پایان نامه درباره تولید ملی/:بازاریابی اسباب بازی

 بازاریابی اسباب بازی

یکی از پژوهش هایی که به بحث بازاریابی اسباب بازی پرداخته است توسط سه تن از محققان مرکز تولیدات صنعتی دانمارک و دانشگاه جنوب دانمارک صورت گرفته است . وونگ ، آرلبیون و یوهانسون [۱](۲۰۰۵) در این مقاله که با عنوان ((شیوه های مدیریت زنجیره عرضه در زنجیره عرضه اسباب بازی[۲])) انتشار یافت، با توجه به مشکل از مد افتادن سریع بعضی اسباب بازی های جدید و لزوم یافتن راه هایی برای ارائه سریع تر از تولیدات تازه به بازارها، اقدام به پژوهشی درباره مدیریت زنجیره عرضه در صنعت اسباب بازی کردند.

توجه به مشکل از مد افتادن سریع بعضی اسباب بازیهای جدید و لزوم یافتن راههایی برای ارائه سریعتر تولیدات تازه به بازارها، اقدام به پژوهشی درباره مدیریت زنجیره عرضه در صنعت اسباب بازی کردند.

در این مقاله ذکر شده است که محصولات جدید معمولأ تقاضای غیرمنتظره ای را پیش روی خود می بینند.

به ویژه اگر این اسباب بازیها به شکلی فصلی نیز باشند (مثل اسباب بازیهای کریسمس ( در کنار این استقبال بالا ناگهان با سپری شدن دوره آنها، تقاضا افت شدیدی می کند و انبارها از این اسباب بازیهای بی مشتری پر میشود. در چنین شرایطی چه شیوه هایی از مدیریت زنجیره عرضه میتواند مؤثر باشد؟

یافته های این تحقیق نشان داد که در حال حاضر برای مدیریت سفارش خرده فروشان سه شیوه مدیریت زنجیره عرضه (شیوه روشن-خاموش، درست به هنگام، و مدل آمیخته) و برای تولیدکنندگان اسباب بازی فقط یک شیوه (تولید انبوه سنتی) وجود دارد. این رویه های سنتی و کم اثر تنها به دلیل سرعت کم انتقال دانش به صنعت اسباب بازی نیست، بلکه مدیریت زنجیره عرضه نیز هنوز به آن کمال نرسیده است که قادربه مدیریت چنین تقاضاهای فصلی و یا تقاضاهای یکباره ناگهانی باشد.

درباره نحوه تبلیغات رسانه ای برای اسباب بازیها نیز پژوهشهای مناسبی یافت شد. با توجه به مقررات سخت  اتحادیه اروپا برای تبلیغات تلویزیونی و نیز نیاز به تأثیرگذاری تبلیغات بر روی خریدار، همواره یافتن شیوه های مناسب تأثیرگذاری روی مخاطب مورد توجه تولیدکنندگان این تبلیغات قرار داشته است.

دلولیو و داهمن یارین [۳](۲۰۰۴)، در مقاله ای با عنوان ((تبلیغات رسانه ای اسباب بازی در اروپا))[۴] جهانی شدن و تأثیر آن بر روی تبلیغات رسانه ای اسباب بازی پرداختند. آنها در پایان به این نتیجه رسیدند که علیرم جهانی شدن، استفاده از هویتهای ملی برای نفوذ در ذهن خریداران هنوز مهم است. این تحقیق نشان می دهد که مجموعه راهبردهایی یکسانی وجود دارد که مرزهای فرهنگی سه کشور نمونه این تحقیق یعنی آلمان، فرانسه و ایتالیا را نادیده میگیرد و در آنها رسوخ میکند. با این حال این راهبردهای یکسان برای رسوخ در خریداران از نمادها، ارزشها و نقش و نگارهای ملی استفاده میکنند. حتی محصولات یکسان در کشورهای متفاوت با نام های کشورهای مقصد نامگذاری می شوند تا خریداران با آنها احساس نزدیکی کنند. این امر سبب می شود که تبلیغات رسانه ای برای محصولات جهانی، به قالبهای ریز ملی در آید.

محدودیتهای فرهنگی-اجتماعی غیرقابل اجتناب هستند و علیرغم استاندارد سازی محصولات برای کودکان، شرکتها ناچارند در تبلیغات خود محصولات را با مصرف کنندگان ملی سازگار کنند. نظریهای که امروزه در تبلیغات رسانه ای پیروی می شود این است که با حداقل تغییرات در مواردی همچون جزئیات کم اهمیت، ترجمه های متفاوت، نوع پیامی که منتقل میشود و … به مصرف کنندگان مختلف این پیام را برسانیم که با محصول متفاوتی نسبت به آنچه در سایر کشورها می بیند بازی میکند، اگر چه در حقیقت تمام آن محصولات یکی هستند.

[۱] Wong ,, Arlbjorn ,, Johansen

[۲] Supply Change Management practices in to supply Chains

 

[۳] De Lulio & Dahmen-Jarrin

[۴]  Toy Commercial Across Europe

 

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی فرصت های موجود در صنعت اسباب بازی در جهت تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی)