پایان نامه با واژگان کلیدی استان گیلان، جغرافیای سیاسی، متون تاریخی، دریای خزر

0 Comments

تحقیقات متاخر می توان به تحقیقات جان کلیفتن و همراهان زبان شناسش(در مورد زبان های رایون های آذربایجان) اشاره کرد که پرفسور نوروزعلی محمداف همراهشان بود آن ها پس از تحقیقات دقیق نوشتند تنها در 5 رایون 500 هزار نفرتالش هست که با آمار رسمی منافات داشت. دکتر شولتز زبان شناس آلمانی نیز به کمک پرفسورنوروزعلی محمد اف درمورد زبان تالشی مقاله نوشت.پرفسور گارنیک آساطوریان از ارمنستان نیز دو کتاب ( مقالات اولین کنفرانس و مقدمه ای بر تاریخ و مدنیت تالشان) درمورد تالشان نوشت که دومی به عنوان کتاب برگزیده سال در ایران مورد تجلیل قرار گرفت.
اما در زمینه تحلیل سیاسی کتاب مستقلی تا کنون به بررسی منطقه تالش نپرداخته و جستارهایی در تحقیقات در مورد آذربایجان و ایران به تالش پرداخته اند از جمله افرادی که در این زمینه مطالعات و مقاله دارد دکتر بهرام امیر احمدیان قفقاز شناس است.همچنین در کتابهای همچون هویت قومی در جمهموری آذربایجان نشر موسسه ابرار معاصر بخشی به تالش اختصاص یافته و تحلیلی در مورد وضعیت تالش در جمهوری آذربایجان ارانه شده است.نباید از نظر دور داشت که سایت های اینترنتی همچون تالش پرس در بلاروس هر از چند گاهی تحلیل های سیاسی به قلم نویسندگانی همچون پرفسور فخرالدین عباس زاده و دیگران ارائه می دهد. اما بیشتر باید منابع مربوط به تحلیل سیاسی را در مقالات، کتب و پایان نامه هایی یافت که به آذربایجان و قفقاز پرداخته اند. در این رهگذر تحلیل ها و تحقیقات ارامنه را نباید از نظر دور داشت که وضعیت تالش را برای امنیت ملی خود مهم ارزیابی می کنند.به طور کلی این منابع قوم تالش را قومی ایرانی ارزیابی می کنندکه با وجود قریب دو قرن جدایی با حفظ فرهنگ و دین(خصوصا مذهب تشیع) گرایشات همگرا با ایران دارند.

فصل سوم
معرفی قوم و سرزمین تالش

بخش اول: معرفی قوم تالش و جغرافیای طبیعی تالش
3-1-مقدمه:
رشته کوه تالش در جنوب غربی بزرگترین دریاچه جهان (کاسپین)قراردارد . قوم تالش در کوهها و کوهپایه های این رشته کوه در اراضی بین دو رود «سپید رود» در استان گیلان و رود «کورا» در جنوب جمهوری آذربایجان زندگی می کنند آثار تاریخی ای همچون دژ قلعه رودخان، شهرک تاریخی ماسوله و بزرگترین گورستان پیش از تاریخ ایران در مریان که در دامن سرسبز و پرشکوه این رشته کوه واقع شده اند، نشان از تمدن غنی و فرهنگ زیبای قوم تالش دارد.متاسفانه پس از عهدنامه ننگین ترکمنچای بخش قابل توجهی از خاک تالش از ایران جدا و ضمیمه روسیه تزاری شد؛ هم اکنون بیش از یک ونیم ملیون تالش در جمهوری آذربایجان و نیم ملیون در روسیه، بلاروس و قزاقستان به سر می برند که با وجود حدود 200 سال جدایی، هنوز به فرهنگ ایران زمین عشق می ورزند. امروز وقتی از تالش سخن می گوییم همزمان چند چیز به ذهن متبادر می شود ،سرزمین تالش،قوم تالش(در برداشت ایرانی)،خلق یا ملت تالش(در برداشت تالشان جمهوری آذربایجان). در جغرافیای سیاسی رسمی نیز در ایران شهری به نام تالش وجود دارد. هرچند تلقی ها متفاوتی در طول تاریخ از محدوده سرزمینی تالش و از پرا کندگی قوم تالش وجود داشته است اما به طور کلی شواهد تاریخی از دیرباز بر سکونت این قوم در کوهستان های شمال غربی ایران و در سواحل دریای خزر گواهی می دهد. در بخش اول این فصل تلاش می گردد تا سیمایی کلی از سرزمین تالش ، قوم تالش، زبان و پیشینه تاریخی تالش ارائه شود و دربخش دوم تحولات جغرافیای سیاسی تالش از صفویه تا امروز بررسی گشته است.
3-1-1-حدود سرزمین تالش
آنچه اکنون منطقه تالش می نامند ناحیه ای وسیع با محوریت رشته کوه تالش است.این ناحیه با در برگرفتن دشت مغان و جلگه لنکران از شمال به رود کورا از جنوب به سپید رود از شرق به دریای کاسپین و از غرب به رودهای سیاه رود(قره سو) و شاهرود محدود است در منابع دوره صفویه مانند تاریخ گیلان اثر عبدالفتاح فومنی از کوههای شرق سپید رود نیز با نام تالش یاد شده است.

عکس3-1- عکس ماهواره ای گیلان و تالش
ماخذ: سایت Google Erth

عکس 3-2-عکس ماهواره ای سرزمین تالش
ناحیه تالش از نظر طبیعی و قومی منطقه ای مشخص و یکپارچه است چنان که آن را به عنوان منطقه تالش و ماوای قوم تالش می شناسند. اما از لحاظ سیاسی اگرچه در دوره هایی همانند دوره های اقتدار کادوسیان یا در دوره ای توسط خاندان میر مصطفی خان حاکمیتی یکپارچه را به دست آورده است اما اغلب دو یا چند کانون قدرت داشته و بین چند کانون سیاسی بومی یا غیربومی قدرت تقسیم گشته است .این ناحیه در 300 سال اخیر تقسیمات و تغییرات حکومتی شگرف و شگفتی داشته و حتی میان دو امپراطوری دست به دست و از نظر حاکمیت سیاسی تکه تکه شده است، اما با تمام تقسیمات و تحولات تا 50 سال گذشته نیز بخش وسیعی از این ناحیه در تقسیمات سیاسی به صورت یکپارچه و تحت نام خمسه طوالش وجود داشت اما روند تجزیه سیاسی تالش ادامه یافت تا جایی که در تقسیمات سیاسی کنونی نام تالش به شکل رسمی تنها در محدوده ی یک شهرستان در استان گیلان وجود دارد.

نقشه 3-1- نقشه مناطق تالش نشین استان گیلان و جمهوری آذربایجان

رودبار و مناطقی از استان اردبیل را باید به نقشه3_1 به عنوان مناطق تالش نشین افزود.
اکنون بخشی از ناحیه تالش درون استانی به نام گیلان و بخشی در کشوری به نام آذربایجان قرار دارد.در آذربایجان از سوی مقامات باکو سعی بر انکار اطلاق تالش به این ناحیه وجود دارد
و در تقسیمات سیاسی با نام های رایون لنکران و آستارا و… از آن یاد می کنند و در استان گیلان و ایران علارغم درخواست مردم منطقه هنوز اقدام عملی برای بازیابی نام تاریخی این منطقه در تقسیمات کشوری صورت نگرفته است. گیلان و تالش در تلقی سنتی و انسانی و همینطور جغرافیای طبیعی دو ناحیه متمایزهستند و البته همانطور که بیان این حقیقت، انکار شباهت ها و پیوندهای تاریخی و فرهنگی شان نیست تفاوت های اقلیمی ، زبانی، قومی و تاریخی شان را نیز نمی توان نادیده گرفت؛ به زعم نگارنده گیلان و تالش دریایی از شباهت دارند و کوهها یی از تفاوت.
3-1-2-جغرافیای سنتی گیلان و تالش
نام گیلان احتمالا برگرفته از واژه گیل مترادف گِل است که خاصیت اصلی جلگه است. نام گیلان از لحاظ طبیعی محدوده ای مشخص را در بر می گیرد که منطبق با ناحیه اطلاقی در تقسیمات سیاسی کنونی نیست.این ناحیه شامل جلگه ای می شود که با رشته کوههای تالش و البرز محصور است ، مردم کوه نشین تالش حتی اگر امروز از ایشان بپرسید کلمه گیلان را مترادف جلگه به کار می برند و ناحیه کوهستانی تالش را با نام گیلان نمی شناسند. و اگر مثلا شما از رشت به ییلاقات تالش بروید می گویند: گیلونی کو اومه(اواز گیلان آمده است). بنابراین در عرف سنتی یک جدا پنداری مبتنی بر کوهستان و جلگه، بین گیلان و تالش وجود دارد.همچنین گیلک ها عموما تالش ها و گالش ها را به عنوان مردم کوه نشین می شناسند و بالعکس اگر از گالشی در سراسر کوههای شرق دره سپید رود در مورد گیلک بپرسید به جلگه اشاره می کند و می گویید گیلک ها پایین زندگی می کنند. با اینکه نام گیلک برگرفته از گیل است اما همچنان این تاکید لازم است که مفهوم گیلان در عرف سنتی مترادف گیلکان نیست و جمع واژه قومی نیست همچون طوالش که در تلقی عمومی نقش سرزمینی دارد و جمع قوم تالش نیست مفهوم دقیق گیلان را نیز باید درهمان ویژگی طبیعی جلگه ای جستجو کرد به طور مثال تالش ها در اسالم نیز به جلگه گلون می گویند که در آن اراضی گیلک ها ساکن نیستند و از دیرباز اهالی اش تالش بوده اند.
در متون تاریخی نیز به ماهیت جلگه ای گیلان اشاره شده به طور مثال ابن حوقل می نویسد:«گیل کرانه وسیعی است مجاور دیلم» یا در حدود العالم وقتی حدود دیلمان ناحیه ای میان طبرستان و گیلان و دریای خزر توصیف می شود،خود حاکی از جدا بودن حدود گیلان و محدود بودنش به جلگه است.همینطور در همین کتاب ،«گیلان ناحیتی بر صحرا نهاده میان دریا و کوه» معرفی گشته است که حاکی از حدود جلگه ای گیلان است.حمدالله مستوفی در قرن هشتم هجری عرض گیلان را از ولایت دیلمان و طوالش تا دریا یک فرسنگ ذکر کرده است.که حاکی از بیرون بودن و جدا بودن طبیعی ولایات کوهستانی دیلمان و طوالش از ولایت جلگه ای گیلان است.زین العابدین شیروانی در دوره قاجار در بستان السیاحه می نویسد«گیلان محدود است از طرف شمال به دریای مازندران و دیار طالش،از مشرق به ارض طبرستان مازندران»(افراخته، 1387، 17).
همچنین رابینو آنجا که در مورد بیه پیش توضیح می دهد اذعان می کند«به طور دقیق گیلان نام منطقه ساحلی بوده و به مناطق کوهستانی مشرف بر آن نام دیلمان اطلاق میشده است» شواهدی وجود دارد که در دوره ی صفویه به کل کوهستانهای مشرف بر جلگه گیلان حتی به اراضی کوهستانی شرق سپید رود تا نزدیک مازندران «تالش» و «تالشستان» گفته می شده است. به همین اراضی کوهستانی در سده های نخستین پس از اسلام دیلم اطلاق می شده است که در کتاب قاموس به «طیالس اقلیم وسیع من نواحی دیلم» اشاره شده است.(حسین احمدی ،106) و این نشان دهنده ی انطباق تالش و دیلم در چند دوره تاریخی است.بنابراین روشن گشت که گیلان و تالش معرف دو ناحیه متفاوت از لحاظ جغرافیای طبیعی بوده اند. با توجه به منابع و تلقی کنونی کوه نشینان شکی باقی نمی ماند که غرض از گیلان در جغرافیای طبیعی ناحیه ای غیر کوهستانی و جلگه ای بوده است. اما در مورد تالش نمی توان با قطعیت این واژه را صرفا در مورد کوه به کار برد. همانطور که بیان شد تالش ها هنگامی که کسی از جلگه می آید می گویند از گیلان آمده ولی وقتی کسی به کوه می رود نمی گویند به تالش رفته است بلکه می گویند به «گیریه» یا کوه رفته است. تالش ها در نواحی تالشدولاب(رضوانشهر کنونی) تا لنکران و حدود مغان تمایزی در بکار بردن کلمه تالش برای کوه و جلگه قائل نیستند و همزمان این کلمه را برای کل این جغرافیا به کار می برند ،کلمه گیلان را برای نواحی کوهستانی به کار نمی برند در حالی که برای نشان دادن جلگه این کلمه کاربرد دارد(در تالش جنوبی کاربرد دارد و در تالش شمالی کاربرد خود را از دست داده است ریس و منابع روسیه تزاری از جلگه تالش یاد کرده اند در تالش شمالی هم برای کوهستان هم برای جلگه از واژه تالش استفاده می شود البته منابع کهن تر از نشان از کاربرد کلمه گیلان به عنوان جلگه در تالش شمالی نیز دارد ) این دقت لازم است که درمتون تاریخی و در تلقی عمومی شاهد استفاده از واژگان گیلان و تالش با دو تلقی هستیم، تلقی با جغرافیای طبیعی و تلقی ای با جغرافیای سیاسی که در تلقی سیاسی نیز گیلان و تالش دو ناحیه متمایز بوده اند.
تقسیم بندی ای طبیعی گیلانِ صرفا جلگه ای و تالشِ کوهستانی و جلگه ای تقسیم بندی عمودی و افقی و طولی بوده است. اما در تقسیم بندی سیاسی مفهوم گیلان و تالش با تلقی فوق متفاوت بوده و تقسیمی شمالی جنوبی و عرضی وجود داشته به طوری که تا پیش از تجزیه تالش درعهدنامه ترکمنچای (1827) گیلان سیاسی از تنکابن ت
ا فومن را در بر می گرفته است و تالش سیاسی در شمال این منطقه از دیناچال تا سالیان و دشت مغان را و باقی نواحی میانشان به گسکرات شهرت داشت.بنابراین تلقی سیاسی و طبیعی از این واژه ها در قسمتهایی هم پوشانی داشته است و در قسمت هایی خیر. نواحی تالش طبیعی در گیلان سیاسی با نام طوالش، تالش و تالشستان بیه پیش یا بیه پس شناخته می شده است مانند تالشستان لاهیجان یا تالشستان فومن و… نواحی جلگه ای در حکومت سیاسی تالش نیز گیلون یا گلون نامیده می شد در ناحیه میانی یعنی« گسکرات» نیز نواحی کوهستانی با نام تالش یا طوالش گسکر و نواحی جلگه ای با نام گیل گسکر شناخته میشد.
بنابرآنچه آمد تالش و گیلان دو مجموعه طبیعی و سیاسی مستقل در عین حال دارای پیوند و کنش و واکنش سیاسی و فرهنگی بوده اند.همانطور که گفته شد در دوره های تاریخی مختلف دامنه اطلاق نام تالش در شکل طبیعی و سیاسی متفاوت بوده به طور مثال اگر بخواهیم دامنه اطلاقی نام تالش را در دوره ی صفویه بررسی کنیم محدوده ای

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *