منابع پایان نامه با موضوع قصاص، فرهنگ اصطلاحات، جبران خسارت، علوم پزشکی

۱۲۸.باریکلو، جبران خسارت بدنی در فقه اسلامی، صص ۱۶ _ ۱۵.
۱۲۹. ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج ۴، ص ۳۴۷.
۱۳۰. الزَّبیدی، تاج العروس، ج ۳۹، ص ۶۰؛ مجمع اللغهالعربیه بالقاهره، المعجم الوسیط، ج ۲، ص ۶۰۷.
۱۳۱. ابن سیده، المحکم والمحیط الأعظم، ج ۲، ص ۲۹۱؛ الفراهیدی، کتاب العین، ج ۲، ص ۱۹۳؛ ابن سیده، المخصص، ج ۱، ص ۴۲۳؛ ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۵، ص ۶۸.
۱۳۲. أبو البقاء، الکلیات معجم فی المصطلحات والفروق اللغویه، ص ۵۹۸؛ الفیروزآبادى، القاموس المحیط، ص ۱۳۱۲؛ الزَّبیدی، همان.
۱۳۳. مجمع اللغهالعربیه بالقاهره، المعجم الوسیط، ج ۲، ص ۶۰۷.
۱۳۴. الجعفری، دیه ما فی جوف الإنسان من الاعضاء، ص ۵.
۱۳۵.قلعهجی – قنیبی، معجم لغه الفقهاء، ص ۳۱۵.
۱۳۶.ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج ۴، ص ۱۹۹.
۱۳۷. ابن الأثیر، النهایه، ج ۴، ص ۲۹۷؛ابن منظور، لسان العرب،ج ۱۳، ص ۳۹۹.
۱۳۸. الرازی، مختار الصحاح، ص ۱۸۸.
۱۳۹. السیوطی، معجم مقالید العلوم فی الحدود والرسوم، ص ۱۸۲.
۱۴۰. ابن عابدین، رد المحتار، ج ۶، ص ۶۹؛ الماوردی، الحاوی الکبیر، ج ۱۸، ص ۳۱۱.
۱۴۱. الشریبنی، مغنیالمحتاج، ج ۴، ص ۸۱؛ عبد الرحمن المقدسی، الشرح الکبیر، ج ۹، ص ۵۸۳.
۱۴۲.مردوخی، فرهنگ اصطلاحات علوم پزشکی، برگرفته از فرهنگ اصطلاحات علمی و فنی مگ گروهیل، ص ۳۲۶.
۱۴۳. ابن درید، جمهره اللغه، ج ۱، ص ۴۸۹ و ج ۲، ص ۱۰۴۳؛القاضی عیاض، مشارق الأنوار على صحاح الآثار، ج ۱، ص ۱۶۵؛ ابن سیده، المحکم والمحیط الأعظم، ج ۷، ص ۵۶۳؛ابن منظور، لسان العرب، ج ۹، ص ۳۵.
۱۴۴. الجوهری، الصحاح تاج اللغه وصحاح العربیه، ج ۴، ص ۱۳۳۹.
۱۴۵. ابن سیده، همان، ص ۵۶۲.
۱۴۶. مجمع اللغه العربیه بالقاهره، المعجم الوسیط، ج ۱، ص ۱۴۸.
۱۴۷. ابن سیده، همان.
۱۴۸. الفیومی، المصباح المنیر، ج ۱، ص ۱۱۵.
۱۴۹. ابن ماجه، سنن ابن ماجه، ج ۲، ص۱۲۳۷، ح ش: ۳۷۶۰؛ابن حِبَّان، صحیح ابن حبان محققاً، ج ۱۳، ص ۹۵،ح ش: ۵۷۷۹؛ آلبانی این حدیث را صحیح دانسته است: الآلبانی، صحیح و ضعیف سنن ابن ماجه، ج ۸، ص ۲۶۰. «لَأَنْ یَمْتَلِئَ جَوْفُ أَحَدِکُمْ قَیْحًا خَیْرٌ لَهُ مِنْ أَنْ یَمْتَلِئَ شِعْرًا»: البُخاری، صحیح البخاری، ج ۸، ص ۳۶،ح ش: ۶۱۵۴ .
.۱۵۰البُخاری، صحیح البخاری، ج ۸، ص ۹۲، ح ش: ۶۴۳۶.
۱۵۱. التّرْمذِی، سنن الترمذی، ج ۲، ص ۱۸۹، ح ش: ۳۵۷. آلبانی گفته این حدیث ضعیف است: الآلبانی، صحیح وضعیف سنن الترمذی، ج ۱، ص ۳۵۷.
۱۵۲. ابن المبارک، الزهد والرقائق، ص ۱۰۷، ح ش: ۳۱۷.
۱۵۳. النَّسائی، سنن النسائی، ج ۶، ص ۱۳، ح ش: ۳۱۱۰؛ البُخاری، الأدب المفرد بالتعلیقات، ص ۱۴۶، ح ش: ۲۸۱؛ البیهقی، السنن الکبرى، ج ۹، ص ۲۷۱، ح ش: ۱۸۵۰۸. آلبانی این حدیث را صحیح دانسته است: التبریزی، مشکاه المصابیح، ج ۲، ص۱۱۲۵، ح ش: ۳۸۲۸.
۱۵۴. ابن درید، جمهره اللغه، ج ۱، ص ۴۸۹؛ ابن منظور، لسان العرب، ج ۹، ص ۳۴؛ القاضی عیاض، مشارق الأنوار على صحاح الآثار، ج ۱، ص ۱۶۵.
۱۵۵. مسلم بن الحجاج، صحیح مسلم،ج ۴، ص۲۰۱۶، ح ش:۲۶۱۱.
۱۵۶. الفیومی، المصباح المنیر، ج ۱، ص ۱۱۵.
۱۵۷. قلعه جی – قنیبی، معجم لغه الفقهاء، صص۱۵۷ و ۱۶۲.
۱۵۸. النسائی، همان، ج ۸، ص ۵۷، ح ش:۴۸۵۳.
۱۵۹. ابن منظور، همان، ص ۳۵.
۱۶۰. ابن قدامه، المغنی، ج ۸، ص ۴۷۵؛مالک، المدونه، ص ۵۶۶.
۱۶۱.الشیرازی، المهذب، ج ۳، ص ۲۱۷؛الماوردی، الحاوی الکبیر، ج ۱۲، ص ۷۲؛ النووی، المجموع، ج ۱۹، ص ۷۲؛ العمرانی، البیان، ج ۱۱، ص ۵۱۱؛ النووی، روضه الطالبین و عمده المفتین، ج ۹، ص ۱۶۵.
۱۶۲. انتهای راست روده که سوراخ مقعد است.
۱۶۳.الشافعی، الأم، ج ۶، ص ۸۶.باید توجه داشت که مقصود از این محلها داخل آن است، که این با توجه به معنای لغوی جوف و نیز خود متن آنجا که آمده: «به جوف برسد از هر ناحیه که باشد از پهلو یا پشت یا شکم …» قابل فهم است.
۱۶۴. زکریا الأنصاری، فتح الوهاب، ج ۲، ص ۶۴؛ الغزالی، الوسیط فی المذهب، ج ۶، ص ۳۳۵؛الشربینی، مغنی المحتاج، ج ۴، ص ۷۸؛ الرملی، غایه البیان، ص ۲۹۴؛ زکریا الأنصاری، الغرر البهیه، ج ۵، ص ۳۱.
۱۶۵. زکریا الأنصاری، فتح الوهاب، ج ۲، صص۱۶۹ _ ۱۶۸.
۱۶۶. الرملی، غایه البیان، ص ۲۹۴؛ زکریا الأنصاری، الغرر البهیه، ج ۵، ص ۳۱؛ زکریا الأنصاری، فتح الوهاب، ج ۲، ص ۶۴.
۱۶۷. الجوینی، نهایه المطلب، ج ۱۶، ص ۳۳۷.
۱۶۸. الغزالی، الوسیط فی المذهب، ج ۶، ص ۳۳۵.
۱۶۹. زکریا الأنصاری، الغرر البهیه، ج ۵، ص ۳۱.
۱۷۰. محل قرار گرفتن گلو بند در گردن.
۱۷۱. الکاسانی، بدائع الصنائع، ج ۷، ص ۲۹۶؛ السمرقندی، تحفه الفقهاء، ج ۳، ص ۱۲؛السرخسی، المبسوط، ج ۲۶، ص ۹۹؛البابرتی، العنایه شرح الهدایه، ج ۲۸۶، ص ۱۰؛ الحداد، الجوهره النیره، ج ۲، ص ۱۳۲؛العینى، البنایه شرح الهدایه، ج ۱۳، ص ۱۹۴؛ابن عابدین، رد المحتار، ج ۶، ص ۵۵۴.
۱۷۲. المرغینانی، الهدایه، ج ۴، ص ۴۶۶.
۱۷۳. الزیلعی، تبیین الحقائق، ج ۶، ص ۱۳۳.
۱۷۴. الشرنبلالی، مراقیالفلاح، ج ۱، ص ۲۳۳.
۱۷۵. ابن الحاجب، جامع الأمهات، ص ۱۰۵؛ الخرشی، شرح مختصر خلیل، ج ۲، ص ۲۵۸؛ ابن رشد، المقدمات الممهدات، ج ۳، ص ۳۲۵؛ النفراوی، الفواکه الدوانی، ج ۲، ص ۱۹۱؛ العدوی، حاشیه العدوی، ج ۲، ص ۳۰۵.
۱۷۶. ابن عبد البر، الکافی فی فقه أهل المدینه، ج ۲، ص ۱۱۱۴؛ المواق، التاج والإکلیل، ج ۸، ص ۳۳۵.
۱۷۷. ابن تیمیه، المحرر، ج ۲، ص ۱۴۳؛ ابن قدامه، الکافی فی الفقه الامام احمد، ج ۴، ص ۲۳؛ الزرکشی، شرحالزرکشی، ج ۶، ص ۹۷؛ المرداوی، الإنصاف، ج ۱۰، ص ۱۱۱؛ شمس الدین ابن مفلح، الفروع و تصحیح الفروع، ج ۹، ص ۴۶۷؛ ابن ضویان، منار السبیل، ج ۲، ص ۳۵۳؛ البهوتى، شرح منتهی الارادات، ج ۳، ص ۳۲۱؛الحجاوی، الإقناع، ج ۴، ص ۲۳۱؛ مرعی الکرمی، دلیلالطالبلنیلالمطالب، ص ۳۰۷؛ العثیمین،الشرحالممتععلىزادالمستقنع، ج ۱۴، ص ۱۶۴.
۱۷۸. عبد الرحمن المقدسی، الشرحالکبیر، ج ۹، ص ۶۲۸؛ابن قدامه، المغنی، ج ۸، ص ۴۷۵.
۱۷۹. شمس الدین ابن مفلح، الفروع و تصحیح الفروع، ج ۹، ص ۴۶۷؛ البهوتی، الروضالمربع، ص ۶۵۷؛ البَعلی، کشفالمخدرات، ج ۲، ص ۷۳۵؛ الرحیبانی، مطالبأولیالنهى، ج ۶، ص ۱۳۲.
۱۸۰. برهان الدین بن مفلح، المبدع فی شرح المقنع، ج ۷، ص ۳۳۴.
۱۸۱. الطوسی، المبسوط، ج ۷، ص ۱۲۴؛العلامهالحلی، قواعد الأحکام، ج ۳، ص ۶۹۰؛ابنالعلامه، إیضاحالفوائد، ج ۴، ص ۷۱۲؛ الفاضلالهندی، کشف اللثام، ج ۱۱، ص ۴۳۸؛ النجفی، جواهر الکلام، ج ۴۳، ص ۳۳۸.
۱۸۲.العلامهالحلی، همان، صص ۶۹۰ و ۶۹۴.
۱۸۳. الماوردی، الحاوی الکبیر، ج ۱۲، ص ۲۴۱.
۱۸۴. الفیومی، المصباح المنیر، ج ۲، ص ۴۹۰.
۱۸۵.ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج ۵، ص ۵۶.
.۱۸۶البابرتی، العنایه شرح الهدایه، ج ۱۰، ص ۲۰۳؛ ابن الهمام، فتح القدیر، ج ۱۰، ص ۲۰۳؛ ابن نجیم، البحر الرائق، ج ۸، ص ۳۲۶؛ عوده، التشریع الجنائی الإسلامی مقارناً بالقانون الوضعی، ج ۲، ص ۷؛ مجموعه من المؤلفین، الفقه المیسر فی ضوء الکتاب والسنه، ص۳۴۲؛ بهنسی،الجرائم فی الفقه الاسلامی، ص ۱۹۷.
۱۸۷.الزیلعی،تبیین الحقائق، ج ۶، ص ۹۷.
۱۸۸. ابن قدامه،المغنی، ج ۸، ص ۲۶۰؛وزاره الأوقاف والشؤون الإسلامیه الکویت، الموسوعهالفقهیه الکویتیه، ج ۳۲، صص ۳۲۳_ ۳۲۲.
۱۸۹.البقره، آیه ۱۷۸.
۱۹۰. البخاری، صحیح البخاری، ج ۶، ص ۲۴، ح ش: ۴۵۰۰. متن کامل حدیث: «عَنْ أَنَسٍ، أَنَّ الرُّبَیِّعَ عَمَّتَهُ کَسَرَتْ ثَنِیَّهَ جَارِیَهٍ، فَطَلَبُوا إِلَیْهَا العَفْوَ فَأَبَوْا، فَعَرَضُوا الأَرْشَ فَأَبَوْا، فَأَتَوْا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَأَبَوْا، إِلَّا القِصَاصَ فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ بِالقِصَاصِ، فَقَالَ أَنَسُ بْنُ النَّضْرِ: یَا رَسُولَ اللَّهِ أَتُکْسَرُ ثَنِیَّهُ الرُّبَیِّعِ؟ لاَ وَالَّذِی بَعَثَکَ بِالحَقِّ لاَ تُکْسَرُ ثَنِیَّتُهَا، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: «یَا أَنَسُ، کِتَابُ اللَّهِ القِصَاصُ» . فَرَضِیَ القَوْمُ فَعَفَوْا، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: إِنَّ مِنْ عِبَادِ اللَّهِ مَنْ لَوْ أَقْسَمَ عَلَى اللَّهِ لَأَبَرَّهُ»یعنی: «از انس روایت شده است که ربیع عمه‌ی انس، یکی از دندان‌های جلوی دختر (یا زن) جوانی را شکست، خانواده ربیع از آن‌ها خواستند که عفو کنند اما آن‌ها امتناع کردند، از آن‌ها خواستند که به جای قصاص بر مقداری مال با آن‌ها صلح کنند، اما نپذیرفت، پس نزد پیامبراقامه دعوا کردند و به چیزی غیر از قصاص راضی نشدند پس پیامبر به قصاص حکم دادند، انس بن نضیر گفت: ای رسول الله آیا دندان ربیع باید شکسته شود؟ نه، قسم به خدایی که تو را به حق مبعوث کرده است، دندان وی شکسته نمی‌شود. پیامبر فرمودند: ای انس کتاب خدا به قصاص حکم داده است. بعد از این سخنان خانواده دختر راضی شدند و ربیع را عفو کردند، پیامبر فرمودند: در میان بندگان خدا کسانی وجود دارند که اگر به خدا سوگند یاد کنند سوگند شان مورد قبول پروردگار واقع می شود».
۱۹۱. النسایی، سنن النسائی، ج ۸، ص ۴۰، ح ش:۴۷۹۰.آلبانی این حدیث را صحیح دانسته است: الآلبانی، صحیح و ضعیف سنن النسائی، ج ۱۰، ص۳۶۲.متن کامل حدیث: «مَنْ قُتِلَ فِی عِمِّیَّهٍ أَوْ رِمِّیَّهٍ بِحَجَرٍ أَوْ سَوْطٍ أَوْ عَصًا فَعَقْلُهُ عَقْلُ الْخَطَإِ، وَمَنْ قُتِلَ عَمْدًا فَهُوَ قَوَدٌ، وَمَنْ حَالَ بَیْنَهُ وَبَیْنَهُ فَعَلَیْهِ لَعْنَهُ اللَّهِ وَالْمَلَائِکَهِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ، لَا یَقْبَلُ اللَّهُ مِنْهُ صَرْفًا وَلَا عَدْلًا» یعنی: «کسی که با حیله یا تیر اندازی کشته شده باشد با سنگ یا شلاق یا عصا، دیه‌ای او دیه‌ی قتل خطا است، و کسی که به صورت عمدی کشته شده باشد قاتل او قصاص می‌شود، و اگر کسی مانع قصاص شود لعنت خدا و ملائکه و همه‌ی مردم بر او خواهد بود و خداوند فرایض و نوافل را از او قبول نمی‌کند».
.۱۹۲عوده،التشریع الجنائی الإسلامی مقارناً بالقانون الوضعی، ج ۲، ص ۱۷۶.
۱۹۳. زکریا الأنصاری، أسنی المطالب، ج ۴، ص ۴۳؛ الشربینی، مغنی المحتاج، ج ۴، ص ۶۴؛ الکاسانی، بدائع الصنائع، ج ۷، ص ۲۴۱؛ الدسوقی، حاشیه الدسوقیعلی الشرح الکبیر، ج ۴، ص ۲۳۹؛ علیش، منح الجلیل، ج ۹، صص۱۰_۹.
۱۹۴. البهوتى، کشاف القناع، ج ۵، ص ۵۴۳؛زکریا الأنصاری، همان؛ الشربینی، همان.
۱۹۵. عوده، التشریع الجنائی الإسلامی مقارناً بالقانون الوضعی، ج ۲، صص۱۳۶- ۱۱۵، ص ۱۵۵؛وزاره الأوقاف

دیدگاهتان را بنویسید