علاقه نسبت به زمین:/پایان نامه درباره حق زارعانه

0 Comments

ایجاد علاقه نسبت به زمین در اثر مرور زمان

با حق آب و گل شک نیست که به علت گذشت ایام یک نوع علاقه از طرف عامل‏ (زارع) نسبت به زمین ایجاد می شود که این علاقه در خانواده و فرزندان عامل که احیانا در آن زمین متولد شده و از آب و هوای آنجا استفاده کرده یا پرورش یافته‏اند بیشتر می گردد و طبیعتاً زارع و افراد خانواده او نسبت به زمین خود علاقه مند می شوند و به اصطلاح‏ حق آب و گل پیدا میکنند ، بطوریکه جدائی زارع از زمین مشکل و گاهی غیرممکن میگردد و بر سر این موضوع نزاعهای دسته‏جمعی در می گیرد و آدمها کشته می شوند.  .   در حالی که مالک بر اثر عدم تماس با زمین و مواهب طبیعی آن ‏چنین ارتباط و علاقه‏ای بین او و زمین ایجاد نشده خصوصا بعضی از مالکین که اصولا از حدود و ثغور املاک خود اطلاع کاملی نداشته و پس از آباد شدن زمینهای مخروبه و بائر بدست کشاورزان،‏ آن وقت پی می برند ملکی در فلان نقطه روزی داشته‏اند و درصدد باج‏گیری و بهره‏برداری برمی آیند ماده 31 آیین نامه قانون ثبت به این شرح است.

دسترنج رعیتی و حق اولویت و گاوبندی و غیره که در املاک‏ معمول و بین رعایا خرید و فروش میشود از حقوق راجعه به عین املاک نبوده‏ و قابل درخواست ثبت و اعتراض ثبت نیست و صدور سند مالکیت به نام مالک‏ هم تغییری در وضع حقوق مزبور در هر جا که معمول است نمی دهد و این مقررات قانونی خود میتواند یکی از مبانی قانون حق کارافه و شناسائی‏ ضمنی آن به وسیله قانونگذار باشد دادگاه شهرستان بابل نیز در این زمینه به حکم صادره‏ شماره باستناد این ماده و عرف بلد در مقام شناسائی حق کارافه انشای رای و حکم صادر نموده است.

حق تبرتراشی شباهت کاملی نیز به حق کسب و پیشه دارد چه مستاجر مغازه به علت شهرتی‏ که در اثر عمل و ابتکار او برای مغازه بوجود آمده است خود را صاحب کسب و پیشه می داند و زارع نیز به علت کار و فعالیت خود در آباد کردن زمینهای بائر خود را مستحق حقوقی می داند که عنوان کارافه یا تبرتراشی دارد و با شباهتی که این حقوق با یکدیگر دارند میتوان گفت قانون مالک و مستاجر که‏ حق سرقفلی را برای مستاجر به رسمیت شناخته است محاکم نیز با توجه به عرف و عادت و اوضاع و احوال عقاید محلی میتواند حق کارافه را به مثابه حق سرقفلی برای رعایا به رسمیت‏ بشناسد. [1]

ریشه مشترک حق کسب وپیشه و حق تبر تراشی (که دو مطلب جداگانه هستند) این است که شخص در ملک (مال غیر منقول)دیگری (اعم از دکان و حمام و کاروانسرا و مزرعه و مانند اینها) مرغوبیتی به وجود آورد و یا مرغوبیتی که قبلا به وجود آمده بود ابقا کند و در نتیجه اینکار دارای حقی بر آن ملک شود که در عرف عام به آن حق آب و گل گفته می شود.به خاطر این رشته مشترک عده ای حق زارعانه((تبر تراشی، کارافه، دستارمی…)) را مشابه حق کسب و پیشه در تجارت می دانند و معتقدند حق زارعانه حق کسب و پیشه در کشاورزی است.

[1] – حسین واقفی، حقوق زارعانه، نشریه کانون کارشناسان رسمی، شماره 33، دوره جدید، 1380

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسي حق زارعانه در قوانين موضوعه و منابع فقهي