پایان نامه با واژگان کلیدی روشنفکران، انقلاب مشروطه، مشروطه خواهی، آزادی خواهی

برسانند. بنابراین یک پیوستگی و هم پیمانی میان روشنفکران و علما در مورد هدف مشترکشان یعنی سقوط رژیم استبدادی قاجار لازم به نظر می رسید. در این مورد سیّد جمال الدّین اسد آبادی نقش طراح این پیوستگی و هم پیمانی را بازی کرد، زیرا هم با علما دوستی و پیوند داشت و هم با روشنفکران همگامی می کرد…به ویژه نامههای او به علما در مورد لزوم مبارزه با استبداد ناصر الدّین شاهی مسلماً در اقدامات بعدی علما از جمله مبارزه در راه برقراری مشروطیت در ایران بی تأثیر نبود…»۲۶۵
نظرات متفاوت مذکور در مورد مشروطه خواهی سیّد جمال با توجه به مولّفه های زمان و مکان و ماهیت حکام سیاسی و توجه به شرایط بین المللی قابل درک و پذیرش می باشد .در این زمینه تحلیل سیّد احمد موثقی در کتاب«علل و عوامل ضعف و انحطاط مسلمین»می تواند راه گشای ما جهت رسیدن به یک نتیجه گیری مطلوب باشد. وی معتقد است که نهضت سیّد جمال را می توان به سه مرحله یا فاز تقسیم نمود، هر چند ترتیب اجرایی شدن هر مرحله با توجه به مولّفه زمان یکسان نمی باشد .درمرحله اول سیّدجمال به انقلاب از بالاوانجام اصلاحات از رأس هرم اجتماعی و سیاسی و به کمک نخبگان فکر می کرد و به گونه ای مثابه امیر کبیر، که حتّی در یک مورد از او نیز یاد کرده،۲۶۶با نزدیکی و ارتباط با حکّام و دولت های حاکم بر بلاد اسلامی تصور می کرد که می تواند به اهداف اصلاحی و آرمان هایش نائل شود. پس از چندی او با مشاهده ی مقاومت و سرسختی حکّام مستبد و منحط و غلبه شهوت و جهالت بر آن ها و درباریان ذی نفوذ و نیز نفوذ و سلطه استعمار، به اشتباهِ خود در انتخاب مسیر رسیدن به هدف اقرارمی کندو با افسوس تمام از هدر رفتن زمان و زحماتش دراین مسیرچنین می گوید :«… ای کاش من تمام تخم افکارخود رادرمزرعه مستعد افکار ملّت کاشته بودم،چه خوش بود تخم های بارور مفید خود را در زمین شوره زار از سلطنت فاسد نمی نمودم . آنچه در آن مزرعه کاشتم به نمو رسید، هر چه در این زمین کویر غرس نمودم فاسد گردید. در این مدت هیچ یک از تکالیف خیرخواهانه من به گوش سلاطین فرو نرفت. همه را شهوت و جهالت مانع از قبول گشت.امیدواری ها به ایرانم بود. اجر زحماتم را به فراش غضب حواله کردند …).۲۶۷ و اینجاست که مرحله دوم نهضت سیّد جمال آغاز می شود . وی در این مرحله به مبارزه و موضوع گیری های حاد و شدیدی علیه استبداد حاکم برخاسته و به تغییر حکومت ها و اشخاص از سلاطین و پادشاهان و امرا معتقد بود، که از این جهت به ابومسلم خراسانی و قیام او نظر داشته که یک بار از او یاد کرده است.۲۶۸
اما پس از ناامید شدن از تغییر و اصلاح سلاطین و حکومت ها متوجه بنیاد واساس این رژیم ها شده و به تغییرات انقلابی در ساختار های سیاسی حاکم گرایش پیدا می کند و با این بیان وارد مرحله سوم نهضت خود می شود :« بنیاد حکومت مطلقه منعدم شدنی است، شماها تا می توانید در خرابی اساس حکومت مطلقه بکوشید … »البته تعیین دقیق نقاط عطف این سه فاز در نهضت سیاسی به سادگی ممکن نیست. اما به نظر می رسد که این مراحل با توجه به نوع و کیفیت روابطش با حکّام و سلاطین سه کشور مصر، ایران و عثمانی قابل تبیین باشد. در مصر سیّد جمال مرحله اول را به سرعت پشت سر گذاشته و طی اقامت حدوداً نه ساله اش در آنجا وارد فازدوّم و سرانجام فازسوّم ازحرکتش که اوج آن جنبش مرید او، عرابی پاشا می باشد، آغاز شد. امّا در ایران نحوه رفتار شاه قاجار و صدر اعظم مکّارش، امین السّلطان، خیلی سریع تر از جاهای دیگر سیّد جمال را به مرحله سوم نزدیک ساخت و به امر انقلاب وا داشت .
مرحله دوم نهضت سیاسی سیّد جمال در ایران با بست نشینی اودرحرم حضرت عبدالعظیم، رقم خورد که طی آن سیّد مستقیماً افکار آزادی خواهانه اش را به اقشارمختلف و توده ی مردم ایران منتقل کرد . دستگیری، اخراج و تبعید وحشیانه او از ایران را می توان آغاز مرحله سوّم نهضت او دانست که طی آن سیّد جمال با نامه های بسیار مهم و تکان دهنده ای به میرزای شیرازی و علمای ایران خواستارخلع شاه وگماردن دیگری به جای او شده بود.اوج فاز سوّم، ترور ناصرالدّین شاه به دست میرزا رضای کرمانی،شاگرد و مرید سیّد،به قصد ریشه کن نمودن شجره خبیثه ی استبداد بودکه طی آن حادثه ودنباله ی حرکت سیّد به ویژه درمیان علما وگروه های مذهبی،ده سال پس از فوت او انقلاب مشروطه رقم خورد .ولی در عثمانی سیّد جمال علی رغم ارتباطش با پاره ای از افراد و گروه های سیاسی مشروطه خواه،با توجه به ملاحظات سیاسی اش در حمایت از امپراتور عثمانی در برابر تهاجم دول استعماری اروپا و نیز شعار وحدت مسلمین، نرمش های زیادی نسبت به حاکمیت سلطان عثمانی نشان داد و از مرحله اول یا حداکثر دوم فراتر نرفت .۲۶۹ در تائید نظر سیّد احمد موثقی راجع به مراحل سه گانه نهضت سیّد جمال الدّین که در نهایت منجر به انقلاب مشروطه در کشورهای ایران، مصر و عثمانی می شود، می توان از این کلام سیّد محمّد محیط طباطبایی استفاده کردکه می نویسد :« …پس از سی سال کوشش، در زندان طلایی عبدالحمید محبوس و معدوم شد، ولی تخم های کشته او در ایران و عثمانی و مصر…جوانه زد و ده سال بعد از مرگ او، در وطن او ایران، نهضت مشروطه آغاز و انجام پذیرفت و چند سال بعد از آن دست پروردگان او در اسلامبول دست به کار شدند وکسانی که در حیات او از عهده ی تطبیق نظریات سیاسی او در مصرو هند بر نیامدند و مغلوب و منکوب و محبوس شدند،درحزب کنگره هند وحزب وفدِ مصر، بنیانگذار حکومت ملّی آزاد گشتند .
سیّد جمال الدّین در تاریخ ایران عامل ظهور تحوّلی شد و ملّتِ ما را به راهی رهبری کرد که پس از آن در پیچ و خم های آن راه، به سوی زندگی افضل گام بر می دارد و هر روز انتظار دارد که به صورتی بهتر و حالتی برتر درآید …».۲۷۰
البته باز می توان به شواهد و قرائنی جهت اثبات مشروطه خواهی سیّد جمال الدیّن اشاره کرد که مربوط می شود به بعد از مرگ او،یعنی زمانی که انقلاب در چند کشور اسلامی شکل گرفته و افراد مختلف با افکار و اندیشه های متفاوت به قصد تصاحب مناصب و نشان دادن لیاقت و شایستگی خود جهت عضویت درمجالس و پارلمان های کشورشان به هرطریقی به ارائه مدارکی هر چند جعلی و ساختگی می پرداختند که ارتباط آنها با سیّد جمال را به اثبات برساند،و این بدان معنی است که آن زمان سیّد نماد مشروطه خواهی شده بود. در این ارتباط به چند مثال از کشورهای مختلف اسلامی بسنده می کنیم .
شیخ عبدالقادر مغربی که مدّتی در اسلامبول محضر سیّد جمال را درک کرده بود می گوید: در آغاز مشروطه ی عثمانی کسانی که از ترک و عرب و کُرد در اسلامبول مجالس افاده سیّد را درک کرده بودند به صرف این انتساب، خود را سزاوارِ مقام عضویت در مجلس مبعوثان عثمانی می شناختند و هر یک به نحوی درصدد اثبات وابستگی خود به سیّد بر می آمدند. از آن جمله، محمّد پاشای مخزومیِ لبنانی بود که من هرگز او را در خدمت سیّد جمال ندیده بودم ولی در آغاز مشروطه عثمانی به نشر مقالاتی در مطبوعات لبنان راجع به ترجمه حیات سیّد و بعد ها کتابی با نام « خاطرات جمال الدّین افغانی» نوشت .۲۷۱
همچنین محمّد امین، شاعر ملّی ترک، که هنگام مسافرت سیّد جمال به عثمانی مأمور برآوردن نیازمندی های اقتصادی وی بود،عکسی راکه سیّد جمال با خط وامضاء خود به او داده بود؛برای اثبات شایستگی خود درکارانتخابات نمایندگی مجلس مبعوثان تکثیر و توزیع می کرد .۲۷۲ سیّد محمّد محیط طباطبایی می نویسد :« نهضت آزادی خواهی و مشروطه طلبی در ایران وعثمانی مقارن هم اوج گرفت ومشروطه طلبان در هر دوکشور پیروز شدندو استبداد سر تسلیم بر آستان مشروطه سود. در این زمان پس از ده سال غفلت زدگی،نام سیّد جمال الدّین بار دیگر بر زبان ها آمد و کسانی که به مناسبتی در دوران زندگی با او آشنایی و ارتباط و حتّی توفیق ملاقاتی پیدا کرده بودند،به نحوی خود را به اومنسوب می داشتند،زیرا صرف انتساب به او کافی بود،برای اینکه فردی را آزادی خواه ومشروطه طلب! و درخوراستفاده از مواهب دستگاه حکومت جدید پارلمانی معرفی کند.۲۷۳در ایران کسانی که با سیّدسابقه مراوده و مکاتبه ومعارفه داشتند مجالی یافتند تا نام او راپشتوانه آزادی خواهی خود قرار دهند.حاج امین الضرب دوّم،عکس های دسته جمعی سیّد را که در خانه ی تهران و در دفتر بازرگانی پدرش در مسکو برداشته بود،زیب اتاق پذیرایی می نمود و خود را وارث مشروطه طلبی سیّد وانمود می کرد! مرحوم سیّد محمّد طباطبایی نامه سیّد را که درسامره به او نوشته بودبرای چاپ در«تاریخ بیداری ایران» به ناظم الاسلام کرمانی می سپرد و« نظم الدّوله خواجه نوری» بعداز دوازده سال صبر و سکوت، صورت استنطاق میرزا رضای کرمانی و مسوّده ی نامه ی سیّد به ناصر الدّین شاه را در شکایت از امین السّلطان که جزو اسناد نظمیه دوران تصدی او، نگاه داشته بود، به روزنامه « صور اصرافیل » و نشریه ناظم الاسلام برای درج می فرستاد».۲۷۴ بنابراین در مجموع می توان گفت اگر چه سیّدجمال الدّین شکل نظام سیاسی مطلوب خود را ارائه نکرد و حتّی در مقاطع و مناطقی از شکل نظام سلطنتی مشروطه و پارلمان و حکومت قانون حمایت یا علیه آن موضع گرفته ولی نهایتاً او متوجه نظام سیاسی آرمانی خود،در قالب نوعی نظام جمهوری برمبنای تفکر دینی بود.
در ادامه این فصل می پردازیم به ابعاد مختلف اندیشه ی سیّد جمال و چگونگی تأثیر اندیشه های وی بر عوامل موثر در انقلاب مشروطه که شامل علما، روشنفکران و عامه مردم می شود .
۵ -۳ : ابعاد مختلف اندیشه های سیّد جمال الدّین اسد آبادی :
شناخت هرانقلاب ودگرگونی،نیازمندشناخت اندیشه های روشنفکران مقارن با آن انقلاب است.در دگرگونی های جوامع توسعه نیافته،روشنفکران برای گروه هایی در برخی زمینه ها، به عنوان گروه مرجع مطرح هستند و این مرجع بودن در حصار زمان متوقف نمی شود و در آینده نیز متوّقف نخواهد شد،تا جایی که می توان گفت : نقش اندیشه های روشنفکرانه بر روی تغییرات اجتماعی در آینده ی جامعه بیش از گذشته خواهد بود .
این امر در مورد تأثیر اندیشه های سیّد جمال الدّین کاملاً صادق است چرا که ده سال پس از مرگ او اندیشه های وی به ثمرنشست و انقلاب مشروطه در ایران به وقوع پیوست.آنچه که بسیاری از طرفداران و مخالفان سیّدجمال ازآن غافل هستند و یا خود را به تغافل می زنند، عدم توجه به اندیشه های وی است که فراتر از فعالیت های سیاسی اوست.نهضت سیّد جمال، هم فکری بود و هم سیاسی و توجه به نهضت سیاسی وفعالیّت های اوبدون پرداختن به نهضت فکری و اندیشه هایش،به تحریف و تحلیل نارسا و غیرعلمی ازشخصیت نهضت اصلاحی وی می انجامد.سیّد جمال اگر چه اهل سیاست و مرد عمل و سیاستمدار و فردی

دیدگاهتان را بنویسید