پایان نامه رایگان درباره کتاب مقدس، مفهوم خدا، درون داده

دانلود پایان نامه

موارد زیر را تصوّر کنید یا انجام دهید:
* ابتدا دوازده عدد کاغذ را بردارید و بر روی هر کدام نام یک شخص مهم را بنویسید. این لیست باید چیزی شبیه این باشد:

مادر عمه، یا عمو مورد علاقه
پدر عمه یا عموی مورد نفرت
معلّم مورد علاقه بهترین دوست
معلّم مورد تنفّر یک دوست
مادر بزرگ شخص مورد تنفّر
پدر بزرگ دکتر
* کاغذ‌ها را تا کنید، سپس سه تا سه تا بیرون بکشید و باز کنید. یکی را با توجه به اینکه شاید دو تای دیگر هستند، و با توجه به اینکه با کاغذ سوم متفاوت هستند، بنویسید. کاغذها را تا کنید و آن‌ها را دوباره کنار هم بگذارید و سپس سه تای دیگر را بکشید. ممکن است یک یا دو تا از مجموعه قبلی در این‌ها باشد، مهم نیست.
* دوباره به ترتیبی بنویسید که در آن هر دو تا شبیه یک‌دیگرند و با سوّمی فرق دارند. این کار را تا زمانی تکرار کنید که تمام ایده‌های مشابه (که ساختار شخصی نامیده شود) دوباره کنار هم قرار بگیرد.
* چندین شیوه برای استفاده از این اطّلاعات وجود دارد. یکی از آن‌ها ساخت صفحه‌سنج است که در آن شخص قادر است نشان دهد که چگونه مفاهیم متفاوت، با نظام ساختاری شخصی‌اش متناسب هستند. جدول 4.3 یک صفحه‌سنج فرضی را نشان می‌دهد.
این صفحه را می‌توان با نوشتن یک عدد مثلاً از یک تا ده کامل کرد تا بتوان حدّی را که در آن هر مفهوم در ردیف بالای تعبیر قرار می‌گیرد، مشخص کرد (از ستون عمودی). لذا اگر فکر کنم که خدا خیلی مهربان است، ممکن است عدد 9 یا 10 را قرار دهم و اگر فکر کنم خدا نامهربان است، عدد 1 یا 2 را قرار می‌دهم.
اُکانِر301 (1983) از شیوه صفحه‌سنج برای مطالعه مفاهیم و ارزش‌های دینی استفاده کرد. اُکانِر در تحقیقش، در استرالیا شرکت‌کننده‌های بی‌دین را با کشیش‌ها و خواهران روحانی متعهد مقایسه کرد. نتیجه این بود که شرکت‌کنندگان متعهد دین‌دار، طرح‌ها و عناصر بیش‌تری در شبکه‌شان نسبت به شرکت‌کنندگان غیر دینی دارند. شرکت‌کنندگان دین‌دار، عناصر کمتری را از بستگان درجه اول خود و عناصر بیش‌تری را از مراجع خود دارا بودند، که با توجه به شیوه زندگی اجباری کشیش‌ها و خواهران روحانی می‌توان انتظار آن را داشت. شرکت‌کنندگان دین‌دار احساسات و رفتار دیگران در مواجه با موضوع را بیش‌تر مورد تفسیر و تعبیر قرار می‌دادند. این مطالعه برخی از تأثیرات مهّم شیوه زندگی دینی را بر روی شناخت نشان می‌دهد؛ و در این مورد، تفاوت‌ها همان است که از دانش ما انتظار می‌رود و آن اینکه کشیش‌ها و خواهران روحانی کاتولیک خانواده‌ای از خود تشکیل نمی‌دهند.
جدول 4.3 صفحه‌سنج فرضی
ساخت خدا بهشت جهنم مسیحی ملحد
مهربان (در مقابل نامهربان) 9 9 1 0 0
باهوش (در مقابل احمق) 0 0 0 0 0
شاد(در مقابل افسرده) 0 0 0 0 0
صمیمی (در مقابل خودخواه) 0 0 0 0 0

براون (به عنوان مقدمه) از شیوه‌های تقریباً مشابه که بر نظریه کِلی هم استوار بود استفاده کرد تا باورها را مورد بررسی قرار دهد و دریابد که آن‌ها چگونه تحت فشارهای مختلف به پیش می‌روند. ممکن است گمان بر این باشد که وقایع ناراحت‌کننده می‌توانند تأثیر نگران‌کننده یا تقویت‌کننده و غنابخش بر باور‌ها داشته باشند، اما کدام باور‌ها را بیش‌تر تحت‌تأثیر قرار می‌دهند؟ بیش‌تر تحت‌تأثیر کدام بحران‌ها قرار می‌گیرند؟ یا هنگامی که یک باور از بین می‌رود یا تقویت می‌شود یا برعکس، تغییر می‌کند، دقیقاً چه اتفاقی می‌افتد؟ تحقیق آلپورت302 (1975) و دیگران بر روی سربازان قدیمی جنگ (آرگایل و بیت هالامی، 1975) چندین شیوه را بر شمرده که در آن فشار روحی می‌تواند بر باورها و شناخت تأثیر بگذارد، اما کار براون، اولین تحقیقی است که به تفصیل به این مسئله پرداخته است. از شرکت‌کنندگان تحقیق براون خواسته شد تا فهرست مفصّلی از باورهایی را که در موقعیت‌های مختلف بدان‌ها معتقدند را ارائه کنند و یک مطالعه مفصّل در این‌باره صورت گرفت که چگونه اهمیّت، کاربردها و محتوای این باورها، تحت‌تأثیر بحران‌های متفاوت از جمله دزدی و بیماری مزمن قرار می‌گیرد.
تا بدین‌جا در پی بررسی و کار بر روی آن دسته از اندیشه‌های دینی بوده‌ایم که شیوه‌های کاربردی کاملاً ساده‌ای برای بررسی آن‌ها به کار می‌رود و معمولاً در پایان به صورت اعداد ظاهر می‌شوند. کاری که من تا به این‌جا توصیف کرده‌ام تنوع و پیچیدگی عقاید دینی را تنها تا یک حدّ محدود نشان می‌دهد. اغلب موارد محور توجه، مقایسه میان گروه‌های متفاوت افراد یا افراد در موقعیت‌های متفاوت است تا تأثیرات شرایط اجتماعی را بر روی مفاهیم دینی بررسی کنند. شیوه‌های کمّی برای این نوع تحقیق، خیلی سودمند هستند.
بعد از این به نوع دیگری از کار درباره باور دینی و مفاهیم خدا خواهیم پرداخت، که در اصل غیر کمّی بوده‌اند. این کار با عمق بیش‌تر به تنوع و پیچیدگی اندیشه‌های دینی پرداخته است. بخش زیادی از آن به سوالاتی درباره این که چگونه و چرا ماهیت باور دینی و مفهوم خدا در طول زندگی تغییر می‌کند، پرداخته‌ است.

تغییرات باور دینی در طول زندگی
‌تان303 (1959)، یکی از چندین مطالعه اولیه درباره مفاهیم دینی کودکان و چگونگی تغییر آن‌ها را همزمان با رشد‌شان انجام داد. او مباحثی را با بچه مدرسه‌ای‌ها درباره‌ی سوالاتی چون تجربه مرگ، بهشت، ج
هنّم و دیگر موضوعات دینی انجام داد. کودکان مشتاقانه شرکت کردند. تان در تحقیق خود با کودکان شش تا یازده سال چند ویژگی دین در دوران کودکی را تشخیص داد.
1. آمادگی، تان معتقد بود که کودکان نه تنها با اشتیاق در جلسات شرکت کردند بلکه یک تمایل خودجوش برای فکر کردن درباره موضوعات دینی داشتند بدون آنکه تشویق خاصی برای انجام آن وجود داشته باشد.
2. ظرفیت برای تجربه عرفانی، به ویژه در کلیسا.
3. وابستگی به محیط، اندیشه‌های کودکان، تحت‌تأثیر محیط بود برای مثال بسته به این‌که ساکن شهر بودند یا روستا، و هم‌چنین به واسطه وسایل ارتباط جمعی و داده‌های دیگر.
4. محدودیت، تفکر دینی کودکان به سوی یک تفکر جادویی، انسان‌گونه، خود محورانه و واقع بینانه گرایش داشت.
5. تغییرپذیری، عقاید دینی کودکان قابل تغییر هستند که یا منجر به وجود آمدن عقاید کامل‌تر و باور‌های قابل دفاع‌تر، یا بی‌تفاوتی دینی می‌شود.
تان، برخی از ویژگی‌های اصلی چگونگی تفکر دینی کودکان را مشخص نمود.
گلدمن304 (1964)، بررسی مفصل‌تری را در باب تغییرات در کیفیت تفکر دینی کودکان آغاز کرد. گلدمن به طور ویژه‌ای به این یافته‌ها علاقه داشت که بر مبنای آن تفکّر بزرگ‌سالان از باور‌های دینی، کودکانه و معصومانه است. رویکرد گلدمن اندیشه‌های بنیادینی را بنا نهاد که پیش‌تر پیاژه305 آن را بیان کرده بود.
پیاژه
معروف ترین و احتمالاً اساسی ترین نظریه‌های رشد مرحله‌ای نظریه رشد شناختی پیاژه306 است. (برای مثال پیاژه، 1967). قبل از پیاژه، این عقیده وجود داشت که رشد فکری، مجموعه‌ای از گونه‌های دقیق‌تر و ظریف‌تر تفکّر در بزرگ‌سالی است. پیاژه نشان داد که تفکّر کودکان اساساً به لحاظ کیفی با تفکّر بزرگ‌سالان متفاوت است. به طور خلاصه، نظریه بحث برانگیز رشد شناختی پیاژه شامل مجموعه مراحلی است که جدا از یکدیگرند:
1. تفکّر پیش‌عملیاتی307. در مرحله اولیه رشد کودک، تفکّر بر تأثیرات حسی کودک و اعمال حرکتی او در همان لحظه متمرکز است. طرح کلّی (خاطرات، تصاویر و برنامه‌های عملکردی) ساخته می‌شوند. در اوایل دوران کودکی آغاز تفکّر نمادین به وجود می‌آید. به طور مثال در قالب کلمات و نمایش.
2. تفکر عملیاتی عینی308. حدوداً از سن 6 سالگی، کودک توانایی فعالیت‌های منطقی اولیه و به کارگیری تدبیر در مسائل را در رابطه با یکدیگر دارد. به هر حال، به نظر پیاژه، این تدبیر‌ها در یک سطح انتزاعی نیستند. تفکّر کودک دیگر تحت‌ نفوذ تأثیرات حسّی آنی نیست. استدلال کلاسیک انتقال از تفکر پیش عملیاتی به عملیاتی این است که از کودک بخواهیم در رده سنی پنج تا هفت سالگی دو توپ هم اندازه از خمیر بازی بسازد. سپس یکی از توپ‌ها را به صورت یک نوار بلند دربیاوریم. آنگاه از کودک بپرسیم که آیا دو توپ خمیری هم اندازه‌اند. کودکان کوچک‌تر جواب خواهند داد: نه ـ آن یکی بزرگ‌تر است (این جواب ممکن است هر یک از تکه‌ها را شامل شود، تکه بلند‌تر یا تکه پهن‌تر، بستگی به این دارد که پهنا یا طول آن‌ها توجه بچه‌ها را به آن جلب کرده باشد). بچه‌های بزرگ‌تر همانند بزرگ‌سالان بدون تردید جواب می‌دهند که هنوز یک اندازه‌اند و خمیر آن‌ها به یک میزان است. کودکان در مرحله انتقال کمی تردید از خود نشان خواهند داد و اغلب پاسخ کامل و با حفظ کمیت را با کمی هیجان اعلام می‌کنند:
نه ـ بله ـ هنوز یک اندازه است، به نظر متفاوت است اما چنین نیست؛
3. تفکر عملیاتی صوری309. از حدود سن یازده سالگی به بعد، توانایی فراوانی برای انجام عملیات‌های منطقی انتزاعی وجود دارد. یک مثال ساده: ‌جان از مایکل قد بلند‌تر است. دیوید از جان بلند‌تر است. چه کسی قد بلند‌تر است، مایکل یا دیوید؟ تفکر عملیاتی صوری از نظر نوع، پیچیدگی و قدرت با رشد سنی افزایش می‌یابد، اما حتی برای برخورد با سوالات نسبتاً ساده‌تری مثل قد نسبی مایکل و دیوید، ضروری است.
به طور خلاصه، پیاژه نشان داد که چگونه تفکر از حالت تحت اشراف درون داده‌های عینی و حسی در اوایل دوران کودکی به حالت انتزاعی‌تر دوران بزرگسالی تغییر پیدا می‌کند. کار پیاژه، تعدادی از روان‌شناسان رشدِ شناختی برجسته را به فعالیت واداشته است که هم از ابعاد کار پیاژه انتقاد کرده‌اند و هم اصول ایجاد شده را گسترش داده‌اند (برای مثال، دونالدسون310، 1978). پیاژه خود تلاش کرد تا مراحل رشد تفکر عملیاتی را با تفکر دینی مرتبط کند همان‌طور که برخی از پیروانش هم اقدام به این کار کردند. (الکیند311، 1974، 1971). ما باید در اینجا به گلدمن به دیدگاه نوجوان نسبت به دین با حالت بچه‌گانه و بی‌آلایش توجه کنیم.
گلدمن
گلدمن (1964) به بررسی تفکر دینی از کودکی تا جوانی پرداخت که در آن بر درک کودکان از داستان‌های کتاب مقدس و مباحث الاهیاتی که در آموزش اجباری دینی در دوران مدرسه آموزش داده می‌شد، تمرکز داشت. به عقیده گلدمن درک عینی کودکان از مطالب و استعاره‌های کتاب مقدس افزایش می‌یافت و هنگامی که فرد در دوران جوانی با این مطالب مواجه می‌شد درک پیشین در مقابل تفسیر پیچیده‌تری از آن مطالب قرار می‌گرفت لذا، یک استعاره مثل “پدر آسمانی”312 را کودکان به نحوی انسان انگارانه تفسیر می‌کنند که در چارچوب چیزی مثل یک انسان از آسمان ـ پیرمردی در آسمان ـ موضوع نقاشی‌های دینی سنتی، و در حقیقت تبلیغات مدرن برای مثال، تبلیغات برای بخت‌آزمایی ملی، (بریتانیایی) که با یک انگشت آسمانی اشاره می‌کند با این پیام
که و می‌توانی برنده شوی. به عقیده گلدمن، هنگامی که جوانان با مطالب، داستان‌ها، استعاره‌ها و پیام‌های دینی مواجه می‌شوند، تفسیرهای بیش از حد عینی اولیه آن‌ها، که در دوره نوجوانی‌شان به وجود آمده بود ممکن است در آن تعصب و جزمیت ایجاد کند. گلدمن معتقد بود مگر اینکه مربیان دینی افراد را به تحقیق و پرسش و مداقه تشویق کنند تا اینکه مدام حقایق خطاناپذیر را آموزش دهند، والاّ در غیر این صورت احتمالاً جوانان پیام‌های دینی با حالتی بچه‌گانه را طرد می‌کنند و آن‌ها را در حوزه تجربه و فهم خود راه نمی‌دهند.
اوزر و گموندر313 (1991) مطالعه رشدی ـ شناختی عقاید دینی را گسترش دادند، آن‌ها یک مدل پنج مرحله‌ای مارپیچی دولایه را برای رشد تفکر دینی پیشنهاد کردند. مدو و کاهو (1984)، عقاید دیگری را درباره تفکر دینی مطرح کردند. طرح آن‌ها از گیرایی جالب برخوردار است و با عرف عام انطباق دارد. به عقیده آن‌ها کودکان ابتدا به واسطه عوامل بیرونی ترغیب می‌شوند که در فعالیت دینی شرکت کنند. کودک

دیدگاهتان را بنویسید