نوجویی و آمادگی اعتیاد

  • همان طور که قبلاً مطرح شد ویژگی های شخصیتی از جمله عوامل خطرزا و محافظت کننده گرایش به اعتیاد محسوب می شوند. بررسی ها درباره عوامل شخصیتی بیشتر بر روی ساختار علّی آن به ویژه مولفه های سرشتی و خصوصاً نوجویی و هیجان خواهی تأکید دارند (ویلز، ویندل و کلیری[۱]، ۱۹۹۸). زیرا از میان متغیرهای شخصیتی متعدد نظیر پاداش طلبی، آسیب گریزی، و ویژگی های اضطرابی، متغیر نوجویی به عنوان یکی از عمده ترین ویژگی های شخصیتی موثر در آمادگی اعتیاد محسوب می شود (گراسزا[۲] و همکاران، ۲۰۰۶، به نقل از ویلکل[۳]، ۲۰۱۰).

     

    حس هیجان خواهی نوجوانان ،به عنوان یکی از زیرمولفه های نوجویی، ناشی از نیاز آن­ها به محرک های مبهم، پیچیده و جدید است. از این رو نوجویی و هیجان خواهی به طور گسترده در رابطه با مصرف مواد مخدر بررسی شده است. هیجان خواهی ویژگی شخصیتی است که با نوجویی، بلند پروازی، تجارب هیجانی و محرک های شدید هیجانی مربوط است (استفنسون و هلم، ۲۰۰۶).  مطالعه بر روی حیوانات نشان می دهد که نوجویی و مصرف مواد مخدر سیستم پاداشی یکسانی را در مغز فعال می سازد (ماتیاس[۴]، ۱۹۹۵). به طور کلی هیجان طلبی، نوجویی و آسیب گریزی پایین، کنترل ضعیف تکانه ها با مصرف مواد مخدر رابطه داشته و می تواند پیش بینی کننده مصرف مواد مخدر در دوره نوجوانی باشد (تسچان[۵] و همکاران، ۱۹۹۴). بنابراین یکی از متغیرهای مورد بررسی در پژوهش حاضر، نوجویی کلونینجر است که به تفصیل مطرح می شود.

     

     

    کلونینجر در ارائه نظریه خود به ویژه از نظریه جفری گری[۶] (۱۹۸۱) و نظریه شخصیتی روان پزشک سوئدی، هنریک سجوبرینگ[۷] (۱۹۷۳) بهره برده است. گری در ساختار زیربنایی نظریه وی و برای ساخت سیاهه سرشت و منش نقش مهمی داشته است. گری برای اضطراب و تکانشوری به ترتیب سیستم های بازداری رفتاری[۸] و فعال سازی رفتاری[۹] را پیشنهاد نموده است. وی با گردآوری شواهد عمدتاً آزمایشی-تجربی نشان می دهد که هر یک از این سیستم ها در انسان و حیوان دارای مدار عصبی اختصاصی و مستقل از دیگری است. البته علاوه بر دو سیستم بالا، سیستم سومی را به عنوان سامانه ستیز و گریز نیز مطرح می سازد که برای آن نیز مدار عصبی ویژه ای را تعریف نموده است (گری، ۱۹۸۱). سجوبرینگ نیز در نظریه شخصیت خود، سه بعد متانت (در مقابل تکانشوری)، اعتماد (درمقابل وسواسی-اجباری) و پایداری (در مقابل ویژگی دمدمی مزاج اجتماع آمیز) را مطرح کرده است (کاویانی، ۱۳۸۲).

     

     

    کلونینجر معتقد بود که سامانه های سرشتی در مغز دارای سازمان یافتگی کارکردی[۱۰] متشکل از سامانه های متفاوت و مستقل از یکدیگر برای فعال سازی، تداوم و بازداری رفتاری در پاسخگویی به گروه های معینی از محرک هاست. به طور کلی سرشت شامل چهار مولفه نوجویی، آسیب گریزی، پاداش-وابستگی[۱۱] و پشتکار[۱۲] است. فعال سازی رفتاری پاسخی به محرک های نو (جدید)[۱۳] و نشانه های پاداش و رهایی از تنبیه است. بنابراین تفاوت های فردی در چنین قابلیتی “نوجویی” نامیده می شود. بازداری رفتاری پاسخی به محرک های تنبیه یا نبودن پاداش است. تفاوت های فردی در قابلیت وقفه یا بازداری رفتاری، آسیب گریزی نامیده می شود. رفتاری که با پاداش تقویت می شود معمولاً تا مدتی پس از قطع پاداش ادامه دارد که همان ویژگی سرشتی پاداش-وابستگی است. بدین ترتیب در قسمت سرشت، کلونینجر این سه بعد را که هر یک دارای چهار مقیاس فرعی هستند، معرفی کرد و بعد چهارم را که فاقد زیر مقیاس است پشتکار نامید (کلونینجر، پریزبک، و شوراکیک[۱۴]، ۱۹۹۱، به نقل از هیرامورا[۱۵] و همکاران، ۲۰۱۰).

     

    کلونینجر فرض می­ کند عوامل محیطی به ویژه شیوه تربیتی والدین در دگرگونی و تغییر شکل سرشت به صفات منش (اصطلاحاً تعامل فنوتایپ و ژنوتایپ) موثر است (راچکین و همکاران، ۱۹۹۹).

     

    جدول ۱-۲ خلاصه ای از مجموعه رفتارهای متضادی را نشان می دهد که باعث افتراق در حداکثر امتیاز آوری برای هر چهار بعد سرشتی می شوند. باید توجه کرد که هر مقدار نهایی از این ابعاد از نظر تطابقی، سودمندی یا عدم سودمندی خاص خود را دارد. بنابراین نمره یا امتیاز بالا یا پایین لزوماً به معنای تطابق بهتر نیست (پویان و همکاران، ۱۳۸۶).

     

     

     

    جدول ۱-۲٫ توصیف افراد با نمرات بالا و پایین در چهار بعد سرشتی

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    بعد مزاجتوصیف حداکثر تغییرات
    بالاپایین
    آسیب گریزیبدبین، ترسو، خجول، خستگی پذیرخوش بین، جسور، برون گرا، پرانرژی
    نوجوییکنجکاو، تکانشی، افراطی و ولخرج، زودرنج و تحریک پذیرمحتاط، متعادل و اندیشه ورز، صرفه جو، صبور
    پاداش-وابستگیاحساساتی، گشاده رو، گرم، مهربان و عاطفیبی علاقه، منزوی، سرد، مستقل و غیر وابسته
    پشتکارکوشا، مصمم، جدی، کمال طلب مصلحت گراتنبل، بی اراده، تشویق ناپذیر، مصلحت گرا

     

     

    همان طور که اشاره شد، تنوع طلبی و نوجویی نشان دهنده تمایل ارثی برای شروع یا فعال سازی مواجهه مشتاقانه در پاسخ به تازگی و تنوع، مواجهه با نشانگرهای پاداش، اجتناب فعال از نشانه های شرطی شده تنبیه و فرار از تنبیه غیرشرطی است. نوجویی به صورت فعالیت اکتشافی در پاسخ به تازگی و تنوع، تکانش گری، افراط در مقابله با اشارات مربوط با پاداش و اجتناب فعال از ناکامی بروز می کند. افرادی که نوجویی بالایی دارند، متمایل به فعالیت اکتشافی هستند، تحریک شدن را دوست دارند و با تحریک، هیجان زده می شوند. همچنین، در مقابل نظرات نو از خود هیجان نشان می دهند؛ یکنواختی را دوست ندارند و از آن خسته می شوند. میل به خلاقیت دارند؛ با اطلاعات اندک می توانند سریعاً تصمیم بگیرند؛ در ایجاد تغییر پافشاری می کنند؛ مستعد حواس پرتی هستند؛ ولخرج و فعال هستند؛ به خطر کردن علاقه نشان می دهند؛ روال بسیار منظم را دوست ندارند (کاویانی،۱۳۸۲). سودمندی های نوجویی بالا از نظر تطابقی عبارت است از کشف مشتاقانه محرک های جدید و ناآشنا که بالقوه منجر به ریشه یابی، اکتشاف و پاداش می شود و مضرات آن، ملالت، خستگی پذیری و خیال پردازی در کوشش هاست (پویان و همکاران، ۱۳۸۶). افرادی که نوجویی پایینی دارند، تمایل به تکرار تجربه های قبلی دارند؛ در مقابل تغییر مقاوم هستند؛ منضبط بوده و کار برنامه ریزی شده را دوست دارند؛ تمرکز خوبی از خود نشان می دهند؛ محافظه کار و مقید هستند؛ صرفه جویی در وقت و پول و انرژی را می پسندند (کاویانی، ۱۳۸۲). اندیشه ورزی، تلاش منظم و مقابله محتاطانه و دقیق آن­ها، وقتی که انطباقی باشد به وضوح سودمند است. عیب نوجویی پایین، تحمل یکنواختی و فقدان اشتیاق است که بالقوه به صورت تمایل به یکنواخت سازی کسل کننده فعالیت ها بروز می کند (پویان و همکاران، ۱۳۸۶).

     

    همان طور که مطرح شد تئوری زیست-روان شناختی شخصیت کلونینجر (۱۹۸۷، کلونینجر و همکاران، ۱۹۹۱، به نقل از هیرامورا و همکاران، ۲۰۱۰) رویکرد جالبی را برای درک این مکانیسم از طریق صفات سرشتی به ویژه نوجویی که به صورت زیستی تعیین شده است، مطرح می کند. برای مثال، ویلز و همکاران (۱۹۹۸، به نقل از پورشهباز و همکاران، ۱۳۸۴) چندین ویژگی شخصیتی را در دانش آموزان دبیرستانی بررسی و از طریق تحلیل خوشه ای پنج گروه را در آن­ها مشخص کردند:

     

      1. نوجوانان مشکل با ویژگی های خودکنترلی ضعیف، نوجویی بالا، خطرپذیری، خشم، استقلال طلبی، سابقه رویدادهای استرس زای گوناگون زندگی، رفتار انحرافی و عاطفه منفی.

     

      1. نوجوانان متعارف که در همه موارد مذکور پایین بودند.

     

      1. نوجوانان خطرپذیر کنترل شده با ویژگی های خطرپذیری و نوجویی بالا اما خودگردانی متوسط.

     

      1. نوجوانان غیر منحرف دچار استرس با ویژگی های انگیزه پیشرفت و خودگردانی متوسط اما سطح بالای رویدادهای استرس زای زندگی، عاطفه منفی و اضطراب اجتماعی.

     

    1. نوجوانان کناره گیر با سطح پایین در همه ویژگی های گروه چهارم.

    نتایج نشان داد که نوجوانان مشکل بیشترین سطح مصرف مواد مخدر و نوجوانان متعارف کمترین سطح مصرف مواد مخدر را داشتند (سادی، ۱۹۹۹). همچنین، به طور کلی  ثابت شده است که بازداری زدایی عصب رفتاری کودکی (که شامل نوجویی، هیجان خواهی، تکانشگری، عدم وظیفه شناسی و اضطرار است)، احتمال مصرف مواد در نوجوانی را پیش بینی می کند که علت آن را بد عملکردی قشر پیش پیشانی به عنوان عنصر جدایی ناپذیر احتمال اختلال مصرف مواد مطرح می کنند. زیرا از شاخص های سازه بازداری زدایی عصب رفتاری – ظرفیت شناختی اجرایی، تنظیم یا تعدیل عاطفه، کنترل رفتار- تشخیص داده شده اند که توسط سیستم های عصبی ای که در قشر پیش پیشانی قرار دارند، به کار گرفته می شوند (کریسی، تارتر، رینولد و ونیوکوک[۱۶]، ۲۰۰۶).

     

     

     

    [۱]- Wills, Windle, & Cleary

     

    [۲]- Grucza

     

    [۳]- Voelkel

     

    [۴]- mathias

     

    [۵]- Tschann

     

    [۶]- Gray

     

    [۷]- Sjobring

     

    [۸]- Behavioral Inhibition System (BIS)

     

    [۹]- Behavioral Activation System (BAS)

     

    [۱۰]- functionally organized

     

    [۱۱]- reward dependence

     

    [۱۲]- persistence

     

    [۱۳]- novel stimuli

     

    [۱۴]- Pryzbeck & Svrakic

     

    [۱۵]- Hiramura

     

    [۱۶]- Kirisci, Tarter, Reynold, & Vanyukov