرش و سایر کالاهای مورد نیاز تشکیل میدهد. واحد پول این کشور دینار کویتی است که به سبب تجارت نفت ارزش زیادی دارد (مجتهدزاده، 205:1349؛ الرشید،1978: 71-79).

2-1-5-2 بهداشت
بهداشت کویت نیز در مقایسه با کشورهای خلیج نشین بهتر است. امور درمانی، پزشک و بیمارستان برای بیماران رایگان بوده، در کلیه آبادیها دارو و وسایل و تسهیلات به رایگان در اختیار مردم گذارده میشود و چند بیمارستان مجهز که دارای بخشهای پزشکی، دندان پزشکی، امراض
داخلی، اعصاب، رادیولوژی و سایر بخشها در آنجا وجود دارد که مهمتر از همه، یکی بیمارستان “الصباح” و دیگر بیمارستان “امیری” است (همان،200).

2-1-5-3 دین و نژاد مردم کویت
مردم کویت همگی مسلمان و اکثریت اهل تسنن و دتبالهرو مذهب مالکی هستند و عدهای حنابله و اندکی شیعه مذهب هستند و از نژاد سامی در درجه ی اول و سفید آریایی در درجهی دوم هستند و زبان رسمی آنها عربی است.(شلبی،522:1985)

2-1-5-4 آموزش
فرهنگ و آموزش این کشور در مقایسه با سایر کشورهای عربی منطقه پیشرفته است، آموزش رایگان و در مراحل ابتدایی اجباری است که در طی روز غذای گرم به محصلین داده میشد و لباس و نوشت افزار آنان توسط دولت تامین میشود، اولین مدرسه به سبک جدید در سال 1912م تاسیس شد.
دانشگاه کویت در 15 اکتبر 1966م افتتاح گردید، این دانشگاه مدرن به کتابخانهی بسیار مجلل، آزمایشگاه ها، استخر شنا، سالن ها و زمینهای ورزش مجهز است و سردر آن منقوش به جملهی معروف “رب زدنی علماٌ” میباشد (مجتهدزاده، 195:1349).
2-1-6 مراحل ادبی شعر کویت
محققان در ادب کویت و حرکت فکری آن بر این عقیدهاند که فکر و ادب که شعر از جمله آن است سه مرحله پیشرفت را طی کرده است. این مراحل عبارتند از:

2-1-6-1 مرحله اول شعر کویت
این مرحله از نیمه دوم قرن نوزده شروع و تا دهه دوم یا دهه سوم نیمه دوم آن قرن ادامه مییابد و این همان مرحله شعر تقلیدی است که درآن شعراء از شعرهای عرب قدیم تبعیت میکردند و مانند شعرای قدیم شعر میسرودند و این پیروی به حدی بود که جای هیچ خلق و ابداعی در شعر کویت وجود نداشت.
از جمله شعرای این مرحله عبدالجلیل طباطبائی و فرزندش سید احمد طباطبائی و شیخ خالد پسر عبدالله عدسانی و عبدالله الفرج و غیره را نام برد. (البابطین و آخرون،381:1995).

2-1-6-2 مرحله دوم شعر کویت
از دهه سوم قرن بیستم وقتی که کشور کویت با تعلیم به شیوه مدارس نظامیه و با اولین باشگاه ادبی و روزنامه کویتی و روزنامه های مصری و عراقی آشنا شد، شروع و تا پایان دهه چهارم از قرن بیستم ادامه مییابد. در این مرحله عبدالعزیز الرشید انسان متفکر، پرچم نوگرائی را برافراشت. در این عصر جنگ ادبی میان ادب قدیم و ادب جدید که عبدالعزیز الرشید مردم را به آن دعوت میکرد در گرفت. که ثمره آن پیروزی ادب جدید و کم رنگ شدن ادب قدیم بود. از جمله شعراءی این مرحله میتوان عبدالعزیز الرشید، خالد الفرج، حجیبن قاسم و عبداللطیف النصف و أحد البشر و أحمد مشاری و سید مساعد رفاعی را نام برد. این مرحله به نام شعر وجدان اجتماعی و فردی معروف است (العذبی الصباح، 1973: 44-45؛ الوقیان، 1977 :29)

2-1-6-3 مرحله سوم شعر کویت
این مرحله پس از پایان مرحله دوم شکل گرفت و تاکنون ادامه دارد. در ایجاد این مرحله روزنامه و مجلات و دعوت از استادان کشورهای عربی و فرستادن دانشجویان کویتی به دیگر کشورهای عربی جهت کسب علم و دانش نقش مهمی داشتند در این مرحله شعراء به شعر وجدان فردی روی آوردند یعنی از ذات خود دربار? خود و رابطه خود با اجتماع میسرودند تا حدی که در این راه اسراف زیاد شد و در نتیجه شعراء به قضایای اجتماعی کشورشان و دیگر کشورهای عربی پرداختند ولی در هر صورت ذات خود را فراموش نکردند و قسمتی از شعر خود را به آن اختصاص دادند (العذبی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *