نظریه موافقان تغییرات ژنتیکی در نوع گیاه و حیوان

نظریه موافقان تغییرات ژنتیکی در نوع گیاه و حیوان

 

در قلمرو ژنتیک با توجه به اهمیت این حوزه و نیز حساسیت­های اخلاقی آن دیدگاه­های متفاوتی در این خصوص وجود دارد. برخی اقدامات ژنتیکی را موافق با ارزش­های اخلاقی می­دانند و از این حیث که فناوری ژنتیک با تاثیر خود بر محصولات غذایی گیاهی و جانوری سبب بهبود معیشت انسان­ها و تولید غذا می­شود با آن موافقند در خصوص ژنتیک انسانی نیز با توجه به این مهم که ژنتیک می ­تواند نواقص موجود در میان انسان­ها را برطرف نماید و زمینه­ساز تولد انسان­های سالم گردد، آن را کاملاً امری اخلاقی می­دانند. در مقابل عده­ای با این استدلال که ارزش های اخلاقی بر پایه روابط دستکاری نشده انسان­ها قابل تصور است و نمی­توان با این به اصطلاح توجیهات زمینه­ساز مداخله ژنتیک در حوزه­های مختلف شد، دانش ژنتیک را امری مغایر با اخلاقیات می­دانند، چرا که روال طبیعی زندگی بشر را به مخاطره می­اندازد و یک ساختار تصنعی را بر آن حاکم می­ کند.[۱] با تمام فواید و آثار مثبت‏ بیوتکنولوژی، نگرانیها و دلهره­هایی‏ هم در سطح جوامع مختلف‏ مشاهده می‏شود. در یک بررسی انجام شده در آلمان مشخص گردید که در میان اروپائیها، مردم آلمان بیشترین نگرانی را در مورد بیوتکنولوژی و کاربردهای آن دارند. این نگرانی بیشتر از جانب‏ مصرف غذاها و فراورده‏های حاصل از دستکاریهای ژنتیکی و همچنین اعمال تغییر در ساختار ژنها می‏باشد.[۲]

امروزه از این فنون در بحث کشاورزی (که عمدتاً نیازهای غذایی بشر را دربر می گیرد) به طور گسترده در بسیاری از کشورها بهره برداری می­شود. در مسئله تغییرات ژنتیکی در گیاه، از روش های زیستی برای بهبود کمی، کیفی، تولید سالم تر، بهتر و اقتصادی تر محصولات غذایی کمک می گیرند. اصول روش کار به این صورت است که یک ژن مطلوب را به داخل ژنوم یک گیاه وارد کرده و بعد حضور این ژن در ساختمان ژنتیکی آن گیاه و همچنین انتقال آن به نسل بعدی را بررسی می کنند. گیاهی که به این ترتیب به دست می آید، مهندسی شده یا اصلاح شده ژنتیکی[۳] نامیده می شود. این روش ها به روش های اصلاحی گیاهی کمک می کند تا افزایش تولید محصولات غذایی با میزان بهره وری بیشتر آب و فرسایش کمتر خاک محقق شود. این فنون به طور مستقیم و غیرمستقیم از تخریب محیط زیست می کاهند. با توجه به روند روبه رشد افزایش جمعیت (که از سال ۱۹۶۰ تا سال ۲۰۰۰ میلادی دو برابر شده است)، به نظر می رسد با روش های اصلاحی مرسوم دیگر نمی توان پاسخگوی نیازهای غذای جمعیت جهان در سال ۲۰۵۰ میلادی بود. همچنان که در حال حاضر در دنیا ۸۰۰ میلیون گرسنه وجود دارد و باید برای این اوضاع فکر اساسی کرد. با توجه به نتایج مطلوب دهه گذشته که از روش های بیوتکنولوژی استفاده شده است، به نظر می رسد از دیدگاه موافقان بهترین راه برای تامین غذای بشر در آینده بیوتکنولوژی باشد.

بهره گیری از روش­های مهندسی ژنتیک منجر به تولید محصولات مقاوم در برابر آفات باارزش غذایی بالاتر می شود، انعطاف بیشتری در عملیات زراعی به وجود می آورد و به دلیل کاهش مصرف سموم دفع آفات نباتی برای محیط زیست جهان مفید خواهد بود. به نظر موافقان محصولات تغییر ژنتیک یافته با تولید غذای بیشتر از زمین کمتر، نیاز به تعرض به اراضی کم استعدادتر و تخریب بیشتر محیط زیست کاهش خواهد یافت. در یک جمع بندی این گونه نتیجه گیری شده است که بهره گیری از روش های مهندسی ژنتیک منجر به تولید محصولات مقاوم در برابر آفات باارزش غذایی بالاتر می شود، انعاف بیشتری در عملیات زراعی به وجود می آورد و به دلیل کاهش مصرف سموم دفع آفات نباتی برای محیط زیست جهان مفید خواهد بود.[۴]

 

گفتار دوم: نظریه مخالفان تغییرات ژنتیکی در چارچوب حقوق بین­الملل بشر

بند اول: نظریه مخالفان تغییرات ژنتیکی در نوع انسان

شروع تغییرات ژنتیکی در انسان با انتقادات زیادی از سوی افراد و جوامع مختلف نسبت به این روش‏ به عنوان علمی که بعید به‏نظر می‏رسد و از ابهامات بسیاری برخوردار است، روبرو شده است. به دنبال پیشرفت‏های مهم در زمینه تغییرات ژنتیکی در گیاه و حیوان و از طرفی طرح امکان تحقق شبیه‏سازی‏ انسان، به جهت ارتباط مؤثر این پدیده با انسان، امکان بروز خطرهای احتمالی همچون نقض کرامت و استقلال انسان، اصلاح نژاد، تولید انسان به‏ عنوان کالا و مانند آن را قوت می بخشد.این‏گونه بود که چالش‏های مختلف حقوق بشری مطرح و مبنای‏ مخالفت‏های بسیار با تغییرات ژنتیکی نامطلوب جهت تولید انسانی برتر از نوع طبیعی خود قرار گرفت. مخالفان تغییرات ژنتیکی برای اثبات ادعای‏ خود دلایلی دارند که به مهمترین آنها اشاره می‏کنیم.[۵]

الف- مغایرت تغییرات ژنتیکی با مفهوم کرامت

برخی اندیشمندان تغییرات ژنتیکی در انسان را ناسازگار با مفهوم کرامت دانسته و معتقدند پذیرش قدرت مطلق علم و خواست فرد و یا والدین به عنوان معیار اساسی،کرامت‏ انسانی را در معرض خطر قرار می‏دهد.در واقع نویسندگان حقوقی و نمایندگان تفکرات‏ فلسفی تغییرات ژنتیکی در انسان را منجر به آسیب به کرامت بنیادین بشری می‏دانند که باید محدودیت‏هایی را بر آن اعمال کرد. از دید اینان، جنین و یا از دیدگاه کلی تر انسانی که از طریق دستکاری ژنتیکی در ژن­های اولیه و طبیعی آن متولد می­شود از همان کرامت و منزلتی که انسان‏های دیگر برخورداند، بهره‏مند نخواهد بود؛ بلکه به کالایی تبدیل می‏شود و یا آن‏گونه که برخی گفته‏اند برده‏داری نوین شکل خواهد گرفت و هوی و هوس پدید آورنده بر موجود دستکاری شده مسلط خواهد شد. برخی دیگر از نویسندگان، علاوه بر اینکه نظر به مغایرت دستکاری ژنتیکی در انسان با کرامت خود افراد دارند، فراتر نیز رفته و آن را مغایر با کرامت همگانی یا کرامت بشریت می‏دانند؛ هرچند به ظاهر هیچ اجماعی وجود ندارد که جوامع به همان‏گونه‏ای که‏ افراد دارای کرامت هستند، صاحب کرامت باشند.[۶] گروهی دیگر از نویسندگان‏ افزون بر اعتقاد به اینکه اتکا به کرامت انسان برای ترویج و حمایت از حقوق و آزادی‏های افراد ضرورت تام دارد، به مفهومی گسترده‏تر در مورد کرامت باور دارند که به موجب آن، گروه‏ها و جوامع را از کرامت بهره‏مند می‏دانند. اینان در راستای اثبات ادعای خود، اشاره به وجود چنین کرامتی در برخی اسناد می‏کنند که از جمله آنها ماده ۱۰ اعلامیه جهانی ژنوم انسان وحقوق بشر یونسکو[۷] بدین مضمون‏ است که:

هیچ‏گونه تحقیقی در خصوص ژنوم انسان یا کاربردهای آن، به‏طور خاص در زمینه‏ زیست‏شناسی، ژنتیک و پزشکی، نباید بر احترام به حقوق بشر،آزادی‏های بنیادین و کرامت‏ انسانی افراد و یا گروهی از افراد غالب شود.

به هر روی، معتقدان به مغایرت تغییرات ژنتیکی انسان در جهت تولید نوع برتر با کرامت فردی و جمعی بشر، خواهان اعمال ممنوعیت و محدودیت‏های ضروری در عرصه جهانی توسط مراجع بین المللی‏ شده‏اند؛ تا از این طریق از سوء استفاه‏های احتمالی که منجر به نقض کرامت بشر خواهد شد به بهترین نحو جلوگیری شود. چنین به نظر می‏آید اقداماتی که توسط مراجع بین ­المللی از قبیل سازمان ملل، یونسکو و سازمان بهداشت جهانی در خصوص محدود ساختن دستکاری ژنتیکی در‏ انسان و همچنین شبیه سازی مولد به عنوان یکی از مصادیق دستکاری ژنتیکی صورت گرفته‏اند به همین منظور بوده است. به عنوان نمونه می‏توان به اعلامیه جهانی‏ یونسکو در خصوص ژنوم انسان و حقوق بشر اشاره کرد که ممنوعیت اعمالی که مغایر کرامت انسان هستند، نظیر شبیه‏سازی مولد را توصیه می‏کند، به‏طور مشابه در سال ۱۹۹۸ میلادی، سازمان‏ بهداشت جهانی تصریح کرد که شبیه‏سازی برای تکرار افراد انسانی به لحاظ اخلاقی غیر قابل‏ قبول و مغایر کرامت و تمامیت انسان است. هم‏چنین در این راستا کنوانسیون‏ شورای اروپا برای حمایت از حقوق بشر و پروتکل الحاقی آن در خصوص ممنوعیت‏ شبیه‏سازی انسان مقرر می‏دارد که ابزاری نمودن انسان از طریق تولید عمدی انسان مشابه ژنتیک‏ مغایر کرامت انسان و در حقیقت سوء استفاده از زیست پزشکی است.[۸]

همچنین، گاه در تفسیر نقض کرامت انسانی در مهندسی ژنتیک انسان، اینگونه بیان می­شود که کرامت انسانی در حفظ و دست­ناخوردگی ترکیب ژنتیکی اوست. از این رو، هر گونه دستکاری ژنوم انسان، نقض کرامت او به شمار می­رود و از آنجا که در مهندسی ژنتیک با ژنهای انسانی بازی می­شود، به همین دلیل، این کار ناقض کرامت انسانی و تحقیر آن است.[۹] در این نگرش انسان به مثابه مجموعه ای از ژن­ها انگاشته می­شود، اما در اعلامیه بین ­المللی داده­های ژنتیک انسانی[۱۰] در خصوص هویت شخص، چنین بیان شده است که هر فرد ساختار ژنتیکی مشخصی دارد، در عین حال هویت یک فرد به خصوصیات ژنتیکی وی محدود نمی­ شود و در شکل­ گیری آن شاخص­های تربیتی، محیطی و فردی و نوع روابط عاطفی، اجتماعی، معنوی و فرهنگی با دیگران نقش دارند و عنصر آزادی در آن موثر است.

 

 

ب- نگرانی از تولید انسان به صورت کالا

همان‏گونه که گفتیم یکی دیگر از خطرهای تغییرات ژنتیکی نامطلوب در انسان که منجر به نگرانی‏های‏ اجتماعی و روانی می­شود، این است که با کودکان متولد شده به عنوان وسیله‏ای برای تحقق اهداف‏ دیگران رفتار شود. در واقع، چنین امکانی بسیار خطرناک خواهد بود اگر دستکاری ژنتیکی در انسان برای تولید طبقه کارگر یا کپی‏های بسیار از ژنوم‏ خاص برای خدمت به اهداف سودجویانه اجتماعی و فردی، بدون توجه به حقوق و رفاه کلون‏ها، مورد استفاده قرار گیرد. در واقع در این صورت کودکان دستورزی شده شبیه کالاهایی مصنوعی، دست ساز یا تولید شده در کارخانه‏ها خواهند بود که افراد با مراجعه به کاتالوگی که تصاویر کودکان آینده و شرح مختصری از خصوصیات آنها در آن درج شده جنین موردنظر را سفارش‏ داده و آن را در رحم زنی جای می‏دهند.[۱۱]

خطر شی‏ء شدن و ابزار بودن حتی در میان زوج‏هایی که با هدف پرورش‏ دادن کودکی که از لحاظ ژنتیکی دارای ژن های معیوب نباشد، باردار می­شوند، امکان‏پذیر به نظر می‏آید. چرا که ممکن‏ است آنها کودک را به عنوان وسیله‏ای برای دستیابی به اهدافی که انگیزه انتخاب آن ژنوم برای‏ اصلاح ژنتیک جنین بوده است، در نظر بگیرند. درحالی‏که این عمل منجر به خدشه‏دار شدن کرامت انسان و در نظر گرفتن وی در حد یک ابزار و و سیله است. این موضوع به شدت از جانب حامیان حقوق بشر مورد انتقاد قرار گرفته است. به نحوی که زندگی کودک را به انبوهی از انتظارات‏ مبدّل و در نهایت او را تا آن حد رنج دهند که آرزوی عدم تولدش را نماید.[۱۲]

 

ج- نقض استقلال و آزادی افراد

در اهمیت آزادی و استقلال بشر که لازمه اصلی و اساسی زندگی اوست، هرچه بگوییم کم‏ است. چرا که انسان‏ها آزاد به دنیا می‏آیند و مطابق قواعد اجتماع خود باید آزاد زندگی نمایند. حال آن‏که از دیدگاه حامیان حقوق بشر، تغییرات ژنتیکی در جنین منجر به خدشه و صدمه به‏ استقلال و آزادی او می‏شود؛ پس باید به هر صورتی ممنوع اعلام شود. از دیدگاه گروهی که معتقدند ژن‏ها، اعمال افراد را کنترل می‏نمایند و با انتخاب‏ ژن‏های یک فرد می‏توان تعیین کرد که او چه کسی باشد، تغییرات ژنتیکی در جنین و انتخاب ژن های اصلاح شده و ایده آل برای فرد منجر به نقض استقلال وی خواهد شد. چرا که با چنین پیش‏ فرضی، گزینش یک گروه از ژن‏ها برای شخص، می‏تواند او را از استقلالی که در صورت‏ داشتن مجموعه ژن‏های دیگر می‏داشت، محروم نماید. عامل دیگری که احتمال نقض استقلال افراد را پیش می‏آورد، انتظارات والدین مبتنی‏ بر انتخاب ژنوم است. در دستکاری ژنتیکی و مسئله شبیه سازی نگرانی این است که چون انتخاب ژن‏ها معنای خاصی برای‏ والدین دارد، زوج‏ها از کودک خود بخواهند یا توقع داشته باشند که زندگی منبع ژن را تقلید و کپی برداری نماید. بدین ترتیب آنها با راهنمایی کودک برای برآورده ساختن انتظارات، او را از توانایی برای انتخاب مسیر زندگی خودش محروم می‏کنند. در نهایت این امر منجر به آن خواهد شد که کودک خود را فاقد آزادی عمل و محدود به آن‏چه که منبع دی ان ای او عمل کرده است، تصور نمایند. لذا آن‏چه که محصول این تصور خواهد بود از میان رفتن استقلال و آزادی کودک‏ شبیه‏سازی شده است.[۱۳]

 

د- تهدید احتمالی بنیان خانواده، نسب و روابط خویشاوندی

یکی از مواردی که مخالفان دستکاری ژنتیکی به آن استناد می‏نمایند اختلال ناشی از این پدیده در خانواده به عنوان واحد بنیادی در هر جامعه است. به‏ اعتقاد این افراد، ساده‏ترین و ابتدایی‏ترین زیان ناشی از تغییرات ژنتیکی در انسان سست شدن مفهوم‏ خانواده است، چرا که با تغییرات ژنتیکی، انسان‏هایی به دنیا می‏آیند که برای ایجادشان نیازی به‏ آمیزش جنسی به صورت طبیعی نیست و در محیط آزمایشگاه ها بعد از اصلاحات ژنتیکی مورد نظر والدین بدون حضور آنها حاصل می­شوند بنابراین اگر ما نسبت به معنای طبیعی رفتارهای جنسی بشر بی‏تفاوت باشیم، دیگر نمی‏توانیم از مقوله‏ای به نام ازدواج و خانواده که از یک زوج واقعی‏ تشکیل شده باشد، نه از دو همجنس، دفاع کنیم. این در حالی است که خانواده‏ کوچک‏ترین واحد یک جامعه است و همواره یک رابطه پویا میان جامعه و خانواده برقرار است.بنابراین تمامی عواملی که واحد خانواده و روابط آن را تحت تاثیر خود قرار دهد منجر به پیامدهایی در جامعه خواهند شد.[۱۴]

 

ه- فقدان امنیت تکنیکی و فیزیکی

گذشته از استدلال‏هایی که تاکنون از دید مخالفان تغییرات ژنتیکی در انسان نقل شد، باید به این‏ نکته مهم نیز اشاره کنیم که این شیوه از تولید مثل فاقد کارآمدی لازم و ضروری به لحاظ تکنیکی و پزشکی است. علاوه بر پایین بودن شانس موفقیت و احتمال عدم تقلید ژن اصلاح شده از الگوی مورد نظر والدین، به اعتقاد متخصصان علم پزشکی ناهنجاری‏های رشدی مختلف از قبیل«سندروم نوزاد بزرگ»که درتغییرات ژنتیکی در پستانداران گوناگون دیده شده است به احتمال قوی در مورد دستکاری ژنتیکی در  انسان هم‏ واقع خواهد شد.[۱۵] این در حالی است که همواره مسائل مربوط به امنیت فیزیکی به همراه هر رویداد درمانی و دارویی جدید مطرح می‏شود. علاوه بر این در چنین مواردی، خطر گمراه نمودن والدین در خصوص پیش‏بینی میزان موفقیت شیوه جدید توسط پزشکان، به جهت وجود منافعشان در توسعه و استفاده از رویه‏های ابداعی، موضوعیت پیدا می‏کند. لذا باید مقرراتی جهت تضمین‏ امنیت و کارآمدی شیوه‏های جدید تنظیم شده و صرف درخواست بیماران برای به کارگیری‏ شیوه‏هایی که هنوز شانس موفقیت آن‏ها ناشناخته است، نمی‏تواند مجوزی برای اقدام و توسل‏ به این شیوه‏ها محسوب شود. این امر به دلیل احتمال وجود آثار و تبعات منفی ناشی از این شیوه‏ها است.

از دیدگاه برخی از مخالفان، مهمترین نکته در تغییرات ژنتیکی در نوع انسان این است که ابتدا باید مشخص شود آیا ایجاد تغییراتی که در نظر است، نسبت به ترکیب ژنتیکی سلول‏ صورت پذیرد، جنبه درمانی دارد یا خیر، زیرا در صورتی که این‏ روش، جنبه معالجه و درمان نداشته و فقط برای تغییر برخی صفات‏ یا ویژگیهای فرد بکار می‏رود در نهایت عواقب سوء و ناگواری را به‏دنبال خواهد داشت و حساسیتهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را برخواهد انگیخت. به‏عنوان مثال، معالجه بیماریهایی نظیر هموفیلی، با تکنیکهای ژن درمانی و تغییرات ژنتیکی، بسیار سودمند است؛ درعین‏حال، تغییر صفات و خصوصیات فردی نظیر قد، هوش، استعداد، خلق‏وخوی و یا انتخاب جنسیت نوزاد قبل از تولد، جای‏ بحث و سؤال دارد. نکته قابل توجه دیگر این است که ورود ژن به مجموعه ژنی‏ سلولهای سوماتیک یا غیرجنسی بدن، با ورود آن به سلول­های‏ جنسی، اثرات متفاوتی برجا می‏گذارد. در حالت اول، تغییرات‏ حاصله تنها در همان فرد گیرنده ژن باقی می‏ماند و در حالت دوم، این تغییرات به نسلهای بعدی منتقل می‏شود؛ در نتیجه انجام هرگونه‏ دستکاری ژنتیکی روی سلولهای جنسی، آثار و عواقب گسترده‏ای را به‏دنبال خواهد آورد که از نظر قانونی، خلاف شمرده می‏شود. مهمترین دلیل از دیدگاه برخی گروه­های مذهبی و حتی گروه­های‏ ضدبیوتکنولوژی، در مورد اعمال تغییرات ژنتیکی و ژن درمانی روی سلولهای جنسی، این است که معتقدند این‏گونه کارها سوءاستفاده‏های زیادی را به‏دنبال دارد و تلاشی در جهت تولید نسل برتر یا تغییر در خلقت‏ انسان و طبیعت است.[۱۶]

[۱] . Myskaja, B.K, The Moral Difference between Intragenic and Transgenic Modification of Plants. J. Agri.Environ. Ethics 19, 2006, p.p 225–۲۳۸٫

[۲].Genetically Modified Organism and International Human Rights.

at: http://www.gmwatch.org/latest-listing/-violations-of-human-rights-as-a-result-of-gm-soy, p.p 116-118.

[۳] . Genetically Modified.

[۴] . رضایی ناندلی، محبوبه، نظام حقوقی حاکم بر محصولات زراعی تراریخته (اصلاح شده ژنتیک) در نظام حقوقی بین المللی و داخلی ، پایان نامه کارشناسی ارشد حقوق محیط زیست دانشگاه شهید بهشتی، استاد راهنما خانم دکتر ژانت الیزابت بلیک، ۱۳۸۳، فصل اول، ص ۲۳٫

[۵] . دیانی، منبع پیشین، صص ۱۰۳-۹۲٫

[۶]. ثقفی، سید محمد، نقش نژاد در هویت انسانی و حقوق بشر، مجله فلسفه، کلام و عرفان (درسهایی از مکتب اسلام)، سال ۴۵، شماره ۱۲، ۱۳۸۴، ص ۴۳٫

[۷] . Universal Declaration on the Human Genome and Human Rights 1997.

[۸]. رنجبریان، منبع پیشین، ص ۱۶۱٫

[۹] .http://www.rasekhoon.net/article/show-48697.aspx, p. 228.

[۱۰] . International Declaration On Human Genetic Data (16 October 2003).

at: http:// www.unhcr.org/refworld/docid/4042241f4.html, p. 53.

[۱۱] . Human Cloningṣ the Religious and  Ethical Debates, at:http://www CS.Virginia.Edu/jones/Tmp 352/Projects 98/group 1/Ethic.Html, p. 76.

[۱۲]. Bernard R.Glick,”Patenting Human Gene Therapy,”Biotechnology Advances,vol 13, no 3, 1995, p.p 371-373.

[۱۳] . السان، مصطفی، مبانی منع شبیه‏سازی، مجله پژوهش‏های حقوقی، شماره۱۱، ۱۳۸۶، ص ۳۱۴٫

[۱۴] . http://www.Sais-jhn.edu/Faculty/Facuyama/Post Human/Blurb.Htm, p. 241.

[۱۵]. ولسون، منبع پیشین، ص ۶۳٫

[۱۶] . السان، مصطفی، کنعانی، زینب، تلاقی اخلاق، حقوق و واقعیت در شبیه­سازی، مجموعه مقالات اخلاق زیستی(بیواتیک) از منظر حقوقی، فلسفی و علمی ، انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ۱۳۸۸، صص ۶۷-۶۲٫

Share

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *