پایان نامه ارشد با موضوع دانش آموز، دانش آموزان، مهارتهای زندگی، تعلیم و تربیت

دانلود پایان نامه

…) یادگیری مفاهیم درس مهارتهای زندگی را برای دانش آموزان آسان می کند.
وسایل آموزشی مکمل مواد آموزشی در اجرای برنامه درسی هستند. برخی از وسایل آموزشی نمایشی هستند که به وسیله معلم در کلاس درس نشان داده می شوند تا مطالب درسی به خوبی تفهیم شود. فعالیت و روابط دانش آموزان در گروه نیز یک وسیله آموزشی است و یا وقتی که دانش آموزان در یک تیم به بازی آموزشی مشغول هستند، “بازی” نقش یک وسیله آموزشی را دارد. پس می توان گفت مواد و وسایل آموزشی گروهی فرایند یادگیری را فوق العاده تسهیل می کنند. علاوه بر این طبق نتیجه تحقیق هر سه گروه مورد مطالعه بر این باور بودند که مواد آموزشی انفرادی (کتاب درسی، مواد کمکی، برگه های تمرین، راهنمای تدریس و …) نیز یادگیری مفاهیم درس مهارتهای زندگی را تسهیل می کنند. نکته قابل ذکر این است که مواد آموزشی گروهی نسبت به مواد آموزشی انفرادی نقش مؤثرتری در فرایند یادگیری دارد.روشن است که همنشین ساختن برنام? درسی به کتاب درسی با عنوان یکی از مواد آموزشی انفرادی، برنامه های درسی را در جمهوری اسلامی ایران در موقعیتی قرار می دهد که از آن باید به عنوان مصداق بارز نوعی نام برد، که شورت۴۲۶، مقاوم در برابر معلم۴۲۷ دانسته و زابار۴۲۸ عنوان می نماید که اجرای وفادارنه۴۲۹ از معلم مورد انتظار است. چرا که کتاب درسی جلوه ای روشن از برنام? درسی کاملاً تعریف شده و غیر قابل انعطاف است که مسئولیت معلم را در حد اجرای تمام و کمال آن تنزل می دهد (مهرمحمدی، ۱۳۸۱، ص ۳۵۳).
به نظر می رسد خروج از اتکای انحصاری به کتاب درسی به عنوان تنها منبع یاددهی ـ یادگیری، مستلزم ایجاد تحول بنیادی در مؤلفه تربیت معلم کشور است؛ یعنی تا زمانی که معلمان از قابلیت های حرفه ای بیشتر و برتری برخوردار نشده اند، نه تنها شکستن حصار اتکا به کتاب درسی امکان پذیر نمی باشد، بلکه معلمان نیز خود از الگویی غیر از این، حمایت و استقبال نمی کنند. اتکای انحصاری به کتاب درسی خطر فقدان انگیزه کافی نزد دانش آموزان برای آموختن کتاب و بی معنا جلوه کردن محتوا برای آنان را افزایش می دهد. بنابراین گروه های مورد مطالعه بکارگیری مواد آموزشی گروهی را بیشتر از مواد آموزشی انفرادی توصیه کرده اند. در بعد فضای آموزشی معلمان و دانش آموزان بر خلاف متخصصان تعلیم و تربیت بر این باور بودند که فضاهای آموزشی خارج از مدرسه برای یادگیری مفاهیم برنامه درسی مهارتهای زندگی بسیار مفید است. پژوهش ها بیانگر این نکته اند که گردش های علمی، فرهنگی و تفریحی به کاهش جرائم و ارتقای تحصیلی دانش آموزان کمک می کنند (شکوهی یکتا و پرند، ۱۳۸۳).
ویژگی منحصر به فرد فضاهای آموزشی خارج از مدرسه کمک به عملیاتی شدن آموزش
می باشد. هنگر۴۳۰ (۱۹۹۱) نیز در مطالعه ای تحت عنوان “مهارت های زندگی در عرض برنامه درسی۴۳۱” آموزش هایی را برای دانش آموزان در اردگاههای محلی در زمینه هایی مانند نگهداری، شاخه زنی و کاشتن بوته ها، محوطه سازی، کاربرد ابزار، ساختمان سازی و خانه داری تدارک دید تا آنها را از طریق تجهیز به مهارتهای زندگی و شغلی برای زندگی در خارج از محیط مدرسه آماده کند. همچنین ریوی (۱۹۷۸) معتقد است گردش علمی بعد عملی اجرای برنامه است که موجب روشن شدن نقاط قوت و نقاط ضعف هر یک از دانش آموزان می شود. موفقیت در دنیای کار به طور قابل ملاحظه ای به شایستگی و توانایی در مهارتهای زندگی روزانه وابسته است.
دانش آموزان بر خلاف معلمان اظهار کرده اند که فضای آموزشی مدرسه برای یادگیری مفاهیم درس مهارتهای زندگی از کیفیت مطلوبی برخوردار نیست. همان طور که متخصصان تعلیم و تربیت بر این باورند که کیفیت فضای آموزشی مدرسه یادگیری مفاهیم درس مهارتهای زندگی را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد، تحقیقات نیز نشان میدهد که محیط فیزیکی مدرسه یا کلاس درس میتواند بر رفتار و نگرش آن ها نسبت به مدرسه و یادگیری اثر بگذارد. در راستای تأیید نظرات متخصصان تعلیم و تربیت می توان به تحقیق رزنفلد۴۳۲ (۱۹۹۹) اشاره کرد که نشان داد دانش آموزان مدرسه ابتدایی سیتل واشنگتن۴۳۳ که در مدارس پر نور مطالعه می کردند در مقایسه با دانش آموزانی که در کلاس هایی با نور کم مشغول مطالعه بودند نمرات بالاتری را در ریاضیات و آزمون های خواندن کسب کردند. البته تحقیقاتی در زمین? تأثیر کیفیت فضای آموزشی مدرسه بر یادگیری دانش آموزان وجود دارند که نتایج فوق را نقض می کنند مانندتحقیق واین اشتاین و واین اشتاین۴۳۴ (۱۹۷۹) وی عملکرد خواندن چهار کلاس دانش آموزان را تحت صدایی بازمین? آرام و نرم (db47) و صدایی با زمینه طبیعی (db60) مورد مقایسه قرار داد. او به این نتیجه رسید که هیچ تفاوت معنی داری در عملکرد دانش آموزان وجود ندارد(مارش،۲۰۰۴،ص۱۳۱). همچنین ریس و جانسون (۲۰۰۰) و گالتون و همکاران (۲۰۰۳) طی تحقیقی به این نتیجه می رسند که هیچ مدرک و دلیلی مبنی بر این که کوچک تر بودن اندازه کلاس به تنهایی منجر به پیشرفت تحصیلی بالای دانشآموز میشود، وجود ندارد. با وجود این شکی نیست که فضا و تجهیزات آموزشی مناسب در کیفیت تدریس معلم بسیار مؤثر است. کثرت دانش آموزان، نداشتن میز و نیمکت، کیفیت نامطلوب تخته گچی، عدم نور کافی، کلاس های سرد و تاریک با پنجره های مشرف به خیابان، غیر بهداشتی بودن کلاس، نداشتن کتابخانه، آزمایشگاه، نمازخانه و صدها امکانات دیگر می توانند روش تدریس معلم را تحت تأثیر قرار دهند. همان طور که متخصصان تعلیم و تربیت بیان کرده اند کمیت فضای آموزشی مدرسه یادگیری مفاهیم درس مهارتهای زندگی را تحت تأثیر قرار می دهد.
در این راستا دانش آموزان بر خلاف معلمان معتقدند که فضای آموزشی مدرسه برای یادگیری مفاهیم این درس کفایت نمی کند. آن ها بر این باورند که در مدارس به اندازه کافی کلاس های بزرگ و روشن، نیمکت های سالم و راحت، کتابخانه، نمازخانه، فضای باز، چشم انداز مطلوب و … وجود ندارد.
کمیت فضای آموزشی، کیفیت آن را نیز تحت تأثیر قرار می دهد. بعنوان مثال در کلاسی که برای نشستن دانش آموزان جای کافی وجود ندارد، معلم هرگز نمی تواند با فکری آسوده به تدریس بپردازد. شاگردان نیازمند تلاش و جنب و جوشند و معمولاً چنین امکانی در زندگی شخصی آن ها وجود ندارد و مدرسه باید این امکان را برای آن ها فراهم کند. اگر مدرسه فاقد نمازخانه یا کتابخانه باشد چگونه می توان انتظار داشت که شاگردان در مراسم نماز شرکت کرده یا به مطالعه کتاب عادت کنند. فعالیت آموزشی مدرسه بایستی در فضایی مناسب، با روش و امکانات مطلوب و بر اساس نیازها، علایق و زمینه های علمی شاگردان انجام پذیرد تا معلم در تدریس، و شاگردان در یادگیری احساس رغبت و انگیزه کنند و از فعالیت خود احساس لذت و رضایت کنند. در مؤلفه زمان آموزشی، متخصصان تعلیم و تربیت و دانش آموزان بر خلاف معلمان بر این باور بودند که زمان جلسات در برنامه درسی مهارتهای زندگی برای یادگیری هر یک از مفاهیم کافی نبوده و این زمان اختصاص یافته امکان آن را فراهم نمی کند تا معلم ارزیابی بهتری از آموخته های دانش آموزان بعمل آورده و باکیفیت بهتری به تدریس مفاهیم این درس بپردازد.
بررسی هانشان می دهند که افزایش زمان آموزشی سبب می شود که دانش آموز با دانش بیشتری سر و کار داشته باشد و در نتیجه به پیشرفت های یادگیری مهمی دست یابد. همچنین معلم نقش محوری ویژه ای در تعیین کیفیت و کمیت زمان آموزش در کلاس درس ایفا می کند. زمان آموزشی در اشکال مختلفش یکی از عوامل مدرسه ای است که به طور مشخص با برنامه و روش های آموزشی مرتبط است و امروزه به طور معمول جزئی از منابع مربوط به مدرسه است که در روند یادگیری نقش دارد (بیکر و دیگران، ۱۳۸۴، ص ۱۷۳).
کافی نبودن یا کاهش زمان آموزشی ممکن است دلایل گوناگونی داشته باشد از جمله: غیبت معلم، شرایط فیزیکی مدرسه، سر و صدای زیاد دانش آموزان، نبود تهویه یا وسایل گرمایشی، کمبود معلمان بخصوص معلمان زن، کلاس های پر ازدحام، اعتصابات معلمان اغلب به علت حقوق کم، کمبود منابع آموزشگاهی از قبیل منابع درسی، تربیت معلم ضعیف به ویژه با توجه به مدیریت مؤثر زمان آموزشی، فرسودگی کاری زیاد معلمان، غیبت معلمان و … .
متخصصان تعلیم و تربیت معتقدند که مدیریت زمان جلسات تا حدی زیادی می تواند معلم را در پرداختن به مفاهیم اصلی درس مهارتهای زندگی و عدم پرداختن به موضوعات حاشیه ای و غیرضروری یاری دهد. مطالعه ای در پاکستان نیز به این نتیجه رسید که در عین حال که مقیاس زمان آموزش به خودی خود پیشگوی ضعیفی برای پیشرفت تحصیلی دانش آموزان محسوب می شود به کار گیری مؤثر زمان، عامل پیشگویی کننده صحیح تری برای سنجش میزان موفقیت دانش آموز است (ریمرز، ۱۹۹۳).
در پژوهش حاضر معلمان و دانش آموزان بر این باورند که زمان جلسات در کلاس درس مهارتهای زندگی توسط معلم مدیریت و کنترل می شود و حداکثر استفاده از زمان کمی که برای آموزش مهارتها اختصاص یافته، بعمل می آید.هدفهای تربیتی در حقیقت در حکم قانون اساسی برنامه درسی است که همه فعالیتها باید با استناد به آن و برای تحقق آن صورت گیرد. در پژوهش حاضر هر سه گروه مورد مطالعه بیان کرده اند که هدف های درس مهارتهای زندگی بر اساس نیازهای دانش آموزان طراحی وتدوین شده است. همچنین متخصصان تعلیم و تربیت بر خلاف معلمان و دانش آموزان بر این باور بودند که اهداف این درس بر اساس نیازهای جامعه ای که دانش آموزان در آن زندگی می کنند طراحی نشده است. پاسخگویی اهداف برنامه درسی مهارتهای زندگی به نیازهای دانش آموزان در جامعه آینده از سوی متخصصان تعلیم و تربیت و دانش آموزان مورد تأیید قرار نگرفته ولی معلمان بر خلاف دو گروه یاد شده آن را تأیید کرده اند. و در نهایت این که متخصصان تعلیم و تربیت و دانش آموزان بر خلاف معلمان بر این باور بودند که هدف های درس مهارتهای زندگی به تغییرات اساسی اجتماعی، اقتصادی، علمی و فرهنگی که در جامعه در حال وقوع است توجهی نکرده است. از آنجایی که جامعه در حال تغییر دائمی است، برنامه ریزان درسی باید پیوسته این آمادگی را داشته باشند که هدف های آموزشی را در ارتباط با تغییرات اساسی که در جامعه در حال وقوع است انتخاب کنند. تغییرات سیاسی و نوآوری ها نیز باید در چهارچوب مدارس مطرح شود تا آمادگی لازم را در افراد برای ایفای نقش شهروندانی متعهد به وجود آورد. همچنین تغییرات شرایط اجتماعی ـ اقتصادی باید در تنظیم برنامه های درسی مدارس مورد توجه قرار گیرد (مشایخ، ۱۳۷۸).
همان طور که ملاحظه می شود با توجه به دیدگاه های مختلف آسیب های متفاوتی در برنامه درسی مهارتهای زندگی وجود داشته و اولویت بندی های متفاوتی از اهمیت و وضعیت عناصر این برنامه درسی به عمل آمده است

پاسخی بگذارید