پایان نامه با واژگان کلیدی عقب ماندگی، اسماعیلیان، خواجه نظام الملک، تعالیم اسلام

دانلود پایان نامه

عبارت دیگر کندن و درآوردن پوستین وارونه ای که به بیان امام علی (ع) بر تن اسلام پوشانیده شد.۲۹۸
این مهم از اساسی ترین اصول و مشخصّه های جریان احیای تفکردینی و نهضت سیّد جمال الدّین اسدآبادی می باشد.از دیدگاه او،اسلام جاری لزوما همان اسلام اصیل،ناب۲۹۹و اولیّه نیست.بنابراین مسلمانان باید جهت رفع انحطاط و عقب ماندگی و درمان دردهای خود آن چیزهایی را که همچون غل و زنجیر بردست وپای افکار و اذهان آنان بسته شده به دور ریخته و به اسلام اصیل ناب و اولیه و قران کریم و سنت پیامبر(ص)وسیره ی سلف صالح به عنوان منابع اصلی تفکردینی وعمل اجتماعی-سیاسی،برگشته واصول ومفاهیم اساسی آن را احیا نمایند.۳۰۰
سیّدجمال الدّین در رساله ی نیچریه پس از تشریح ضرورت واهمیّت دین در جامعه به طور کلی و عام،به برتری و کمال دین اسلام نسبت به سایر ادیان،از جهت پایه گذاری آن بر اساس محکم وآراء اصلاحی اش در این رابطه پرداخته و به عنوان اولین اصل می گوید:«باید لوح عقول امم و قبایل از کدورت خرافات و زنگ های عقاید باطله و همیّه پاک بوده باشد».۳۰۱
اول رکن دین اسلام و اصل اساسی آن این است که« عقول را به صیقل توحید و تنزیه از زنگ خرافات وکدر اوهام و آلایش وهمیات پاک سازد ونخستین تعلیم او این است که انسان را نشاید که انسان دیگر و یا یکی از جمادات علویه وسفلیه را خالق و متصرف وقاهر و مانع و مضر و مذل وشافی و مهلک بداند یاکه اعتقاد کندکه مبدع اول به لباس بشری برای اصلاح و یا فساد ظهور نمود.یا خواهد نمود یا آنکه ان ذات منزه به جهت بعضی از مصالح درکسوت انسانیت چه بسیار آلام و استقام را متحمل گردیده است و غیر از اینها از آن خرافاتی که هر یک به انفراده برای کوری عقل کافی است و غالب ادیان موجوده از این اوهام و خرافات خالی نیست اینک دیانت نصرانیه و دیانت برهما و دیانت زردشت».۳۰۲
ب: ترک فضایل اخلاقی و رسوخ اوصاف رذیله
از دیدگاه اسد آبادی به طور اساسی روح و روان انسانها،جوامع،افکار و عقاید آنان،بسته به نوع وکیفیت آن،در زوال یا بقا و انحطاط یا ترقی فرد و جامعه ،نقشی حسّاس و تعیین کننده دارد.او به گونه ای مشابه خواجه نصیر در اخلاق ناصری۳۰۳ ملاک ومیزان استحکام یا تزلزل و حیات یا ممات هرجامعه ای را در نوع و میزان ارتباطات و پیوندهای درونی،قلبی و فکری می دانست.اگرچه در رابطه میان فرد و جامعه،او ضمن اعتنای لازم به هر یک،عمدتآ به ابعاد اجتماعی پرداخته و در مسائل اخلاقی،روحی و تربیتی نیز اساسا به اخلاق اجتماعی-سیاسی مسلمانان توجه داشت.
به باور سیّد جمال فساد و انحطاط اخلاقی و اجتماعی که از پیامدهای فاصله گرفتن از اسلام اصیل است،در یک قانون مندی کلّی از علل نابودی و انهدام یک ملّت می باشد.وی در این رابطه می گوید:«وقتی در امّتی این اوصاف رذیله رسوخ کرد، بنای جامعه ی آن امّت می شکند و اعضایش از هم جدا می شود،نفاق و فساد میان آنان پدید می آید،بعد از این تزلزل و سستی،طبیعت آن جامعه اقتضا می کند که نیروی بیگانه بر آن جامعه تسلط یابد تا با جبر و قهر آن جامعه را بگیرد و افراد آن را با جبر و اکراه وادار به زندگی نماید زیرا زندگی انسان ها نیاز به وجود جامعه دارد وبقای جامعه هم با آن اوصاف ممکن نیست».۳۰۴
اسد آبادی به عنوان یک قاعده ی کلّی و عمومی بر این نکته تأکید داشت که«اگر این اوصاف رذیله در نفوس افراد قومی رسوخ کرد دشمنی وعداوت میان آنان شدید می شود،در ظاهر آنها با هم جمع هستند ولی دل های آنها متفرق و از هم جداست…».۳۰۵
ج: خلفای ظلم و علمای سوء درباری
به نظر سیّد جمال این دو طایفه در طی قرون گذشته مسئول انحطاط وعقب ماندگی مسلمانان بوده اند. وی عقیده دارد که این دسته ها و طوایف در لباس دین بد عت ها و سنّت هایی را در اسلام بوجود آورده و وارد نموده اند؛ از جمله افکار جبرگرایانه که خمود وجمود فکری در مسلمانان به وجود آورد و نیروی اراده وفعالیت را از آنان گرفت. سیّد جمال جهت بازگشت از انحرافی که طوایف مذکور در مسیر اسلام اصیل ایجاد کرده اند به ایفای نقش علما و پیشوایان دینی و مراکزی چون مساجد و مدارس دینی و حوزه های علمیه تأکید داشت.وی مساجد و حوزه های علمیه را مکان هایی مهم برای دمیدن روح وحدت در جوامع مسلمانان دانسته و در باره ی نقش آنها به عنوان حلقه های ارتباطی و پیوند دهنده ی اجتماعات مردم می گفت:«هرکدام از این ها مکانی برای ظهور روح زندگی واحد در میان جامعه ی مسلمین باشد و هر کدام از این محل ها مانند حلقه ی زنجیری باشد که هرگاه یکی از آن حلقه ها تکان بخورد حلقه های اطراف آن هم به صدا در می آیند.».۳۰۶
د:جریان ها و طوایف افراطی و تند رو
سیّد جمال الدّین در رساله ی نیچریه که منظم ترین اثر اوست همه ی انواع و اقسام نحله های فکری و فلسفی را که از دید او به تضعیف موضع و موقع دین پرداخته اند،تحت عنوان نیچریه یا دهریه در مقام رد و انکار آنها برآمده است.وی باطنیه و اسماعیلیه را جزء این دسته از نحله های فکری می داند چرا که آنان با نشر آراء فاسده ی خود طریق تدلیس را در پیش گرفته و اساس تعلیم خود را بر این قرار داده اند که:«اولأ تشکیک کنند مسلمانان را در عقاید خود و پس از آن تثبیت شک در قلوب، عهد وپیمان از ایشان بگیرند و سپس عهد و پیمان، ایشان را به نظر مرشد کامل خود برسانند».۳۰۷
سیّد جمال در اینجا چون از زاویه ی صرفا اخلاقی وعقیدتی وارد شده و به روابط و مناسبات حاکم بر جوامع تحت سلطه ی خلفای عباسی و سلجوقیان توجه ای نکرده،به موضع خواجه نظام الملک وغزالی در مورداسماعیلیان نزدیک شده است.وی عقیده دارد که اسماعیلیان زمینه را برای هجوم صلیبیان،مغول ها وتاتارها فراهم کردند وبه همین خاطر است که«ارباب تاریخ ابتدا انحطاط سلطه ی مسلمانان را از محاربه ی صلیب می گیرند و چنان لایق بودکه آغاز ضعف مسلمانان وتفرق کلمه ی آنها را از شروع آن تعلیمات فاسده وآراء باطله بگیرند».۳۰۸
البته قابل ذکر است که سیّد جمال در بحث از حکومت و سیاست،انحطاط مسلمانان را بیشتر در نظام ها وساختارهای منحط حاکم جستجو کرده و در مجموع از مواضع سیاسی خواجه نظام الملک و غزالی فاصله داشته است.
سیّد جمال،فرقه ی بابیت را نیز از نحله های انحرافی می شمرد که به قول او«باعث به ناحق ریختن خون هزارها عباداللّه شدند»و آنها را«کوچک ابدال های همان نیچری های الموت و چیل ها،یعنی کچکول بردارهای همان طبیعت«گردکوه»می باشند و تعلیمات آنها نمونه ی تعلیمات باطنیه است».۳۰۹
سیّد جمال از آنجا که جذب تمدن غربی را هم ضرورتی اجتناب ناپذیر برای مسلمانان می داند، در این راه اندیشه ای را ارائه می دهد که بر اساس آن، شیوه درست در مقابل معارف غربی روشی است که مسلمانان صدر اسلام در قبال علوم یونانی در پیش گرفتند. یعنی ابتدا پایه های ایمان خود را استوار کردند و سپس به فرا گرفتن طب بقراط و جالینوس و هندسه اقلیدوس و نجوم بطلیموس و فلسفه افلاطون و ارسطو همّت گماشتند .۳۱۰
سیّد جمال الدّین به دلایلی چند، پرداختن به کار اصلاح اندیشه های دینی مسلمانان را در اولویّت قرار می دهدکه بطور خلاصه می توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱. دین در اتحاد و یگانگی مسلمانان بیشترین تاثیر را دارد.
۲. دین عامل دمیدن روح پیکار در برابر استعمار و کسب رهایی و استقلال است.
۳. دین عامل فائق آمدن بر جهالت، عصبیّت و انحطاط است .
۴. دین می تواند عامل بالندگی از حیث علم و تکنیک باشد .
۵. دین عامل مهمی در رفع نابسامانی های درونی و اعتلای روحی، معنوی و اخلاقی می باشد.
با این وجود، باید برخوردی معقول، منطقی، خردمندانه، مسئولانه، خیرخواهانه و تعالی بخش با اعتقادات دینی مردم صورت گیرد . چرا که اگر اندیشه های دینی مردم اصلاح نشود، آنها در آتش اختلافات ویرانگر خواهند سوخت؛ اسیر استبداد و گرفتار انحطاط و بدبختی خواهند شد و طعم شیرین آزادی و شکوفایی مادی و معنوی را نخواهند چشید .۳۱۱
در یک جمع بندی می توان میراث سیّد جمال الدّین را از بعد دینی برای جهان اسلام در چند مورد بازگو کرد:
۱. اعتقاد به توانایی ذاتی دین اسلام برای رهبری مسلمانان وتأمین نیرومندی و پیشرفت آنان.
۲. مبارزه با روحیه تسلیم به قضا و قدر و گوشه نشینی.
۳. بازگشت به منابع اصلی فکری اسلام.
۴. تفسیر عقلی تعالیم اسلامی و فراخوان مسلمانان به یادگرفتن علوم.۳۱۲
۵ -۳-۴. بعد سیاسی
سیّد جمال الدّین هر چند در واقع از علمای مذهبی عصرمحسوب می شد،فعالیت خود را در حوزه سیاست بیش از حوزه ی دیانت دنبال می کرد ؛ چون داعی اتّحاد اسلام برای مقابله با قدرت روز افزون استعمار در ممالک اسلامی بود، نیل به مقصود را از طریق سیاست بیشتر قابل تأمین می دانست تا از طریق مذهب که خود آن را یک عامل تفرقه در بین امّت اسلامی می
دید.۳۱۳
سیّد جمال الدّین از جهت فعالیت های سیاسی، شخصیتی پر تحرک و بیگانه با سازش و سکون بود و از این روست که « صبحی در عثمانی ظاهر می شود و شبی در افغان، غروبی در مصر سر فرو می برد و بامدادی از مسکو سر بر می آورد، گاهی در هند چهره می نماید و گاهی در لندن، روزی با روزنامه ابونظاره همکاری می کند و روزی با روزنامه ضیاء الخافقین، هنگامی با نامه پرانی علما را بر می انگیزد و گاهی ناصرالدّین شاه قاجار را به دست و پا می اندازد؛ روزی دیگر به نشر روزنامه عروه الوثقی قد علم می کند و لحظه ای به مجمع فراماسیون سر می کشد و گاه به تشکیل انجمن « حزب الوطنی » و « انجمن اتحاد اسلامی » می پردازد، چند صباحی مورد محبت ظاهری اتابک امین السّلطان قرار می گیرد و یک عمر مورد کینه ی وی ، یکبار ناصر الدّین شاه او را می راند و یکبار سلطان عثمانی او را می خواند».۳۱۴
سیّد جمال نه تنها درکشورهای اسلامی و در میان مسلمانان به عنوان فردی سیاستمدار شناخته می شد بلکه برخی سیاسیون هم عصر او در اروپا که به طریقی محضر سیّد را درک کرده یا با اوملاقات داشته اند،صحّه برسیاسی بودن اوگذاشته و او

دیدگاهتان را بنویسید