مسئولیت­پذیری از منظر جامعه­شناختی و روان­شناسی

هابرماس نظریه­ای با عنوان عمل ارتباطی مطرح می­ کنه که مبنای کار خود رو بر رابطه بدون دستکاری و زور قرار داده (ریترز،۱۳۸۴). ایشون در نظریه عمل ارتباطی خود، بر فلسفه زبون تأکید می­­کنه و بر این عقیده س که امروزه مسئله زبون جانشین مسئله آگاهی رو شده؛ و چیزی که ما رو از طبیعت جدا می کنه، زبانه و استقلال و مسئولیتی که واسه ما آماده می شه رو به وجود اومده توسط زبون می­دونه (کرایب،۱۳۸۸).
فلسفه

۲-۳-۳-۲ هومنز

هومنز از دیگر جامعه شناسانیه که  قالب نظریه مبادله خود به بحث مسئولیت­ پذیری توجه می­کنه. “ایشون در نظریه مبادله خود از تعهد و مسئولیت­ پذیری با عنوان رعایت هنجارها و قوانین گروهی واسه گرفتن جایزه یاد می­ کنه. به باور هومنز آدم در روابط دوطرفه  به دنبال رفتارهاییه که به جایزه بیشتر منجر می­شه. عامل اصلی در مبادله، عمل دوطرفه و رویارویی افراده که این عمل بر اساس مبادله مادی یا نمادینه؛ و الگوی انتخاب عمل (مسئولیت زندگی) در این مبادله، عقلانی هستن و به وسیله دو عامل انگیزه و عمل تعیین می شه (توسلی،۱۳۸۰، به نقل از خرمدل،۱۳۸۷).

۲-۳-۳-۳ ویکرز

ویکرز از جمله معدود افرادیه که در نوشته­های خود به دو بحث مسئولیت فردی و اجتماعی پرداخته. توجه اون به مسئولیت­ پذیری به عنوان شرطی واسه اتحاد، ثبات  و ویژگی اخلاقی  جامعه در کتاب «مسئولیت­ پذیری: منابع و محدودیت­هاش» مطرح شده. این مسئله در دیگه نوشته­هاش مخصوصاً در مجموعه انتشار داده شده به عنوان «مقالات ویکرز» هم اثر داشته. ایشون عقیده داره که مسئولیت­ پذیری، به یه الگوی انتظارات دوطرفه و اعتماد دربین مردم نیاز داره. از نظر اون چند شرط باید محقق شه تا مسئولیت­ پذیری به عنوان یه ویژگی در جامعه مطرح شه؛ شرط اول توافق بر سر اون چیزی که افراد باید مسئولیت اون رو بردوش بگیرن بدین معنا که یه همگرایی در مورد معنی مسئولیت­ پذیری و در مورد ضرورت رفتار مسئولانه وجود داشته باشه. دوم اینکه روابط بین فردی باید به وسیله تعهدات و مسئولیت­های دوطرفه، مشخص شده باشه و یه جامعه مسئول باید با ساختار منظمی از کارکردها، حقوق و وظایف، مشخص شده باشه. سوم اینکه روابط سیتماتیک باید مرتب باشه(یا از دید رسمی به وسیله قانون یا قانون یا اینکه از راه غیررسمی به وسیله رسوم) (کارول ۱۹۹۴، به نقل از خرمدل،۱۳۸۷).

توافق

اما دیدگاه­های روان­شناختی در مورد مسئولیت­ پذیری در چارچوب آرا و مواضع صاحبنظرانی چون آدلر[۴]، پرز[۵]، اریک برن[۶]، گلاسر[۷] و راجرز[۸]  مطرح می­شه.

۲-۳-۳-۴  آدلر و روانشناسی فردی 

روانشناسی

آدلر به عنوان اولین روانکاویه که بر وجود آدم تأکید ورزیده س. به نظر اون، رفتار تو یه زمینه اجتماعی رخ می­دهد و آدم مجبوره به ایجاد روابط دوطرفه بپردازه. ایشون جبرگرا نیس و به آزادی انتخاب و مسئولیت آدم در زندگی عقیده داره. به نظر اون زندگی بدون هرگونه معنی ذاتیه و هرکسی به روش خاص خودش به زندگی معنا می­بخشه و در واقع محرک اصلی رفتار بشر، هدف­ها و انتظارات ایشون از آینده س. فرد سالم واسه هدف­های خود تلاش می­ کنه که در درجه اول ماهیتی اجتماعی داره (شفیع آبادی و ناصری،۱۳۹۰).

۲-۳-۳-۵ دیدگاه پرز گشتالت درمانی

پرز، به فکر بود آدم از راه رشد بالغ می­شه و از پشتیبانی محیطی به پشتیبانی شخصی و استقلال نایل می­آید. آدم، پشیمون و فعل­پذیر نیس بلکه یه سازمان دهنده فعاله. به نظر اون افراد سالم بدون دخالت نیروهای خارجی قادر به تنظیم خود هستن و فقط باخبر شدن از خود می تونه به رشد و کمال شخصیت برسه. ما باید خواسته­ ها و آرزوهامون رو بشناسیم و قبول کنیم. اگه در سراسر زندگی پدر و مادرمون رو سرزنش کنیم و اونا رو مسئول مشکلاتمون بدونیم، بازم خود رو کودک می­پنداریم نه فرد بالغی که مسئول خویشه. پس باید به خود بگیم: حالا فرد بالغ و مسئول زندگی خود هستم. (شولتس، ترجمه خوشدل،۱۳۸۵، به نقل از نعمتی ۱۳۸۷).

مشکلات

۲-۳-۳-۶ دیدگاه تحلیل تبادلی اریک­ برن

به نظر برن، فرد ایده آل و با ثبات کسیه که برحسب شرایط خاص خیلی راحت از یه حالت من به حالت بقیه جا به جا شه. آدم با ثبات از نظر بالغ، آدمی واقع بین، منطقی و مسئوله و از بازی­هایی که واسه انداختن مسئولیت زندگی بر دوش دیگری ترتیب یافته­ان، دوری می­ کنه (پروچیسکا و جون سی ترجمه سیدمحمدی،۱۳۸۶). به نظر اون آدم، مجموعه ­ای از احساسات، اخلاقیات و کنترل آگاهانه بر خوده که براساس هر کدوم از اونا می ­تونه در برابر عوامل محیطی جوابگو باشه. افراد بالغ و رسیده می تونن در بیشتر موارد، بُعد بالغ خود رو تحتِ کنترل بگیرن. تحلیل تبادلی روشیه که فرد رو در موشکافی و درک رفتار خود و در کسب آگاهی و قبول مسئولیت، با در نظر گرفتن چیزی که در زمان حال اتفاق می­افتد، کمک می­دهد (شفیع آبادی و ناصری،۱۳۹۰).

۲-۳-۳-۷ دیدگاه  واقعیت درمانی گلاسر

واقعیت درمانی روشیه که در دهه ۱۹۶۰ به وسیله گلاسر ایجاد شد. واقعیت درمانی در واقع “روشیه واسه حل مشکلات رفتاری و عاطفی و هم رسیدن به هدف هویت. مراجع رو در قبول واقعیت، پذیرش مسئولیت و آزمایش رفتار درست و نادرست کمک می­دهد”(شفیع آبادی،۱۳۸۹: ۲۶). به نظر واقعیت پزشکان، هر انسانی این استعداد رو داره که مسئول رو غیر مسئول باشه، اما اینکه به چه روش­ای رفتار می کنه، به تصمیم اون بستگی داره نه به شرایط موجود. پیدایش پریشونی هم، نتیجه نبود توانایی فرد در تحقق نیازهایش می­دونه. مخصوصاً دو نیاز اساسی یعنی مبادله عشق و محبت و احساس ارزش که هر دو در تشکیل هویت نقش مهمی دارن. کسی مریض به حساب می­آید که نتونه دو نیاز اساسی خود رو درحیطه واقعیت و پذیرش مسئولیت و تشخیص موارد درست و نادرست ارضا کنه (شفیع آبادی و ناصری،۱۳۹۰).

۲-۳-۳-۸ دیدگاه مراجع ـ اساسی  راجرز

مشاوره به روش مراجع ـ اساسی رو که کارل راجرز بنا کرده، به دلیل نگاه مثبت و عملی، در میان مشاوران مدارس مقبولیت زیادی پیدا کرده. هدف اصلی مشاوره مراجع ـ اساسی، کاهش اضطراب و افزایش خود آگاهی و خودشناسی مراجعه. با این وجود، راجرز نسبت به آدم نگاه مثبتی داره و عقیده داره که آدم تمایل ذاتی به خودشکوفایی، تحقق هدف­های ارگانیسم حفظ تمامیت خود داره. این تمایل ذاتی موجب تلاش و فعالیت، خود ـ رهبری، خود ـ تنظیمی، تسلط بر خود، استقلال، مسئولیت­ پذیری و اجتماعی شدن آدم می­شه(شفیع آبادی،۱۳۸۹).

    1. Habermas
    2. Homans
    3. Vickers

 

  1. Adler
  2. Perls
  3. Berne
  4. Glasser
  5. Rogers
علمی