پایان نامه ارشد رایگان با موضوع سلامت روان، سلامت روانی، روان شناسی، فرهنگ ایرانی

دانلود پایان نامه

ی از الیاف باشند البته ناگفته نماند که الیاف پنبه کمترین حساسیت را ایجاد میکنند. دستورات بهداشتی و بهزیستی اسلام در چنین مسئله باریک و حساس ، آن هم در موضوعی و در عصری که هنوز اکثریت قریب به اتفاق ملل جهان بی پروا و بی خیال به جهت غفلت و جهالت، به طور بی حساب از پوشاک الیاف مصنوعی در هر حال و در هر مقامی استفاده می کنند، قابل توجه می باشد.
با توجه به نکاتی که اسلام در راستای پوشاک مناسب برای بانوان ما در نظر گرفته است می توان ملاکهایی برای این پوشاک در نظر گرفت، که به آن در قسمت پوشاک مناسب، اشاره خواهم نمود.

رنگ پوشاک
بارزترین نمادها از جنبه تأثیر گذاری بر روان انسان، رنگ می باشند. رنگ در ارتباط با طبیعت ، فرهنگ، باورهای دینی و تجربه های زندگی ، هریک معنایی ویژه به خود اختصاص میدهند. این ادراک رنگ در میان ملل و اقوام گاه متفاوت و گاه مشابه است. اما به هرحال تابع موقعیت های زمانی، مکانی و جغرافیایی اند و یا از فرهنگ، دین و آیین مردم نشأت می گیرند. از سوی دیگر مفاهیمی که زمانی توسط افرادی برای رنگ ها برگزیده شده ، در همان دوره معتبر است. در حالیکه به مرور زمان تغییراتی در مفهوم رنگ به علت تغییراتی که در شرایط اجتماعی در هر جامعه ای بوجود می آید، رخ می دهد. البته ما شاهد ترکیب رنگ های متنوع تری در لباس های امروزی هستیم که این خود نشانه تنوع طلبی و سلایق متفاوت انسان ها است که در مبحث مد به آن اشاره خواهیم نمود.
اسلام درمبحث رنگ هم دستوراتی دارد. ما حتی در مورد لباس صوفیان رنگ های خاصی داریم که معنای خاص خود را دارد، در صورتیکه شاید همین رنگ در فرهنگ دیگر، معنی دیگری داشته باشد. رنگ هایی که در لباس اهل تصوف بیشتر مطرح است، سفید، سیاه، کبود، سبز و عسلی است.
تمام رنگ ها از لحاظ روان شناسی مهم بوده و حتی در روان شناسی از رنگ درمانی استفاده می کنند که اشاراتی به این موضوع خواهیم داشت. بطور مثال در روان شناسی ، سبز را کامل ترین رنگ ها می دانند و می گویند افرادی که این رنگ را بر می گزینند از لحاظ شخصیتی افراد مثبت و کاملی هستند. رنگ سبز نماد زندگی است. آمیزشی از دانش و ایمان، رنگی آرامش بخش، پیام‌ آور صلح و طراوت و بیانگر ثبات قدم و استقامت است. در مذهب، سبز نماد ایمان و عقیده و در اعیاد، مظهر رستاخیز و محشر است. به تعبیر علاءالدوله سمنانی، مقامی از وجود انسان نورانی که تصویری از ذات وجود الهی است، نور سبز درخشان دارد. تعبیر او از این نور، نور مطلقی است که صفت خاص حق است، منزه از حلول و اتحاد و مقدس از اتصال و انفعال، متجلی شود و پرده او سبز باشد و آن سبزی، علامت حیات شجره وجود باشد. بدین دلیل رنگ لباس شبیه اولیاء سبز انتخاب می شود.
در رنگ شناسی اسلامی- ایرانی نظام هفت رنگ وجود دارد: شامل سفید، سیاه، خاکی ، زرد، سبز، سرخ و آبی است. در سنت اسلام، رنگ لباس نباید سبب برتری جویی افراد بر یکدیگر و جدایی از اجتماع گردد و نباید عاملی سبب تفرقه محسوب گردد. ضمنا علت تیرگی رنگ جامه نه به دلیل عدم رعایت پاکیزگی ، بلکه دوری از دلمشغولی های بی مورد است، که در دین اسلام به این نکته توجه فراوان شده است و در قسمت رنگ لباس در اسلام اشاره خواهم نمود.

تاریخچه فرهنگ پوشش در ایران
فرهنگ ایرانی از جمله فرهنگ هایی است که همواره در خود، تنوع بسیاری را در خصوص پوشاک گروه های مختلف اجتماعی، پذیرفته است. این گوناگونی و تنوع، نه فقط در گروه های قومی یا مذهبی، بلکه در میان طبقات متعدد اجتماعی بر حسب جایگاه اقتصادی، سیاسی، جنسیتی و کارکردی خود در طی زمان به وفور دیده شده است.
اولین پوشاک‌ ها در فرهنگ ایران باستان، حالت اسطوره‌ایی دارند؛ به گونه‌ای که فردوسی بر این باور است که کیومرث مبدع استفاده از خز حیوانات به عنوان لباس بوده است. بنا بر این نقل قول، کیومرث پادشاه سلسله پیشدادیان معمولاً لباس پلنگ می‌پوشیده است. از نظر عمر خیام نیز، پیدایش اولین لباس‌ها با شاه هوشنگ بوده است، اما تابیدن و نساجی به دوران شاه طهمورث مربوط می‌شود.
بنابر اسناد و سنگ نبشته های به جا مانده از دوران باستان، در دوره‌های مختلفی از تاریخ، ایرانیان، پیشتاز پوشاک در جهان به شمار می رفته‌اند. این پیشتازی هم مربوط به قبل از اسلام در ایران می‌شد و هم بعد از اسلام. تصاویر حکاکی شده بر روی سنگ‌ها و آثار تاریخی به جا مانده از یونان، روم، چین و… نشان می‌دهد، که شاهزادگان و بزرگان آنان برای تفاخر خود، لباس‌های ایرانی بر تن می‌کرده اند. همچنین در عصر صفویه، که ایران دوران شکوفایی را طی می‌کرد، شواهدی موجود است که درباریان اروپایی نیز در موطن خود از لباس ایرانی استفاده می کردند. برای مثال تاورنیه، جهانگرد مشهور فرانسوی با هدایایی به دربار شاه ‌عباس آمد و در بازگشت به فرانسه، لباس های ایرانی را در دربار ورسای رواج داد که تا مدت ها درباریان فرانسه از آن استفاده می‌کردند. همه این شواهد نشانگر قوت و نفوذ فرهنگ ایرانی در ملل آن عصر بود. برعکس در زمان قاجار که ضعف و درماندگی فرهنگی کشور هویدا بود، باعث شد که نوع پوشش اروپائیان برای ایرانیان تفاخر باشد.
نزدیکی تفکر و فرهنگ اسلامی با فرهنگ ایرانِ باستان را می توان در زمینه پوشش زنان مشاهده کرد. به گواه اسناد تاریخی، زنان ایرانی حتی قبل از ورود اسلام، چادری مستطیلی می‌پوشیدند و معمولاً لباس‌هایی را بر تن می‌کردند که همه بدن آنها را بپوشاند. معمولاً از رنگ‌های روشن اس
تفاده می‌شده است و حتی از سربند‌هایی برای پوشش سر و موها نیز استفاده می‌کردند. به همین دلیل و به علت تطبیق کلیات تعالیم اسلام در مورد پوشش با فرهنگ ایران، این تعالیم به خوبی توانست در این بستر فرهنگی شکوفا شده و با توجه به تنوع قومیتی و اقلیمی ایران زمین، تنوع و زیبایی منحصر به فردی از لحاظ پوشاک در سرتاسر این سرزمین را بر مبنای ارزشهای ایرانی- اسلامی خلق کند. به همین دلیل است که هنوز هم بر مبنای همان سنت، از لباس‌های زیبای کردی، لری، ترکمن، گیلک، لک و… نام برده می‌شود که همه آنها با حفظ معیارهای ایرانی-اسلامی، زیبایی و تنوع خاصی به پوشاک این مرز و بوم بخشیده اند.
تهاجم فکری
جنبش های ضد دینی از یک سو و جنبش های دفاع از حقوق زن در جهان از سوی دیگر، مطالعه پاره ای از احکام دینی یا تبیین آنها را می طلبد. به تعبیر دیگر، شبهات برون دینی، که در ناحیه مسائل زنان وجود دارد و ذهن دینداران را نیز مشغول کرده، ضرورت مطالعه و تدقیق جدید را دوچندان می کند. در ضمن بازبینی و بازنگری گاه آراء و نظرات جدید پیدا می شود و مشکل را از ریشه قطع می کند و در پاره ای دیگر به تبیین های روشن و قابل دفاع منتهی می گردد.
شبهات و ایرادها در میان غیر مسلمانان وجود دارد و به دنیای مسلمانان نیز کشیده شده است، اگرچه دینداران نیز لب به سخن نگشایند و زبان به اعتراض باز نکنند، اما در دل عقده بسیار دارند.
نمی توان در برابر این حرکت سکوت کرد، یا به عنوان تعبد دینی از کنارش گذشت، باید بدان پرداخت و تصویری روشن ارائه کرد. اگر در متون اولیه دینی چنین تبیین هایی به چشم نمی خورد، حکایت از ناروا بودن این عمل ندارد، بلکه در آن دوره ها اندیشه بشر از چنین رشد و تعالی برخوردار نگشته بود. (مهریزی، 1382، سی و پنج)
بررسی شخصیت انسانی زن، میزان برخورداری وی از استعداد ها و آرمان ها، وابستگی و استقلال او در شخصیت، توان رشد و راه پویی به سوی اهداف الهی و انسانی، آسیب پذیری از عوامل انحراف زا، و اثر گذاری وی در انحطاط یا تکامل مردان، اولین بحث زیربنایی در بررسی مسائل زنان است. (همان ، 25)

ارزش های اسلام در زمینه پوشاک
اهتمام و توجه خاصی که در اسلام و به ویژه در آیات متعدد قرآنی به مسئله پوشاک شده است، اهمیت این بخش را در حوزه فرهنگی به خوبی نمایان می‌سازد. آنجا که قرآن کریم به این مهم اشاره نموده است و می فرماید: «ای فرزندان آدم، لباسی برای شما فرستادیم تا اندام شما را بپوشاند و مایه زینت شما باشد»
همچنین در شمار نعمت‌های بیکران الهی، از لباس و نقش حفاظتی آن در برابر سرما و گرما و نیز در جنگ ها، یاد میکند: «خداوند از آنچه آفریده… برای شما پیراهن‌هایی آفرید که شما را از گرما (و سرما) حفظ کند و پیراهن‌هایی که حافظ شما در جنگ باشد.»
طرز دوخت لباس نیز از تعالیم خداوند مهربان به بشر است، که از طریق پیامبرالهی، حضرت ادریس(ع) صورت گرفته است. آن حضرت اولین کسی است که خیاطی کرد و لباس دوخته پوشید.
اسلام کلیات حدود لباس پوشیدن را به روشنی تبیین نموده و در جزئیات به راهنمایی و راهگشایی پرداخته و فرهنگ و آداب و سبک زندگی ملت‌ ها و شرایط جغرافیایی و آب و هوایی و دیگر اموری را که بر زندگی اجتماعی اثر می‌گذارند، محترم شمرده است. لذا انتخاب طرح، رنگ، جنس و دیگر جزئیات لباس را به عرف جوامع واگذاشته است تا با رعایت حدود الهی، به تناسب فرهنگ ملی، نوع لباس خود را تعیین کنند.
در اسلام همچنین آداب ظاهری فراوانی برای پوشش وضع شده است تا با رعایت آنها، انسان از غفلت رها شود و ازآن برای رشد و رسیدن به اهداف عالی بهره ببرد، نه آنکه لباس، خود به هدف زندگی تبدیل شود و مشئ، شخصیت و فکر را تحت تأثیر قرار دهد و او را اسیر خود سازد. اگر لباس در انسان ریا و فخرفروشی و تکبر به وجود آورد، ابزاری در دست شیطان و آفت دین و موجب قساوت قلب خواهد بود. همچنین در طرح متعالی اسلام، لباس باید موجب فروتنی، خشوع و خضوع انسان در برابر خداوند متعال شود و تجمل پرستی و چشم و هم چشمی و اسراف و مصرف گرایی افراطی، در تهیه لباس مورد توجه قرار نگیرد.
با جستجو در اسلام به نکات جالبی در زمینه توجه و اهمیت اسلام به پوشاک و تأثیر آن بر سلامت جسم و روان بر خواهیم خورد که شاید در دین های دیگر، به این اندازه به این موضوع توجه و رسیدگی نشده باشد. و نکته ای جالبتر اینکه، تمام این موارد در راستای سلامت بشر، و با توجه به شرایط جسمی و روحی زن و مرد، قرار دارد. چه بسا، با رعایت این موارد، کمکی به سلامت خود و جامعه و آینده کشورمان، خواهیم نمود.

سلامت روان
“سلامت روانی، از بزرگ ترین نعمت های الهی در زندگی انسان است. ارزش این نعمت از هر نعمتی بیشتر است، به حدی که هیچ چیز به پای آن نمی رسد. بدیهی است بیماری های روانی مخصوص به قشر یا طبقه خاصی نبوده و تمام طبقات جامعه را در بر می گیرد. به عبارت دیگر، امکان ابتلا به ناراحتی های روانی برای همه افراد جامعه وجود دارد، و هیچ انسانی از فشارهای روانی و اجتماعی آن مصون نیست و این خطری استکه به شدت نسل فعلی و آینده را تهدید می کند.” (رجبی،1388،145)
در اینجا به تعریفی از سلامت جسم و روان از دید روان شناسان و اسلام می پردازیم. در مورد تعریف سلامت روانی، دیدگاه های فراوانی وجود دارد. عده ای از دید پزشکی به آن نگریسته و سلامت روان را مقابل بیماری جسمی می دانند، در حالیکه روان شناسان و روانکاوان این مطلب را قبول ندارند. روان پزشکان فردی را سالم می دانند که
در برخورد با مشکلات اجتماعی بتواند رفتار خود را کنترل کند و به عبارت دیگر، در فعالیت های زیستی، روانی و اجتماعی، تعادل کافی داشته باشد. اما روانکاوان، سلامت روانی را در توانایی فرد برای ایجاد سازگاری بین نهاد و فرامن و استفاده از مکانیزم های دفاعی هنگام وارد آمدن ضربات شدید روانی به فرد می دانند.
با وجود تعاریف متعدد در زمینه سلامت روان، یک چیز در همه آن ها مشترک است و آن هماهنگ کردن و ارتباط موزون با دیگران و محیط فردی و اجتماعی است. پس لباس به عنوان یک عامل مهم می تواند در سلامت روان نقش موثری ایفا کند که در دین اسلام به این موارد نیز توجه شده و به سلامت انسان اهمیت داده شده است، که در قسمت سلامت جسم و روان، به تأثیر رنگ و لباس بر سلامت جسم و روان بطور جداگانه اشاره خواهم نمود.

فصل دوم: طراحی لباس در چارچوبهای ارزشهای اسلامی
تاریخچه پوشش
در نقش هایی که از ایران باستان برجای مانده هیچ صورت زنی دیده نمی شود و نامی از ایشان نبرده شده است. “آنچه مسلم است این است که

دیدگاهتان را بنویسید