روانشناسی در مورد : تبین مفهوم مسئولیت و مسئولیت­پذیری

علاوه بر این، “یکی از اولین فیلسوفانی که واژه مسئولیت رو استفاده کرد جون استوارت میل[۲] بود که در سال ۱۸۵۹در مقاله خود با عنوان ” درمورد آزادی” از این کلمه استفاده کرد، بعدا ماکس وبر[۳]  (۱۹۱۹) واژه مسئولیت اخلاقی رو وارد جامعه شناسی کرد” (بیرهوف، ۱۳۸۷: ۲۳۱). از مسئولیت  به معنی”تعهد، مواخذه، موظف به چیزی بودن ” هم یاد شده (دهخدا،۱۳۳۷: ۱۲۰). در فرهنگ عمید مسئولیت اینجور تعریف شده: ” اون چیزی که آدم از اعمال، وظایف و رفتار، مسئول و مسئول اون باشه” (عمید،۱۳۶۷: ۵).

هم اینکه باید در نظر داشت که مسئولیت دارای معانی مختلفیه که اینجا به مواردی اشا می­کنیم، آدیسون ایلینویز[۴] در جواب به سوالی، معانی جور واجور مسئولیت رو گفته که عبارتنداز:

– انجام دادن وظایف لازم و مهم

– هدف­گذاری، انتخاب کاری واسه انجام دادن و عمل به اون به صورت درست و مطمئن

– توانایی پاسخگویی در مورد اعمال انجام شده

– انجام کارای درست و جواب نه دادن به بقیه

– اطاعت کردن از قوانین زندگی بر اساس ارزشای اخلاقی به همراه تعادل داشتن

– مورد توجه قرار دادن عواقب و نتیجه های رفتارها و اعمال

– نشون دادن بلوغ و ایجاد رابطه مناسب با بقیه

– اولویت گذاری و اقدام مناسب واسه اون

– لیاقت کنترل شخصی داشتن و…(گروزنیکل و استفنر[۵]،۱۹۹۲: ۲۷).

در حقوق مدنی از واژه مسئولیت­ پذیری با عنوان تعهد به جبران خسارت یاد شده (بادینی، ۱۳۸۴). هم اینکه کارشناسان جور واجور هم برداشت­ها و تبیین­های خاصی رو در مورد معنا و معنی مسئولیت­ پذیری ارائه کرده­ان. دهستانی (۱۳۸۷) مسئولیت­ پذیری رو جوابگو بودن در برابر کسی یا چیزی می­دونه و اون رو برابر اخلاق حرفه­ای می­دونه، چون که یه فرد اخلاقی، فردیه که دارای دو ویژگی اساسیه: مسئولیت­ پذیری و پاسخگویی در برابر اون و دیگری پیش بینی پذیری؛ هرچه اندازه مسئولیت­ پذیری و پیش ­بینی پذیری فرد بیشتر باشه، فرد اخلاقی­تره. رفعتیان هم عقیده داره “مسئولیت­ پذیری یعنی توانایی پذیرش، پاسخگویی و بردوش گرفتن کاری که از کسی درخواست می شه و شخص حق داره اون رو قبول کنه و یا رد کنه و در روند درست رشد آدم­ها بوجود می­آید” (رفعتیان،۱۳۸۹: ۱۱). با در نظر گرفتن این تعریف مسئولیت­ پذیری یه انتخاب آگاهانه س.

از دیدگاه دسبونس و رابی[۶] (ترجمه نونهالی، ۱۳۸۸) اندیشه مسئولیت ً از عمل کردن به اختیار در حکم تملک اراده س و از آزادی جدا نیس. با این همه، این عناصر رو نباید به ترتیب خاصی طبقه ­بندی کرد. یعنی اینکه آزادی اصل و اراده محرک، کنشه و مسئولیت­ پذیری تفکر و قبول مسئولیت اون چیزی که انجام داده­ایم، می­باشه. هم اینکه مسئولیت­ پذیری به عنوان “عمل کردن مثل یه آدم بالغ و بزرگسال، هدف داشتن و ابتکار به خرج دادن و در نظر گرفتن کارایی که باید انجام می شدن و باید انجام شن” تعریف شده (پالمر،آلبرتی فرونر[۷]، ۱۳۸۶: ۱۲۱).   مرگلر و همکاران[۸] (۲۰۰۷) فکر می کنند که مسئولیت پذیری در معنی توانایی نظم دادن به تفکرات احساسات و رفتار فردی همراه با اراده و قدرت انتخابگری خود به عنوان مسئول و پاسخگوی اصلی نتیجه های فردی و اجتماعی اون هستش. از دیدگاه سرتو[۹] (۱۹۸۹) مسئولیت پذیری مثل اجبار و تعهد داخلی فرد واسه انجام مطلوب همه فعالیت­ هاییه که بردوش اون گذاشته شده و نشأت گرفته از واقعیت­های داخلی هر فرد می­باشه. بنابر این این معنی با پذیرش و انجام یه مسئولیت یا وظیفه متناسب با سطح توانایی­ها، استعداد­ها و چیزهای مورد علاقه فردی توأم می­باشه.  فرمهینی فراهانی (۱۳۹۰) هم مسئولیت­ پذیری رو به معنی رو دوش گرفتن امر یا کاری و جوابگو بودن در برابر کار یا وظیفه بردوش گرفته شده می دونه.

خواهان زاده نوبریان و همکاران (۱۳۷۸) در تعریف عملیاتی خود از مسئولیت­ پذیری فکر می کنند که این مهارت شامل مواردی مثل مراقبت ازخود و محیط، پذیرش نتیجه عمل، رعایت مقررات، انجام دادن تکالیف و وظایف محوله (انجام سروقت تکالیف و کار و دقیق شدن و فوکوس کردن واتمام اون) می­باشه. در عین حال، کارشناسان نامبرده تاکید می­ کنن که مهارت مسئولیت­ پذیری و انجام وظایف و مسئولیت­های محوله لازمه همکاری با افراده و این همکاری وقتی موفقیت آمیزه که در اون همدلی وجود داشته باشه. هم اینکه، انجام مسئولیت در هر سطحی، نشون دهنده مهارت بیان وجود در فرده. گلن و نلسون[۱۰] (۱۹۸۸: ۲۰) مسئولیت­ پذیری رو یه جور احساس عملی در استفاده توانایی­ها و انجام تلاش­ها در یکی بودن و سازگاری با مردم تعریف کرده که نبود پذیرش اون، قانون شکنی و نپذیرفتن مسئولیت­های اجتماعی تلقی می شه. طبق دیدگاه فروم[۱۱] (۲۰۰۴) مسئولیت­ پذیری یه وظیفه یا تکلیف نیس که باید به وسیله یه فرد انجام بگیره بلکه، برعکس یه جور احساس و حالتیه که به وسیله خود فرد برانگیخته شده و دربردارنده جواب و واکنشیه که فرد نسبت به نیازای بقیه به صورت رو یا مخفی بیان می­داره. ناکامورا و واتاناب موراکا (۲۰۰۶) فکر می کنند که مسئولیت­ پذیری یه ارزشه که مردم سالاری و جامعه مردم سالار رو تحت اثر قرار می­دهد. اسلنکر و همکاران[۱۲] (۱۹۹۴) فکر می کنند قلب مسئولیت­ پذیری، نوع دوستیه. پس، احساس مسئولیت­ پذیری از یه طرف پدیده­ایه که بیشتر به افراد مربوط می­شه تا جامعه و از طرف دیگه لازمه خودکنترلی واسه فرد و کنترل اجتماعی واسه جامعه س.

از دیدگاه ایزدی و عزیزی شمامی (۱۳۸۸)، مسئولیت پذیری یکی از مهم ترین ابعاد شهروندی بوده و شخص مسئولیت­پذیر کسیه که براساس عزت نفس خود و با احترام به حقوق بقیه، دیدگاه­های خود رو آزمایش کرده و در آخر نتیجه های اعمال و تصمیماتش رو می­پذیرد. کارشناسان نامبرده، هم اینکه ابعاد مسئولیت­ پذیری اجتماعی رو به شکل سه بعد شناختی (رشد دامنه اطلاعاتی فرد از شکل های جور واجور مسئولیتای اجتماعی و برتری مهارت­های عقلانی و تحلیل و تفکر دور و بر این مسئولیت­ها)، عاطفی (ایجاد انگیزه، نگاه و احساسات مثبت نسبت به شکل های جور واجور مسئولیت­های اجتماعی ) و عملکردی (توانایی اجرای مطلوب وظایف اجتماعی توأم با همکاری، همراهی، کمک و احترام به بقیه افراد) مورد بحث قرار میدن.

هم اینکه سبحانی نژاد و فردانش (۱۳۷۹) با تأکید بر نقش و رسالت نهادهای آموزشی در مورد مسئولیت­پذیر کردن یادگیرندگان، این مسئولیت­ها رو شامل ابعاد اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، مدنی و زیست محیطی می دونن و فکر می کنند که آموزش و برنامه ­های درسی مربوط به مسئولیت­ پذیری باید بتونن ً شناخت­ها، احساسات و مهارت­های (عملکردها) لازم رو در این مورد در فراگیران به وجود آورد. یعنی اینکه یادگیرندگان باید از آگاهی­ها و مهارت­های عقلانی واسه کسب شناخت از شکل های جور واجور مسئولیت­های فردی و اجتماعی بهره مند شن. هم اینکه دارای احساسات و نگاه­های مثبت در موردقبول شکل های جور واجور مسئولیت­های اجتماعی شده و در آخرً توانمندی­های لازم رو واسه مبادرت به شکل های جور واجور وظایف و مسئولیت­های اجتماعی به دست بیارن. کارشناسان نامبرده فکر می کنند که دلالت روشن مطالب فوق اون هستش که برنامه های درسی مربوط به آموزش مسئولیت­ پذیری نباید فقطً به یکی از ابعاد سه گانه محدود شه.

اقتصاد

هم اینکه باید اعلام کرد که واژه مسئولیت­ پذیری نه فقط از نظر کارشناسان و اندیشمندان فرق داره بلکه مکاتبی چون مکتب روانکاوی و مکتب وجودگرایانه و گشتالت درمانی تعریفی متفاوت از مسئولیت­ پذیری ارائه می­ کنن. مسئولیت­ پذیری در مکتب روانکاوی و از نظر فروید بدین معناست که آدم مسئول رفتار و اعمال خود نیس بلکه تحت اثر نیروهای داخلی قرار داره. اما وجودگرایان، مسئولیت­ پذیری رو به معنی متعلق بودن به خود ما و برخورد رو راست با آزادی می­دانند و در نظریه گشتالت درمانی، مسئولیت­ پذیری یعنی تکیه بر توانایی خود جهت انتخاب کردنه (شارف،۱۳۸۹).

با وجود تعاریف و تعابیر متنوعی که از دید کارشناسان جور واجور در مورد مسئولیت­ پذیری به عمل آمده، می­توان تو یه نگاه کلی اینجور گفت که مسئولیت­ پذیری به معنی بردوش گرفتن تکلیف یا عملیه که فرد از راه یه اجبار داخلی و تعهد در قبال اون، مسئول و جوابگو می­شه. در واقع در مسئولیت­ پذیری یه جور اختیار نهفتهه که به فرد این امکان رو می­دهد تا به شکل اراده خود، عملی رو انجام بده و در قبال خود و بقیه جوابگو باشه.

۲٫Schwartz

  1. John Stuart Mill
  2. Max Webwr
  3. Adison Illinois

 

۱٫Grossnikle and Stephener

  1. Desbons &Robby

۳٫Palmer &Alberti Frvnr

  1. Mergler et al
  2. Cereto
  3. Glenn & Nelson
  4. Froom
  5. Schlenker et al
علمی