پایان نامه با واژگان کلیدی کشورهای اسلامی، شورهای اسلامی، انقلاب مشروطه، شهید مطهری

توسعه ی فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در چارچوب تفکر و معرفت دینی احیا و بازسازی شده فرا می خواند.۲۲۴
در واقع سیّد جمال هر دودسته ی فوق الذّکر را مورد انتقاد قرار داده و آن ها را سطحی و ظاهر بین خوانده است. دسته ی اوّل با سطحی نگری و تقلید از صورت ها و ظواهر تغییرات و تحوّلات در تاریخ اروپا و انواع کج اندیشی ها، صلاحیت فکری، علمی و عملی کافی را برای تشخیص دردها و علاج آن با راه حل های خودی، خلّاق و مستقل ندارند و دسته دوّم با جمود و قشری گری به منشأ و عمق حوادث و تحولات اعتنایی نداشته و قدرت تعلیل و تحلیل تغییرات اجتماعی و صعود و زوال یا ترقی و انحطاط جوامع را ندارند.۲۲۵
دسته ی دوّم را باید مرتجع نامید نه مصلح. شهید مطهری تفاوت بین این دو اصطلاح را چنین بیان می کند:« ما مصلح داریم و مرتجع، مصلح علیه زمان قیام می کند، مرتجع هم علیه زمان قیام می کند، با این تفاوت که مرتجع به کسی می گویند که علیه پیشرفت زمان قیام می کند و مصلح به کسی می گویند که علیه فساد و انحراف زمان قیام می کند …. ما سیّد جمال الدّین اسد آبادی را مصلح می شماریم و همه ی دنیا او را مصلح می شمارند.او علیه اوضاع زمان خودش قیام کرده بود،یعنی با آنچه که در زمان خودش وجود داشت هماهنگی نمی کرد…».۲۲۶
انتقاد اساسی سیّد جمال از روشنفکران شرق و مدعیّان اصلاحات و نوسازی در این نکته بود که تقلید و پیروی سطحی از اروپا و تمدّن غرب، بدون ریشه داشتن در تاریخ و فرهنگ خود و پی ریزی یک تفکر و چارچوب نظری برخاسته از منابع عمیق، نظیر دین و فلسفه و آن گاه برخورد آگاهانه و نقّادانه با تفکر و تمدّن جدید و تسلط بر مبادی و مبانی آن، نه تنها سازنده نیست بلکه مخرّب و زیانبار هم هست. به عبارت دیگر از دیدگاه او کسی که داعیه ی نوسازی و اصلاح دارد قبلاً باید خود را از لحاظ علمی و عملی مهیّا و مجهز کند و خود در تفکر و اخلاق و رفتار سمبل و نمونه ی اصول و معیارهای مربوطه باشد چون « آن کس که از اصلاح خود عاجز باشد، چگونه می تواند مصلح دیگران باشد .۲۲۷
شهید مطهری، سیّد جمال الدّین را به عنوان یک طبیب معرفی می کند که جهان بیمار اسلام را مورد مطالعه قرار داده، بیماری های آن را تشخیص داده و برای رفع بیماری داروی لازم را تجویز کرده است .۲۲۸
دردهایی را که سیّد جمال برای جهان اسلام تشخیص داده عبارتند از :
۱. فاصله گرفتن مسلمانان از اسلام راستین و نفوذ و گسترش عقاید خرافی در اندیشه ی آنان.
۲. نفوذ و استیلای بیگانگان، بویژه استعمار انگلیس بر کشورهای اسلامی.
۳. استبداد حکّام خودکامه در کشورهای اسلامی.
۴. عقب ماندگی جوامع اسلامی از کاروان علم و تمدّن بشری.
۵. تفرقه و جدایی، در نتیجه ی عدم شناخت از یکدیگر.۲۲۹
۶. از خود بیگانگی و خود باختگی در برابر غرب.۲۳۰
۷. جدایی دین از سیاست و مقام علم و اجتهاد از مقام اجرا و حکومت.
سیّد جمال، برای علاج این دردها بر اصول زیر تأکید داشت :
۱. بازگشت به اسلام راستین و دور ریختن خرافات و زدودن بدعت ها و پیرایه ها.
۲. مبارزه با استعمار، بویژه استعمار انگلیس.۲۳۱
۳. مبارزه با استبداد داخلی و برقراری حکومت اسلامی.۲۳۲
۴. مجهز شدن به علوم و فنون جدید ( مسئله اخذ و اقتباس ).۲۳۳
۵. اتّحاد و هماهنگی کشورهای اسلامی.۲۳۴
۶. مبارزه با خودباختگی در برابر غرب و رفع بحران هویّت.۲۳۵
۷. همبستگی و پیوند میان دین و سیاست .۲۳۶
سیّد جمال، با اندیشه های خود گفتمان جدیدی را تاسیس کرد که اولاً، در جهان اسلام بی سابقه بود؛ ثانیاً با گفتمان موجود در جهان اسلام عصر او به شدّت در تضاد بود. مبنای سیّد در ارائه این گفتمان اصلاحی این است که هیچ دردی بدون دوا و درمان نیست و تاریخ ،ملّت های بسیاری را دیده است که پس از افول، بار دیگر،قدرتمند شده اند و مسلمانان نیز می توانند بار دیگر به قدرت و شوکت پیشین خود دست یابند.۲۳۷گفتمان اصلاحی سیّد جمال با رهیافتی تدریجی و تکاملی،مردمی و انقلابی و انسانی و عام و جهانی است،حتّی فراتر این که سیّد جمال هواخواه یک نوزایی و رنسانس، در همه ابعاد و جوانب حیات مسلمانان بود،که بر مبنای پارادایم و قالب فکری جدیدی که از دین نشأت گرفته بود، چنین هدفی را دنبال می کرد. ۲۳۸
اندیشه اصلاحی سیّد جمال در ایران، به رغم مواجه شدن با موانع و مشکلات بسیار، زمینه و بستر مناسبی را برای شکل گیری نهضت مشروطیّت ایجاد کرد. در فصل بعد، نقش سیّد جمال در انقلاب مشروطه را به طور مفصّل دنبال خواهیم کرد.
فصل پنجم:
سیّد جمال الدّین و انقلاب مشروطه
۵-۱- مقدّمه :
بنابر اصل معروف اجتماعی : « مردان بزرگ، نهضت های بزرگ را به وجود می آورند. و در مقابل نهضت های بزرگ، مردان بزرگ را تربیت می کند».۲۳۹
نهضت مشروطه ایران که ریشه و اساس آن یک نهضت ملّی ضدارتجاعی و ضد استبدادی بود، به مثابه نخستین جنبش معاصر ملّی و آزادی خواهی درکشورهای اسلامی تلقّی می شود. در این نهضت، علمای اسلامی و سیّد جمال الدّین نقش اساسی و مهمّی به عهده داشته اند .
نخستین سند ایجاد حکومت مشروطه درجهان توسط انگلیسی ها رقم خورد،سپس فرانسوی ها که دراوایل سده ی هجدهم مهمترین حکومت استبدادی را در اروپای غربی برپا کرده بودند؛ در پایان همان قرن آزادترین حکومتی را که تا آن روز میسّر بود،به وجود آوردند.سپس ایتالیایی ها که باتعالیم ماکیاولی،فاسدترین اسلوب های اداره کشور را تجربه می کردند،با الهام از تعلیمات مونتسکیو و روسو و ولتر، پذیرای آزادی و برابری شدند.۲۴۰
ویتوریو آلفیری نویسنده سیاسی معروف ایتالیاجهت راهنمایی مردم ایتالیابه وحدت و آزادی، کتاب«استبداد »را تألیف کرد،عبدالله جودت از رجال متفکر عثمانی کتاب«استبداد» آلفیری را به زبان ترکی عثمانی ترجمه و چاپ کرد که مطالب آن مورد استفاده سیّد عبدالرّحمن کواکبی در کتاب « طبایع الاستبداد»قرار گرفت.۲۴۱
عجیب آن است که طبع و نشر ترجمه عربی و فارسی این اثر، با قیام حکومت مشروطه در ایران مصادف شده بود و این نشان می دهد که بحث مشروطه در ایران و عثمانی ریشه ای عمیق تر از کتاب های « استبداد » و « طبایع الاستبداد » داشته و سلسله جنبان اندیشه ی حکومت مشروطه در ایران و عثمانی همانا تعلیمات سیّد جمال الدّین بوده است .۲۴۲
از این روست که برجریده ی تاریخ قرن اخیراسلام ومسلمین و دردفتروقایع مربوط به مساعی انسان درطی این مدّت در راه آزادی وحریّت نام سیّدجمال الدّین ثبت است و بسیاری ازکسانی که خواسته اند در طی این مدّت علم آزادی و استقلال بر دوش بگیرند خود را منتسب به سیّد جمال الدّین دانسته اند.
سیّد محمّد محیط طباطبایی،سیّد جمال الدّین را عامل اصلی ظهور تحوّل عظیم سیاسی در تاریخ ایران معاصر می داند و چنین می گوید :« من چهره ی سیّد جمال الدّین اسدی آبادی را برگزیده ام؛زیرا عکس چهره او را در قانون اساسی، مطبوعات، فرهنگ جدیدو همه تشکیلات اساسی حکومت مشروطه ی وطن خود می نگرم و عقیده دارم که خدمتی که به ایران کرده از نظر ارزش بالاتر از خدمتی بوده که نادر، اردشیر، یعقوب لیث و شاه اسماعیل به تاریخ ایران کرده اند؛ودر ردیف خدمت هوخشتره مادی و آرشاک پرثوی محسوب می شود…»۲۴۳
در مورد نقش وتاثیر سیّدجمال الدّین درنهضت های انقلابی و اسلامی،به ویژه دریک صد سال اخیر،استاد شهید مطهری می نویسد:«بدون تردید سلسله جنبان نهضت های اصلاحی صد ساله ی اخیر،سیّد جمال الدّین اسدآبادی معروف به افغانی است.او بودکه بیدار سازی را درکشورهای اسلامی آغاز کرد،دردهای اجتماعی مسلمین را با واقع بینی خاصّی بازگو نمود،راه اصلاح و چاره جویی را نشان داد …».۲۴۴
در این فصل برآنیم که نقش سیّد جمال الدّین اسد آبادی در انقلاب مشروطه و میزان و چگونگی تأثیر این مبارزِ نستوه در این واقعه ی بزرگ قرن اخیر را بررسی کنیم و در این راستا از اظهار نظرهای مولّفین و محقّقین داخلی وخارجی که با عقاید و اندیشه های متفاوت در این زمینه قلم فرسایی کرده اند، استفاده شده است.
۵ -۲- سیّد جمال الدّین و مشروطه :
بستر رویش وپویش فرهنگ بیداری ونهضت عدالت طلبی مردم ایران،فرهنگ شیعی-اسلامی مردم این سرزمین بوده،از این رو،هرحرکت تعالی بخش که در این کشور رخ داده برتارک آن، سیمای یک رهبرروحانی می درخشد و از این چهره های پرفروغ،سیّدجمال است که بدون تردید سلسله جنبان نهضت های صد ساله اخیر اوست.او بود که بیدارسازی را درکشورهای اسلامی آغازکرد،دردهای اجتماعی مسلمین را با واقع بینی خاصّی بازگو نمود،و راه اصلاح وچاره جویی را نشان داد.نهضت سیّد جمال،هم فکری بود و هم اجتماعی.او می خواست رستاخیزی در اندیشه مسلمانان و نیز نظام زندگی آنان پدیدآورد.او دریک شهر و یک کشور و حتّی دریک قاره توقّف نکرد، آسیا،اروپا وآفریقا را زیرپاگذاشت.مسافرت سیّد به کشورهای مختلف اسلامی وبازدیدآنها از نزدیک سبب شد که آن کشورها را از نزدیک بشناسد و ماهیّت جریان ها وشخصیّت های این کشورها رابه دست آورد.
سیّد جمال در نتیجه تحرّک و پویایی، هم زمان و جهان خود را شناخت و هم به دردهای کشورهای اسلامی که داعیه ی علاج آنها را داشت دقیقاً آشنا شد .۲۴۵
حامد الگار درمورد ایدهی اتّحاد اسلامی سیّد و تأثیرآن در فعالیّت هایی که منجر به انقلاب مشروطه در ایران شد،می نویسد :«نظریه های مشابهی درباره ی مدافعه ی سیّد از پان اسلامیسم اظهار می شود. پایه گذار این عقیده جمال الدّین بود و می توان افزود چون عبدالحمید رسماً از مبارزه دست بازداشت آن عقیده به عنوان یک نیروی سیاسی فعّال تاسال۱۹۰۴میلادی درایران دوام داشت و احتمالاً سال بعد که علما به سفیر عثمانی متوّسل شده بودند تا خواسته های آنان را به مظفّر الدّین شاه تسلیم کند بازتابی از عقیده سیّد در خواسته های آنان بود».۲۴۶
هاردینگ،سفیر وقت انگلیس،در گزارشی که در سپتامبر۱۹۰۱به وزیر خارجه بریتانیا می نویسدچنین می گوید:«شخص بسیارمطّلعی که درموردتوطئه علیه صدراعظم اتابک با او مذاکره کرده ام، چنین استنباط می کند که بدون شک این اقدام مشترکاً از سوی عدّه ای از مأموران دولتی و طبقه ی اشرافِ مخالف صدر اعظم فعلی و همچنین مجامع پان اسلامی که به دست شیخ جمال الدّین پایه گذاری شده،درصدد برانداختن دستگاه صدراعظم ودیگری درفکر انقراض رژیم قاجاریه و برقراری رژیم جمهوری اسلامی و اتّحادنزدیک با کشورعثمانی است».۲۴۷
هاردینگ درادامه گزارش می نویسد:«جمال الدّین طرفداران زیادی ازخود باقی گذاشت که در بین آن ها دشمنان رژیم قاجار ویا مسلمانان متعصّب بودند و افکار آنها به طور مرتّب دربعضی جراید فارسی منطبعه هندوستان ومصرمنعکس وعلی رغم سانسور پلیس،به طورقاچاق به ایران می

دیدگاهتان را بنویسید