تحقیق درباره سرمایهی اجتماعی

0 Comments

Chou(+) سرمایهی اجتماعی با تأثیر مثبت بر سرمایهی انسانی، نوآوری و توسعهی مالی باعث افزایش رشد اقتصادی می گردد.

13 تهران-ایران 1385 جاجرمی و فیروز آبادی(+) رابطهی مثبت میان سرمایهی اجتماعی و توسعه یافتگی وجود دارد.
14 ایران 1386 رنانی و دیگران(+) نرخ رشد اقتصادی علاوه براینکه تابع سطح مطلق سرمایهی اجتماعی باشد، تابع تغییرات سطح سرمایهی اجتماعی می باشد.
15 ایران 1386 رحمانی و دیگران(+) اعتماد تعمیم یافته اثر مثبت و معنادار بر رشد اقتصادی می گذارد، اما مقدار آن اندک می باشد.
16 نظری 2008 Bartolini and Bonatti(-) تخریب سرمایهی اجتماعی، رفاه افراد را کاهش می دهد ولی لزوماً باعث کاهش تولید ناخالص داخلی نمی گردد.
17 نظری 2008 Bartolini and Bonatti(-) توسعهی فعالیت های بازار، اثر منفی بر سرمایهی اجتماعی دارد.
18 تمام کشورها 2008 Sawada and Ishise(-) سرمایهی اجتماعی، ارتباط معکوس با سطح توسعه دارد.
19 چین 2009 Chou and Chow(+) سرمایهی اجتماعی، اثر مثبت بر اشتغال، یکپارچگی اقتصادی و نرخ مشارکت نیروی کار دارد.
20 ایران 1388 صمدی(+) حقوق مالکیت و کاهش سرمایهی اجتماعی از موانع نهادی توسعهی مالی می باشند.
21 ایتالیا 2009 Antoni(+) روابط اجتماعی با دوستان و دیگران و مشارکت های اجتماعی داوطلبانه، تأثیر مثبت بر رفاه اقتصادی خانوار دارد.
22 نظری 2009 Correani et al(+) سرمایهی اجتماعی اثر مثبت بر مقدار پسماند سولو (A) دارد.
23 اروپا 2009 Akcomak and Weel(+) سرمایهی اجتماعی با تأثیر مثبت بر نوآوری باعث پیشرفت تولید خواهد شد.
24 آمریکا 2009 Shidele and Kraybill(+) سرمایهی گذاری در سرمایهی اجتماعی، بدون توجه به منافع آینده روی می دهد و ویژگی های شخصی بر سطح و تغییرات سرمایهی گذاری تأثیر می گذارد و نهادها در تعیین رفتار سرمایه گذاری سرمایهی اجتماعی تأثیر می گذارند.
25 فیلیپین 2010 Labbone and Chase(+) اعتماد و کاهش هزینه های مبادله، همبستگی مثبت دارند و کاهش هزینه های مبادله از طریق افزایش اعتماد منجر به افزایش رشد اقتصادی گردیده است.
26 نظری 2010 Roseta-Palma et al(+) سرمایه اجتماعی به عنوان کالای عمومی اثر مثبت بر محیط زیست دارد.
مأخذ: یافته های تحقیق

باومن و شنایدر (1999) در مقاله ای با عنوان “آوردن پوتنام به مناطق اروپایی: ارتباط یا عدم ارتباط سرمایهی اجتماعی با رشد اقتصادی” در چارچوب رویکرد تجربی از یک الگوی کمّی کلان رشد اقتصادی نئوکلاسیکی برای مناطق اتحادیه اروپا استفاده کرده ونشان داده اند که اثر عوامل مختلف فرهنگی بر رشد اقتصادی معنادار نیست و اثرات این گونه عوامل مانند سرمایهی اجتماعی بر رشد اقتصادی ضعیف می باشد. داده های مورد استفاده در این مطالعه به صورت مقطعی بوده است.

وایتلی (2000) در مقاله ای با عنوان “سرمایهی اجتماعی و رشد اقتصادی” به بررسیرابطه میان سرمایهی اجتماعی و رشد اقتصادی برای 34 کشور بر طبق داده های دوره 1992-1970، با استفاده از الگوی رشد اقتصادی نئوکلاسیکی تعدیل شده می پردازد. وی نشان می دهد که سرمایهی اجتماعی بر رشد اقتصادی تأثیر مثبت می گذارد و به همان مقدار که سرمایهی انسانی یا آموزش در الگوی رشد درون زا اهمیت دارد، سرمایهی اجتماعی نیز اهمیت دارد.
روتلدج و آمسبرگ (2002) در مطالعه ای با عنوان “سرمایه اجتماعی و رشد اقتصادی” درچارچوب مطالعهی نظری، سرمایه اجتماعی را دریک الگوی ساده رشد، تعریف و بررسی کرده اند. حداکثر کردن درآمدهای بدست آمده افراد از تجارت (مبادله) در طول زندگی، از فروض این الگو است و هرکدام از طرفین مبادله، ساختارمعمای زندانی در نظریهی بازی ها را دارند.
در این مطالعه، تجارت در الگوی رشد تدوین شده است و ارتباط میان رشد، تحرک نیروی کار و سرمایه اجتماعی بررسی شده است.
نتیجه این مطالعه این است که نقطهی تعادل در این الگو، تجارت های همکاری جویانه می باشد. علاوه بر این، محققین نتیجه گرفته اند که واکنش نیروی کار به تکانه نوآوری، بر هر دو عامل کارایی نیروی کار و سرمایه اجتماعی تأثیر می گذارد که این عوامل بر رشد اقتصادی مؤثر هستند.
اسویندسون (2003) در مطالعه ای با عنوان “سرمایهی اجتماعی، فساد و رشد اقتصادی: اروپای شرقی و غربی” در چارچوب مطالعهی نظری و تجربی و با استفاده از داده های پانل به این نتیجه رسیده است که تمرکزگرایی در سیاست باعث ایجاد فساد می گردد و فساد، اعتماد مردم را به دولت کم می کند و همین امر باعث کاهش سرمایهی اجتماعی و اعتماد میان افراد جامعه می شود. در این مطالعه، اعتماد به عنوان متغیر سرمایهی اجتماعی مورد استفاده قرار می گیرد و با کاهش سرمایهی اجتماعی، رشد اقتصادی هم کاهش پیدا می کند.
این محقق با مقایسه جداول مربوط به میانگین وزنی فساد و اعتماد کشورها به این نتیجه رسیده است که کشورهایی که سطح فساد بالاتری را دارند (مانند کشورهای اروپای شرقی)، با سطح پایین تری از اعتماد همراه می باشند. در این مطالعه سطح پایین اعتماد (اعتماد عمومی و مشارکت های مدنی)، با سطح کمتری از تولید ناخالص داخلی سرانه ارتباط دارد. در کشورهای شمالی اتحادیهی اروپا، فساد کمتری وجود دارد و اعتماد جامعه با سطح تولید ناخالص داخلی سرانه همبستگی مثبت دارد.
باربیری (2003) در مطالعه ای با عنوان “سرمایهی اجتماعی و خود اشتغالی” به این نتیجه رسیده است که میزان انباشت سرمایهی اجتماعی در افرادی که از لحاظ مهارت متفاوت هستند بسیار متغیراست و افرادی که در سطح بالای مهارت های کاری قرار دارند، میزان انباشت سرمایهی اجتماعی آنها بالاتر است و بر زندگی و تجربه های کاری آنها مؤثر است. همچنین آنها می توانند از انباشت سرمایهی اجتماعی خود در جهت پیشرفت کیفیت مالی و روحی زندگی خود استفاده کنند و در نهایت، وی سرمایهی اجتماعی را عاملی مؤثر بر نابرابری اجتماعی می داند که نمی توان آن را نادیده گرفت. دادهای مورد استفاده در این مطالعه به صورت مقطعی و مربوط به سال 2000 می باشد و از روش تحلیلی شبکه ای و رگرسیون های لاجستیکی برای تخمین استفاده شده است.
آیر و همکاران (2005) در مطالعه ای با عنوان “سرمایهی اجتماعی، رشد اقتصادی و توسعه منطقه ای” به بررسی ارتباط میان سرمایهی اجتماعی، عمکرد اقتصادی و توسعهی منطقه ای در آمریکا پرداخته اند؛ تفاوت مطالعهی آنها با مطالعات پیشین این است که آنها توسعهی منطقه ای را به مطالعات خود اضافه کرده اند و از داده های مقطعی مربوط به سرمایهی اجتماعی پیمایش پایه ای انجمن های سرمایهی اجتماعی در سال2000 استفاده نموده اند. افراد مورد مطالعه، 24000 نفر بوده اند که متعلق به 40 انجمن در سطح آمریکا بودند و در 9 منطقه توزیع شده بودند. این محققین از روش تحلیل چند متغیری برای بررسی تعیین کننده های اقتصادی و اجتماعی سرمایهی اجتماعی بهره برده اند و نشان داده اند که آموزش، مهمترین و عمده ترین عامل شاخص های سرمایهی اجتماعی است و سرمایه اجتماعی بر رشد اقتصادی و توسعهی منطقه ای اثر مثبت می گذارد.
ودهاوس (2006) در مطالعه ای با عنوان “سرمایهی اجتماعی و توسعهی اقتصادی در مناطق استرالیا: مطالعه موردی” رابطهی میان سرمایهی اجتماعی و توسعهی اقتصادی دو شهر کوچک استرالیا را طی دورهی 2002-2001 مورد مطالعه قرارداده است؛ مطالعهی وی با این فرضیه شروع می شود: شهری که سرمایهی اجتماعی بالاتری دارد از توسعهی اقتصادی بالاتری هم برخوردار می باشد. همچنین بیان می کند که سرمایهی اجتماعی اثر تصادفی مثبتی را بر توسعهی اقتصادی می گذارد. وی در نهایت، ادعای خود را مبنی بر اینکه سطوح بالاتر سرمایهی اجتماعی در یک جامعهی منطقه ای کوچک، اثر مثبتی بر سطح توسعهی اقتصادی دارد، اثبات می کند.

چو(2006) در مطالعه ای با عنوان “سه الگوی ساده از سرمایهی اجتماعی و رشد اقتصادی” سه الگوی نظری از اثرگذاری سرمایهی اجتماعی بر رشد اقتصادیارائه کرده است. در این الگوها، تأثیرگذاری سرمایهی اجتماعی بر رشد اقتصادی از سه کانال است: 1- تأثیر بر انباشت سرمایهی انسانی و رشد 2- تأثیر بر توسعهی مالی از طریق اثرات آن بر اعتماد اجتماعی و هنجارهای اجتماعی3 – تسهیل شبکه سازی بین بنگاه ها و خلق نوآوری و تکنولوژی.
وی در این مطالعه، الگوهای ایستای مقایسه ای و الگوهای پویا از تأثیر گذاری سرمایهی اجتماعی بر رشد اقتصادی را بیان کرده است که می توانند علت تفاوت بین سرمایهی اجتماعی و رشد اقتصادی مناطق مختلف کشورها را توضیح دهند. بنابراین نتیجهی نظری این مطالعه این است که سرمایه اجتماعی بر رشد اقتصادی اثر مثبت می گذارد.
چو پیشنهادی برای تقویت سرمایهی اجتماعیارائه داده است که به این صورت است: بخشی از مالیات، که بر بخش تولید نهایی اعمال شده است به افرادی اختصاص داده شود که در فعالیت های گروهی شرکت می کنند‌‌‌‌ [که این امر به نوبه خود در تقویت سرمایهی اجتماعی کمک می کنند] و این امر می تواند مشوقی برای ایجاد سرمایهی اجتماعی باشد.
بارتولینی و بوناتی (2008) در مطالعه ای با عنوان “نقش سرمایهی اجتماعی در تقویت عامل بهره وری: آیا تخریب آن باعث تضعیف تولید ناخالص داخلی سرانه می گردد؟” با توسعهی الگوی سولو-رمزی، نشان داده اند که تخریب سرمایهی اجتماعی، رفاه افراد را کاهش می دهد ولی لزوماً باعث کاهش تولید ناخالص داخلی در وضعیت پایا نمی شود. هنگامی که سرمایهی اجتماعی کاهش پیدا می کند، افراد جامعه مخارج بیشتری برای حفاظت از مالکیت و اجرای قراردادها تجربه می کنند. به عبارت دیگر سهم بیشتری از تولید ناخالص داخلی برای جلوگیری از تخریب سرمایهی اجتماعی که باعث کاهش بهره وری می شود اختصاص پیدا می کند و این محققین، ملاحظه کرده اند که توسعهی فعالیت های بازار، اثر منفی بر ایجاد
سرمایهی اجتماعی می گذارد.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ایشیسه و ساوادا (2008) در مطالعه ای با عنوان “بازدهی کلی سرمایهی اجتماعی: تخمین هایی بر اساس تعمیم الگوی سولوی تعمیم یافته ” از طریق تعمیم الگوی سولوی تعمیم یافته، کشش تولید نسبت به سرمایهی اجتماعی و نرخ استهلاک سرمایهی اجتماعی را تخمین زده اند و کشش تولید نسبت به سرمایهی اجتماعی را، 1/. بدست آورده اند که کشش تولید سرمایهی اجتماعی نسبت به سرمایهی های انسانی و فیزیکی کوچکتر است. داده های مورد استفاده به صورت پانل طی دورهی 2000-1960 بوده است. همچنین این محققین نشان داده اند که ارزش متوسط بازدهی ضمنی سرمایهی اجتماعی تقریباً 19.11% می باشد که اثر مثبت و معناداری بر رشد اقتصادی دارد.
در حالی که ارتباط نظام واری بین بازدهی کل تولید سرانه ناخالص داخلی و بازدهی
سرمایهی انسانی و فیزیکی وجود ندارد، بازده کل سرمایهی اجتماعی ارتباطی منفی با سطح توسعه دارد.
بارتولینی و بوناتی (2008) در مطالعه ای با عنوان “رشد درون زا، کاهش در سرمایهی اجتماعی و توسعه فعالیت های بازار” با استفاده از الگوی ریاضی، این فرضیه را بررسی می کنند که توسعه فعالیت های بازار، ایجاد سرمایهی اجتماعی را تضعیف می کند و بنگاه ها می توانند بر ساز و کارهای رسمی کنترل و اجرا جهت جایگزینی برای سرمایهی اجتماعی (اعتماد، وجدان کاری و صداقت) سرمایه گذاری کنند.
این محققین، با توسعهی الگوی سولو- رمزی نشان می دهند وقتی که سرمایهی اجتماعی در حال تخریب باشد، اقتصاد رشد بیشتری خواهد داشت و این رشد با تخریب بیشتر سرمایهی اجتماعی دوام پیدا خواهد کرد و همچنین، هنگامی که نرخ رشد اقتصادی در تعادل بالاتر باشد، خدماتارائه شده توسط بازار، جانشین کامل خدماتارائه شده توسط سرمایهی اجتماعی می شود. نتیجه نهایی این مطالعه، این است که نظام سرمایه داری می تواند باعث فرسایش سرمایهی اجتماعی گردد ولی نمی توان گفت که فرسایش سرمایهی اجتماعی باعث رشد اقتصادی می شود.
چو و همکاران(2009) در مطالعه ای با عنوان “نقش سرمایهی انسانی و سرمایهی اجتماعی در یکپارچگی اقتصادی تازه واردین از چین به هنگ کنگ” به بررسی نقش سرمایهی انسانی و سرمایهی اجتماعی (به صورت همزمان) در یکپارچگی اقتصادی مهاجران وارد شده از چین به هنگ کنگ که از مهاجرت آنها 6 ماه بیشتر نگذشته است، پرداخته اند و به این نتیجه رسیده اند که ارتباط مثبت میان سرمایهی اجتماعی، سرمایهی انسانی و وضعیت اشتغال تازه واردین به منطقه هنگ کنگ وجود دارد.
این محققین با پی گیری این مطالعات و بررسی ارتباط پویای میان سرمایهی اجتماعی و یکپارچگی اقتصادی در میان این گروه از تازه واردین به این نتیجه رسیده اند که سرمایهی اجتماعی بخصوص شبکه های دوستی نقش مهم تری در یکپارچگی اقتصادی تازه واردینی که یک تا دو سال از ورود آنها می گذرد، ایفا می کند.
داده های مورد استفاده به صورت مقطعی و نمونه های تصادفی از مهاجرین بوده است.
آکومک و ویل (2009) درمطالعه ای با عنوان “سرمایهی اجتماعی، نوآوری و رشد اقتصادی: شواهدی از اروپا” بر مبنای الگوی ریاضی و تجربی به بررسی رابطه متقابل میان نوآوری، سرمایهی اجتماعی و رشد اقتصادی پرداخته اند. این محققین از روش سه مرحله ای حداقل مربعات برای 102 منطقه اتحادیه اروپا طی دوره 2002-1990 استفاده نموده اند و به این نتیجه رسیده اند که سرمایهی اجتماعی از طریق اثر مثبت بر نوآوری، باعث پیشرفت تولید در اقتصاد خواهد شد و اثر آن بر رشد اقتصادی غیر مستقیم است و چون نوآوری یک فعالیت مخاطره آمیزی می باشد، وقتی افزایش پیدا می کند که اعتماد افراد به همدیگر (سرمایهی اجتماعی) بالا باشد.
کوریانی و همکاران (2009) در مطالعه ای با عنوان “رشد و سرمایه اجتماعی: یک الگوی پویا”، همکاری و تعاون بین بنگاه ها را در قالب یک الگوی رشد، مورد تجزیه و تحلیل قرار داده اند. الگوی رشد مورد استفاده، الگوی رشد سولو بوده است و آن را در دو نسخه تنظیم کرده اند: نسخهی اول یک الگوی سنتی از کاهشی بودن بازده سرمایهی فیزیکی بوده است و نسخهی دوم در قالب بازده ثابت سرمایهی فیزیکی که با یادگیری در حین کار و مراحل سر ریز دانش همراه می باشد. این محققین با متمرکز کردن منابع در دسترس بنگاه (به عنوان عوامل تولید) و تحلیل پویای الگو، نشان داده اند که تعاون و همکاری بین بنگاه ها می تواند بهره وری عوامل و نرخ رشد اقتصادی را در بلند مدت افزایش دهد. الگوهایارائه شده ثابت می کنند که نظام تولیدی سنتی در حالت پایا می تواند با سطوح پایین سرمایهی اجتماعی و تعاون دوام بیاورد، اما بخش هایی که از لحاظ تکنولوژیکی نسبت به بقیه پیشرفته تر هستند، وجود این عامل را برای ادامه حیات خود واجب می دانند.
روزتا-پالما و همکاران (2010)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *