پایان نامه روابط اجتماعی

دانلود پایان نامه

).
این مبنا به قدری حایز اهمیت است که خداوند متعال در قرآن کریم، به پیامبر خویش فرمان می‌دهد برای هدایت انسان‌ها باید از این اصل در حد کمال بهره جوید و در مقام تعلیل، به یک مبنای انسان شناختی اشاره می‌کند و آن اینکه انسان‌ها در مقابل درشتی و خشونت، سرسختی و لجاجت در پیش می‌گیرند. خداوند متعال می فرماید: « به برکت الهی، در برابر ایشان نرم و مهربان شدی، و اگر خشن و سنگ دل بودی از اطرافت پراکنده می‌شدند »‌ (آل عمران،159).
ج. عقلانیت محوری
در جهان بینی توحیدی اسلام، « عقل » و « وحی » دو منبع هدایت بشرند و هر کس و هر گروه که خواهان سعادت دنیوی و اخروی است. باید بکوشد تا از هدایت‌ها و راهنمایی‌های این دو منبع بهره گیرد. کسی که دین محوری و عمل به آموزه‌های دینی را شعار خویشتن قرار می‌دهد گریزی از تمسک به عقل و آموزه‌های عقل سلیم ندارد. پذیرش عقلانیت مداری در عرصۀ تنوع و تکثر فرهنگی نیز نه تنها یک شعار، بلکه تن دادن به تمام لوازم آن است.
برخی از لوازم عقلانیت محوری عبارت است از:
-کنار گذاشتن تعصبات قومی، قبیله‌ای و فرقه‌ای و داشتن روحیۀ نقدپذیر ؛
-در پیش گرفتن رویکردی اندیشمندانه و عاقلانه در مواجهه با پدیده‌ها و جریانات فرهنگی داخلی و خارجی ؛ از این منظر، نه همۀ آنچه امروز در جوامع اسلامی دیده می‌شود قابل دفاع است و نه همۀ آنچه در فرهنگ غرب مطرح است قابل رد و نقد (همان ).
د. انعطاف وپویایی در عین پافشاری بر اصول
محتوای فرهنگ را می‌توان به دو دستۀ ثابت و متغیر تقسیم کرد که بخشی از این به تنوع و تکثر نیازهای آدمی و شیوه‌های گوناگون پاسخ گویی به آنها باز می‌گردد، و بخشی دیگر ناشی از همجواری یک فرهنگ با فرهنگ‌های دیگر و تعامل و تبادل وگاه تزاحم با فرهنگ‌های دیگر است.
حضرت علی (ع) در زمینۀ انعطاف در بر خوردها می فرمایند: « فرزندم، هر گاه در میان قومی بودی آداب آن را پاس دار. »‌ (شرح نهج البلاغه، ج20، ص267) انعطاف‌های عقلایی اسلام و بر خورد پویا و انعطاف پذیر از جمله عوامل جذب افراد به فرهنگ‌های اسلامی در سطح جهانی است.
(برنادشاو‌ ،1950-1856) نویسندۀ معروف انگلیسی، با نظر به پویایی و انعطاف پذیری اسلام می‌گوید:
*من همیشه نسبت به دین محمد (ص) به واسطۀ خاصیت زنده بودن عجیبش، نهایت احترام را داشته ام. به نظر من، اسلام تنها مذهبی است که استعداد برتری و تسلط بر حالت‌های گوناگون و متغیر زندگی و مواجهه با قرون مختلف را دارد. چنین پیش بینی می‌کنم که ایمان به محمد (ص) مورد قبول اروپای فردا خواهد بود (مطهری،1369، ص106).
ه. تأکید برجذب و پرهیز از دفع
مدیران در عرصۀ فعالیت‌های فرهنگی خود، باید بکوشند تا هر چه بیشتر بر تعداد علاقه مندان و شیفتگان به فرهنگ اسلامی بیفزایند ؛ حتی از منظری وسیع تر، باید کوشید تا تمام کسانی که به فرهنگ ادیان توحیدی اعتقاد دارند و وجه مشترکشان در داشتن دین آسمانی و پرستش خدای واحد است. در کنار هم و یار و همکار قرار دهد و با هر بهانه‌ای که باعث تضاد و رویارویی آنها می‌شود، مقابله کند (حاجی ده آبادی، 1382،ص118-95).
یکی از نویسندگان در این زمینه می‌نویسد:
*در حالی که پیامبر اسلام در نماز خود، حتی برای کفار قریش، به ویژه رهبران آنها، دعا می‌کند که به اسلام بگروند و مایۀ تقویت این دین بشوند، ما امروزه عکس این را عمل می‌کنیم ؛ زیرا غالباً عناصری فعال، پویا و آگاه را می‌بینیم که گروه‌های اسلامی را ترک می‌کنند ؛ زیرا این گروه‌ها گنجایش پذیرش آنها و فعالیت‌ها همپای این افراد را ندارند و نمی توانند با آنها کنار بیایند‌ (هشام الطالب، 1381،ص52).
با توجه به این اصول، در ذیل، به برخی از ویژگی‌های مهم هوش فرهنگی از نظر اسلام اشاره می‌شود.
2-21 ویژگی‌های مهم هوش فرهنگی از نظر اسلام
صداقت، وفاداری، انجام تعاملات و ارتباطات فرهنگی بر اساس عدالت، تقدم مصالح معنوی بر مصالح مادی وتقدم مصالح جمعی بر منافع فردی، بهره گیری از روش‌های قرآن همانند حکمت، موعظه و جدال احسن در تبلیغ – همچنین تمسک به فطرت پاک انسانی، تکیه بر مشترکات، تکیه برحکمیت عقل در پذیرش حق، و استماع و اتباع احسن از جمله ویژگی‌های هوش فرهنگی از دیدگاه اسلام است.
یک مسلمان همان گونه که باید با دیگر مسلمانان ارتباطی برمبنای آموزه‌های الهی داشته باشد، باید با غیرمسلمانان نیز ارتباطی با رنگ و بوی خدایی داشته باشد و نباید عزت و سیادت اسلام را با اعمال بد مخدوش کند. هدف از تعامل و ارتباط بین فرهنگ‌ها از دیدگاه اسلام، ترویج دین و دعوت اهل کتاب به دین مبین اسلام است (یوسف زاده،1390، ص95).
یکی از مهم ترین ویژگی‌های هوش فرهنگی در اسلام، سازگاری قوانین ثابت آن با دنیای متغیراست. اسلام تنها شریعتی است که برنامۀ تکامل واقعی حیات را برای بشریت به ارمغان آورده است و تمام جوانب گوناگون زندگی انسان از جمله دانش، سیاست، اقتصاد، اجتماع و فرهنگ را در ضمن قواعدی فراگیر و همگانی در تعالیم خود دارد. از این رو، اهمیت اجتهاد و تلاش برای نوسازی و لزوم استمرار آن بیش از پیش آشکار می‌شود ؛ زیرا مجتهد یا نظریه پرداز با در نظر گرفتن این قواعد و اصول شامل، حکم تغییرات نوین را مشخصمی کند و بدین سان، اسلام را همراه با دیگر تحولات و تغییرات جامعه ، همسو و هماهنگ ارائه می‌دهد و تبلیغاتی که شعار انحصار دین در محدودۀ مناسک دینی و عبادات ظاهری و راندن آن از گسترۀ حیات را سر می‌دهند، ریشه کن می‌کند (عبدلی،1387).
به دلیل آنکه اسلام دینی جهانی و فرا ملی است که همچون چتری بر سر همۀ اقوام و ملل سایۀ پر مهر خود را گسترانده است، در ادامه راهبردهای این دین در حوزۀ فرهنگ فرا ملی تبیین می‌گردد.

2-22 راهبردهای اسلام در حوزۀ فرهنگ ملی و فرا ملی
برای تبیین راهبردهای اسلام در حوزۀ فرهنگ فرا ملی، ابتدا لازم است مقدمه‌ای ذکر شود:
اسلام دینی « اجتماعی » است و احکام آن یک رشته اصول به هم پیوسته‌ای را بنا می‌نهد که تمام روابط یک مسلمان (رابطه با خدا و دیگر انسان‌ها و همۀ امورش) را شامل می‌شود: از این رو، اسلام در عین آنکه یک دین و مجموعۀ « اخلاقی » است، یک نظام « حقوقی » نیز هست و این سومین عنصری است که ویژگی‌های اسلام را کامل می سازد‌ (سلیمی، 1382، ص 81-96).
اجتماعی بودن اسلام ویژگی بر جسته‌ای است که آن را دین عملی و واجد یک نظام حقوقی کاملاً انسانی ساخته است. تأثیر اسلام بر جامعۀ عربی اعجاب انگیز بوده و قلمرو این تأثیر قابل اندازه گیری نیست. انقلاب اسلام به جامعۀ عرب هویت بخشید و برای آنان سازمان خانواده، قوانین جزایی، معاملات تجاری، قراردادها و قانون‌های گوناگون و تعهد با این عناوین را به ارمغان آورد. و از قبایل پراکندۀ عرب، امتی واحده ساخت. با ایجاد دولت مرکزی مبتنی برحاکمیت قانون، مصالح عامه، و حقوق بنیادین بشر، همواره از برادری انسانی و صلح جهانی حمایت کرد. و از همان روزهای آغازین حکومت اسلامی، فکر و اندیشۀ همزیستی مسالمت آمیز را مطرح نمود‌ (همان ).
باتوجه به آنچه ذکر شد، به این مطلب رهنمون می‌شویم که دین مبین اسلام با عناصر تمدنی و فرهنگی به شکل تأسیس صرف بر خورد نکرد، بلکه نقش تنظیمی را نیز برعهده گرفته وکوشیده است تا ضمن حفظ عناصر مثبت و سازندۀ موجود، آن را در شبکۀ اصلی توحیدی خود باز سازی کند ؛ کاری که در عصر حاضر می‌بایست عالمان و دانشمندان اسلامی در ادامۀ نقش فعال خود انجام دهند و با تعامل سازنده، عناصر فرهنگی و تمدنی موجود در جوامع انسانی را بگیرند و به بازسازی در ساختار و قالب توحیدی اقدام ورزند. در حقیقت، جنبۀ انعطافی اسلام این فرصت را در گذشته و در حال حاضر به اسلام داده است تا به آسانی با مقتضیات و شرایط زمانی و مکانی کنار بیاید و عامل مهمی در پیشرفت کمی و کیفی جوامع اسلامی‌ شود.
نتیجه این که اسلام به عنوان آخرین دین آسمانی برای هدایت بشری، از همۀ ظرفیت‌ها و توانمندی‌ها برای بقا و جاودانگی تا پایان دنیا برخوردار است. از این رو، می‌تواند چونان گذشته، با عناصر فرهنگی و تمدنی برخوردی فعال و سازنده داشته باشد و عناصر مثبت و سازندۀ فرهنگی و تمدنی بشری را گرفته، با بازسازی آنها، درشبکه توحیدی با خود همراه نماید. تنها چیزی که برعهدۀ اندیشمندان و عالمان اسلامی است، بهره گیری ازمعیارها و موازین قرآنی برای چگونگی تعامل با عناصر بیرونی و جهانی است. این بدین معناست که اسلام می‌تواند همانند دیروز، برای امروز و فردا، برنامۀ هدایت باشد. بدون آنکه با دستاوردهای بشری درگیر شود‌ (مطهری، 1379، ص 245 ).
در حقیقت، در اسلام و قرآن عناصری نهفته است که می‌تواند تا آخر زمان و پایان تاریخ، آدمی را در مسیر درست قرار دهد و با دستاوردهای بشری در همۀ حوزه‌های ملی و فرا ملی از قبیل فرهنگ، اقتصاد، سیاست و مدیریت تعامل سازندهای از خود نشان دهد‌ (منصوری، 1389 ).
در ادامه، به برخی از راهبردهای اسلام در بهره برداری مؤثر از هوش فرهنگی در حوزۀ فراملی اشاره می‌شود:
1.حفظ استقلال مسلمانان
تنظیم روابط اجتماعی حکومت اسلامی و مسلمانان با جوامع مختلف، نباید به گونه‌ای باشد که سبب وابستگی و سر سپردگی مسلمانان گردد، به گونه‌ای که استقلال جامعۀ اسلامی را به خطر اندازد. این از خود بیگانگی و خود باختگی همواره امری مذموم در اسلام شمرده شده است‌ (هود: 13، بقره 107، نساء 141 ).
2.حفظ سیادت اسلامی
این راهبرد برگرفته از اصل « الاسلام یعلو ولایُعلی علیه » بوده و در حقوق اسلامی همواره مطرح است. این اصل به معنای تعصب‌های نژادی و مذهبی نیست، بلکه به معنای حفظ عزت اسلامی در شئون گوناگون اجتماعی است که هیچ گاه نباید با تسلط غیرمسلمانان بر مراکز حساس تضعیف گردد.با توجه به این اصل، می‌توان بسیاری از احکام و دیدگاه‌های محدود سازندۀ اسلام در خصوص اقلیت‌های دینی در جامعۀ اسلامی را تبیین نمود‌ (منافقون: 8 ؛ آل عمران: 118).
3.اجرای قوانین واحکام اسلامی
قوانین و احکام اجتماعی اسلام ملاک عمل و برخورد با اقلیت‌های دینی در جامعه اسلامی است. قانون « ذمه » یکی از این موارد است. اقلیت‌های دینی و مسلمانان باید به این قوانین احترام بگذارند و حکومت اسلامی هم باید در اجرای آنها جدی باشد.
4.گسترش و تعمیق ارزش‌های اسلامی
ایجاد محیطی امن و آرامش بخش برای زندگی مسالمت آمیز اقلیت های دینی به این معنا نیست که امکان دعوت اسلامی و گسترش و تعمیق ارزش‌های اسلامی کم رنگ شود و مانعی برای بیان حقایق دینی و دعوت انسان‌ها به اسلام به وجود آید.
5.حفظ تمامیت ارضی جامعۀ اسلامی
اگر چه مفهوم « امت اسلامی » با محدویت‌های جغرافیایی همخوانی ندارد، اما با تشکیل حوزه‌هایی به نام « کشور » و « ملت » و تبیین حقوق مربوط به آنها، تمامیت ارضی جامعۀ اسلامی یکی از اصول غیر قابل نقض به شمار می آید که همه باید به آن احترام بگذارند.
( ممتحنه: 8) ؛ خدا شما را از دوستی آنان که با شما در دین، قتال نکرده و شما را از دیارتان بیرون نرانده اند نهی نمی کند تا از آنها بیزاری بجویید، بلکه با آنها به عدالت و انصاف رفتار کنید که خدا اهل عدالت را دوست دارد.
به حکم این آیۀ شریفه و آنچه پیش از این ذکر شد، می‌توان نتیجه گرفت که اسلام مسلمانان ر
ا نسبت به غیرمسلمانان موظف می سازد تا زمانی که ایشان اقدام به توطئه نکرده اند، اخلاق نیک و عدل اسلامی را در ارتباطات خود پیشه کنند و حقوق انسانی و اجتماعی غیر مسلمانان را رعایت نمایند‌ (قانون اساسی، 1368، اصل 14، ص 25) . و احترام متقابل را سر لوحۀ کار خویش سازند‌ (با هنر، 1383، ص 99-97 ).
6.احترام به قوانین بین الملل
یکی از اموری که نقش مهمی در حفظ و تأمین صلح جهانی و برقراری رابطۀ مسالمت آمیز بین دولت‌ها و کشورها دارد احترام به تعهدات و قوانین بین الملل و پایبندی به توافقاتی است که یک کشور با دولت‌های دیگر منعقد کرده است. تاریخ سیاسی جهان نشان می‌دهد که منشأ بسیاری از جنگ‌ها و نزاع‌های سیاسی، زیر پا گذاشتن تعهدات بین المللی و نقض قوانین بین کشورها بوده است.
تاریخ زندگانی پیامبر اکرم (ص) در مدت اقامتشان در مدینه و طول مدت ادارۀ حکومت اسلامی، مؤید این مطلب است که احترام و پای بندی به تعهدات و پیمان‌ها با سران قبایل، از اصول تخلف ناپذیر آن حضرت بوده است. برخورد ایشان با مشرکان مکه، یهودیان مدینه، نصارای نجران و دیگر اقوام و ملل، همگی شاهدی براین مدعاست (همان ).
همان گونه که ذکر شد، در ادبیات رایج غربی، هوش فرهنگی دارای مؤلفه‌هایی همچون شناختی، فرا شناختی، انگیزشی و رفتاری است، اما باید دید نظر اسلام در این باره چیست و مؤلفه‌هایی برای بهره گیری مؤثر از این هوش به کار می‌گیرد ؟
2-23 مؤلفه‌های هوش فرهنگی از نظر اسلام
همزمان با طلوع خورشید اسلام، تمدن‌هایی در حال فروپاشی بودند. اسلام به تمام عناصر فرهنگی این تمدن‌ها مانند عرب‌ها، سریانی‌ها، یونانی‌ها و حتی هندی‌ها و قسمتی از چینی‌ها، انسجام و سازگاری بخشید (مطهری، 1377،ص375).
مسلمانان در پرتو تعالیم سازندۀ قرآن کریم و تربیت‌های عالی پیامبر اکرم (ص) از چنان روحیۀ بردباری و بزرگ منشی برخوردار بودند که دنیای اسلام بسان پناهگاه امنی برای افراد وگروه‌های گوناگـون از فـرهنگ‌ها و ملیت‌های گوناگون در آمـد. هـر دانشمندی که در سـرزمین خود احسـاس نا امنی می‌کرد، جهان اسلام را پناهگاه امن خود می‌دانست و با مجموعه علم و دانش خود به تمدن اسلامی می‌پیوست و دانش و فضل خود را به آن عرضه می‌کرد. این سرمایه‌های فرهنگی در بانک فرهنگی اسلام نه تنها صدمه‌ای نمی‌دید، بلکه از سود مشروعی هم بهره مند می‌شد و افزایش می‌یافت (همان ).
ازسوی دیگر، بررسی آیات قرآن و روایات معصومان (ع) نشان می‌دهد اسلام به موضوع برقراری ارتباط و تفاهم بین فرهنگ‌های متنوع و ادیان الهی، توجه ویژه‌ای دارد ؛ چندان که می‌توان گفت: قرآن کتاب گفت وگوست ؛ گفت وگوی خدا با پیامبر (ص) فرشتگان، مؤمنان وکافران.
از مطالبی که گذشت، نتیجه می‌گیریم که می‌توانیم برخی ازمؤلفه‌های هوش فرهنگی را از نظر اسلام شناسایی و استخراج نمائیم : این مؤلفه‌ها عبارتند از:
1.تأکید بر وحدت ادیان
ادیان آسمانی در همۀ ادوار تاریخی، از مبدأ واحدی سرچشمه گرفته اند و در اصل آنها اختلافی وجود ندارد. در برخی ویژگی‌ها و احکام فرعی به تدریج، اختلاف‌هایی پدید آمده است. این وجوه بعضاً متفاوت، بنا به حکمت و لطف الهی و اقتضای شرایط زمان و مکان، بوجود آمده است. این تشریعات در احکام فرعی موجب گردید دین یگانه، صورت‌ها، نام ها و عناوین گوناگون بیابد. می‌توان گفت: این ادیان آسمانی علاوه بر اشتراک در اصول اعتقادی، در برخی فروع نیز مشترکاتی دارند.

دیدگاهتان را بنویسید