پایان نامه رشته مدیریت در مورد : و

28)
همچنین در روایتی دیگر در مورد غلبه و نیروی عادت چنین می‌فرماید : « آفته الریاضه غلبه العاده » آفت ریاضت، غلبه عادت است . ریاضت به معنی رام کردن است ؛و مراد این است که آفت و مانع رام کردن نفس و خوار نمودن آن این است که عادت این کس به آنچه عادت به به آن کرده باشد غلبه کند بر او ،و نتواند ترک آن کند ،پس کسی که خواه نفس خود را آرام کند وبه اطاعت و فرمان‌برداری وادارد ، باید که نگذارد که عادت غلبه و تسلط بر او داشته باشد (آمدی،1385 : 28)
در قدرت و نیروی عادت کسی فکر نمی‌کنم شکی داشته باشد و ساده‌ترین راه اثبات این مدعا این است که همه کسانی که عادتی دارند نمی‌توانند به سادگی آن را رها کند ،علت این امر همان نیروی مافوق طبیعت عادت است . یعنی نیروی عادت به اندازه‌ای است که در غریزه یعنی سرشت و نهاد موثر می‌شود و آن را به نحوی که متناسب و موافق به عادت است ، تعدیلمی کند تا عمل غریزه بر طبق مقتضیات محیطی که او در زندگی دارد انجام شود و نه آن‌طور که اقتضای خود طبع وغریزه باشد در بحث قبلی گفتیم که غرایز وسیله بقای فرد و نوع است و در اینجا می‌گوییم که عادت وسیله تکامل فرد و اجتماع می‌باشد . صلاح و فساد فرد و جامعه بسته به چندی و چگونگی عاداتی است که شالوده روش و کردار خود را بر آن می‌گذارند(فلسفی،1356 : 78-80) .
نشان دادن الگو و سرمشقی که تمامی ویژگی‌های مورد انتظار را در خود مجسم کرده باشد، از جمله روش‌های دیرپای تربیتی است الگو و سرمشق از طریق فراهم سازی امکان تقلید می‌تواند در تربیت افراد به ویژه در سنین پایین نقشی چشمگیر داشته باشد این روش بیشتر در سن کودکی و به‌خصوص دوره ابتدایی مؤثر است (مظلومی، 1379)
امام علی (ع) در نامه 31 چنین می‌فرماید:
«فرزندم توجه داشته باش که بهترین مطلبی که از سفارش من انتخاب می‌کنی این است که پرهیزکاری را پیشه خودسازی وبه واجب ها اکتفا کنی و روش نیاکان و شایستگان دودمان خویش را پیشه خود سازی… » که حضرت در این اشاره به تربیت خانوادگی داشته‌اند از امام حسن (ع) خواسته‌اند تا پیامبر رابه عنوان الگوی تربیتی خود در نظر گیرند .
در این رویکرد عادت آموزی نقشی مهم در شکل‌ دهی رفتارهای دینی دارد . انجام دادن کارها به شکل مکانیکی به شیوه‌ای که اندیشه در آنها چندان دخیل نباشد ، عادت نام دارد در زمینه بهره‌گیری از روش عادت در تعلیم و تربیت آرای متفاوتی وجود دارد . برخی همچون، روسو و کانت ، عادت را ضد تربیت می‌دانند و برخی نیز همچون ارسطو و موریس دبس آن را به ویژه در سنین پایین لازم و ضروری می‌دانند. مثلاً کانت آگاهی و آزادی و احساس تکلیف را شرط اساسی در عمل اخلاقی می‌داند. او انضباط را هر چند در سنین پایین جایز می‌داند ، اما هرگز آن را تربیت نمی‌نامد. او حتی اجتماعی شدن اخلاقی عمل کردن را به سبب وجود بعضی ساختارهای اجتماعی که فرد را وادار به عمل اخلاقی می‌کنند ، تربیت نمی‌نامد . از نظر کانت انگیزه اخلاقی عمل کردن فقط باید به سبب احترام به افراد باشد . او درباره استفاده از روش عادت در تربیت می‌گوید : «به هر اندازه که عادت‌ها بیشتر مورد استفاده قرار گیرند، آزادی و استقلال کمتر خواهد شد » ( نقیب زاده ، 1379 : 133).
کانت درباره تربیت دینی نیز اعتقاد دارد که دینی عمل کردن نباید به سبب کسب پاداش یا فرار از تنبیه ‌باشد . حتی انجام دادن اعمال دینی بدون فهم اخلاقی را فاقد ارزش می‌داند . او دین را مبتنی بر اخلاق می‌داند و در این باره می‌گوید : « اگر دین با دانستگی اخلاق همراه نگردد ،در خدمت خرافه خواهد بود ،زیرا در این صورت مردم به ستایش خدا و قدرت و حکمت او خواهند پرداخت ، بی‌آنکه بیندیشند که قانون خدایی را چگونه باید به کار آورند » (همان :141). بنابراین از نظر او برنامه‌هایی را که مبتنی بر عادت محض باشند ، نمی‌توان تربیت دینی نامید .
فواید رویکرد عادتی:
عادت با توجه به اهمیتی که دارای آثار مثبت مفیدی است ، این آثار در زندگی افراد بشر موجب حسن جریان امور می‌شوند که در اینجا به پاره‌ای از آنها اشاره می‌کنیم .
آسان کردن عمل و ایجاد تمایل به تکرار عمل :عادت نه فقط عمل را آسان کرده و رنج و کوشش را از بین می‌برد ، بلکه تمایلی نیز ایجاد می‌کند لذت روح در تکرار عمل است و هر چه عملی بیشتر تکرار شود ، تمایل روح به اعمال آن زیادتر می‌گردد و می‌خواهد آن را جهت واحد و به وضع معینی تکرار نماید (سپهری ، 1379 : 9).
افزایش حجم کوشش‌های انسان:همچنین عادت موجب می‌گردد که بخش عظیمی از حجم کوشش‌های انسان افزایش یافته در نتیجه بار سنگین انسان در رابطه با اعمال و کارهای نیک سبک و آسان و قابل تحمل گردد ، که کوشش‌های او در پهنه ها و جاهای تازه‌تری از لحاظ عمل و بازدهی و ابتکار به جریان افتد . اگر چنین نمی‌بود و عادت در مسیر کوشش‌های آدمی فاقد اثر می‌گشت ، ناگزیر بود همه فرصت‌های زندگانی که فقط فی‌المثل در یادگیری موضوع راه رفتن و سخن گفتن سپری کند . ویلیام جیمز اعتقاد دارند که عادت چرخش عظیمی است که اجتماع را می‌گرداند و عامل مهمی است که در اجتماع پایداری ایجاد می‌کند ، آنچه نظم اجتماع را حفظ می‌کند عادت است ( عطاران ، 1371: 41).
وقتی فرد عادت کند خویشتن را از تیررس دواعی و انگیزه‌ها ،شهوت و هوس نابجا دور نگاه دارد ، واکنش و عکس‌العمل او در برابر تموج تمایلاتش رو به کاهش می‌گذارد و ضمناً احساس سر کوفتگی و محرومیت نیز نمی‌نماید (حجتی، 1377: 110-111)، (گودرزی، 1377 :86).
صرفه‌جویی در فکر و عمل:عاد
تها وسایلی هستند که بدان واسطه ما ابناء نوع بشر قادریم در فکر است و در عمل خود صرفه‌جویی کنیم، به عبادت بهتر با اندیشه و تقلای کمتر نتایج بزرگتری را عاید خود سازیم. جیمز ، اشاره کرده است که عادات موجب صرفه‌جویی در صرف انرژی و نیرو می‌شود . مگر وقتی که ما در حال فکرکردن و راه رفتن هستیم هم انرژی مصرف می‌کنیم . مگر وقتی که دارید راه می‌روید فکر می‌کنید و قدم برمی‌دارید؟ در صورتی که به هنگام یادگرفتن هر چیزی که هنوز به صورت او عادت درنیامده است احتیاج زیادی به تمرکز فعالیت ذهنی داریم که به هر حال قسمتی از نیروی ما را تلف می‌سازد . یک نکته هست که بسیاری از مردم به اهمیت آن توجه زیادی ندارند و آن این است که خود زندگی کردن هم درباره چیزی است که باید یاد گرفت تا عادت بشود و به عبارت دیگر به صورت یک نوع مهارت در بیاید ، مگر نه آن است که ما در برابر زندگی عکس‌العمل‌هایی از خود بروز می‌دهیم و این عکس‌العمل ها رفته‌ رفته عادت و ملکه ما می‌شود و به صورت عادت زندگی ما تجلی می‌کند ؟ این عادات آنگاه وسائل زیستی ما می‌شوند، وسایلی که ما را به هدف می‌رسانند و یا از رسیدن بدان بازمی‌دارد . ( پور باقر ، 1375 : 427-428)، (گودرزی، 1377 : 87) ، (عطاران،1371: 320) .
تطبیق فرد با محیط :عادت بیش از پیش شخص را با محیط خود وفق داده (انس گرفتن ) یا با کار خود منطبق می‌سازد (صمدی ، 1374 : 128) با عادت کردن فرم خود را با شرایط محیطی سازگار می‌کند (گودرزی، 1377 :87)
پیش‌بینی:دیگر از فواید عادت قدرت پیش بینی است ، بنابه نظر برکلی از عادت پیش‌بینی به وجود می‌آید موقعی که از راه تجربه می‌دانیم چگونه معانی به هم مربوطند، نه فقط می‌توانیم حدس بزنیم ، بلکه قادریم پیش گویی ‌های مسلم درباره معانی، که اگر در فلان وضعیت قرار می‌گرفتیم برای ما محسوس بود ؛بنابراین بر حسب عقیده برکلی بین تصورات ما چیزی غیر از (هم وجودی) و (توالی ثابت) که برای ما از راه تجربه به دست می‌آید وجود ندارد و چون برای ما عادت شود به مثابه اصول ناظمه وجود ما می‌گردد . (پیشین: 32 ).
مفید ساختن تجربه :دیوید هیوم در بررسی فواید عادت می‌گوید : عادت بزرگ‌ترین راهنمای زندگی است ، تنها همین اصل است که تجربه را برای ما مفید می‌سازد و ما را وادار می‌کند که منتظر دنباله وقایعی مشابه با آنچه که در گذشته برایمان اتفاق افتاده باشیم . بدون اثر عادت شناسایی امور دیگری به استثناء آنچه که فوراً و اناً در حواس و حافظه ما خطور می‌کند غیرممکن بوده و توانایی این که وسایل را با مقاصد وفق دهیم برای ما میسر نخواهد بود و همچنین قادر نخواهیم بود قوای طبیعی خود را برای ایجاد اثر مطلوب به کار ببریم (پیشین: 32)
عامل پیشرفت و ترقی:به هر حال عادت را نمی‌توان مشمول بد بینی های روسو و کانت قرار داد ، زیرا نه تنها کشنده حریت و مانع پیشرفت نیست ، بلکه آزادیبخش و عامل ترقی نیز می‌باشد ،درست است که عادت با تعبیری حافظه گذشته می‌باشد ،اما به واسطه صفت خود به خودی که پیدا کرده وسیله پیشرفت و ترقی نیز می‌باشد ، برخلاف کانت وروسو موجود هر قدر مختار تر باشد بیشتر استعداد کسب عادت خواهد داشت (سیاسی، 1345 :412-414).
لایب نیتز در اهمیت عادت اشاره می‌کند که زمان پر است از آثار گذشته و آنچه قبلاً ادراک شده تشکیل پایه و مایه نفسانیت و افعال آینده را می‌دهد از همین جهت است که حکما عادت را درنوعی حافظه می‌دانند یعنی ما می‌توانیم با آموختن چیزهای تازه هرروز بر این سرمایه بیفزاییم بنابراین سرمایه مزبور که همان عادت تحمیل شده است ، شرط تربیت و ترقی خواهد بود (گودرزی، 1377: 88) .
از بررسی فواید عادت از جنبه‌های مختلف به این نتیجه می‌رسیم که عادت به طور کلی دارای آثار مثبتی به شرح زیر است :1-آسان کردن عمل و ایجاد تمایل 2-افزایش حجم کوشش‌های انسان 3-صرفه‌جویی در فکر و عمل 4-تطبیق فرد با محیط 5-قدرت پیش بینی 6-مفید ساختن تجربه
مضرات رویکرد عادتی :
غیرقابل درک نمودن ارزش‌ها :یکی از جنبه‌های منفی عادت (روانی ) این است که ارزش‌ها را غیرقابل درکمی کند ، یعنی که در نتیجه حصول نسبیت روحی و معنوی اکثراً ارزش حقیقی اشیا و موجودات وارزش مطلق هرچیزی و هر نعمتی بر ما مجهول می‌ماند، به همان لحاظ است که عموماً ارزش‌ها و ارزیابی ها نیز بر روی نسبیت صورت می‌گیرد و لذا درک ارزش و اهمیت نعمت‌های موجود در شرایط عادی برای ما غیرممکن است . مگر در لحظات خاص محرومیت و فقدان آنها ، چون عادت و اثرها را تخفیف داده و ظاهراً از بین می‌برد و لذا ارزش‌ها را پوشیده و درک ارزش مطلق اشیا و موجودات و موضوعات را غیرممکن می‌سازد و از این‌روست که برای موجودات و اشیا هرگز نمی‌توان ارزش حقیقی تعیین کرد ( اردوبادی ، جلد اول :61و 62)
معطل ماندن نیروی اندیشه (تفکر) :برخی بر این باورند که انجام امور عادتی منجر به تعطیل فعالیت‌های عقلانی می‌گردد . در مورد این اثر عادت بیش از آثار دیگر آن باید بررسی کرد ،زیرا اکثریت قریب به اتفاق مخالفین عادت از این ناحیه به عادت می‌تازند و آثار حتی مثبت آن را نادیده می‌گیرند . برای توضیح بیشتر این مسئله به نظر اندیشمند گرانقدر جهان اسلام استاد شهید مطهری اشاره می‌کنیم:
ایشان در برابر مخالفین نظریه عادت که می‌گویند : انسان باید کاری بکند که چیزی برایش به صورت عادت در بیاید، و به آن‌ انس بگیرد به طوری که ترک کردنش برایش دشوار باشد، و کار را نه به حکم عقل و اراده انجام دهد، بلکه به حکم عادت، می‌فرماید: این نکته البته به
صورت کلی درست است ، ولی دلیل نمی‌شود که عادت مطلقاً بد باشد ، چون عادت بر دو قسم است: یک سلسله عادات قعلی است و یک سلسله عبادات انفعالی است . عادات فعلی آنها است که انسان تحت تأثیر یک عامل خارجی قرار نمی‌گیرد، بلکه کاری در اثر ممارست و عادت شدن بهتر انجام می‌دهد ، هنرها عادات است و تمام فنون عادات است ، بسیاری از ملکات نفسانی عادات فعلی است مثل خود شجاعت اما چرا در اینجا به این‌طور عادت‌ها ایراد امثال کانت وارد نیست ؟ چون خاصیت این عادات در آن نیست انسان خوی می‌گیرد ، بلکه خاصیت این عادت ها فقط از این جهت که انسان تا وقتی عادت نکند اراده‌اش در مقابل حرکات، که در جهت خلاف است ، می‌باشد ولی وقتی به آنها عادت نکند اراده‌اش در مقابل محرکات ، که در جهت خلاف است ، می‌باشد ولی وقتی به آن‌ها عادت کند قدرت مقاومت پیدا می‌کند . اما در مقابل عادات انفعالی آن‌هایی است که انسان تحت تأثیر یک عامل ، عامل خارجی آن را انجام دهد، مثل سیگار کشیدن عادات انفعالی معمولاً حالت انس برای انسان ایجاد می‌کنند و انسان را اسیر خود می‌کنند (مطهری، 1380: 53-57)
از بین بردن قابلیت انعطاف فرد :
یکی دیگر از مضرات عادت است که ممکن است قابلیت انعطاف فرد را از بین برده او را به موجودی تبدیل کند که از قوه ابتکار و ابداع عاری بوده و فقط می‌تواند در مقابل شرایط معین مقاومت کرده عکس‌العمل‌های معینی از خود بروز دهد ، این خصوصیات انسانی در ضمن آگهی و تبلیغات بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرد ، صاحبان کالا سعی می‌کنند به هر نحو که شده افراد را به استفاده از کالای مخصوصی عادت دهند چرا که می‌دانند که پس از مدتی مصرف آن کالا از طرف مشتریان فعلی اتوماتیک وار انجام گرفته و احتیاجی به تبلیغ جدید نخواهد بود . به‌طورکلی پدیده عادت که در افراد دیده می‌شود، در جامعه نیز موجود و به صورت حس محافظه‌کاری درمی‌آید ، اجتماعات آداب و رسوم خاص خود را به افراد تحمیل می‌کنند ( صناعی ، 1376 :44-45)
مزاحمت عادت: گاه حرکات و روش‌های ناسودمندی که در تمرین‌های سابق آموخته ایم ، مزاحم آموختن کار تازه می‌شود ، در امور فکری نیز مزاحمت عادت دیده می‌شود مثلاً تمایل داریم راه‌حل‌هائی که سابقاً برای مسائل دیگر در پیش می‌گرفته ایم به وضع جدید منتقل کنیم و چون ممکن است اغلب این راه‌حل‌ها مناسب نباشد در حقیقت آنچه سابق آموخته و بدان خو گرفته‌ایم ، مزاحم آموختن جدید ما می‌شود ( صناعی ، 1376 : 216 ). عادت ارزش معانی و اثرات معنوی آنها را نیز در انسان تقلیل می‌دهد و این یکی از بزرگ‌ترین علل و عواملی است که مانع مکاشفه و سیر ارتقاء معنوی در انسان می‌گردد (گودرزی، 1377 :90 – 95 ).

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

به نظر می‌رسد در مورد نقش عادت در تربیت دینی نمی‌توان به طور کلی حکم کرد ،به‌گونه‌ای که به کلی آن را کنار گذاشت ، زیرا به چند دلیل، مثبت بودن رویکرد عادت را در تربیت دینی می‌تواند توجیه کند :

بسیاری از رفتارها از این طریق یاد گرفته می‌شود . این مسئله آن‌چنان اهمیت دارد که در روان‌شناسی، مکتبی معروف به مکتب سلوک یا رفتارگرایی به وجود آمد و تمام یادگیری ها انسان را در سایه آن توجیه کرد . البته این مکتب به دلایل بسیاری مورد انتقاد قرار گرفت و به جای آن دیدگاه‌های دیگری ارائه گردید که بهتر می‌تواند فرایند یادگیری انسان را توجیه وتفسیرکند ، اما این مسئله به معنی آن نیست که نقطه نظرهای آن به کلی غلط بوده ، هیچ یک از انواع یادگیری های انسان را نمی‌تواند توجیه کنید . دیدگاه رفتارگرایی هم تا اندازه‌ای می‌تواند بخشی از یادگیری های انسان را توجیه کند و هم در زندگی فردی و اجتماعی انسانی کاربرد دارد (کریمی ، 1385 : 70-73) .
بنابراین با چشم پوشیدن از مبانی انسان شناختی و نیز مفروضات اساسی و لوازم این دیدگاه ، به‌طورکلی می‌توان گفت که برخی از یادگیری های انسان از طریق شرطی شدن و یا عادت انجام می‌گیرد دکتر شریعتمداری در این مورد می‌گوید :
انسان ،مسائل بسیاری را از این طریق می‌آموزد مثلاً نام اشیا از این طریق به کودکان یاد داده می‌شود در ابتدا کلماتی را که کودکان می‌شنوند برای آنها معنا ندارند ، اما مجاورت این کلمات با اشیا با حرکات معین سبب می‌شود که آنها نام این‌گونه اشیاء یا حرکت را بیاموزند … انسان نه تنها اسامی اشیاء را بدین طریق می‌آموزد ، بلکه امکان دارد از همین طریق معلومات خود را کسب کند از باب مثال، کودکی با استعداد عنوان شعری و ادبیات آن را به اصطلاح فرامی‌گیرد یا حفظ می‌کند ؛در ابتدا عنوان شعر، مطلبی را در ذهن کودک متبادر نمی‌کند ،اما تکرار عنوان و مجاورت آن با ابیات معین ،سبب می‌شود که به محض ذکر عنوان ،کودک ابیات را بخواند (شریعتمداری، 1366: 85)
البته در اینجا قرار نیست از نظریه رفتارگرایی دفاع شود ، بلکه منظور ، یادآوری این نکته است که در

دیدگاهتان را بنویسید